28 آذر 1397/ ۱۱ ربيع الثاني ۱۴۴۰
شناسه خبر : 58088
1396,یکشنبه 29 بهمن08:54
اشتراک گذاری در:
عکس روز

گزارشی خواندنی از حاشیه های دوازدهمین نمایشگاه کتاب خوزستان


چند وقتی هست که با قشر کتابخوان و چند تن از نویسنده های شهدایی مشهور شهرم آشنا شده ام. باید خودم می آمدم و آثار آنها را می دیدم. خدایی خیلی چسبید!

گزارشی خواندنی از حاشیه های دوازدهمین نمایشگاه کتاب خوزستان

فاش نیوز -  دوازدهمین نمایشگاه کتاب خوزستان با شرکت 538 ناشر کشوری و 17ناشر تخصصی، از 25 بهمن تا 30 ام در اهواز برپا شد و 68 هزار عنوان کتاب در آن در معرض دید علاقه مندان قرار گرفت.
چند وقتی هست که با قشر کتابخوان و چند تن از نویسنده های شهدایی مشهور شهرم آشنا شده ام. باید خودم می آمدم و آثار آنها را می دیدم. خدایی خیلی چسبید! من خیلی کتاب را دوست دارم. جا دارد همین جا از همه نویسندگان دفاع مقدسی که از سر لطف کلی به من کتاب هدیه دادند، تشکر کنم. اما وقتی دیدم پسر بچه ای با چه شوق و ذوقی روی کتاب های دلخواهش بوسه می زند، از خودم خجالت کشیدم. همانجا یاد فرمایش مقام معظم رهبری درباره اهمیت کتاب خوانی افتادم:

"بعضی از ذهن ها اهل کتابند؛ منتها کتاب آسان، کتابی که احتیاج به فکر کردن نداشته باشد. عیبی ندارد، این هم کتاب خواندن است، نفی نمی کنیم؛ اما بهتر از این شیوه‌ی کتابخوانی، این است که انسان در مجموعه‌ی کتابخوانی خود بتواند کتاب آسان را، فرض کنید رمان را،  خاطره را، کتاب های تاریخی آسان را با کتاب هائی که احتیاج به فکر کردن و مطالعه کردن دارد، بیامیزد. اینها را باید وارد مقوله‌ی کتابخوانی کرد."         

از آن به بعد تا جایی که امکان داشت کتاب ها را با دقت نگاه می کردم و اسم آنها را یادداشت می کردم. سه سالن به انتشاراتی ها اختصاص داده بودند. حین ورود به سالن بعدی متوجه تئاتر وسط محوطه شدم. یکی درباره امام حسین علیه السلام و دیگری درباره ایام فاطمیه بود. خب، این هم کمک می کرد علاقمندان در زمینه مذهبی، برای افزودن به آگاهی خود درباره فرهنگ عاشورا و شهادت یاس نبوی کتاب های مربوطه را خریداری کنند.

وقتی وارد سالن کارون شدم از فضایش بیشتر لذت بردم. شب شعری بود و تعداد زیادی شاعر که یکی یکی پشت تریبون می رفتند و اشعارشان را می خواندند. شاعری به اسم علی عسکری از کرمانشاه آمده بود. مهدی اشرفی هم شاعر تهرانی بود. خانم یونس هم از کرج آمده بود. چند صندلی آن طرف تر خانم شاعره ای نشسته بود که درباره بیشتر شاعران اطلاعاتی داشت. وقتی دید در حال نوشتن اسامی آنها هستم، درباره کارهای دوستانش توضیحاتی داد و می گفت که سبک شعرشان چی بوده است.

بعد از نماز مغرب و عشا نشست جالبی با عنوان "اسطوره ها در عصر معاصر" برگزار شد. استاد می گفت: "هیچ زمان دنیا بی نیاز از اسطوره و اسطوره سازی نیست. اسطوره ها پاسخی در برابر مرگ و حیرت آدمی هستد. "

من هم موافقم. کاشکی بیشتر قدر اسطوره های دفاع مقدس را می دانستیم. آدم وقتی به بطن کارهای رزمندگان دفاع مقدس می رود واقعا حیرت می کند از جانبازی های بی نظیر آنها و افتخار وجودش را پر می کند که آنها چطور انسان هایی بودند که چنین اسطوره شدند!

بعد از این برنامه، می خواستم به خانه برگردم، اما تازه  خبردار شدم قرار است ساعت هشت شب از دو کتاب زندگینامه شهید مدافع حرم «محمود اسکندری» و شهید «علی حسام وند» از شهدای دوران جنگ تحمیلی) رونمایی شود.
دیر وقت بود اما حالا که همه چیز خوب پیش رفته بود تا اولین خاطره من از بازدید نمایشگاه کتاب عطر و بوی شهدایی بگیرد، دل به دریا زدم و ماندم. سر ساعت از بنیاد شهید آمدند و فضا را با عکس شهدا مزین کردند. گفت و گوی کوتاهی با خانواده این دو شهید داشتم.

خواهر شهید اسکندری بیان می گفت: "سال هشتاد مادرم به رحمت خدا رفت و چند سال بعد هم پدرمان. از آن وقت به بعد برادرم محمود، سرپرست ما شد. اما وقتی که حرف دفاع از حرم بی بی زینب (س) پیش آمد، ما خواهرها خودمان ساکش را بستیم و او را روانه سوریه کردیم. در اعزام دوم که بی قراری اش برای رفتن بیشتر شده بود، در عملیات آزادسازی شهر نبل و الزهرا به آرزویش رسید."

مادر شهید علی حساموند هم خاطره ای کوتاه از علی شهیدش بیان کرد. انگار این شهید از همان راه مدرسه عازم جبهه شده بود و وقتی خانواده دنبالش رفته تا برش گردانند، راضی به برگشتن نشده بود. قرار است مراسم یاد بودی برای سالروز شهادت علی در روز دوشنبه 30 بهمن، بر سر مزار مطهرش برگزار شود که من هم به آنجا دعوت شدم. برنامه خاصی هست که توسط دانشجویان برگزار خواهد شد.. ان شا الله حتما این دیدار شهدایی را برایتان گزارش خواهم کرد.

از حاشیه های اولین بازدیدم  از نمایشگاه کتاب این بود که کتابی از یک غرفه مربوط به انتشارات کتب شهدا خریدم به مبلغ 3600 تومان. فروشنده 36000 تومان کارت کشیده بود و من هم
از بس با دیدن آن همه کتاب شور و شوق وجودم را پر کرده بود، متوجه نشدم! بنده خدا نیم ساعت در نمایشگاه دنبال من گشته بود تا پولم را پس بدهد...

گزارش از جعفری


کد خبرنگار : 17


نمایشگاه کتاب     اهواز     ناشران خوزستان                                




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.