27 مهر 1397/ ۰۹ صفر ۱۴۴۰
شناسه خبر : 58947
1397,سه شنبه 11 ارديبهشت13:51
اشتراک گذاری در:
عکس روز

جانباز شیمیایی و ترکش خورده ای که شامل بیمه ناجا نشد!


الان درسرم ۸ عدد و درکمرم ۳عدد ترکش مانده. بعداز۲۸سال که به کمیسیون پزشکی رفتم. حدود دو سال قبل با دردهای وحشتناکی که دارم بعد از کلی ایاب و ذهاب ازاهواز تا رفتن به مشهد و حضور در کمیسیون ناجای ایران (نیروی انتظامی) آقای محترمی درکمیسیون، نامه ای به من داد که شما شامل بیمه ناجا نمی شوید!

جانباز شیمیایی و ترکش خورده ای که شامل بیمه ناجا نشد!

حسین قاسمی - از کجا شروع کنم؟ اینقدردرد دارم واقعا نمیدانم چه جوری دردم رابگویم! آیا بیننده و خواننده ای هست؟

برای اولین بار سال ۹۱رفتم تاتنهافرزندم را درمدرسه شاهد ثبت نام کنم. مسئول مدرسه گفت: هرکس میاد اینجا میگوید من جانبازم. آن لحظه چه گذشت بر سرباز ژاندارمری.

یاد آن روزافتادم که درگردان دوره آموزشی تمام شده بود و کل گردان را به خط کرده بودند. فرمانده پادگان آموزشی "سرهنگ پارسا" بعدازکلی سخنرانی گفت: کسانی که داوطلب اعزام به جبهه هستند بلند شوند بیایند این طرف. به تمام مقدسات قسم فقط دو نفر بودیم که داوطلبانه بلند شدیم. اگربخواهم کل ماجرا را بگویم مطمئنم کتاب سال میشود.

بگذریم. رفتم جبهه، همان جایی که دوست داشتم. خط مقدم پل نو خرمشهر، لب رودخانه اروند، این طرف گمرک، سمت راست شلمچه، روبروی پتروشیمی بصره!

چه روزهای زیبایی بود. یاد آن روزها بخیر. درمورخه۶/۸/۶۲ در تکی که روی دشمن داشتیم، شیمیایی زدند. قبل ازعملیات خیبر درآن زمان که هنوز (ش.م.ر) برای نیروهای ایران جانیفتاده بود. وقتی ما را بردند بیمارستان اهواز پمادچشمی به ما دادند. خلاصه اولین مصیبت من شروع شد.

باز درعملیاتی که عراقیها به گروهان لشکر۷۷ حمله کرده بودند و کلی ازنیروها را « س .ب » بودند ازگردان ما که نیروهای داوطلب بودیم چه دماری ازعراقیها درآوردیم! یادش بخیرباز هم دشمن نامرد شیمیایی زد ودو مرتبه دچار مصدومبت شیمیایی گردیدم.

درپایان سال۶۲ نمیدانم برج ۱۱یا۱۲بودکه گردان عازم موسیان ایران و زبیدات عراق گردید و بالاخره رسید زمان موعود.

درمورخه ۳۰/۱۲/۶۲چندساعت مانده بود که سال به پایان برسد، یک خمپاره ۸۲ به ماشین من اصابت کرد که متاسفانه دونفر همراه من  شهید شدند و من بر اثرموج انفجار ازماشین به بیرون پرت شدم و تعدادی ترکش هم خوردم.

الان درسرم ۸ عدد و درکمرم ۳عدد ترکش مانده. بعداز۲۸سال که به کمیسیون پزشکی رفتم. حدود دو سال قبل با دردهای وحشتناکی که دارم بعد از کلی ایاب و ذهاب ازاهواز تا رفتن به مشهد و حضور در کمیسیون ناجای ایران (نیروی انتظامی) آقای محترمی درکمیسیون، نامه ای به من داد که شما شامل بیمه ناجا نمی شوید!

شما بگوییدچه کنم با این همه نامردمی؟ چون ماجرا زیاد است این چکیده را از روزگارم نوشتم. بماند که الان ناراحتی های کم نورشدن چشمهایم، دردکمر، تنگی کانال نخاع و ... اضافه شده.


کد خبرنگار : 20


Reply
no
0
yes
0
هموطن
1397/02/11 - 14:41
برادر گرامی طبق برنامه ششم با توجه به احراز جانبازی شما از سوی یگان اعزامی ، بنیاد شهید و امور ایثارگران باید حداقل 5% و یا بیشتر جانبازی شما را تایید کند تا دفترچه بیمه و درمان تکمیلی شما صادر شود
از پایان خرداد امسال مدارک خود را به ساختمان بنیاد شهید نزدیک منزل خود ببرید و پیگیری کنید

Reply
no
0
yes
0
1397/02/30 - 02:54
الامان ازاعمال و رفتار مسوولین بنیاد و کمسیونهاشون که شنونده حرف هیچ مجروحی نیستن خدا ازشون نگذره

Reply
no
0
yes
0
حسین قاسمی
1397/03/09 - 14:12
کد خبر۲۰ازشمابرادران عزیز که ذره ای ازدرد یک جانبازبی کس رابه رشته تحریردرآوردید ازقلب سالمی ندارم ازمولایم که همیشه یاورم بوده وازپیرغلامان قمربنی ه‍اشم میباشم برای شماوخانواده فاش نیوز سلامتی ومحبوبیت خواستارم بنیادشهیدچون درجریان کامل مسایل من بود بافرستادن من به کمیسیون بنیادهمان ۵رالطف کردنددردمن ازناجااست آقابه تمام مقدسات برای تست ریه دوبچه دانشجو فرستادندکه به حساب خودشان تست ریه بگیرندمن هم که یک فردعصبی هستم تحمل ازدست داده هرچه دلشان خواست نوشتند به نظرخودم تمام مصایب من ازآنجاشروع شده درصورتی hrctمن موجوده آقای دکترقانعی فوق تخصص ریه وجودموادشیمیایی درعکس وتست ریه تأییدنموده وپزشکان فوق تخصص دیگربرادرم گفتم دردم یکی نیست اگربنیادنبود به والله میبایستی کاسه گدایی بدست گرفته اوف برمسعولینی که چنین افراد نالایق رابرچنین کارمهمی میگمارند سرم دردآمدمنو ببخشید من الله توفیق

Reply
no
0
yes
0
حسین قاسمی
1397/03/23 - 21:56
سلام ازدردی میگویم کمترکسی به آن پرداخته مطلب ازاین قراره که مبلغ ۶۰میلیون تومان منزلی برای جانبازان باسوداسمش۴٪که بمدت ۲۰سال مبلغ۲۸میلیون سودمیاوردو۶۰میلیون بامخارجی بالغ بر۱۰میلیون تومان مخارج برمیدارد۵۰ میلیون به صاحب منزل داده میشودباتورم فعلی هرچه دارونداراین مدت عمررابایستی بگذاری بدی به صاحب منزل این اولین بدبختی ازهمان برج اول هربرج ۳۷۰هزارتومان بایستی پرداخت کنی جانبازمصیبت کشیده ایی که توی هفت اسمان یک ستاره نداردچه خاکی بایستی برسرش بریزدباحقوق معسری که بنیاد لطف کرده به اندازه بخورکه تاخود همسرت وفرزندت نمیری شمارابه قمربنی هاشم فکری برای منو امثالهم بکنیدبااین تن رنجوربگویید چه کنیم به خداخسته ایم اگرخودکشی دردرگاه الهی من اینکارومیکردم افسوس ازخداوند شرمنده ام یعنی دراین روزگاروانفساکسی نیست دردی ازمادواکند من الله توفیق

Reply
no
0
yes
0
حسین قاسمی
1397/03/24 - 00:07
آقای مسئول درکتابی که نویسنده ان به نظرم فرانسوی بودحدود۸۰۰سال قبل مطالبی گفته بودمتولدین ۱۳۴۱منتظرکسی هستندکه نشانهایی ازان پدیدارشده به اسم اقاومولایمان علايمی ازظهورامام زمان پدیدارگشته بیاییدنشویدافرادی به دنبال خردجال البته درسال۱۳۶۹ شبی درخواب دیدم فقط اسب اقارامشاهده کردم ببینیدوقتی انسان درهرشرایطی میخواهد قسم جان امام زمان رابیاوردوای برکسی که بخواهدناروایادروغ بگویدکه بایستی جواب مادرش زهرا(علیه السلام)رابدهی چرااسم پسرمرابه دروغ برزبان آوردی وای بران پلیدیان زمان خیلی آقایان مسعول مواظب باشیدکه داریدچه برسرمامیاوریدبترسیدازاقا مولایم باصدای بلندبه من میفرمودنددادبزن امام زمان ظهور فرموده همیشه این کلمات امام زمان درونم راخالی کرده به حول قوه الهی بیراهه نرفته ام خیلی سوء استفادها میتوانستم انجام دهم اما ازصدای صوت اقاوحشت دارم من الله توفیق

Reply
no
0
yes
0
حسین قاسمی
1397/04/11 - 06:15
طلعت حق صورت صاحب زمان طاعت حق خدمت صاحب زمان حجةاللةوحبیب کردگار کس چه داند رتبت صاحب زمان انبیائ واولیائ برخوان دین ریزه خواردردولت صاحب زمان اوست ربانی آیات احد عزت حق عزت صاحب زمان دل بسی جان داداندرراه او یافت آخرصحبت صاحب زمان عارفان راز دارحضرتند سربخاک از هیبت صاحبزمان غیبت ابصارداردنی قلوب زاهل حس دان غیبت صاحب زمان عارفان هرگه یادش کرده اند دیده ازدل طلعت صاحب زمان وقتی که امام حسن باپدر بزرگوارشان عازم جای بودند بعد فوت رسوالله سوالی نمودندپدرسلیمان پیامبرازخداوندعزوجل سلطنت خواست خداهم باومرحمت فرمود فرزندم خداوند۷۳اسم داردکه پیرمن محبوب من جدت رسولالله ۷۲اسمالعظم میدانستندبه آموزش وازمن به فرزندانم منتقل گردید آصف بن برخیا یک اسم اعظم را میدانست که دریک چشم برهم گذاردن تخت بلقیس راازآن طرف دنیا دربرابر حضرت سلیمان ظاهرنمود ازهمه التماس دعادارم تابعد من الله توفیق

Reply
no
0
yes
0
حسین قاسمی
1397/04/21 - 04:56
دوستان برای یكمرتبه بیایید به زؤرگؤیان تآریخ بفهمانیم دوره قلدریها مخصوصا برای ملت ایران گذشته مافقط مدتی است شده ایم باعرض معذرت لؤلؤ سرخرمن مرگ یک بارشیون یكبار به این ترپ بی خاصیت بفهمانیم وقتی ایرانی وپای دررکاب میکند ازهیچی واهمه ندارد فقط الله اکبربلندؤتا قطرهایی خون دربدن دارد پاپس نمیكشد بیاحاج قآسم سلیمانی دستت رابه عنوان دست بآبلحوائج بلند کن من که ۵۷سال آزمحبوبم عمرگرفته ام آرزوی چندانی ندارم منوفدایی بشان پشت قایق های كه داریم به انها میبالیم که این مزدوران دراین برهه اززمان هرروزبرایمان نقشهای شومی نکشنداول امیدمان به خدای منان است وچشم به راه مقتدایمان خامنه ایی زمام که این بت پوشالی رابركند نه اینکه نگاه کنیم یک دلارخودشان رابه۱۰هزارتومان بفروشندازبس که نادانی اقتصاد دانایان ماترسووشرمنده بزدل هستندآقای من شماراقسم میدهم به جان مادرتان زهرا(ع)سلام مرحمتی کنیدواین جورسومهای که تیشه برداشته اند برریشه این مردم مظلوم بیاییدریشه آنهاراازبیخ وبون برکنیم آقای من همه چشم امید به شمابسته اند ناامیدشان مکنیدبه عنوان فدایی باتمام وجؤدم جان برکف فقط آرزودارم بایک کلمه این جان ناقابل درطبق اخلاص است برای لحظهلحظه آن سرشماری میکنم به امید آن لحظه منالله توفیق

Reply
no
0
yes
0
حسین قاسمی
1397/04/22 - 22:22
سلامی به گرمی این روزهای گرم تابستان یک روزدرخرمشهرخیلی گرم بود داخل آن سنگرهایی که خدامیداند احساس گرمانمیکردیم خبرآوردند فرمانده وقت آقای کوچک زاده برای بازدیدمیایند ازفرمانده گردان خبررسیددرسرتاسرخط هیچکس حتی یک گلوله به طرف عراق نیندازید ازگمرک خرمشهرتحویل گردان مابودتاشلمچه دراین مواقع من سرم درد میکرد برای اذیت کردن فرماندهای رده بالاخوب خودم گروهان ۲بودم رفیق داشتم هم گروهان ۳و۴به بچهاخبردادم آقایان واردخط شدند گروهان۳و۴چندگلوله به طرف عراقیهابیندازندخوشبختانه مانزدیکترین خط درکل جبههای مقدم بودیم میتوانید پیگیری کنید رودخانه اروند بین ماو عراقبهابود اگرمیرفتیم خاکریزجلوراحت نارنجك میتوانستیم روی سنگرعراقیها یعنی نزدیک ترین خطی بودیم که فاصله ماباعراق حداکثر۶۰متربود فقط میتوانستیم باخمپاره۶۰همدیگرراهدف قراردهیم خلاصه حدودساعت ۴الی۵بودکهازگروهان خبردارشدیم که آقایان بالباسهای تروتمیزواردمنطقه شدند چشمتان روزبدنبیند ازگروهان ۴مقداری تیراندازی کردندهمین برای عراقیهاکافی بودوآقایان ازسنگرمن ردشده بودندوچندلحظه ایی خبرنگاری که باآنهابود صحبتهایی بامن کردندجوابهایی دادیم هنوز چندقدم دورنشده بودند یکی ازبچهادادزدخمپاره زدند نمیدانید این آقایان باچه وضعی خودشان راروی زمین انداختند هنوزچندقدم نرفته بودند یکی ازبچهادادزدبخوابید چه دردسرتان بدهم حالا نخندکی بخندواقایان هم شده بودندهمرنگ خاکهایک لحظه متوجه شدم اقای کوچک زاده نگاه غضبناکی به فرمانده گردان کردوگفت همین منطقه آرام است وبخاطرشوخی وخندهای ماچندنفرفکرکنم به تهران نرسبده بودندکه دستورانتقال گردان راازخرمشهربه زبیدات عراق منتقل کردند واقعاجای بدی بودوخیلی ازعزیزان ودوستان مادران جهنم شهید شدندمن الله توفیق

Reply
no
0
yes
0
حسین قاسمی
1397/05/11 - 22:51
بعد از 56سال با پدری که عمرش را برای من گذاشت درمورخه10/5/۹۷به یارمعبودش شتافت و به الله پیوست دریغ ازیک نفرازبنیاد شهید باماهمدردی نماید





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.