27 خرداد 1398/ ۱۴ شوال ۱۴۴۰
شناسه خبر : 62826
1397,چهارشنبه 05 دي13:51
اشتراک گذاری در:
عکس روز

رزمنده ی دیروز، راننده ی امروز


رزمنده ی دیروز، راننده ی امروز -  سلام؛ از رزمنده هایی صحبت کنید که آه در بساط ندارند ... سال های خوش دوران نوجوانی را در خاک و خون و فقط به عشق رهبر عزیزشان و میهن گذراندند... اسباب بازیشان تفنگ بود و نگاه به جنگ و آتش ... اما اکنون سنشان از دهه چهل گذشته و بچه هایی که بزرگ شده اند ... بچه هایی که نوزادی را بدون پدر گذراندند و پدر در جبهه مشغول دفاع بود از ناموس و وطن.

اما حالا این پدر مو سفید کرده اما دستش خالی است و شرمنده جلوی اهل و عیال و دوست وآشنا. چون خانه اش خالی است از آنچه غیر رزمنده ها دارند. چون خانه اش ال ای دی ندارد برای چشم خواستگارهای دختر دم بختش ... چون پول ندارد برای داماد کردن پسر سی ساله اش ...

او این بار دوباره وارد میدان نبرد می شود؛ اما این بار تفنگش فرمان ماشین است و دشمنش مسئولینی که سی سال حتی به فکرش نبودند ... جانباز نبود ... شهید هم نبود، اما او فقط و فقط یک رزمنده بود. کاش کاش ...!


کد خبرنگار : 19


رزمنده     جنگ     مسئولین                                
Reply
no
0
yes
3
محمد
1397/10/05 - 19:29
قریب به اتفاق جانبازان و رزمندگان چون در عنفوان جوانی درگیر جبهه و جنگ بودند و متاسفانه اثار منفی مجروحیت و مشکلات جبهه و جنگ مانع از ادامه تحصیل و پیشرفت این عزیزان شده که هر قشری چه رزمنده وچه جانباز به نوعی با مشکلات جبهه و جنگ درگیرند که متاسفانه در هیچ کجای قوانین مملکت دیده نشده متاسفانه

Reply
no
0
yes
3
بهرام
1397/10/05 - 20:48
سلام به عزیزان همرزمان دیروز و معسرین امروز عزیزان هیچ کارنکردن میدانید چرا چون بچه گریه نکرده که مادر شیر دهد چون مارزمندگان فکرمیکردیم یک مسوولی داریم ولی حالا شنید که گفتن رزمندگان متولی نداشتن چون حرف ناحق میزنند باید جواب داد اون کسی که گفته باید جوابگو باشد مگر تو متولی ما نبودی جناب من یک جوان 18 الی 20 ساله بودم از خوشگزرانی گذشتم آمدم جنگ دوستان من نیامدن جنگ حالا اونها ماشینهای شاستی بلند سوار میشن ولی من خرهم پیدا نمیکنم سوار بشم من بحرف شما که ریس من بودید آمدم جنگ کردم بداز 30 سال چیزی ندادید که هیچ تازه میفرماید که رزمندگان متولی نداشتن که از حقوقشان دفاع کند ریس منکه تو باشی باید متولی نداشته باشم این حرف آقایان بتراز مرگ است ماهم عرض کردیم شماها بشکمها برسید ماهم خدای داریم مثلا ما را به کمسیون میفرستن میری دکتر نگاه نمیکند رد میکنند بابا خوبه بگوید از اول نیا چرا اینتور کمسیون تشگیل میدهید بهتراست بگویند آقایان ما زمان جنگ به شما احتیاج داشتیم حالا دیگر نداریم برید گم شوید این بهتراز اونکه برم کلی پول خرج کنم بد دکتر به پرونده من نگاه نکنه حالا حاضر هستیم از گشنگی بمیریم ولی پا به بنیاد نگزاریم چون کسی آنجا نشسته که برسی میگوید دروغ میگوی همین واسلام

Reply
no
0
yes
1
ناشناس
1397/10/05 - 23:52
سلام ، مشکلات مشابه در کشور کم نیستند ، آقای رئیس جمهمور عزیز می فرمایند ، دولت وضع مالیش خوبه ، سرمایه دارد ، چطور میشه این متن را خواند و آرام گرفت و چیزی نگفت ، آقا زاده های گرامی همین مردی که الان در امرار و معاش خود مانده و درد زندگی خود را به نگارش کشیده ، امنیت پدران شما را حفظ کرده که اکنون دردآمد یک ماهه این مرد پول یک صبحانه شما ها است ، از بیانات این رزمنده عزیز اینطور استنباط میشود که وی با کسی ارتباط نداشته که بتواند شغل ابرومندی را دست و پا نماید ولیکن این ارتباط برای خیلی ها به راحتی اتفاق می افتد و هیچ گونه مانعی وجود ندارد ، جالبه چندی پیش دوستی تعریف می کرد شخصی به نام مهرجو با برقراری ارتباط نزدیک با مسئولین شرکت پست موفق شده در فاصله بسیار کم دو فرزند خود را در پست استان گیلان مشغول بکار نموده است ! چرا این امکان و ارتباط برای ابن رزمند گرامی وجود ندارد .

Reply
no
0
yes
3
صادق
1397/10/09 - 08:45
سلام
من هم جانباز ۵۵درصد و الان راننده اژانس هستم

Reply
no
1
yes
0
حمید
1397/10/11 - 08:58
با سلام .خدمت برادران دیروز وهم دردان امروز سلام .علت این همه ظلم مسئولین به جانبازان سرفراز و رزمندگان خان برکف یکی اینکه ماها از اول کم توقع بودیم وهرزمان خواستیم حرفی بزنیم اول ضلاح ملکت را دیدم بعد خودرا اما خوبی که از حد بگذرد..... حالا هم باید برای گرفتن حق همه عزیزان دوبار جمعی حرکتی انجام دهیم .چ.ن در این زمان خوشبختانه مسئولین گرفتار تجملات . خوش گذرانی وسفرهای اروپایی ، خرید ملک در اروپا برای فرزندان کجا به فکر ما هستند حق گرفتنی است. حال جنگی نیست که ما ها بجنگیم اقایان در پستو قایم شوند وجنگ که تمام شد در بیایند وبگوبند ماهم بودیم .دکی- حالا جنگ منسب،ریاست است ماهم که اهل آن نبودیم ونیستیم کجا یادشان از بچه رزمندها می اید که صادقانه جنگیدن تمام مشکلات فعلی این انقلاب در حال حاضر از همینه . حالا هم دوستان عزیز حق گرفتنی است. وچه عیبی داره رزمندگاه ، جانبازان و... خود حزبی سیاسی نداشته باشند تا حقوق پایمال شده شان دفاع کند آن هم دفاع همانند دفاع مقدس والسلام کوچیک همه شما

Reply
no
0
yes
1
بهرام
1397/10/11 - 15:55
باسلام آفرین دفاع از حق وحقوق حق ماس چرا حقوق خودمان را نگیریم تا یک غربگرا پیدا بشه ببره کانادا اونوقت بچه من پول دانشگاه پیدا نکند بی سواد بماند فردا زیر دست این غربگراها بشود آقایان در بنیاد و برنامه و بودجه نشستن هیچکدام انقلابی نیستن اینها ضد بچه های جبهه وجنگ هستن باید پاکسازی شود نیروی انقلابی گذاشت تا درد بچه های دردمند را بفهمد

Reply
no
0
yes
2
حمید
1397/10/14 - 11:34
عملیات کربلای 5 و کربلای 8 در منطقه شلمچه در تیپ 24 پدافند شیمیایی امام سجاد(ع) حضور داشتم و به همراه برادر محترم حاجی زاده در خرمشهر حضور داشتم و شیمیایی شدم یادم نمی رود که پشه ها روی چاله های بمب های شیمیایی میچرخیدند ولی تمام کارکنان سازمان آب (که وظیفه آب رساندن به جبهه را داشتند به در شب و هنگام خواب به شهادت رسیده بودند) تمام سنگرها پر از افرادی بود که در خواب به شهادت رسیده بودند. بسیجیهای زیادی در آن شب به دلیل حمله شیمیایی دشمن به با خودروها اعزام می شدند تا جای نیروهای آسیب دیده از حمله شیمیایی را بگیرند آن هم بدون ماسک و امکانات ضدشیمیایی خوب بسیاری از آنها هم اکنون شیمیایی هستند و به دلیل نداشتن برگه ...درمانگاه نمی توانند از مزایای درمان و غیره بهره مند شوند. من هم با فردی پاسدار وظیفه چیزری به درمانگاه لشکری که متعلق به لشکر مربوط به قم مراجعه کردم سوله بزرگ با تمام عظمتش پر از مجروح بود و یک کیلومتر هم صف بود همراهم به من گفت برویم خیلی شلوغ است. برگشتیم و دیدم آبریزش بینی دارم و کمی سرفه و چشمانم هم آفتاب تند جنوب را انگار عینک آفتابی زده ام و از پشت فیلتر می بینیم . خلاصه بعد از چند روز با همان لباسهای آلوده به خانه بازگشتم و هنگام دوش گرفتن متوجه شدم تمام لباسهایم بدلیل مواد شیمیایی مثل آبکش سوراخ سوراخ شده مادرم گفت برو دکتر ، گفتم برو خدا را شکر که سرپا هستم. سالها اذیت شدم بدون اینکه از درمان برخوردار باشم هم اکنون هم در شروع خواب هرشب گلویم بشدت خشک می شود و حالت قلقلک به گلویم دست می دهد و خوب هم برایم کوفت می شود اما چندین بار بار مراجعه کردم درصد بگیرم و با جواب منفی دکتر ها مواجه شدم می خوام ببنم اگر تا امروز دوست نداشتیم بگیریم و حالا دوست داریم بگیریم چرا مانع می شوند براحتی دکترهای متخصص ما را رد می کنند بچه هایی که نمی دانند شیمیایی یعنی چه؟ فقط برای بچه دار شدنم به پول امروز طی 20 سال 1/5(یک و نیم میلیارد) تومان هزینه کرده ام. خوش به حال آن دکترها و خوش به حال این سیستم که براحتی بارها از خود سلب مسئولیت کرده است. حالا آیا سهم من 1% هم نیست دوست نداشتم تا حالا درصد بگیریم ولی حالا که می خواهم بگیرم چرا با مانع تراشی روبرو می شوم.

Reply
no
0
yes
2
جانباز شیمیایی 1
1397/10/20 - 11:37
عوارض ناشی از حضور در جنگ

جانباز شیمیایی 1- عوارض و بیماری های ناشی از مجروحیت و یا حضور در جبهه ها در رزمندگان و ایثارگران و جانبازان و آزادگان که در جبهه حضور داشته انددر ذیل برای آگاهی این عزیزان می آید:

1- رزمندگان وکلیه عزیزان جانباز و آزاده که در خط مقدم ویا جایی حضور داشته اند که صداهای مهیب انفجار ادوات جنگی یکسره درکنارشان به گوش می رسیده، این عزیزان بعد از چند سال صداهایی در گوش مانند وزوز و یا صدای زنگ و یا صدایی که ناهنجار می باشد را می شنوند ودچار کاهش شدید شنوایی در یک گوش و یا هردو می شوند که نیاز به سمعک پیدا می کنند!

متأسفانه این عارضه همه گیری که با مطالعه بر روی چندین رزمنده وجانباز به دست آمده واکثر این عزیزان نسبت به هر صدایی که بلند باشد به شدت تحریک پذیر می باشند. در ضمن به دلیل بلند کردن اجسام سنگین وقرار گرفتن طولانی ستون فقرات در شرایط نامتعارف اکثرا" ...

Reply
no
0
yes
1
غلامرضا
1397/11/02 - 13:47
اینجانب رزمنده هشت سال دفاع مقدس از سن 13سالگی در منطقه کردستان کوهای سربه فلک کشیده درمحورهای دیزلی دمیو پایگاه شهید ابراهیم دهلران محور جانوران تاسال 66و67ازدست چپ مجروح گردیده وباباند پیچی به خدمت داوطلبانه ادامه داده تااین لحضه هیچ کس احوال مارا نمی پرسند که چه کار میکنی وحتی جزو سابقه خدمدتی محسوب نمی گردد چون داو طلبه رفتی گناه ما این است چرا داو طلبانه به جبهه رفتی خدا بزرک





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.