04 خرداد 1397/ ۱۰ رمضان ۱۴۳۹
شناسه خبر : 54959
1397,یکشنبه 02 ارديبهشت16:31
اشتراک گذاری در:
عکس روز

زندگی پرماجرای یک پدر شهید


فامیلی ما اول پهلوانی باروت کوب بود. باروت کوب یعنی فردی که در تسلیحات کار می کند. پدربزرگ من بزرگ ترین پهلوان ایران بود. پهلوان اکبر خراسانی. چون مرید امام رضا (ع) بود، رفت فامیلی خودش را عوض کرد و گذاشت خراسانیان.

زندگی پرماجرای یک پدر شهید

شهید گمنام - پدر شهید فعالی که در بیمارستان با او آشنا شده بودیم، برای ملاقات و گفت و گو با سایت فاش نیوز دعوت شد.

آقای بهروز خراسانیان، پدر شهید رضا خراسانیان، بسیار فعال و پویا که با بیش از دو متر قد آن هم در این سن و سال، یکی از مربیان بزرگ ورزش های رزمی نیز می باشد، در گفت و گویی جالب و خاص به تشریح فعالیت هایی پرداخت که در طول عمر باعزت و پرفایده‌اش به انجام رسانده است.

مدارک بسیاری با خود از دستاوردهای ورزشی و کاری‌اش آورده و با وجود سن بالای 70 سال، هنوز به دنبال پیگیری رفع مشکلات رزمندگان در این روزگار است.

گفت‌و‌گوی ما با این قهرمان دنیا دیده و پرتلاش، با توضیح درباره ورزش او آغاز می شود:

فاش نیوز: با توضیح درباره فعالیت های ورزشیتان آغاز کنید:

خراسانیان: - مدارکی دارم که جایگاه " گرند مستر" را به من اعطا کرده اند یعنی ورزشکار تمام!  من مدرک حکم مربیگری بوکس از فدراسیون کشتی، حکم مربیگری و خان فنی مونتای، حکم مربیگری سطح آزاد کیوکوشین کای کاراته از سازمان جهانی IFK  ، حکم مربیگری سطح جهانی فول کیک بوکسینگ، قهرمانی چندین دوره مسابقات آزاد رینگی و غیر رینگی. مدرس دفاع شخصی و مبارزات آزاد هم هستم.

 

فاش نیوز: ماشالله به این همه فعالیت. ادامه دهید.

- من محافظ آقای رفسنجانی بودم. خدا رحمتشان کند. از اویل انقلاب هم با حکومت شاه مخالف بودم. در منزل پدرخانم امام بزرگ شدم. حاج آقا ثقفی تهرانی. از 6 سالگی امام را می شناختم. می آمد آنجا. من بودم، برادر زن ایشان بود. آقای مهدی کاشانی، پسر آیت الله کاشانی بود. حاج آقا مهدی شاه آبادی بود که رئیس کمیته رباخواران بود. بنده از محافظین ایشان هم بودم.

در کمیته انقلاب اسلامی از زمان آقای مهدوی کنی من جزء کسانی بودم که به بچه های کمیته درس دفاع شخصی می دادم. درس های رزمی می دادم. در پادگانی که مال گارد بود و ما گرفتیم، فعالیت داشتیم.

 

فاش نیوز: شما متولد چه سالی هستید؟

- 1325. 71 ساله هستم. چندین سال با برادرم در برلین بودم. نزدیکی های انقلاب ساواک برادرم را کشت! چون جزء دانشجویان پیرو خط امام در برلین بود. دو پسر دارد.

اولین کسی بودم که در هامبورگ زمان آقای بهشتی و خاتمی، آقای کاغذچی، مسجد مسلمانان هامبورگ را ما ساختیم. چون من در مجمع جهانی اهل بیت هم هستم.

فاش نیوز: از خانواده تان بگویید و اینکه کجا به دنیا آمدید؟

- من بچه خیابان امیرکبیر کوچه رکن الدوله هستم. پدرم صاحب گاراژ ترانسپورت شمس العماره بود. مادرم سادات بود. ما 7 خواهر و برادر بودیم. 5 برادر و 2 خواهر. من چهارمین پسر بودم و 3 تا از برادرهایم هم فوت شده اند.

 

فاش نیوز: کودکی شما چگونه گذشت؟

- از کودکی به دین و مذهب و نماز اعتقاد داشتم. مادرم ساداتی بود که ما را خیلی تشویق به نماز می کرد مخصوصا نماز جماعت. من هم روزهای جمعه می رفتم مسجد لر زاده. یادم هست که 6 ساله بودم و با پسرخاله ام می رفتیم دعای ندبه.  با پرورش اعتقادی مادر رشد کردیم.

پدرم هم فرد معتقدی بود. فامیلی ما اول پهلوانی باروت کوب بود. باروت کوب یعنی فردی که در تسلیحات کار می کند. پدربزرگ من بزرگ ترین پهلوان ایران بود. پهلوان اکبر خراسانی. چون مرید امام رضا (ع) بود، رفت فامیلی خودش را عوض کرد و گذاشت خراسانیان.

 

فاش نیوز: خوب از دوران دبیرستان بگویید.

- در دبیرستان مشکل داشتیم. ناظممان آن زمان آقای شهرستانی بود که یک معلم را در میدان بهارستان کشت. من هم زدمش و او را انداختم در آب. مرا هم ممنوع الدرس کردند! و از دبیرستان بیرون کردند. من تا کلاس دهم را اینجا خواندم و بعد رفتم خارج از کشور.

فاش نیوز: کجا رفتید و چند سالگی از ایران رفتید؟

- برلین رفتم. 20 سالم بود. بعد از سربازی. دیگر آن زمان بود و موقعیت های سیاسی و اعلامیه های امام و .... من حتی لندن هم می رفتم. کم کم فعالیت های امام شروع شده بود که من می رفتم لندن. دوستی در لندن داشتم که آدم متمولی بود و خرج من را هم او می داد.

 ما ماندیم و ماندیم در برلین تا وقتی که انقلاب شد. انقلاب که شد من تهران نیامدم. رفتیم پاریس. حکمی به من دادند و آقای شیخ الاسلام که باهم رفتیم آمریکا و شهر سانفرانسیسکو. کنسولگری ایران آنجا بود، یک فرد ساواکی بنام علیرضا شاهی نوری آنجا بود. عذرش را خواستیم و پرچمشان را پایین آوردیم و پرچم جمهوری اسلامی را بالا بردیم. این اتفاقات برای سال 58 است. فعالیت سیاسی داشتیم.

وقتی برگشتم یک حکمی به من دادند گفتند شما برو حراست110 فرودگاه مهرآباد. فعالیتم را آنجا شروع کردم. من در یک شبکه جاسوسی،560 تا جهود را گرفتم در پروازی که داشتند می رفتند لندن و بعد بروند اسرائیل. همراهشان هم طلا و ... بود. اینها را گرفتیم و تحویل دادیم. زمان شهید لاجوردی بود. خدا رحمتش کند. آن موقع زنده بود. ما اینها را صورت جلسه کردیم و تحویل دادستانی دادیم.

پاسپورت های اینها دست من بود. من همه پاسپورت ها را داخل یک کمد چیده بودم. اقوام اینها زنگ زده بودند به من که اگر اینها را آزاد کنی، ما نفری 100 میلیون به تو می دهیم. آن موقع 100میلیون خیلی پول بود! با 10 میلیون می شد خانه خرید. ولی من گفتم که اگر می خواستم از این پول ها بخورم، جبهه رفتنم چه بود!

خلاصه بعد از اینکه عراق به ایران حمله کرد، اولین جایی که زد، فرودگاه بود. اتفاقا شیفت من هم بود. که یک هواپیما آمد و همه چیز را خراب کرد و رفت. جنگ همین طور شروع شد. ما هم وظیفه خودمان دانستیم و گفتیم باید به جبهه برویم.

 

فاش نیوز: پس درست با شروع جنگ، شما به جبهه رفتید؟

-  بله. من چون کمیته ای بودم، از طریق کمیته رفتم. چون رزمی کار هم بودم، وقتی جنگ شد، گفتم باید بروم! در کمیته انقلاب اسلامی چند وقتی هم محافظ آقای مهدوی کنی بودم. چند سالی هم محافظ دایی رهبر بودم. آن موقع که بمب گذاری کردند و رهبری مجروح شد، ما هر روز می رفتیم بیت. چون دایی آقا برایشان غذا درست می کردند.

 

فاش نیوز: از جبهه برای ما تعریف کنید.

- من آزادسازی خرمشهر هم جبهه بودم. از طریق کمیته رفتم. آن موقع مهندس غرضی استاندار خوزستان بود. ما در زمان جنگ در تهران هم با منافقین درگیر بودیم. هر روز اعلام می کردند فلان جا درگیری است. ما هم می رفتیم. برایمان کمین هم می گذاشتند شب و نیمه شب که ما را بگیرند. رفتم چون خاک بود، وطنم بود، ناموسم بود. امکان نداشت بگذاریم عرب ها وارد خاکمان بشوند!

در هرحال ما هرچه کردیم برای رضای خدا کردیم. نه برای مال و نه پست. چون من اگر پست می خواستم، دوستان زیادی دارم که می توانستند برایم پست جور کنند. من به روح پسرم قسم خوردم که هر کس از من کمکی خواست، اگر از دستم بربیاید انجام دهم.

فاش نیوز: پسرتان هم با شما آمد جبهه؟

- نه او در موشک باران های تهران شهید شد. یک موشک به خانه خورد و او تنها در خانه بود.

 

فاش نیوز: شما کی ازدواج کردید؟

- من بعد سربازی ازدواج کردم و رفتم از ایران. دخترخاله ام بود و من از این همسرم دارای 3 فرزند شدم.

همسر اولم فوت شد در اثر سرطان. بعد مجددا" ازدواج کردم.

 

فاش نیوز: خوب از ادامه فعالیت هایتان بگویید.

 من وقتی منافقین به دفترم مراجعه کردند، همه چیزم سوخت. وگرنه حکم های زیادی همین الان هم دارم. جزء حامیان ولایت هم هستم. حکم بولینگ بیلیارد کشور را دارم که من راه اندازی اش کردم. حکمی دارم از باشگاه پرسپولیس. حکم مجمع جهانی اهل بیت مربوط به مسجدسازان را دارم. عضو کانون اسلامی مهندسین هم هستم. با آقای فراهانی اعضای کمیته ورود حضرت امام بودیم. حکم های زیادی دارم که به شما می دهم. متاسفانه عکس های جبهه ام هم در آتش سوزی سوخت.

 

فاش نیوز: در مورد نحوه رسیدگی به ایثارگران بگویید.

- متاسفانه دولت ما هیچگونه توجهی به ایثارگران نمی کنند! من چند بار اعتراض کردم. متاسفانه من برای آقای شهیدی 10 تا نامه نوشتم برای رفع مشکل یک نفر. یک بار هم جوابم را نداده اند! دستور دارند که فلان کار را برای این آقا انجام دهند اما انگار نه انگار!

منظورم از این مصاحبه این است که دولت جمهوری اسلامی باید قدر ایثارگران و خون شهدا را بداند. نباید شاهد چنین صحنه ای باشیم که طرف کپسول اکسیژن روی دوشش است. می رود داخل بنیاد شهید و برای 100 تومن گریه بکند.

 من به دکتر صمیمی و دکتر عباسپور هم گفتم. شما باید یه ایثارگران، جانبازان 70% سر بزنید، ببینید چی کم و کسر دارند، بهشان بدهید. این برای ما ننگ است که جانباز برود در میدان هفت تیر چادر بزند و خانمش خودش را آتش بزند. خوب شما اگر می خواهید رفع کنید مشکلش را، چرا از اول نمی کنید؟

آن دزدهایی که مال بیت المال را می برند، 2 تا یشان را بگذارید سینه دیوار تا دیگر دزدی نشود! چین با آنهمه جمعیت چطور دارد فساد مالی را کنترل می کند؟ ما از امریکا و چین ثروتمند تریم. نفت و گاز و اورانیوم داریم. نقره و سیمان و یاقوت داریم. خلیج فارس را داریم. مقداری از پول نفت را بیاورید به خانه های مردم. چه می شود؟! اگر این کار بکنیم، دیگر گدا نداریم! کودکان کار ما نباید داشته باشیم!  

فاش نیوز: هدف شما از اینکه قبول کردید گفت و گو کنیم چه بود؟

- منظور من از این مصاحبه این است که به ایثارگرانی که در بنیاد شهید و امور ایثارگران مسئول هستند، تودهنی بزنیم. باید حواسشان را جمع کنند. ما این کارها را در جبهه به خاطر وطنمان انجام دادیم. باور می کنید که من الان مستاجر هستم؟ هیچ چیز هم از بنیاد شهید نخواستم. بنیاد به من گفت ما یک خانه به تو می دهیم. فاز پنج ایثار، سر پل پردیس، 110 میلیون بده تا خانه به شما بدهیم. گفتم من پول ندارم!  گفتند: 30 میلیون نقد بده بقیه اش را ماهی 10 میلیون. گفتم: خانه را بدهید به کسی که پول دارد! من نامه دستی از بیت رهبری آوردم. شما باید به من خانه ای بدهید من بروم مستقیم داخلش بنشینم، جای خجالت است نه اینکه بگویند بیا پول بده.

 

فاش نیوز: دیگر چه می خواهید بگویید؟

- ما وظیفه مان را در قبال انقلاب انجام دادیم. تا خون در رگمان هست و قلب مان می تپد، حافظ این انقلاب و رهبر هستیم. ولی مسئولان باید به خودشان بیایند! باید بگویند این جایگاه و مقام را ایثارگران به ما داده اند! با خونی که با شهیدانشان داده اند و با جان جانبازان! نه اینکه کسی با دست و پای قطع و دیده نابینا برود پیش شان، به او ارزش ندهند! آنهایی که الان بعد از رهبری در راس کارها هستند، آیا می دانند انقلاب را چگونه می نویسند؟!

  من تا به حال بی رودربایستی، چند نفرشان را زده ام! ادب شان کرده ام. وقتی پدر دو تا شهید می آید اینجا، جلوی پایش بایستید. یک چای جلویش بگذارید. دلداری اش دهید. دنیا فانی است و به کسی وفا نمی کند! ولی متاسفانه درحال حاضر خودشان را گم کرده اند! گذشته شان را به خاطر نمی آورند! ولی ما میدانیم چه کاره بوده اند و الان چه کاره هستند منتها به خاطر حیثیت نظام، ما خیلی سکوت می کنیم! بالاتر از مرگ که نیست! نباید بگذارند طرف از جان خودش سیر شود.

  ما همیشه توکلمان به خدا بوده و روزی مان از دست او می دانیم. کوچک ترین وابستگی ای هم به متعلقات دنیا نداریم!  ولی مسئولان باید کمی به گفته های قرآن توجه کنند! به گفته حضرت علی (ع)، فقر از هر دری وارد شود، ایمان از در دیگر بیرون می رود! الان برخی دیگر در اثر سختی ها دارند به انکار خدا و پیغمبر می رسند! چرا مسئولان دارند اینطور رفتار می کنند؟!

 چرا باید در این مملکت تورم به نرخ 10 هزار درصد باید باشد که مردم مثل بنگلادش حقوق بگیرند ولی مثل اروپا خرج کنند؟! الان پسر من قهرمان IT ست و 7 سال است رفته آلمان. آنجا به او همه چیز داده اند. مسئولان نباید بگذارند مغزها فرار بکنند. اینهمه جوان الان در تهران که یک کلان شهر است، دارند مسافرکشی می کنند درحالیکه کارخانه های ازکار افتاده زیادی در شهر هست! کارخانه های ریسندگی و بافندگی را راه بیندازید. یعنی چه تمام کارخانه ها بسته شده ولی فقط ماشین تولید می کنید و مثلا به فکر آلودگی هوا هم هستید!

  برای ازدواج جوان ها برنامه ریزی درست تری بکنند. بچه های سالم داشته باشند. برید به آمار دزدی ها نگاه کنید. اگر جوان کار و همسر داشته باشد، فکرش درگیر کارش می شود. نه دزدی! وقتی ندارند، دست به هزار کار می زنند! دانشگاه آزاد را ساختند و جیب مردم خالی شد و همه فارغ التحصیل بیرون آمدند. دکترا و فوق لیسانس ولی پیک موتوری؟!

افراد باید دارای 4 چیز باشند: کار، مسکن، بیمه، بازنشستگی. الان چند نفر همه این نیازهای اولیه را دارند؟ یکی از وزارت نفت بازنسشته می شود با 20 میلیون، یکی هم بازنشسته می شود با 800 هزار تومان!  هر دو هم باید خرید کنند منتها خانم اولی می رود پاریس خرید می کند، این یکی باید برود بازار سید اسماعیل! این تبعیض نیست؟! چرا در این وضعیت باید برخی سوار ماشین 1 میلیاردی شوند؟! 

بعد با هرکس که صحبت می کنیم، ناراضی ست و می گوید ما انقلاب کردیم برای فرهنگ و اقتصاد و زندگی بهتر!

 

فاش نیوز: شرایط عمومی زندگی خودتان چگونه است؟

- من هم یک بنده خدا هستم که روزی ای برایم می رسد. یک حقوق ناچیزی دولت به من می دهد، کمی هم خودم کار می کنم. درصورتی که من نباید الان کار کنم! دولت باید به من یک خانه بدهد و بگوید برو بنشین، به بیماری هایت با این سن رسیدگی کن. ولی اصلا" و ابدا".

 خداوند می گوید " و جعلناکم اُمتا" وسطا" ... هرچیزی میانه اش خوب است. خانواده ایثارگران نه توقع زیادی دارند، نه توقع داریم که ما را زیر پایشان بگذارند! رفته بودم بیمارستان خاتم. مسئول پذیرش از ساعت 8 صبح مرا نشاند، ساعت 8 شب گذاشت بروم بستری شوم! درصورتی که من پرس و جو کردم و تخت خالی هم بود! به رئیس اش هم گفتم.

 

فاش نیوز: توصیه شما چیست؟

- خداوند می گوید " واعتصموا بحبل الله جمیعا" و لاتفرقوا " دست به دست هم بدهید و کارهای مردم را راه بیندازید. مردم باید جمع شوند و درست کنند شرایط را. رهبر انقلاب هم دارد فقط غصه می خورد. همه را صحبت می کند، و همه می گویند چشم اما عمل نمی کنند! 

  به ارتش هم بها بدهند. سپهبد شهید صیاد شیرازی دوست من بود. در عملیات مرصاد با هم بودیم. چقدر فداکاری کرد! حرف من این است که باید قدر ایثارگران را بدانند. باید به این ملت رسیدگی کرد. اشتغال به کار ایجاد کرد. اولویت هایی که در اصل قانون اساسی است باید به ایثارگران بدهند. به همه هم باید بدهند. درصد را فقط برای درمان و مسائل پزشکی اعمال کنند ولی رسیدگی و امکانات دیگر واقعا حق ایثارگران است.

باید از وضعیت ایثارگران مطلع باشند و بهشان سر بزنند. دوست جانباز من که دو دست و دو چشم ندارد، چگونه باید به زندگی و کارهایش رسیدگی کند؟! یا مثلا من رفتم کرج خانه ایثارگری، گفتند ام اس دارد و مثل گوشت افتاده گوشه خانه! زنگ زدم به مدیرکل کرج و دعوا کردم که چرا نمیاید به این بنده خدا سری بزنید؟! یک بالابر، یک تخت برقی، یک چرخ، یک پرستار برایش گرفتیم. حقوقش را برقرار کردند. من با علاقه دنبال کار ایثارگران می روم اما این وظیفه مسئولین و متولیان است!

فاش نیوز: دیگر از فعالیت هایتان بگویید.

مرکزی هست مربوط به پرستاران جانبازان. من آنجا هم همکاری دارم. من زمانی هم در سازمان سینمایی فجر همکاری می کردم. درباره معتادین فیلم می ساختیم.

 

فاش نیوز: از ورزش بیشتر بگویید:

- من اول کشتی گیر بودم. مربی ام فنی بود. خدا رحمتش کند. برادرم هم کشتی گیر بود. یکسری تهران قهرمان شدم. عاشق بوکس بودم. رفتم توی بوکس. دوره دیدم. قبل از رفتنم. عاشق ورزش بودم. من در برلین باشگاه داشتم.

باید زمین های بیکار افتاده را از شهرداری بخرند و مرکز ورزشی فقط مخصوص ایثارگران بسازند. ایثارگران بروند آنجا فعالیت کنند. والیبال، پینگ پونگ. آنهایی که منزوی شده اند را باید بیرون بکشند. تفریح ببرند. انسان تا وقتی زنده است، زندگی میخواهد. باید تلاش داشته باشد. یک بار آمدم به جانبازی کمک کنم، گفت نمی خواهم. خودم انجام میدهم. دیدم چرخش را خودش گذاشت پایین. من لذت بردم. گفتم عجب روحیه ای!

من پیشنهادم این است که دولت باید وضعیت زندگی ایثارگرانش برایش مهم باشد. باید چند نفر را مامور کند و بفرستد ببنید کدام از این بچه ها مشکل دارند. کمک شان کند. باید تسهیلات ویژه برایشان بگذارد.

 

فاش نیوز: به نظر شما نوع تعیین درصد کنونی بنیاد شهید برعکس این اهداف نیست؟

- چرا . این کاملا" مصداق ظلم است. من چندین بار با معاون بهداشت و درمان، دکتر عباسپور حرف زده ام. مثلا" فردی هست که مشکلات عدیده ای دارد ولی 20 % به او داده اند! برای اینکه خدمات ندهند! واقعا" خدا به راه راست هدایتشان کند!

 

فاش نیوز: می خواهید مقایسه ای کنید بین فرماندهان جبهه و مسئولان کنونی؟

- فرماندهان جبهه جان بر کف بودند! اعجوبه ای مثل شهید چمران! من بیشتر جنوب بودم. نیرو و تجهیزات می بردم. آن موقع خیلی فرق داشت. مسئولان باید بدانند که مدیون همان فرماندهان هستند. جوانان الان هم خیلی به نظرم وضع خوبی ندارند. پسرهایمان شلوار دخترانه می پوشند و زیر ابرو برمیدارند!

 

فاش نیوز: به نظرتان چرا جوان ها اینطور شده اند؟

- چون دولت خیلی زیادی نرم برخورد کرده! قانون اگر قانون حجاب است، باید موظف به رعایت باشند! با زور هم نمی شود. باید نشست و جوان ها را ارشاد کرد. جوان های الان، ارزش هایی که زمان جنگ به ما منتقل شد، به آنها نشد! دولت باید بر اساس آمار جوان هایی که دارد، کار فرهنگی برای آنها انجام بدهد. خوراک فرهنگی بدهد. جوان است و بی تجربه! ممکن است اشتباه کند! اگر به جوان کار بدهی، خطر خیلی کم می شود. جوان که کار داشته باشد، لوازم ازدواج ش هم فراهم باشد، با روحیه بهتری کار و زندگی می کند. مثلا می گویند وام ازدواج! 2 سال بعد به چه درد جوان می خورد؟! جوانان و نیازهایشان نیاز به بررسی دارد. اروپا روی جوان هایشان تا 30 سال بعد سرمایه گذاری می کنند. ما چرا سرمایه گذاری نمی کنیم؟

فاش نیوز: مگر مسئولان کنونی الان، خیلی هایشان همان رزمندگان دفاع مقدس نیستند؟ چرا انقدر عوض شدند؟

- نه همه شان. بعضی شان عوض شدند! برخی واقعا" خالصانه مانده اند. برخی هم متاسفانه مسیر عوض کرده اند! یکی می شود مثل سردار سلیمانی که الان هم جانش را کف دستش گرفته ولی برخی! باید یک غربالگری درست و حسابی بکنند و مدیران به درد نخور را بیرون کنند! ریشه ای درست کنند!

باید یک انقلاب فرهنگی بشود. باید همه چیز را درست کنند و تبعیض طبقاتی را از بین مردم بردارند.

 

فاش نیوز: یک سوال. شما هم بالاخره در سختی‌ها و با تلاش به این‌همه فعالیت و جایگاه ورزشی رسیده اید. جوانان امروز چرا بعضا" به بطالت می گذرانند و فعال نیستند؟

- چون تلاش نمی کنند! من همه عمرم تلاش کرده ام و پشتکار داشته ام. من کار بازرگانی هم کرده ام. من در پلاسکو هم مغازه داشتم. در کمیته ازدواج هم هستم. کاش جوان ها هم کمی دوندگی می کردند.

 

فاش نیوز: کلام آخر

- به ایثارگران کم لطف نباشند و وظیفه شان را انجام دهند.


کد خبرنگار : 20


پدر شهید     خراسانیان     ورزش     فاش نیوز                            
Reply
no
0
yes
0
مرتضی خاکپور
1397/02/03 - 11:13
...
محمدرضا رحیمی از زندان آزاد شد

مدیرکل زندان‌های استان تهران می‌گوید محمدرضا رحیمی معاون اول دولت دهم( احمدی نژاد ) از زندان آزاد شده است.

Reply
no
0
yes
0
میر محسن بابایی
1397/02/03 - 13:11
نامه ای به رئیس جمهور و شکایت از بنیاد با سلام ریاست محترم جمهور احتراما به استحضار عالی می رسانم بنده از فرزندان شهید استان اردبیل به نام میر محسن بابایی فرزند شهید معظم میر فرزانه بابایی می باشم. جناب حجت السلام روحانی من فرزند شهید به مدت پانزده سال به دنبال اشتغال خود به عنوان فرزند شهید که دارای امتیازات فراوان در حوزه اشتغال بوده اما بخاطر معلولیت جزیی ( ضعف پای چپ)و الارقم تحصیلات(کارشناسی مدیریت فرهنگی) و دانشجوی ارشد مدیریت دولتی بودن و شرکت در آزمون های استخدامی و قبولی متاسفانه در مراحل گزینش به همان علت معلولیت چندین باراز استخدام باز مانده ام که بنیاد شهید و امور ایثارگران اردبیل و استانداری اردبیل در این مورد مطلع می باشد. بنده متاهل و دارای دودختر می باشم و طی ده ها نامه به سازمان های ذی ربط و بیان مشکلات پیش آمده(معلولیت جزیی) در نحوه استخدام در سازمان های دولتی درخواست حمایت و کمک جهت رفع این مشکل کرده ام ولی متاسفانه بخاطر عدم حمایت های لازم اداره کل بنیاد شهید اردبیل از اینجانب هنوز هم بعد از سالها بیکار می باشم.ریاست محترم جمهور به دادم برس که وضعیت زندگیم بسیار خراب است وخانواده ام در آستانه فروپاشی می باشد. با این وضعیت اگر در ده ها آزمون استخدامی هم قبول بشوم باز هم بخاطر معلولیتم استخدامم نمی کنند. حضرت آقا بجهت علاقه و اشتیاق خود به حوزه ایثارگران تقاضای استخدام در بنیاد شهید و امور ایثارگران را کرده ام ولی متاسفانه تا بحال که پانزده سال از اولین درخواست من برای اشتغال بخاطر استخدام غیر ایثارگرها در بنیاد شهید استان اردبیل با جواب رد و بی اعتنایی روبه رو هستم . لذا از شما خواهشمندم کمکی کنید تا این درخواست من را بررسی نمایند تا شاید این قفل بدست شما باز شود. با تشکر: رونوشت:دفتر مقام معظم رهبری





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.