02 مهر 1397/ ۱۴ محرم ۱۴۴۰
شناسه خبر : 59994
1397,یکشنبه 17 تير12:41
اشتراک گذاری در:
عکس روز

داستان صوتی «رنگ دیگر عشق»/صوت


این فایل صوتی مربوط به داستان «رنگ دیگر عشق» در کتاب عاشقانه های یک نسل سومی نوشته «سعیده نام آور» می باشد که در طی یک سال گذشته به چاپ دوم رسیده است.

داستان صوتی «رنگ دیگر عشق»/صوت

فاش نیوز- این فایل صوتی مربوط به داستان «رنگ دیگر عشق» در کتاب عاشقانه های یک نسل سومی نوشته «سعیده نام آور» می باشد که در طی یک سال گذشته به چاپ دوم رسیده است.

داستان مربوط به حال و هوای یک جانباز نخاعی در یک آسایشگاه است که دلبسته یکی از خانم های ملاقاتی می شود و ...

متن این داستان توسط " پیمان سلطانی" دکلمه شده است.


download

کد خبرنگار : 23


Reply
no
3
yes
12
محرم
1397/04/17 - 15:57
سلام
خداقوت
بسیار کار جالبی بود
و بسیار بسیار زیبا بود
خدا اجرتون بده که برای ایثارگران کارهای متنوع می کنید
صدا روان و دوست داشتنی!

Reply
no
0
yes
13
فامیل جانباز
1397/04/18 - 13:15
چقدر صداش قشنگه...کیف کردم
دمت گرم آقا پیمان!

Reply
no
0
yes
13
...
1397/04/18 - 13:20
تا حالا چند بار گوش کردم چقدر حستون قشنگه
آدم سیر نمیشه از شنیدنش!

Reply
no
0
yes
10
یه نفر
1397/04/19 - 17:12
سلام
بسیار زیبا بود
لطفا بقیه داستان ها رو هم بخونید

no
0
yes
4
همراه جانباز
1397/04/23 - 09:06
salam
ممنون از اینکه وقتی می گذارید تا داستان زندگی ایثارگران را به اشکال متنوعی بخوانید و برای مردم بیان کنید
خدا در دنیا و اخرت اجرتان دهد


Reply
no
1
yes
0
خانم رازقی
1397/04/20 - 13:56
خدایا اونا چقدر مهربان بودند و به ادم اطمینان می کردند . من ترسیدم چون فکر کردم من پرواز کردم رسیدم به اینا ولی اینا دارن یکی یکی پرواز می کنن می رن . من دلم نمی خواد شاهد پروازشون باشم . هر کی یه چیز می گه چهار ستون بدنم می لرزه . تا می تونم به رو خودم نمیارم اما از حد که گدشت به یه بهانه بهشون زنگ می زنم اگه لحن صداشون خوب بود دلم کمی آروم میشه اگه لوس بازی درآوردن و بخوان دستم بندازن یا واقعا حالشون بد باشه فقط خدا می دونه چند وقت شبانه روز منتظر یه خبرم . اون حاجی که خیلی سنگینه یه روز کارش داشتم . از زبانش درآمد مشکل جسمی پیدا کردم . باورم نمی شد . گفتم شما هم . با مهربانی گفت همه ما همین جوریم . اما باید صبوری کنیم . خدایا من اشتباه کردم . طاقت داغ هیچکدامشونو ندارم مخصوصا آشناها رو ... خودت یه فکری برام کن !
خوش به حال نوه حاج بخشی . دیدید زودتر از حاج محمد قبادی پرواز کرد . یه آرامش اینجوری می خوام . دیگه می ترسم به دیدنتون بیام .

Reply
no
0
yes
4
دوستدار ت
1397/04/25 - 14:53
پس بقیه داستان ها چی شد داداش؟
ما منتظر دومی ش هستیم

Reply
no
0
yes
4
س ن
1397/04/26 - 11:26
با سلام حضور تمامی مخاطبان گرانقدر و درود به عزیزانی که برای شهدا و ایثارگران قدمی برمیدارند.
ممنون و سپاسگزار صدای گرم آقای سلطانی که حقیقتا دلنشین این داستان را دکلمه کردند.
خواندن آنچه بر زندگی ایثارگران می گذرد و انتقال و به نوعی ارائه حال و هوای خوب یا بد و نمایش تلخ یا شیرین زندگی ایشان، هنری می خواهد که الحمدلله در آوای گرم این عزیز خوش بیان و خوش لحن بود و مهم تر از همه نیت خالص یک قلب ارادتمند و خوشدل که یقینا بر نتیجه کار اثر می گذارد.
دست مریزاد





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.