feed-image

گفت و گو


porkareh100.jpg
مصطفي پركره جانباز قطع نخاعي آسايشگاه امام خميني
esfandeghe22.jpg
مرتضی امیری اسفندقه
motevaselian.jpg
سردار آزاده احمد متوسليان
rahimian.jpg
حجت‌الاسلام والمسلمين "محمدحسن رحيميان"
showthumbnail.jpg
فهيمه صابري
profesor-mohamad.jpg
محمد لگنهاوسن
almasi100.jpg
جهانگير الماسي
borji-6321.jpg
رضا برجي
niroomand-100.jpg
محمد حسين نيرومند
mahdavi-100.jpg
مجتبي مهدوي
hamraah-100.jpg
ابوالفضل همراه
nezaamzadeh-100.jpg
حجت الاسلام و المسلمين "محمد علي نظام زاده"
delshadi.jpg
غلامرضا دلشادي
nezaamzadeh-100.jpg
حجت الاسلام و المسلمين "محمد علي نظام زاده"
rahimian-100.jpg
محمد حسن رحيميان
شناسه خبر:3745 دوشنبه, 19 بهمن 1388 08:16 چاپ نسخه چاپی
پست الکترونیکی ارسال به دوستان
"فتح خون" در مترو

انگار دنیا را به تو داده اند وقتی می بینی در مترو، در این اتوبوسی به نام هوس! که با پول مردم بدبخت همه روستاها و شهرها برای مردم همیشه طلب کار تهران بناشده، یک نفر غرق کتاب «فتح خون» سید مرتضی آوینی است.

سید مرتضی در کتاب «حلزون های خانه به دوش» مدت‌ها قبل از دوم خرداد،گام به گامِ جریان موسوم به اصلاحات را به طرز محیرالعقولی پیش‌بینی کرده است. یادم می‌آید، به یکی از دوستان جریان مذکور، کتاب را نشان دادیم، باورش نمی شد و مدام تاریخ انتشار و اینها را چک می‌کرد. مجبور شدیم برایش توضیح دهیم که بابام جان! سید مرتضا قبل از دوم خرداد هفتادو شش شهید شده است... .

به رغم همه چیزهایی که سید می فهمید و در مقالاتش می نوشت، من فکر می کنم سید مرتضی حرف آخرش و تمام حرفش را در «فتح خون» زده است.

سید، تو این همه را از کجا می فهمیدی و چه کردی که این‌گونه گوی سبقت را از همه مدعیان ربودی؟ وقتی رهبری از تو به سید شهیدان اهل قلم تعبیر کرد من نادان فکر کردم تعارفی است برای تکریم تو ولی بعدها مشخص شد چقدر عمیق دیده ای و اندیشده ای. تو اندیشه را نه، اندیشیدن را آموخته بودی.

افراد زیادی را می شناسم که با خواندن کتابهای سید مرتضی آوینی کلا تغییر جهت دادند و اینکه این همه انفاس قدسی را از کجا آورده بود، مثل منی از کجا بداند؟ شاید عینیتی بر این بیت باشد که :

گفتم این جام جهان‌بین به تو کی داد حکیم گفت آن‌روز که این گنبد مینا می‌کرد

وجه تمایز سید با سایرین این بود که از راه رفته سخن می‌گفت. خودش می گوید: من از راه رفته با شما سخن می‌گویم. من هم ریش نیچه ای می گذاشتم و .. . او بر دست‌یابی به حقیقت چوب خصوصی سازی نزده بود و می گفت: برای دست‌یابی به حقیقت مهم نیست که فلسفه خوانده باشی، مهم این است که دنبال حقیفت باشی و کسی که بدنبال حقیقت باشد لاجرم آن را خواهد یافت. یعنی حقیقت متعلق به یک قشر خاص نیست. تویک بانوی خانه‌دار باش ولی به دنبال حقیقت. آن را خواهی یافت.

این‌که یک نوجوان در مترو در آن فضایی که عده ای ترجیح می‌دهند استفاده‌های بهتری بکنند!«فتح خون» سید مرتضی را دست می‌گیرد، نویدی است برایم که :صبح نزدیک است. براندازی این راه و مسدود کردنش دیگر غیر ممکن است ولو دشمنان بیرونی ، بدخواهان داخلی وغضنفرهایی که به برکت انقلاب به عرب و عجمی رسیده اند، جولان‌ها بکنند.

یک نوجوان به دنبال حقیقت است. پس لاجرم آن را خواهد یافت... . در آینده چشم انتظار هزاران آوینی هستم. ان شاء الله.

به نقل ازوبلاگ "افکار یک من"

 
نظرها

نظر خود را وارد نمایید