شناسه خبر : 59994
دوشنبه 23 دي 1398 , 16:38
اشتراک گذاری در :
عکس روز

داستان صوتی «رنگ دیگر عشق»/صوت

این فایل صوتی مربوط به داستان «رنگ دیگر عشق» در کتاب عاشقانه های یک نسل سومی نوشته «سعیده نام آور» می باشد که در طی یک سال گذشته به چاپ دوم رسیده است.

فاش نیوز- این فایل صوتی مربوط به داستان «رنگ دیگر عشق» در کتاب عاشقانه های یک نسل سومی نوشته «سعیده نام آور» می باشد که در طی یک سال گذشته به چاپ دوم رسیده است.

داستان مربوط به حال و هوای یک جانباز نخاعی در یک آسایشگاه است که دلبسته یکی از خانم های ملاقاتی می شود و ...

متن این داستان توسط " پیمان سلطانی" دکلمه شده است.

download

کد خبرنگار: 23
تلگرام
اینستاگرام
توییتر
سلام
خداقوت
بسیار کار جالبی بود
و بسیار بسیار زیبا بود
خدا اجرتون بده که برای ایثارگران کارهای متنوع می کنید
صدا روان و دوست داشتنی!
چقدر صداش قشنگه...کیف کردم
دمت گرم آقا پیمان!
تا حالا چند بار گوش کردم چقدر حستون قشنگه
آدم سیر نمیشه از شنیدنش!
سلام
بسیار زیبا بود
لطفا بقیه داستان ها رو هم بخونید
salam
ممنون از اینکه وقتی می گذارید تا داستان زندگی ایثارگران را به اشکال متنوعی بخوانید و برای مردم بیان کنید
خدا در دنیا و اخرت اجرتان دهد
خدایا اونا چقدر مهربان بودند و به ادم اطمینان می کردند . من ترسیدم چون فکر کردم من پرواز کردم رسیدم به اینا ولی اینا دارن یکی یکی پرواز می کنن می رن . من دلم نمی خواد شاهد پروازشون باشم . هر کی یه چیز می گه چهار ستون بدنم می لرزه . تا می تونم به رو خودم نمیارم اما از حد که گدشت به یه بهانه بهشون زنگ می زنم اگه لحن صداشون خوب بود دلم کمی آروم میشه اگه لوس بازی درآوردن و بخوان دستم بندازن یا واقعا حالشون بد باشه فقط خدا می دونه چند وقت شبانه روز منتظر یه خبرم . اون حاجی که خیلی سنگینه یه روز کارش داشتم . از زبانش درآمد مشکل جسمی پیدا کردم . باورم نمی شد . گفتم شما هم . با مهربانی گفت همه ما همین جوریم . اما باید صبوری کنیم . خدایا من اشتباه کردم . طاقت داغ هیچکدامشونو ندارم مخصوصا آشناها رو ... خودت یه فکری برام کن !
خوش به حال نوه حاج بخشی . دیدید زودتر از حاج محمد قبادی پرواز کرد . یه آرامش اینجوری می خوام . دیگه می ترسم به دیدنتون بیام .
پس بقیه داستان ها چی شد داداش؟
ما منتظر دومی ش هستیم
با سلام حضور تمامی مخاطبان گرانقدر و درود به عزیزانی که برای شهدا و ایثارگران قدمی برمیدارند.
ممنون و سپاسگزار صدای گرم آقای سلطانی که حقیقتا دلنشین این داستان را دکلمه کردند.
خواندن آنچه بر زندگی ایثارگران می گذرد و انتقال و به نوعی ارائه حال و هوای خوب یا بد و نمایش تلخ یا شیرین زندگی ایشان، هنری می خواهد که الحمدلله در آوای گرم این عزیز خوش بیان و خوش لحن بود و مهم تر از همه نیت خالص یک قلب ارادتمند و خوشدل که یقینا بر نتیجه کار اثر می گذارد.
دست مریزاد
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi