24 آذر 1396/ 26 ربيع الأول 1439
شناسه خبر : 56739
1396,دوشنبه 29 آبان08:51
اشتراک گذاری در:
عکس روز

جایی برای حرف هایی که نمیتوان گفت!


وقتی دردهای دلت چنان شد که نتوانستی آن را برای کسی بازگو کنی و از خدا محرم رازی در این دنیا طلب کنی، او را نشانت می دهد. کسی که وقتی چشمت به گوشه ای از عظمت وجودش می افتد از خود بی خود می شوی

جایی برای حرف هایی که نمیتوان گفت!

جعفری -  وقتی به همه ی روزهای عمر پر درد و رنجت نگاه کردی که به خاطر عشق به خدا و اعتقادات محکمت به ارزش ها پر شده از آرزوهای برآورده نشده و حسرت به دلی، و بعد جایی امن بخواهی از خدا برای درد دل کردن با خودش، کوی او را نشانت می دهد.

 وقتی دردهای دلت چنان شد که نتوانستی آن را برای کسی بازگو کنی و از خدا محرم رازی در این دنیا طلب کنی، او را نشانت می دهد. کسی که وقتی چشمت به گوشه ای از عظمت وجودش می افتد از خود بی خود می شوی و تا ساعت ها که در محضرش هستی حیران و مبهوت سرا پا نگاه می شوی و نگاه!

 وقتی آنچنان مظلوم شدی که طنین غم انگیز زندگی ات حکایتی شد از استغاثه ضعف بندگان خدا و طلب یاریگر و مددکاری کردی از خدا برای کم نیاوردن و خم نشدن، او را نشانت می دهد که رئوف است و دلرحم. آغوش او مأمن یک عالمه آدم قلب شکسته است که «امن یجیب» گویان بر شانه های مهربانش سر می گذارند.

  آری! من از بارگاه امام رئوف، ثامن الحجج، شمس الشموس، امام علی بن موسی الرضا(ع) می گویم که هوای کویش احساس خاصی در تار و پود وجود آدم ایجاد می کند و اصلا" یادت می رود از دردهایت با خدا حرف بزنی. صاحب آنجا زائرنواز است و حتی برای سریع تر رسیدن تو به بارگاه مقدسش با آن جسم دردمندت، برنامه ریزی شده است. حالا که با هم خلوت کردید؛ و خودت شدی و او، با مرام باش و اول سفره ی دردهایت را برای آن مقام با کرامت باز نکن. چرا؟

  خیلی بی معرفتی ست که اول به فکر خودت باشی و یادت برود یادی کنی از ولی نعمتان اصلی این آب و خاک، که امنیت فکری و روحی تو به خاطر ایثار و جانفشانی آنهاست. در حالی که چه بسیار از این شیران روز و زاهدان شب، الان گمنامانه با عوارض جانبازیشان دست و پنجه نرم می کنند و هرگز از معامله ای که با خدا کرده اند پشیمان نیستند و راضیند به رضای خدا.

یک جانباز شیمیایی را می شناسم که ریه هایش خیلی آسیب دیده و به خاطر شرایطش امکان سفر طولانی ندارد و حسرت جایی که تو هستی به دلش هست.

  حواست به جانبازان نخاعی باشد که شرایطشان کمی سخت تر از بقیه است. می دانی زخم بستر چیست؟ یک جانباز نخاعی به خاطر اینکه در حین سفر بسترش مناسب نبود و متوجه میخی که زیر بدنش بود نشد دچار عفونت زخمی شد که ماه ها درگیر مداوایش بود. مدام زخمش را می تراشیدند و باز عفونت می کرد. اصلا" می دانی نخاعی گردنی یعنی چه؟ می دانی چه کسانی پیش پیش، کل حس و حرکت بدنشان را فرستادند و بعد بی هیچ حس و حرکتی سال ها روی تخت افتادند و صد درصد وابسته به کمک اطرافیانشان شدند؟!

 راستی آن جانباز اعصاب و روان را زودتر دعا کن که دخترش دعا می کرد بابایش زودتر بهشتی شود، چرا که وقتی یادش می آمد پدرش در اوج موجی شدن، چه بر سر خانواده اش می آورد، و بعد با شرمندگی و ضجه و زاری روی دست و پای زن و دخترش می افتد و به سر و رویش سیلی ندامت می زند!

  پس وقتی پا به حریم زیبای آن مولای صاحب کرم می گذاری و ریسمان امیدت را به باب المرادش گره می زنی و چشمت خیره می شود به گوشه ی ضریح با صفایش در حالی که غبار دل غم گرفته ات را با اشک بهاری دیدگانت می زدایی، شرط معرفت این است که اول از ته دل برای سلامتی جانبازان دعا کنی و به یاد آنهایی باشی که مقام رضایشان را با جانبازی و جانفشانی در راه خدا به اثبات رساندند.


کد خبرنگار : 17


مشهد     عشق     درد     فاش نیوز                            




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.