02 مهر 1397/ ۱۴ محرم ۱۴۴۰
شناسه خبر : 58373
1396,یکشنبه 20 اسفند10:20
اشتراک گذاری در:
عکس روز

گزارش مصور از سی امین گردهمایی گردان کربلای اهواز


من احساس می کنم هر سال که بچه ها این مراسم را برپا می کنند، آن روز تولد حاج اسماعیلم است. همه این بچه ها مثل حاج اسماعیل فرجوانی برایم عزیز هستند و احساس مادرانه بهشان دارم. اینها هم همین احساس را نسبت به من دارند و مثل دوران دفاع مقدس مرا با اسم مادر صدا می زنند!

گزارش مصور از سی امین گردهمایی گردان کربلای اهواز

جعفری - همزمان با خجسته سالروز ولادت حضرت زهرا (س) و بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، گردهمایی بزرگ رزمندگان خط شکن گردان کربلا، با نیت یاد بود شهدای عملیات والفجر مقدماتی، 18 اسفند 96 در مجتمع فرهنگی ورزشی شهید جهان آرای اهواز برگزار گردید.

بعد از چند سال بالاخره من نیز توفیق حضور در این مراسم را پیدا کردم. فضای محفل، به زبان و نوشتار قابل وصف نیست. از در ورودی که وارد می شدی، انگار وارد فضای یک پادگانی شده ای. اگر زمینش خاکی بود، این حس بیشتر تداعی می شد. صدای سرودها و آهنگ های حماسی، مرا هیجان زده تر می کرد. ظواهر امر نشان می داد که مسئولین دست اندرکار خیلی زحمت کشیده اند تا برای ساعاتی قطعه ای از بهشت را جلوی چشمان کسانی که آن روزها را ندیده اند  مجسم کنند. حتی چهره معصوم بهشتی ها را هم روی پرده بزرگی به تصویر کشیده بودند و نگاه پر معنایشان تا عمق جانت نفوذ می کرد.

احساس غربت، تمام وجودم را فرا گرفته بود. نمی دانستم از کجا شروع کنم. با حالت پریشانی روی خاک سنگر فرماندهی
دست کشیدم و گفتم: «حاج اسماعیل! منم ... خودت میدونی خیلی وقته دلتنگ دیدارت بودم. اذن ورود میخوام، آرامم کن!»

بعد فاتحه ای نثار روحش کردم و سعی کردم مشام جانم را لایق آن فضا کنم و چشمانم را با زلال اشکی که از دل سوخته ام جوشیده بود، چنان بشویم که همه چیز را همانطور که پاک و مطهر است ببینم. مثل آن پسر بچه ای که نهایت ادب و احترامش را از بودن در آن فضا با یک سلام نظامی نشان داد. پس من هم نباید فرصت را از دست می دادم؛ می بایست دلم را، خاطرم را از معنویت آنجا لبریز می کردم؛ همین طوری که آنجا نبودم ... فرمانده حاج اسماعیل فرجوانی، با محبت شهداییش، خودِ خودش من را دعوت کرده بود و در این سال ها قدم به قدم یادم داده بود چطوری خودم را به محفلش برسانم.

کمی که بین یاران با صفای حاجی گشتم و با اینکه صدا به صدا نمی رسید، با چند نفری همکلام شدم؛ آن وقت بود که همه شان را خاکیِ خاکی دیدم؛ قشنگ انگار که بوی خاک بهشت را از بلندای وجود سروقامتان گردان کربلا حس می کردی، انگار نشان شده بودند، یعنی مصداق «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر» بودند و من زیر لب برای سلامتیشان تا ظهور امام زمان(عج)، صلوات می فرستادم. 

اولش نگاهم ثابت شد روی رزمنده ای که دست می گذاشت روی تصاویر شهدا و رزمنده های مصور شده روی پرده، و هر چه به یادش مانده بود برای خانواده اش تعریف می کرد. بی اختیار به طرفش رفتم و از او درباره تاثیر چنین گردهمایی های در سطح جامعه سوال کردم. اسمش «منصور بدره» بود که وقتی شانزده سال بیشتر نداشته، با گروهان نجف از گردان کربلا عازم جبهه شده بود. او می گفت: فرزند شهید هم هست و خودش در عملیات کربلای چهار جانباز شده است. خوشحال بود که هر ساله در این گردهمایی شرکت می کند. چون این مراسمات را راهی برای زنده نگهداشتن یاد شهدا می دانست.

یک رزمنده که چند بار به صورت بسیجی عازم جبهه شده بود از مهربانی خاص فرمانده شهید، حاج اسماعیل فرجوانی چنین می گفت: «من آن وقت ها کارمند بانک بودم. وقتی عازم جبهه شدم سی سال سن داشتم و متاهل بودم؛  در چند عملیات حضور داشتم. حاج اسماعیل خیلی هوای من را داشت. می گفت: تو زن و بچه داری نمیخواد خیلی بری جلو.»

 برادر محمد رضا ایزدی هم از اسفند ماه 59 لباس رزم به تن پوشیده و برای دفاع از خاک کشورمان ایران عازم جبهه شده بود ، گفت : «در عملیاتهای زیادی شرکت داشتم که بخشی از آنها با دلاور مردان گردان کربلا بوده ، حتی پسر عموی شهیدم  و برادر خانم ، هم از اعضای گردان بوده اند . توی این گردهمایی خاطرات آنها برایم زنده می شود .»

برادر علیرضا گرجی هم که از نوزده سالگی به صورت بسیجی عضو گردان شده بود، درباره اهمیت برگزاری این گردهمایی گفت: «بهترین جایی است که همرزمانش را می بیند و بعد یادی از شهدا به میان می آید. از طرفی حالا دوستان با بچه هایشان به این مراسم می آیند که شنیدن آن رشادت ها برای نسل جوان پند آموز است .»

چند سرباز وظیفه داخل یک چادر مشغول نوشتن اسامی و مشخصات مدعوین بودند. من از یکیشان پرسیدم : الان چه حسی داری که این همه رزمنده دفاع مقدس را می بینی؟  گفت: من ارسلان شیرالی هستم. حسم قابل گفتن نیست. اینجا گرمی خاصی در روابط این عزیزان می بینم. گرچه آن روزها بینشان نبودم ولی حالا حال و هوای آن روزها را از برخوردهایشان حس می کنم .

برادر غلامرضا جهانی مقدم به عنوان مسئول فرهنگی گردان کربلا نیز گفت: من از شانزده سالگی تا پایان جنگ توفیق داشتم که همراه گردان خط شکن کربلا باشم. امروز نیز مهمترین دغدغه ام جمع آوری مستندات رزمندگان گردان است که در طول زمان از بین نرود، و بعد به صورت کتاب نشر می دهیم. جهانی مقدم درباره شخصیت شهید فرجوانی گفت: "حاج اسماعیل یک شخصیت کاریزماتیک قوی داشت که خیلی سریع در دل بچه ها نفوذ کرد. خدا توفیق فرماندهی را به ایشان عطا کرده بود که در طول فرماندهی اش بسیار پرشور عمل کرد و یکی از چهره های به یاد ماندنی دوران دفاع مقدس شد.

جانباز نخاعی علی سمک، که در عملیات بدر جانباز شده است، بزرگترین حسن گردهمایی را دیدن دوستان همرزمش دانست و گفت: "این گردهمایی انعکاسی برای نسل جدید هم دارد که با پیشکسوتان جهاد و شهادت در دوران دفاع مقدس آشنا می شوند.  بعد یادی از شهید فرجوانی کرد و گفت:« او مثل یک دوستِ شفیق بود، یار بود، همراز و محرم هر درد.

سردار خادم الشهدا نیز در بیانی شیوا، درباره تاثیر جهانی این گردهمایی ها اشاره کرد که: قطعا ارتباط نسل قدیم و نسل جدید خیلی تاثیر گذار است. کما اینکه الان رزمندگان مدافع حرم ما در سوریه و عراق، بسیجیان و پاسداران جوانی از جهان اسلام هستند که دور هم جمع شده اند و در مقابل تکفیری و داعشی می جنگند. این متاثر از چنین گردهمایی هاست که خانواده ها با فرهنگ جهاد و ایثار و شهادت آشنا می شوند که قطعا برای داشتن امنیت پایدار تاثیرگذار است.

برادر محمد جعفر فلسفی، رییس شورای شهر اهواز نیز بیان اظهار داشت: ما در آموزه های دینیمان معتقدیم که شهید زنده است. لذا باید این باور را در جامعه نشر بدهیم و زحمات و ایثارگری های جوانان و نوجوانان پاک این مملکت را که چه در دوران دفاع مقدس و چه بعد از آن، خلق شده را در این یادواره ها بازگو کنیم. این یادواره ها باعث خوشحالی خانواده شهدا می شود. دوستان و همرزمانم در گردان کربلا از راه های دور برای شرکت در گردهمایی حضور می یابند و من به نوبه خودم از دیدارشان مسرور می شوم .

رزمنده نام آشنای گردان کربلا، برادر فرید خمیسی که با بیان شورانگیزش هر سه شنبه شب محفل های شهدایی را رونق می بخشد، درباره انگیزه برگزاری این گردهمایی گفت: سی امین گردهمایی رزمندگان گردان کربلا با حضور اکثریت همرزمان، خانواده معظم شهدا، جانبازان و مسئولان برگزار شد. علت برگزاری این مراسم برای آن است که یک روز در طول سال آن لحظاتی را تداعی کنیم که در هشت سال دفاع مقدس داخل سنگرها، در مسیر جبهه ها و شب های عملیات در کنار هم داشتیم؛ در این مجالس خاطرات آن دوران بازگو می شود؛ یاد شهدا را زنده می کنیم. پیام این جمع شدنمان اعلام همبستگی رزمنده های گردان با معیارهای دفاع مقدسی که ادامه دارد؛ و تجدید پیمان با آرمان های امام راحل، شهدا و مقام معظم رهبری است.

وقت اذان شده بود و همه آماده اقامه نماز جماعت با حضور امام جمعه اهواز، آیت الله جزایری، نماینده ولی فقیه در استان خوزستان شدند. آخرین گفت و گویم گوش جان سپردن به سخنان مادر صبور و مقاوم شهیدان فرجوانی بود که درباره احساسش از حضور درسی امین گردهمایی گردان کربلا چنین گفت: من احساس می کنم هر سال که بچه ها این مراسم را برپا می کنند، آن روز تولد حاج اسماعیلم است. همه این بچه ها مثل حاج اسماعیل برایم عزیز هستند و احساس مادرانه بهشان دارم. اینها هم همین احساس را نسبت به من دارند و مثل دوران دفاع مقدس مرا با اسم مادر صدا می زنند! من امروز زبانم قاصر است برای تشکر کردن از این عزیزان، با این کار بزرگی که انجام دادند و این تصویر زیبا و حماسی را از چهره حاج اسماعیل رونمایی کردند.

لازم به ذکر است مراسم گردهمایی بعد از نماز مغرب و عشا در سالن اجتماعات مرکز فرهنگی ورزشی جهان آرا ادامه یافت.

عکس : مصطفی زرگری


کد خبرنگار : 17


Reply
no
0
yes
0
قنبر مبارز
1396/12/23 - 13:01
جانباز کجایی ؟





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.