شناسه خبر : 63150
شنبه 29 دي 1397 , 12:02
اشتراک گذاری در :
عکس روز

گفت‌وگو با «سیدمحمد جوزی»، رزمنده بسیجی و برادر دو شهید و دو جانباز (بخش پایانی)

رزمنده آتش به اختیار و رسانه شهدا

بنیاد شهید بعد از فتنه ۸۸ ما را از گلزار شهدا برداشت. در زمان فتنه، ما اجازه نفس کشیدن به کسی ندادیم. چندین حرکت در سر قبر "ندا آقاسلطان" انجام دادند که ما جلوی این حرکت ها ایستادیم و خلاصه آنجا را با چنگ و دندان حفظ کردیم اما مرا از آن جا برداشتند و به جای دیگری منتقل کردند و

فاش نیوز -  در بخش نخست گفت و گو با «سیدمحمد جوزی»، رزمنده، برادر دو شهید و دو جانباز دفاع مقدس که با عنوان «آقای دوربین واقعی» منتشر شد، درباره مبارزات انقلابی اش در دوران پیش از انقلاب، حضور و اقدامات و فعالیت هایش پس از پیروزی انقلاب و با شروع جنگ تحمیلی، درجبهه های جنگ و دفاع مقدس، و ادامه فعالیت هایش پس از پایان جنگ و ورودش به بخش فرهنگی و تبلیغات بنیاد شهید پرداختیم.

در بخش دوم و پایانی این گفت و گو ادامه فعالیت های این فعال حوزه فرهنگ ایثار و شهادت در زمینه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، مقابله با فتنه گران در منطقه چیذر و امامزاده علی اکبر(ع) و مسایل و مشکلاتی که اخیرا" در حوزه فعالیتش رخ داده و انتقاداتش نسبت به عملکرد فرهنگی و تبلیغاتی بنیاد شهید و امور ایثارگران برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت انعکاس یافته است.

فاش نیوز: جرقه جمع آوری خاطرات و وصایای شهدا از کجا به ذهنتان خطور کرد؟

- مدت 17سال من هر روز به مکان گلزار شهدا می رفتم؛ چون اعتقاد داشتم شهدا زنده اند و زنده ترین شهر دنیا همینجاست. من در این 17سال هر چه به دست آوردم، از اینجا بود. در اینجا با افرادی آشنا شدم که تازه فهمیدم با آن همه کار، چقدر عقب هستیم. از شهید "حسین فهمیده" و برادرش "داود فهمیده" تا 4000 شهید گمنام و شهدای شاخصی همچون شهید چمران و...

بعد از چند سال متوجه شدم خانواده شهدا که به سر مزار فرزندشان می آیند، می تواند سوژه مناسبی باشند. مثلاً مادر شهید "کشوری" می آمد و 2 ساعت با من صحبت و درد دل می کرد و بعد می رفت. پدر شهید "فهمیده" می آمد و خاطرات فرزندش را تعریف می کرد. به ذهنم رسید که چرا این خاطرات را ضبط نکنیم. این جرقه 15-16 سال پیش در ذهنم زده شد و ماحصل این ضبط و ثبت ها تا همین امروز 15000 مصاحبه است. ما حتی از خارجی هایی که برای بازدید از گلزار شهدا می آمدند هم مصاحبه داریم.

 

فاش نیوز: امکاناتتان در چه حدی بود؟

- از 15-16سال پیش احساس کردم خاطرات شهدا را باید جمع آوری کرد چرا که پدران و مادران شهدا یکی یکی از دنیا می روند. بنابراین با دوربین های بسیار سنگین پی 170  مصاحبه ها  را از ابتدا با کمترین امکانات که هم باید سوال می پرسیدم و هم صدابرداری می کردم، آغاز کردم. متاسفانه مسئولان هیچ امکاناتی در اختیارمان نمی گذاشتند بنابراین  افراد داوطلبانه و مشتاق به کمک می آمدند. مثلاً می گفتیم: شما یک ردیف از شهدا را انتخاب کنید و هر آنچه که برایتان جالب است را یادداشت کنید و برایمان بیاورید. برای مثال شهید "مصطفی ابراهیمی مجد" یک مهندس 27ساله تنها شهیدی است که به صراحتاً گفته بود: «من به خدمت امام زمان(عج) رسیده ام.» یا سه شهید و یا پنج شهیدی که چهار برادر و پدر در یک ردیف  آرمیده اند. از سویی از دانش آموزانی که برای بازدید می آمدند نیز بر سر مزار این شهدا می بردیم و روی آن ها کار فرهنگی انجام می دادیم و این موارد را مکتوب می کردیم.

اتفاقاً همین یکی دو هفته اخیر مقام معظم رهبری روی کار روی آثار شهدا چندین بار تاکید فرمودند که به سراغ پدران و مادران شهدا بروید؛ ایشان در ادامه فرمودند: هر چند خیلی از آنها فوت کرده اند، به سراغ همسران شهدا بروید. ما هم دقیقاً این کار را از 15سال پیش آغاز کردیم. البته آن زمان هم باز به طبق فرمان ایشان بود که هنوز خیلی از حرف ها گفته نشده و بروید و ثبت و ضبط کنید. در حقیقت روی سخن حضرت آقا با بنیاد شهید، سپاه و بسیج بوده است.

 از سال 72 که من به بنیاد آمدم تا به امروز، تمام این برنامه ها را ما به بنیاد تحمیل کرده ایم. اوایل که من تازه آمده بودم، فکر می کردم هر شهید در بنیاد پرونده ای دارد و حساب و کتابی؛ درحالی که از کسی که خبری نبود، شهید بود و تنها یک معرفی نامه از مدرسه و دانشگاه. حتی برخی از شهدا عکس پرسنلی هم نداشتند. بر این اساس ما آمدیم و معاونت پژوهشی بنیاد را بنا کردیم که در حال حاضر هفت میلیون آثار با شرایط ویژه در آن جا نگهداری می شوند. این ها همه دستاورد کارهای ما بوده است و البته شخص آقای "رحیمیان" ریاست بنیاد شهید ارادت خاصی به این مسائل داشت.

زمان ایشان ما اولین تصویر شهید 200 متری را کشیدیم. آقای رحیمیان گفت: تا حالا چنین کاری صورت نگرفته بود، هر بار که می گفتم تمثالی از یک شهید را بکشید، یا می گفتند: دیوار نمی دهند، یک بار گفتند: مجوز نمی دهند! گفتم: روی دیوار بنیاد شهید که می توانید بکشید. دست آخر با هزینه چندین برابر برای ما این کار را انجام دادند اما شما به این راحتی و با کمترین هزینه یکی پس از دیگری این کار را انجام می دهید. تازه بچه های ما زیارت عاشورا می خواندند و با وضو بالای داربست می رفتند، آن هم با اختناق شدید شهرداری فاسد زمان کرباسچی که اجازه چنین کارهایی را اصلاً نمی داد.

برای مثال جامعه المصطفی قم هنوز هم که من 15سال است در آنجا نیستم، زمانی که می خواهد گروه دانشجویان خارجی خود را برای بازدید از گلزار شهدای بهشت زهرا(س) بیاورد، با بنده تماس می گیرد که شما برای روایت و توضیح بیایید.

 فاش نیوز: از تاثیرگذاری این کار بر روی بازدیدکنندگان خاطره ای به ذهنتان مانده است؟

- بله؛ یک روز سر مزار "شهید فهمیده" یک گروه از دختران دبیرستانی را آورده بودند. دیدم یکی از آنها منقلب شده و به شدت گریه می کند. از مربی او سوال کردم که چرا اینطوری شده؟ گفت: او می گوید که پدر و مادر من یک عمر است که به من می گویند: حسین فهمیده دروغ است و این داستان را برای گول زدن جوانان ساخته اند! الان که سر مزار او هستم و با توضیحات این حاج آقا، تازه فهمیدم که برادر شهید فهمیده هم  به شهادت رسیده است. از این صحنه ها بسیار دیدیم و از فرم هایی که در آخر بازدید بین آنها توزیع می کردیم، تاثیرگذاری کارمان را به وضوح می دیدیم. و یا برای مثال وزارت دفاع اخیراً هفته ای 150 نفر از نیروهایش را از 8 صبح تا 2 بعدازظهر در اختیار ما می گذارد و به اذعان خود این افراد، بهترین اردویی که تا به حال رفته بودند، این جا بوده است.

 

فاش نیوز: از دیگر اقداماتی که در این چند سال انجام داده اید، برایمان بیشتر بفرمایید.

- برپایی موزه مرکزی شهدا(تقاطع خیابان فرصت - طالقانی)، موزه شهدای امامزاده چیذر با 1000 متر مساحت موزه که با حضور سردار «صیاد شیرازی» افتتاح کردیم. یاد داده بودیم از مدارس، پایگاه های بسیج و... برای بازدید می آمدند و ما هم برایشان از شهدا و اتفاقات دفاع مقدس تعریف می کردیم که واقعاً تاثیرگذاری بی نظیری داشت.

در این مدت خانه "شهید رجایی" را هم خریدیم و موزه شهید رجایی را هم ایجاد کردیم.

 اوضاع خوب بود تا زمانی که پدر شهید "جشنی" (جوان ترین شهید شمیران) که بنده ایشان را به عنوان مسئول موزه شهدای چیذر گذاشته بودم، گفت: مشکل قلبی پیدا کرده ام و باید بروم و هیچکس هم نمی تواند اینجا را اداره کند. خواهش می کنم خودت بیا وگرنه این جا از بین می رود. چیذر با 570 شهیدی که در آن جا مدفون هستند، به دست ما ساخته شده اما اوقاف مدعی سرسخت آن است. بنیاد هیچ انگیزه ای برای حفظ این مراکز ندارد.

چندین سال پیش من به نتیجه رسیدم که اگر بخواهیم به این مسئولان متکی باشیم، کلاهمان پس معرکه است! بنابراین یک مرکز مستقل برای خودمان راه اندازی کردیم. حدود ده، بیست جوان و بانوی زینبی را که (دو دختر خودم هم در آن فعال هستند) فیلم ها و عکس شهدا را جمع آوری کنند و آلبوم هایی را که هرکدام 100، 150 و یا 200 صفحه می شود را طراحی و چاپ می کنند که یک نسخه آن را به خانواده شهیدِ منظور و نسخه دیجیتال آن را هم برای حفظ و نگهداری، پیش خود نگهداری می کنند که بحمدلله بدون تحمیل هیچ هزینه ای برای نظام درحال اجراست و اعضای آن هم فی سبیل الله و صلواتی پای این کار آمده اند.

تهران با 27000 شهیدی که در خودش جای داده، ما موفق شده ایم تاکنون 15000 مصاحبه یعنی 60 درصد از خانواده شهدا و همرزمان شهدا را داشته باشیم که همه آنها در سایت "روایت ایثار" موجود است. یعنی اگر 2، 5 و یا 10بار هم که از یک فرد مصاحبه گرفته باشیم، با زمان و تاریخ مصاحبه و همچنین توضیحات اجمالی از شهید و با یک کد مشخص شده است؛ یعنی مصاحبه ای که پانزده سال پیش گرفته شده به راحتی قابل دسترسی است. هر مسجدی معمولاً 30-40 شهید دارد. اسامی آنها را می گیریم و خیلی زود آثار آنان را به صورت یک آلبوم تهیه می کنیم و در اختیارشان قرار می دهیم.

درحال حاضر شهدای مساجد شاه آبادی با 50 شهید و همچنین شهدای ده ونک را تمام کرده ایم و آلبوم های آنان را هم تقدیم کرده ایم.

تا این که به امامزاده چیذر آمدیم. چیذر در منطقه یک مستقر است. گفتیم که اگر زیر نظر منطقه یک برویم، بعد از چهل سال دوندگی برای انقلاب و خانواده شهید و رزمنده، حالا باید زیر نظر کسانی می رفتیم که معاونت آن، نیروهای زیردست ما بودند اما به خاطر شهدا قبول کردیم. گفتم: اولین کاری که باید بکنم این که خاطرات، آثار و مصاحبه با پدران و مادران  570 شهید را آماده کنیم که البته تاکنون بیش از 450 شهید را کار کرده ایم. 120 شهید باقیمانده را متاسفانه هیچ نشانی از آن نداریم و متاسفانه بنیاد شهید هم نشانی از آنها ندارد. البته درصدد هستیم که از آنها هم نشان و آدرسی بیابیم برای مثال سر مزار این شهدا کاغذ چسبانده ایم که اگر این شهید را می شناسید و یا از خانواده آنها اطلاعی دارید، به ما اطلاع بدهند.

موزه شهدا و همچنین چند شهید مدافع حرم را راه اندازی کرده ایم. آثار آنان را دریافت کرده ایم، مصاحبه خانواده هایش را انجام داده ایم. حتی از افرادی که از شهرها و استان های دیگر برای زیارت قبور شهدا می آیند و خواهر و یا مادر یک شهید هستند هم مصاحبه می کردیم. خاطرم هست آخرین مصاحبه ای گرفتیم، از برادر شهیدی از منطقه بویین زهراست. یعنی این مصاحبه ها فقط مختص شهدای تهران نیست و 10درصد کار برای شهدای شهرستان هاست.

بحمدالله کارآفرینی هم کرده ایم. بسیاری از بانوان این مصاحبه ها را می برند و در منزلشان پیاده می کنند و از سویی فرهنگ ایثار و شهادت را  زنده می کنند. به قول یکی از دوستان که می گفت: «اگر ما روزانه یک میلیون تومان به یک جوان بدهیم و او را پای درس یک شهید بنشانیم، برد کرده ایم.» خوش به حال این افراد که داوطلبانه و صلواتی این کار را انجام می دهند.

فاش نیوز:  در حال حاضر چند نفر در این مرکز مشغول فعالیت هستند؟

- 30 نفر هستند. این را هم اضافه کنم که اربعین دو سال گذشته یک حس خاصی برای اطعام به یاد شهدا و اهل بیت(ع) پیدا کردم. البته هنوز هم این اطعام دادن برای شهدا و اهل بیت(ع) برای بسیاری فاش نشده است. ما در کل سال گذشته سنگری در موزه شهدای چیذر ساختیم و سفره ای درون آن پهن کردیم. در داخل همان سنگر ظروف مسی و با رعایت کلیه مسایل بهداشتی و طب سنتی با وضو غذا پختن و غذای سنتی روزی 200 تا300 غذا به زائرین شهدا می دادیم. یعنی زائرینی که برای زیارت قبور شهدا می آمدند، پس از برپایی نماز جماعت، موقع صرف ناهار می گفتیم: همه میهمان شهدا هستید. برای بانوان هم داخل موزه سفره پهن می کردیم. جوان وقتی وارد سنگر می شد، راویان جبهه هم داخل سنگر خاطره تعریف می کردند. واقعاً تاثیر و برکات عجیبی داشت اما امسال موفق نشدیم. 

 

فاش نیوز: در حال حاضر گره و مشکل اصلی کجاست؟

- البته یکی از کوتاهی هایی که در حق ما شد، این بود که بنیاد شهید بعد از فتنه 88 ما را از گلزار شهدا برداشت. در زمان فتنه، ما اجازه نفس کشیدن به کسی ندادیم. چندین حرکت سر قبر "ندا آقاسلطان" انجام دادند که ما جلوی این حرکت ها ایستادیم و خلاصه آنجا را با چنگ و دندان حفظ کردیم اما مرا از آنجا برداشتند و به جای دیگری منتقل کردند و دستمان از آنجا کوتاه شد.

از آنجایی که می گویند: "عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد"، چند ماه پس از فتنه، معاونت فرهنگی آقای "علیدادی" در منطقه 3  گفت درخواست آمده که خیابان ملاصدرا را به عنوان این شهید نامگذاری کنید. گفتم: کدام شهید؟ گفتند: یکی از شهدای ایام فتنه! گفتم: من دربه‌در به دنبال یک شهید حزب اللهی می گشتم که در فتنه شهید شده باشد. داشتم بررسی می کردم، دیدم نام یکی از کشته شدگان فتنه با اعمال نفوذ در بنیاد، شهید محسوب شده و برای او حقوق مقرر کرده اند و حالا هم می خواهند یک خیابان را به نام او نامگذاری کنند! استعلام گرفتم و در اینترنت جستجو کردم، این آقا را با شال سبز و پیام های تسلیتی که مخالفان نظام برای پدر او ارسال کرده اند دیدم. این ها را که دیدم، گفتم: من زیربار چنین کاری نمی روم. یکی از مسئولان بنیاد در همان منطقه3 به من گفت: یعنی چه که من نامگذاری نمی کنم؟ گفتم: او فتنه گر بوده و شهید هم نیست. جواب داد: ما نوکریم و به اصطلاح مرده شور و امر ولی فقیه است! گفتم: ولی فقیه هیچ وقت با چنین کاری موافقت نمی کنند. قطعاً ایشان درجریان نستند. گفت: شما هم انجام ندهید، من انجام می دهم. من هم تا این صحبت را شنیدم، نامه اش را به "رجانیوز" دادم و جریان را برایشان تعریف کردم. رجانیوز هم این اطلاعات را پخش کرد. تازه آن موقع بود که آقای زریبافان متوجه شد زیر مجموعه اش چه غلطی می کنند. دو روز بعد در نماز جمعه حاضر شد و گفت: اصلاً چنین چیزی صحت ندارد و کلاً آن را انکار می کنیم. شنبه صبح علیدادی آمد و گریه کرد که پدرم درآمد. گفتم: من گفتم که چنین کاری نکن! خلاصه ما آمده بودیم که جلوی چنین کارهایی را بگیریم.

موضوع دیگر آن که مدت چهار سال است که از امامزاه چیذر حدود هزار نفر را برای اربعین ثبت نام می کنیم که امسال چهارمین سال آن بود. به این ترتیب که برای آنان ویزا می گرفتیم، قطار ثبت نام می کردیم، با هزینه بسیار کم؛ یعنی سال اول 250هزارتومان، سال دوم 400هزارتومان، سال سوم 500 و امسال با آن گرانی با 750هزارتومان جمعیت را برای ده روز به کربلا بردیم. با این توضیحات که برای خانواده شهید، جانباز، برای دانش آموزی که باید آن صحنه ها را ببیند و درس بیاموزد و عوامل و دست اندرکاران رایگان ثبت نام کردیم که البته اسناد آن به همراه عکس های آن موجود است.

ما با قدرت این کارها را انجام داده ایم اما بنیاد در این چند سال حالی هم از ما نپرسید. زمانی که شهرداری یک سرویس بهداشتی در یکی از پارک ها احداث می کند، کلی برای آن اعتبار و بودجه ردیف می کند اما بنیاد شهیدی که 570 شهید امامزاده چیذر را که قدمتی 20ساله دارد و فردی مانند حقیر که این همه خدمات انجام داده ام، یک بار نشده بیاید بپرسد چیزی لازم ندارید؟ فقط بنیاد شهید منطقه یک در دو هفته طول سال (پنج شنبه هفته دفاع مقدس و پنج هفته شنبه دهه فجر) که غبار روبی شهداست، به زور ماموریت و حق ماموریت یک ساعتی در گلزار می آیند؛ درصورتی که من شش سال را هیچوقت سال تحویل کنار خانواده ام نبودم.

ما در گلزار شهدای چیذر مشغول به کارمان بودیم. یک روز بدون اینکه سوال و جوابی بشود و بدون کمترین تحقیقی، نامه ای به دست من رسید مبنی بر این که شما باید اینجا را سریع تحویل بدهید و دیگر نباید آنجا باشید و... درحالی که در اینجا کلی آثار شهدا و سلاح است. به ساختمان مرکزی بنیاد رفتم و گفتم: موضوع چیست؟ یکی از دوستان ما آنجا بود، گفت: آقاسید چند نفر از زائرین پیاده روی اربعین که با شما آمده بودند، شکایت کردند، گفتم: پولشان را برنگردانده اید. من گفتم: شما به جای اینکه آنها را به ما معرفی کنید تا ما طلب آنها را بدهیم، چرا می خواهید مرا جابه جا کنید؟ گفتند: مسائل دیگری هم هست. گفتم: خب این افراد چه کسی بودند؟ گفتند: نمی توانیم اسامی بدهیم.

 

فاش نیوز: موضوع طلب پول چه بود؟

- بعداً من متوجه شدم ویزایی را که دولت ابتدا سیصد و اندی اعلام کرد و بعد آن را به دویست و اندی رساند، این افراد همان سیصد و اندی را واریز کرده بودند که باید کارت ملی خود را به بانک می دادند و بانک باقی پول را که صد و اندی بود به آنان بازمی گرداند و این افراد به بانک مراجعه نکرده بودند و فکر کرده بودند که پولشان دست ماست؛ البته ده پانزده نفر در این میان پولشان واقعاً دست ما بود که وقتی به بانک مراجعه می کردند و آنها می گفتند: اسامی شما نیست و به ما مراجعه کردند و باقی پولشان را دریافت کردند؛ اما متاسفانه عجولانه اقدام به نوشتن نامه کرده بودند و بعد هم دیده بودند قضیه مننتفی است؛ اینجا بود که دانستیم قضیه چیز دیگری است.

بعد فهمیدیم که رییس منطقه با دلخوری گفته که آقای جوزی کار خودش را می کند و در اربعین هم بدون گرفتن مرخصی، ترک خدمت کرده است! در صورتی که نگهبان و خدمه و یک کارمند دیگر هم که در مهران موکب داشتند، رفته بودند و فقط من مانده بودم. گفتم: آقای فلانی ششصد نفر به امید من ثبت نام کرده اند، من که نمی توانستم اینجا بمانم. اینجا اوقافی است، نگهبان دارد و مشکلی پیش نمی آید، من نمی توانم که نروم. گفته بود: نه، باید خودش برگه مرخصی را اینجا بیاورد تا من امضا کنم. گفتم: من صلاح نمی دانم دو ساعت با ماشین بیایم و یک برگه برای شما بیاورم، کاری که شما خیلی راحت می توانید انجام بدهید، من این کار را نمی کنم.

 

فاش نیوز: کاروان شما مجوز کربلا را داشت؟

- بله، مدیر قبلی جانبار دکتر "صیمیمی" مجوز داده بودند و آقای "شه روش" شاهد این قضیه هستند و ما چهار سال است که این اعزام زائر به کربلا را داریم و از سویی این مسئله هیچ ارتباطی با بنیاد نداشت. این کار از سوی هیئت روایت ایثار با مجوز خودش انجام داد؛ منتها محل ثبت نام موزه شهدای چیذر بود و ما امسال هم بهترین خدمات را به زائرین ارائه داده بودیم. حتی زائرین را به جای اینکه با اتوبوس بفرستیم، برای راحتی زائرین همه را با قطار فرستادیم. از شلمچه رفتیم تا بر سر یادمان شهدای شلمچه هم رفته باشیم. ما برای خواهر و برادر شهید هم تخفیف ویژه دادیم که هر کدام فقط با صد هزار تا دویست هزار تومان به کربلا رفتند و کلی هم دعایمان می کردند. البته این کارها تنها به دوش من نبوده و بچه های دیگر هم پای کار بودند و کمک می کردند.

 

فاش نیوز: برداشت شما از این حرف ها چیست؟

- فردی که این کار را می کند، هیچ سنخیتی با شهید و شهادت ندارد. شاید اصلاً رنگ جبهه را هم ندیده باشد و رابطه ای به مسندی راه پیدا کرده و اصلاً حال ما و خانواده شهدا را درک نمی کند. آخرین موردی که من از ایشان سراغ دارم، آن که یک نفر آمد و به من گفت: از دست من کاری ساخته نیست. خانواده ایشان در ماشین بی حجاب بودند و ماشین آنها توقیف شده، شما یک کاری بکن. گفتم: به شرطی که اسم مرا به او نگویید. گفت: چرا؟ بگذارید اسمتان را بگویم. گفتم: نه  و خلاصه اقدام کردیم و ماشینش را آزاد کردیم.

 

فاش نیوز: درحال حاضر خواسته‌تان چیست؟

- ما در مقابل این خدمات، نه تشویقی شده ایم، نه خدماتی گرفته ایم، همکاری که نشده هیچ، دائم هم کارشکنی می کنند. خواسته ای هم از هیچ کس جز از شهدا و ارواح شهدا که همواره ناظر اعمال ما هستند، نداریم و هیچکس هم نمی تواند کاری بکند. ما تا آخر راه ایستاده ایم.

فاش نیوز: صحبت پایانی؟

- صحبت پایانی من این است که شهدا "ریشه" هستند. اگر ما بخواهیم این ریشه ها را به جوانان بشناسانیم و منتقل کنیم، هیچ فرهنگی بالاتر از شهید و شهادت قابلیت آن را ندارد. با توجه به تهاجم کثیف فرهنگی که به گستردگی درحال پیشتازی است، ما هم همه توان خود را روی تقویت این راه گذاشته ایم. شاید یکی از دلایلی که من از پدر و مادر شهید مصاحبه می گیرم، همین است.

مادرشهید «پلارک» هیچ جایی مصاحبه نکرده اما من دوبار با ایشان مصاحبه کرده ام. تنها راه انتقال این فرهنگ که یک سوی آن به فرهنگ عاشورا و سوی دیگر آن به رهبری و منویات حضرت امام(ره) وصل می کند، زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت است.

الان هم شهید «محمدجواد تاجیک» روی فرهنگ شهید کار می کند، آن جانباز نخاعی است کار می کند و اگر در حال حاضر ممکلت ما روی پای خود ایستاده، به برکت خون شهداست و آخرین جمله آن که اگر به مدیریت ما بود، کشور بیست و چهار ساعت هم دوام نمی آورد و معنی این که هم امام(ره) و هم مقام معظم رهبری معتقدند که امام زمان(ع) این مملکت را حفظ کرده، همین است.

والسلام

گفت‌وگو از صنوبر محمدی

کد خبرنگار: 23
تلگرام
اینستاگرام
توییتر
اجرتون با شهدا.
خداروشکر که هنوز طالبان حق و حقیقت زیادند
جای تقدیر از این برادر مون آقای جوزی که این همه خدمت برای شهدا انجام دادده چوب لای چرخش گذاشتن. هموطنجلل الخالق از این بنیاد
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردنمایشگاه مجازی کتاب تهرانصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi