29 آبان 1396/ 01 ربيع الأول 1439
شناسه خبر : 56596
1396,یکشنبه 21 آبان11:40
اشتراک گذاری در:
عکس روز
گزارشی از اعزام افغانستانی های مقیم ایران به کربلا

قطاری پر از احساس توفیق!


کنار درب کوپه قطار ایستاده بودم و بدون آنکه به تردد مسافران توجهی داشته باشم با نوایی نجوا گونه، با امام رضا(ع) وداع می کردم. در همان حال تند تند و با حسرتی غیر قابل وصف سعی داشتم در آخرین لحظات ریه هایم را از هوای پاک دیار ثامن الحجج(ع) پر کنم اما حقیقت این بود که من جا مانده ای بودم از سفر کربلا

قطاری پر از احساس توفیق!

فاش نیوز - کنار درب کوپه قطار ایستاده بودم و بدون آنکه به تردد مسافران توجهی داشته باشم با نوایی نجوا گونه، با امام رضا(ع) وداع می کردم. در همان حال تند تند و با حسرتی غیر قابل وصف سعی داشتم در آخرین لحظات ریه هایم را از هوای پاک دیار ثامن الحجج(ع) پر کنم اما حقیقت این بود که من جا مانده ای بودم از سفر کربلا، که امام مهربانم در آخرین لحظات توفیق زیارت فرزندش رضا(ع) را در مشهد مقدس نصیبم کرد. همه ی تلاشم این بود که با نفس های سریع از ریختن اشک های حسرتی که با سماجت در گوشه چشمم جمع شده بود، جلوگیری کن!

ناگهان تعداد زیادی زائر در حالی که شال هایی سبز بر روی شانه های خود بسته بودند از مقابلم عبور کردند. آنها با هول و والای خاصی از پله های قطار بالا می آمدند. انگار می ترسیدند که جا بمانند. دیگر از عالم خودم بیرون آمده بودم. حس کنجکاوی شدیدی وجودم را فرا گرفته بود. از یکی پرسیدم: "ببخشید شما دارید کجا میرید؟"

و ای کاش نمی پرسیدم! چرا که جوابش آتش دلم را شعله ور کرد. بیش از نیمی از مسافران قطار مشهد - اهواز را زائران امام حسین(ع) تشکیل می دادند. مسافرانی که تازه به خیل راهپیمایان اربعین حسینی راه یافته بودند. آری، آنها مهاجران افغانی بودند که برای دومین سال پیاپی می توانستند با ویزای خود به سوی زیارت محبوب خود حرکت کنند. جمعشان پر بود از مردان بزرگسال، تا کودکان خردسال و زنان سالخورده که به سوی دیار عاشقان می رفتند. همان محبوبی که من سال هاست از زیارتش جا مانده ام .

عجیب تر این بود که من سعادت یافتم با خانواده ی یکی از این زائران هم کوپه بشوم. خانم یعقوبی، به همراه دختر و دامادش به این سفر معنوی آمده بود. فارسی را خوب صحبت می کردند و لهجه شان شبیه مشهدی ها بود. به گفت وگوی کوتاه ما توجه کند:

فاش نیوز - خانم یعقوبی شما ازکی به ایران آمدید؟

- کشورمان، افغانستان چند سال بود که درگیر جنگ شده بود. نیروهای متجاوز کارشان به جایی رسیده بود که بعد از آن همه خرابی ها و کشتارها، وقیحانه به در خانه ها می آمدند و به نوامیس افغانی هتک حرمت می کردند. به همین دلیل پدرم دست هفت تا دخترش را گرفت و به سوی ایران حرکت کرد. البته این را هم بگویم که ما وقتی به ایران آمدیم که امام خمینی گفت مرزهای ایران برای افغانی ها باز است(سال 60). ما با سختی و بدبختی زیاد خود را به ایران رساندیم. حالا چندین سال است که در ایران زندگی می کنیم. من صاحب فرزندانی شده ام و هنوز افغانستان درگیر جنگ است.

فاش نیوز - جای همسرتان در این سفر خالی است؟

- بله. چند سال است که جای همسرم در این دنیا خالی است! اما من و بچه هایم نام و یادش را در قلب هایمان زنده نگه داشته ایم.

فاش نیوز - خیلی متاسف شدم. خدا رحمت کند. ممکن است بیشتر توضیح بدید .

- همسرم چند سال پیش تصمیم گرفت برای دیدن پدر و مادرش به افغانستان برود. اما در حین بازگشت به ایران تصادف کرد و به دره سقوط کرد. همسرم مدارکش را با خود برده بود که در همان تصادف از بین رفت.  ما با مدارک موجودی که در دستمان بود، نتوانستیم پیکر او را به ایران بیاوریم. لذا همسرم را به افغانستان انتقال دادند و همانجا دفن کردند.

 

فاش نیوز - دوست دارید از خصوصیات اخلاقی همسر مرحومتان برایمان صحبت کنید؟

- بله. همسرم خیلی مرد مومنی بود. او از قاریان قرآن هم به شمار می رفت. نسبت به حجاب و پوشش خیلی اهمیت می داد.

فاش نیوز - شما چندمین بار است به کربلا می روید؟

- من و دخترم برای اولین بار است. اما دامادم بار دومش است.

 

فاش نیوز - الان چه حسی دارید؟

- ما دلمان می خواست همراه راهپیمایان اربعین مسیر ایران تا کربلا را با قدم های خودمان طی کنیم. ما در نیمه های شب اربعین تازه به مرز چزابه می رسیم. در عین حال باز هم خدا را شاکریم که توفیق همین را هم برایمان مهیا کرد. امام حسین(ع) به ما منت گذاشت که ما را زوار خودش قرار داد.

فاش نیوز -  داماد خانواده نیز چند جمله ای در خصوص احساسات خود بیان می کند:

- من بهزاد بصیر هستم که در رشته کشاورزی تحصیل کردم. اما گرفتن مدرک برای ما اتباع افغانستانی هزینه هایی دارد که فعلا موفق به دریافت آن نشدم و کار آزاد دارم.

 

فاش نیوز - چه شد که به اتباع خارجی اجازه عبور از مرز را دادند؟

- از پارسال ما افغانستانی های مقیم ایران هم اجازه شرکت در راه پیمایی اربعین را پیدا کردیم. یک گزارش از احساسات پر شور یک خانم افغانی نسبت به امام حسین(ع) نمایش داده شد که فکر می کنم همان عاملی شد تا ما هم اجازه زیارت امام را بدست بیاوریم. حس و حال من قابل شرح و توصیف نیست. اصلا حس و حال هیچکدام از زائران امام حسین(ع) به زبان نمی آید. اما وصف حال ما که ویزایمان را با عنوان افغانی صادر کرده اند چیز دیگریست.

فاش نیوز - شما برای شرکت در این تجمع عاشقانه از کی دست به کار شدید؟

- ما از ماه مهر برای گرفتن مجوز اقدام کردیم؛ اما از آن زمان تا حالا نمی دانید چه دعاهایی کردیم که ما نیز همزمان به صف کاروان عاشقان ابا عبدالله بپیوندیم. من و همسرم یازده سال است که ازدواج کردیم. سه بچه هم داریم ولی تا به حال با هم به مسافرت نرفته بودیم. وقتی حرف زیارت امام حسین(ع) شد حقیقتا" دل های ما به تلاطم افتاد. چند سال است که این راه برای ارادتمندان خاندان رسول الله(ص) باز شده بود. ولی ما به خاطر اینکه جزو اتباع خارجی محسوب می شویم توفیق حضور در این مراسم را نداشتیم؛ تا اینکه مسئولین جمهوری اسلامی ایران به شوق و بی قراری ما هم توجه کردند و تمهیداتی نیز برای ما در نظر گرفتند. عشق به ابا عبدالله نه مرز می شناسد نه ملیت. به هر حال  اینک من و خانواده بعد از سال ها چشم انتظاری در صف مشتاقان دیدار حرم و بارگاه مراد و محبوبمان قرار گرفتیم. این بار دوم است که به کربلا می روم. اما از پارسال تا حالا بیقرارتر از آن سال هایی شدم که چشمم به حرم امام نیفتاده و نفسم معطر به عطر بهشتی بین الحرمین نشده بود. فقط دعا کنید که عبور ما از مرز قبل از ساعت مقرر باشد و الا دیگر نمی توانیم از مرز عبور کنیم.

فاش نیوز - انشاءالله. امیدوارم به برکت همین عشق به امام حسین(ع) به همه آرزوهای خوبتان برسید. با تشکر از بیان شرح شیدایی حسینیتان .

- من هم از شما تشکر می کنم که قصد به تصویر کشیدن شور و شیدایی ما اتباع افغانی مقیم ایران را نسبت به ساحت رفیع امام حسین (ع) دارید.

گفت و گو از جعفری


کد خبرنگار : 23


کربلا     افغانستانی     فاش نیوز                                




نظری بگذارید
chapta

آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.