28 شهريور 1397/ ۰۹ محرم ۱۴۴۰
شناسه خبر : 61145
1397,چهارشنبه 21 شهريور10:17
اشتراک گذاری در:
عکس روز

ناگفته های سیدحسن نصرالله از فرزند شهیدش


خون هادی غیر از اینکه برکت خون یک شهید را داشت، به عنوان فرزند دبیرکل حزب الله، آثار مهمی برجای گذاشت. دیگر کسی نمی توانست بگوید که نصرالله خودش شعار می دهد و فرزندان مردم را به کشتن می دهد، اما بچه های خودش را پنهان کرده است.

ناگفته های سیدحسن نصرالله از فرزند شهیدش

فاش نیوز - دبیرکل حزب‌الله لبنان برای اولین بار در یک فیلم مستند از شهید هادی نصرالله سخن گفت.

تقریبا دو ساعت بعد از اینکه خبر شهادت هادی و اسارت پیکر او در دست صهیونیست ها رسانه ای شد، من سخنرانی داشتم و برادرانی که می دانستند من شخصیتی عاطفی دارم و در سخنرانی ها بسیار پیش می آید متاثر شوم، نگران بودند. اما در بین مردم و دوربین ها سخنرانی کردم و برای اینکه اسرائیلی ها هیچ دستاویزی برای جنگ رسانه ای خود پیدا نکنند، حتی عرق پیشانی ام را که روی صورت و چشم هایم می ریخت و آزارم می داد، پاک نکردم، تا آنها نتوانند با ترفندهای خود بگویند نصرالله در حال گریه است.
«سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله لبنان، پس از گذشت ۲۱ سال از شهادت نخستین فرزندش «سید محمدهادی» در یک گفت و گوی تلویزیونی ناگفته هایی درباره او را به زبان آورد.
 
شبکه تلویزیونی «المنار» وابسته به حزب الله لبنان برنامه ای را که به مناسبت بیست و یکمین سالگرد شهادت فرزند ارشد نصرالله و به ابتکار چند جوان لبنانی با عنوان «روح الامین» ساخته شده بود پخش کرد نامی که اشاره به پاره تن دبیرکل حزب الله یعنی فرزندش دارد.
 
یک سال پیش 5 جوان لبنانی پویشی را با نام ' بیستمین سالگرد شهادت فرزند نصرالله' به راه انداختند که این برنامه حاصل همان تلاش است.
 
سید مقاومت  برای نخستین بار به عنوان یک پدر شهید در برابر دوربین، از زندگی و شهادت فرزندش هادی سخن گفت.
 
سید هادی نصرالله یکی از شهدای جنبش مقاومت اسلامی در لبنان یعنی حزب الله است. وی 22 شهریور ماه سال 1376 در سن 18 سالگی، پیش از آزادسازی جنوب لبنان (درسال 79)، در درگیری رزمندگان حزب الله با متجاوزان اسرائیلی، به شهادت رسید.
 
پیکر شهید هادی نصرالله و 40 شهید دیگر به همراه 60 اسیر، سال بعد در مبادله با جسد نظامی صهیونیست به لبنان بازگشت و در «روضه الشهیدین» گلزار شهدای حزب الله در جنوب بیروت به خاک سپرده شد.
 
دوست داشتم فرزندم طلبه شود
نصرالله با بیان اینکه ویژگی هادی، آرامش روحی او بود، گفت: در 15 سالگی خودش به ما اعلام کرد که قصد پیوستن به صفوف مقاومت را دارد، اگر چه من از مدت ها پیش دوست داشتم تا فرزند اولم به حوزه برود و علوم دینی را فرا بگیرد و این راه را ادامه دهد. اما در خانه ما چیزی اجباری نیست و در فضایی از دوستی و البته روحیه جهاد و مقاومت، خود هادی به این جمع بندی رسید که چنین راهی را انتخاب کند.
 
دبیرکل حزب الله یادآور شد: در حال حاضر حزب الله، زیر سن 18 سال جذب ندارد، اما در آن بازه زمانی که در ابتدای راه مقاومت بودیم، پیش می آمد که رزمندگان پانزده شانزده ساله هم داشته باشیم، اما در عملیات های خطرناک از آنها استفاده نمی شد. بنابراین هادی در 15 سالگی که وارد مقاومت شد، دوره های مختلف رزمی را گذراند.
 
نصرالله گفت که با توجه به مسئولیت خود و اهمیت و حساسیت آن سالها، مدام مجبور به پیگیری امور بوده و در خانه حضور کمتری داشت و هادی بیشتر زیرنظر مادر خود تربیت شد.
 
هادی را خیلی ها نمی شناختند
دبیرکل حزب الله خاطرنشان کرد: هادی، شخصیتی نداشت که معمولا از جزئیات کارهایش صحبت کند، بنابراین من اطلاع زیادی نداشتم که او در کدام دوره یا کدام منطقه حاضر است. از این رو که همه جوانان مقاومت برای من مانند پسرم بود، به طور مشخص از هادی خبری از فرماندهان نمی گرفتم که اکنون کجاست، چه می کند، چه می خورد، چه می نوشد، حالش خوب است. بدین ترتیب فرماندهان هم که متوجه این مساله بودند، از او به من خبری نمی دادند.
 
وی افزود: هادی هم خودش را هیچ جایی معرفی نمی کرد و در بسیاری از پادگان ها، اردوگاه ها، و مناطقی که حاضر بود، کسی نمی دانست او کیست. پیش می آمد که دوستان نزدیکش هم پس از مدت دوستی می فهمیدند او فرزند من است و زمانی هم که به خانه آنها رفت و آمد می کرد، اهل خانه و دیگر جوانانی که با آنها نشست و برخاست می کرد، متوجه هویت او نمی شدند.
 
نصرالله با اشاره به اینکه در 18 سالگی هادی درخواست ازدواج کرد، گفت: زمانی که دختر مناسبی یافتیم با برگزاری مراسم بسیار ساده ای و عقد کرد، معمولا انسان در این دوره روحیاتش تغییر می کند و ترجیح می دهد خطر نکند، در عملیاتی شرکت نکند و اگر هم در این راه است، خطوط جلو نرود، تا اینکه ازدواج کند و دو سه سالی بگذرد و فرزندش را ببیند. اما هادی نه تنها چنین شد، بلکه عزمش بیشتر شده بود.
 
از دیدار آخر تا شهادت
سید مقاومت در بخش دیگری از این گفت و گو با اشاره به همان روحیه درونگرایی شهید هادی، اظهار داشت: روزی که او را دیدم، گفت «بابا عملیاتی در پیش است و ممکن است اجازه دهند در آن شرکت کنم» و با من وداع کرد. با حالت خاصی این را گفت، آن هم برعکس همیشه که از خودش و کارهایی که در مقاومت می کند به من و کسی چیزی نمی گفت. تعجب کردم و در خداحافظی برایش آرزوی موفقیت داشتم.
 
دبیرکل حزب الله افزود: معمولا برای عملیات هایی که در داخل نوار اشغال شده انجام می گرفت، اذن من را می گرفتند و از چگونگی و تعداد نیروها هم مرا با خبر می کردند. من عملیات ها را فرماندهی نمی کردم، اما هر چند ساعت یکبار از روند هر عملیات به من اطلاعات می دادند. با شروع عملیات ما از لحاظ روحی با رزمندگان بودیم و برایشان دعا و نماز می خواندیم و برای آنها صدقه می دادیم.
 
نصرالله ادامه داد: در طول چند سال این روند عادت شده بود، هر 4-5 ساعت می آمدند به من می گفتند مثلا رزمنده ها پیشروی کردند، سالم هستند یا شهید شدند یا اسیر، کارشان پیش رفته یا نرفته و از این دست اطلاعات. اما در آن عملیات هر نیم ساعت من را در جریان می گذاشتند، می آمدند و می گفتند اولین رزمنده شهید شد، ارتباط ما قطع شد. خب عملیات مهمی هم بود در منطقه «جبل الرفیع» ، اما چنین دقت و جزئیات تعجب برانگیز شد.
 
سید مقاومت گفت: یاد حرف هادی افتادم که موقع خداحافظی گفت ممکن است در عملیاتی مهم به او اجازه دهند جلو برود، احساس کردم که این همان است و هادی هم جزو شهداست و پیکرش هم به دست اسرائیلی ها افتاده است. بنابراین خودم را آماده کردم ولی از آن‌ها نپرسیدم هادی بین آن جوان هاست یا خیر. چرا که این جوانان برای من مثل هادی بودند.
 
 
جنگ رسانه ای نصرالله و صهیونیست ها
دبیرکل حزب الله در ادامه خاطرنشان کرد: پس از چندی اسرائیلی ها متوجه شدند که یکی از آن شهدا فرزند من است و می خواستند با پیکر معامله ای پرهزینه تر از همیشه داشته باشند که ما نپذیرفتیم و گفتیم همه پیکرها برایمان یکی است.
 
وی اضافه کرد: تقریبا دو ساعت بعد از اینکه خبر شهادت هادی و اسارت پیکر او در دست صهیونیست ها رسانه ای شد، من سخنرانی داشتم و برادرانی که می دانستند من شخصیتی عاطفی دارم و در سخنرانی ها بسیار پیش می آید متاثر شوم، نگران بودند. اما در بین مردم و دوربین ها سخنرانی کردم و برای اینکه اسرائیلی ها هیچ دستاویزی برای جنگ رسانه ای خود پیدا نکنند، حتی عرق پیشانی ام را که روی صورت و چشم هایم می ریخت و آزارم می داد، پاک نکردم، تا آنها نتوانند با ترفندهای خود بگویند نصرالله در حال گریه است.
 
 
میراث شهادت
نصرالله در پاسخ این سوال که هادی از شما چه چیزی گرفته بود، تاکید کرد: این من بودم که از هادی دریافت های زیادی داشتم. او با ثبات و عزمش در این راه به من درس داد و با شهادتش به من عزت بخشید. ضمن اینکه پس از شهادت او باعث شد تا علم من به یقین تبدیل شود. چراکه من همیشه از شهادت و داغ عزیز و مقاومت و صبر سخن می گفتم اما ملموس نبود. دانستن یک چیز با درک آن بسیار تفاوت دارد. من با شهادت هادی این احساس را با تمام وجودم فهمیدم. زمانی که خبر شهادت یکی از جوانان می آید متوجه می شوم که الان پدر و خانواده او چه حسی دارند.
 
سید مقاومت افزود: خون هادی غیر از اینکه برکت خون یک شهید را داشت، به عنوان فرزند دبیرکل حزب الله، آثار مهمی برجای گذاشت. دیگر کسی نمی توانست بگوید که نصرالله خودش شعار می دهد و فرزندان مردم را به کشتن می دهد، اما بچه های خودش را پنهان کرده است.
 
منبع: ایرنا

 




شهید هادی نصرالله     سیدحسن نصرالله     حزب الله لبنان                                
Reply
no
28
yes
0
1397/06/21 - 11:27
ای کاش ان روز هر چه سریع تر بیاید که ما هم بتوانیم برای سیدحسن نصرالله شهید شویم.





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.