23 آذر 1397/ ۰۶ ربيع الثاني ۱۴۴۰
شناسه خبر : 61395
1397,شنبه 07 مهر08:07
اشتراک گذاری در:
عکس روز

فرزند شهیدی که ضامن شد و گرفتار!


میثم کامرانی امیری- جناب شهیدی ریس و سرپرست یتیمان بالحق حتما خوبی که این همه سمت داری. شما درخشت میبینی وما درآینه چند بار است درخواست بلاعوض دارم و دراین همه سال حتی یک بار هم نگرفتم عزیز.

من فرزند شهید از بابل هستم و دچار مشکل حاد مالی هستم. خانمم ازم داره بخاطر بی پولی جدا میشه طلبکارهام.. هرروز ت و اداره دارند آبروریزی می کنند و آبروی من را می برند یک خونه پر از رطوبت دارم که ازبوی بد آن اصلا نمیشه توی اون خوابید. حتی حیوانات هم اذیت می شدند تا برسه به انسان ها..

خانمم همیشه در منزل پدرش هست واصلا به تلفن من جواب نمیده. مشکل ما فقط بی پولی هست. حق هم داره. مردی که پول نداره مثل یک مرده متحرک هست. مادرم که از زمان شوهر کردن حدود 27سال ازدواج کرد وازهمون روز اول تمام حقوقش دست شوهر خدانشناسش ؛ بوده من حدود 13ماه به خاطر خرید خونه درسال 86 آپارتمان طبقه 4 بدون آسانسور بخاطر فروختن پیکانم بیکار شدم. چون راننده مخابرات بودم. اونم به صورت شرکتی و ماهی تقریبا 90 الی 100تومن حقوق داشتم. بازهم شکر کار می کردم تا آبرویم حفظ بشه اما این مادر بی رحم حتی از حقوق پدرشهیدم. یک ریال هم به من نمیداد تا آبرویم سر سفره پیش زنم حفظ بشه. کلا" با من از اولش خوب نبود. یه جورای بی رحمه.

 ولی همیشه من اتکالم به خدا بود. خدا کمک کرد. سال 87رفتم دانشگاه علوم پزشکی بابل مشغول شدم. اولش منشی پزشکان بودم. بعد چند سال تلاش ونشون دادن خودم وخوش آمدن مسئولین بالا دستی، شدم مسئول اسناد پزشکی.

 همه چیز داشت خوب پیش میرفت که به اصرار پدر خانمم؛ ضامن باجناقم شدم. 100میلیون تومن اونم زمانی تازه خونه طبقه 4زیر قیمت فروختم چون اسانسور نداشت. کسی نمی خرید و بد میخریدن وبعدش حومه شهر یه خونه حیاط دار خیلی قدیمی با وام 57/5 میلیونی بنیاد مسکن 4 درصد و پس اندازم و تعمیرات منزل تونستم خودم رابالا بکشم. اما از شانس بد یا نداشتن تجربه اون منزل پر رطوبت اساسی بود و هست که با هیچ خرج بی اصولی درست نمیشه .درواقع به خاطر بی تجربگی ونبودن بزرگتری.

مشاور املاک شیاد سرمون را شیره مالید؛؛ گفتم بوی رطوبش انقدر هست حیوان هم نمیتونه تحمل کنه وشدم ضامن باجناقم. چند ماهی نگذشت یهو باجناقم مفقود شد وهیچ خبری ازش نشد. با کلی چک برگشتی که همه چک ها بنام خانمش هم بود وپدر خانم من که ساکن تهران هست؛ 200میلیون هم ضامنش شد تا دخترش پیشرفت کنه ؛؛نگو که بی وجدان قصد رفتن داشت حتی به زنش هم رحم نکرد...

 من که تازه داشتم با بی رحمی های مادرم کنار می آمدم وداشتم برای خودم مثل آدم زندگی می کردم، یهو 100میلیون بدهکار بانک شدم به خاطر ضمانت؛؛؛ وپدر خانمم خونه /باغ /زمین کشاورزی در شمال را.. ماشین زیر پایش رافروخت؛؛ تادخترش(زن باجناقم) که چک ها بنامش است زندان نرود. من هم دیگه بااین بدبختی هایش نمیتونم سراغ پدر خانمم برم یعنی رفتم. اون دیگه نداره که بده.. حدود 10میلیون ازبدهی دامادش(باجناقم) را به حساب من ریخت ..من هم ماشین وطلای خانمم و پس انداز راجمع کردم و روی هم 40 میلیون با 10میلیون پدر خانم 50میلیون راپاک کردم اما بانک بعد ..مشوق الوصول شدن قسط ها حساب حقوق اداره ام رابست؛؛ ودیگه پولی برای خرج روزمره ندارم. خانمم هم بخاطر قرقر(داد وفریاد ) من که حقم هم دارم چون بخاطر شوهر خواهرش بدبخت شدم... چند ماهی هست که دیگه خونه نمیاد(یا ازمن خجالت میکشه یا ازدست قرقر کردن من خسته شد).. اونم هم حق داره.

 الان دارم بایک چشم اشک که تار تار میبینم برات مینویسم ..پدرم ؛سرپرستم ؛بزرگم؛ نماینده رهبر عزیز ؛ومعاون رئیس جمهور عزیز؛ و رئیس کل بنیاد شهید وامور ایثارگران-- فکرم به جایی نمی رسد. بگوئید چکار کنم؟ خودکشی! اگر این کارو کنم واقعا جهنمی میشم یا پیش پدرم بهشت میرم؟

 نامه من باعث خنده شماهم شد اشکال ندارد؛ حداقل کمی سبک میشم سبک مغزی می کنم. ازتون درخواست بلاعوض می کنم. شما به سنگینی و باوقار بودنتان؛ من راببخشید اگر میشه یک قرار ملاقاتی باهاتون داشته باشم .خیلی خوشحال میشم من که لیاقت ندارم با رئیس جمهور عزیزم ملاقات کنم اصلا" ما را نگاه می کنند؛؛ ولی ای کاش میشد حداقل شما را از نزدیک ببینم؛ چند روز پیش که با کلی امید و دعا کردن راهی تهران شدم؛؛ به قصد اینکه شما راببینم ..ولی دوستان اجازه ملاقات را ندادند! خیلی توراه با خودم حرف زدم و گریه کردم. چرا نمیتونم بزرگ مردان راملاقات کنم واقعا دیدن شما انسان های بزرگ و علامه وبه خدانزدیک بودن سعادت می خواهد.. گفتم بنویسم شاید دیدید اگر دیدید بدونید همه بد نیستند.. هستن کسایی که شما را ندیده هم دوست داشته باشند...

 افرادی میان تو فضای مجازی خرافاتی را به شما نسبت میدن. حضرت علی وقتی تو محراب شهید کردند.. وقتی دشمن ها شنیدند؛ می گفتند. مگر علی(ع)نماز میخوانده است.. در دروازه رامیشه بست؛؛ امادر دهن مردم رانمیشه بست؛ تو کانال های مختلف ازشما بد میگویند که چند بار مخالفت کردم .منو بلاک کردند ؛اخه ازچهره پاک و مظلومتان معلوم هست که چقدر شایسته هستید. اگر نبودید این همه پست های؛ بزرگ نداشتید. البته سمت معنوی شما را خدا میداند. اگر می شود ببینمتان؛و روی ماهتان راببوسم؛میدانم مشکلم تا قدر زیادی حل خواهد شد.. ولی چه کنم کم سعادتم که دوستان(کارمندان) سر دفتر شما نمی گذارند؛البته شنیدم اقای امانی شده مدیر کل حوزه دفتر ریاستتان. خوشحال شدم ایشان را به صورت مجازی می شناسم ومیدانم انسان شایسته ای است.. ای کاش میشد ایشان یه  لطفی را درحقم میکرد ویک نوبت حضوری برای دیدار روی ماهتان برایم درست می کرد علی ایحال دستمان کوتاه است ولی ازدور واز ته قلبم به شما درود می فرستم. اگر بشود مشکلم حل شود. هروقت شما به ذهنم درهرساعت شبانه روز خطور کنید چه دستم رابگیرید یا نگیرید دعایتان میکنم انشاله سالم وسلامت باشسد


کد خبرنگار : 20


فرزند شهید     بابل     ضامن     فاش نیوز     باجناق                        
Reply
no
0
yes
0
1397/07/10 - 00:01
خود کرده را تدبیر نیست .

Reply
no
0
yes
0
همسرشهید
1397/07/10 - 06:35
برادرمحترم شهیدی اگه خیلی خوب باشه میادمعوقات چندسال مانده خانواده هاروپرداخت میکنه تااین همه بدبختی گریبان مارونگیره این آقاباری ازدوش من وشماکم نمیکنه فقط مگراینکه خدابه دادت برسه .بنده خونه ام سوخت اواره هستم هرکاری میکنم مبلغ کمی درحدود دوسه تومن نمیدن که آواره کوچه وخیابون نشم من یک زن هستم .خداوند انشالله اوناروتووضعیت بدی قراربده انشالله تابفهمن ماچه میکشیم





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.