02 خرداد 1398/ ۱۹ رمضان ۱۴۴۰
شناسه خبر : 63768
1397,دوشنبه 22 بهمن17:02
اشتراک گذاری در:
عکس روز

رد خون؛ ماجرای نیمروزِ نشست پرسش و پاسخ


آخرین نشست رسانه ای سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر از آن《ماجرای نیمروز؛ردخون》شد.

رد خون؛ ماجرای نیمروزِ نشست پرسش و پاسخ

فاش نیوز- آخرین نشست رسانه ای سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر از آن《ماجرای نیمروز؛ردخون》شد.

به گزارش خبرنگار فاش نیوز، نشست خبری فیلم «ماجرای نیمروز؛ ردخون» با حضور محمدحسین مهدویان (کارگردان)، هادی حجازی‌فر، جواد عزتی، مهدی زمین‌پرداز، حسین مهری، محمد عسگری، بهنوش طباطبایی و هستی مهدوی(بازیگران)، سید محمود رضوی (تهیه‌کننده)، ابراهیم امینی (نویسنده)، هادی بهروز (مدیرفیلمبرداری)، کامران حجازی (مجری طرح)، ایمان کرمیان (طراح جلوه‌های ویژه میدانی)، سینا قویدل (طراح جلوه‌های بصری)،  حبیب خزاعی‌فر (آهنگساز)، شهرام خلج (طراح گریم) و با اجرای حمیدرضا مدقق در آخرین روز جشنواره فیلم فجر برگزار شد.

روایت فیلم 《ماجرای نیمروز؛ رد خون》اینطور است که خرداد ۶۰ در پی عزل ابوالحسن بنی صدر از مقام ریاست جمهوری، سازمان مجاهدین خلق جنگ را به خیابان و مرزها می رساند. رد خون کشیده می شود تا ساعت ۱ بامداد ۶۷ در پادگان اشرف که رهبری سازمان اعزام نیروها را برای انجام عملیات و تصرف تهران اعلام می کند. نیروها ابتدا قصرشیرین و بعد کرند را در روز ۳ مرداد ۶۷  و در شامگاه همان روز نیز اسلام آباد غرب را تصرف کردند و قصد گرفتن کرمانشاه را داشتند که با درگیری تنگه چارزبر در بامداد ۴ مرداد ۶۷ بوسیله ی  بمباران نیروهوایی برمی گردند به اسلام آباد و بیرون رانده می شوند.

 اما از آنجایی که فیلم نه مسئله ی عملیات مرصاد بلکه چالش میان نیروهای امنیتی و نفوذ اعضای سازمان مجاهدین خلق به داخل آنان است قصه ی فیلم حوادث زندگی افشین و کریم از اعضای رده بالای دستگاه امنیتی کشور با سوابق روشن و مهم را در بر می گیرد که سیما زن افشین که خواهر کریم نیز می باشد در سال ۵۹ هنگام حضور در جبهه به اسارت نیروهای عراقی در می آید و پس از انتقال به اردوگاه اسرا در فرصتی به سال ۶۵ توسط سازمان مجاهدین خلق پس از شکل گیری پادگان اشرف به آنجا منتقل و عضوگیری می شود و در مرداد سال ۶۷ پس از پایان جنگ، افشین و کریم که با دیدن عکسی سیما را شناسایی می کنند در ۵ مرداد ۶۷ به غرب می روند تا در کارخانه قند اسلام آباد او را پیدا کنند که در آنجا با عباس زریباف فرمانده عملیات نیروهای سازمان مجاهدین روبرو می شوند و او را می کشند که سال ها پیشتر در سال ۶۰ مسئول شنود دستگاه امنیتی کشور بوده و هنگام بازداشت از کشور فرار کرده و به سازمان مجاهدین که از ابتدا جزء اعضای آن بوده می پیوندد. در حالی که سیما در ۶ مرداد ۶۷ قصد آمدن به تهران را دارد تا فرزندش فاطمه را که حالا دیگر ۷ سال سن دارد بیابد. از طرفی دیگر صادق مقام بلند پایه امنیتی که به افشین و کریم ظنین شده است از ۹ مرداد ۶۷ خانه مسکونی افشین در شهرک اکباتان را زیر نظر می گیرد تا در ۴ شهریور ۶۷ که یکی از نیروهای سازمان سیما (خواهرلیلا) را لو می دهد از قضا سیما به قصد دیدن  دخترش فاطمه راهی اکباتان می شود و آنجاست که افشین برای گفتگو به نزد او می آید و کمال هم از بالای یک بلندی یک چشم در دوربین تفنگ برای شلیک به خواهرش سیما را دارد و یک چشم پر از اشک و اینجاست که باید تصمیم بگیرددر حالی که صادق نیز تمامی آنها را از نظر می گذراند...

مهدویان در ابتدای این نشست گفت: ماجرای نیمروز ۱ را که ساختیم به هر حال یکسری شخصیت جذاب در این فیلم بودند که همان موقع فکر کرده بودیم که قصه دیگری را با این شخصیت‌ها تعریف کنیم.
او درباره تحقیقات پیش از ساخت فیلم توضیح داد: این موضوعی بود که درباره آن قبلا کار کرده بودیم. حدود یک سال و نیم روی این موضوع تحقیقات صورت گرفت که در اختیار نویسندگان قرار گرفت.
رضوی ضمن خسته نباشید به اصحاب رسانه گفت: این کار به لحاظ پروداکشن بسیار سخت است. سوژه، سوژه خاصی است و قاعدتا روی لبه تیغ راه رفتن است. بعد از شروع کار همه چیز طبق روال پیش رفت. تا امروز مشکلی پیش نیامده و همکاری‌های لازم هم با ما صورت گرفته است.
در ادامه نشست، جواد عزتی درباره حضور در این فیلم گفت: داستان این فیلم نسبت به ماجرای نیمروز ۱ حدود 7 سال گذشته بود و ما به این فکر می‌کردیم که در این 7 سال به آن‌ها چه گذشته و آن‌ها چطور آدم‌هایی شده‌اند. می‌خواستیم که این تغییر را نشان دهیم.
مهدویان درباره ساخت قسمت‌های بعدی این فیلم گفت: واقعیتش این است که هنوز چنین برنامه‌ای نداریم.
او در پاسخ به این سوال که چقدر مانند ابراهیم حاتمی کیا خودش را سرباز نظام می‌داند بیان کرد: من مطابق عقاید خودم فیلم می‌سازم. فیلمساز وابسته نمی‌شود. حالا بقیه می‌توانند تعابیر خودشان را داشته باشند.
هادی حجازی فر،در پاسخ به سوالی در مورد تغییر شخصیت کمال در دو فیلم ماجرای نیمروز گفت: یکی از سختی های کار بچه هایی که در قسمت اول فیلم هم بازی کرده بودند، این بود که شخصیت آن ها جا افتاده بود و طرفدارانی داشت. نکته مهم این بود که ما بتوانیم شخصیت هایی که از ما خواسته شده بود را بتوانیم بازی کنیم. با توجه به وجود تناقضاتی که در شخصیت های فیلم در دو قسمت ماجرای نیمروز وجود داشت، این کار ما را سخت می کرد.
مهدویان در پاسخ به سوالی در مورد حجم انفجار بالای سر صحنه فیلم گفت: این حجم از انفجار می توانست برای بچه ها حادثه ساز باشد کما اینکه حوادث کوچکی هم اتفاق افتاد اما خدا را شکر که همه زنده ایم.
در ادامه این نشست، بهنوش طباطبایی در پاسخ به سوالی در مورد نقشی که در این فیلم بازی کرد گفت: من پیشنهادات مختلف را طی این مدت نپذیرفتم و صبر کردم تا نقشی به من پیشنهاد شود که اولویتش فیزیک و ظاهر نباشد. وقتی آقای رضوی به من پیشنهاد این کار را دادند، بسیار خوشحال شدم چون می خواستم باز هم تجربه کار با ایشان را داشته باشم. وقتی فیلمنامه را هم خواندم، خیلی بیشتر مشعوف شدم و از نقشم لذت بردم. ضمن اینکه این فیلم را قرار بود آقای مهدویان بسازند. کارگردانی که کارهایشان به دل همه مردم نشسته و برای هر بازیگری افتخار است که با ایشان کار کند. آقای مهدویان فیلمساز سفارشی از طرف مردم هستند. این نقش البته چالش های زیادی هم برای من داشت چون من آورده هایی هم از فیلم سیانور با خودم داشتم. جنس زن سازمانی ای که من در دهه 50 قبل از انقلاب بازی کردم با زن سازمانی ای که در سال 67 بازی کردم متفاوت است.

هستی مهدوی هم درباره حضورش در فیلم «ماجرای نیمروز؛ رد خون» گفت: نزدیک شدن به این نقش سخت بود. چون مابه‌ازا نداریم اگر هم داریم در دسترس نیستند. زمانی که آقای مهدویان به من پیشنهاد بازی در این نقش را دادند می‌دانستم که قرار است که فیلمنامه خوب بخوانم. در ابتدا جذابیت‌های فیلمنامه مرا درگیر کرد. خشونت درون فیلم مرا بسیار درگیر کرد. او تاکید کرد: همان سکانسی که در اواسط جنگ اتفاق می‌افتد بسیار مرا درگیر خودش کرد. ما حدود یک ماه در شهرک دفاع مقدس تمرین می‌کردیم و برای نزدیک شدن به نقش هیچ‌کدام از این‌ها بی‌تاثیر نبوده است.
در ادامه نشست بهنوش طباطبایی از شهرام خلج به خاطر اجرای گریمش تشکر کرد.

ابراهیم امینی نویسنده فیلم هم در پاسخ به این سوال که آیا فکر نمی‌کنید داستان خانوادگی بچه‌های اطلاعات زیادی فیلم را تحت تاثیر قرار داده است؟، گفت: طبیعی است که به نظرمان می‌آمد که اینطور نیست. باید بازتاب‌ها را ببینم و بفهمیم تصورمان درست بوده است یا نه. این فیلم‌نامه هم مثل کارهای قبلی که با حسین انجام دادیم به لحاظ داستانی متکثر و در کنار هم جلو می‌روند. هر چه به پایان می‌رسیم، این داستان‌ها بهم نزدیک می‌شوند.
او درباره سرنوشت عباس زری‌باف گفت: او در عملیات مرصاد کشته می‌شود. آن بخش که چگونه و توسط چه کسی کشته می‌شود را خودمان تخیل کردیم. بخش‌هایی که تاریخ درباره‌اش نظری نداده از خودمان تخیل کردیم. افشین را خودمان ساختیم. کمال ما به ازای واقعی دارد. امینی تاکید کرد: این چیزی که در فیلم می‌بینید، سرنوشت واقعی کمال نیست.

محمود رضوی تهیه کننده فیلم، در مورد اکران نسخه اصلی فیلم گفت: اگر در مورد خشونت موجود در فیلم بخواهیم صحبت کنیم، باید بگوییم که خشونت موجود در عملیات مرصاد جدی است. حمله ای که سازمان منافقین به کمک دشمن ترتیب داده اند، با خشونت بسیاری همراه بوده و دفاع در مقابل آن ها هم قطعا با سلام و صلوات نبوده است. بنظرم خشونتی که در فیلم به کار رفته چندان غیرطبیعی نیست.

مهدویان در مورد شباهت بین شخصیت کمال و موسی در فیلم ماجرای نیمروز و لاتاری گفت: برنامه ای برای این شباهت نداشته ام اما اگر چنین شباهتی ایجاد شده چندان از آن بدم نمی آید.
مهدویان در مورد احتمال جایزه نگرفتن فیلمش در جشنواره امسال و اینکه آیا اگر جایزه نگیرد بازهم در جشنواره حضور خواهد داشت، گفت: مهم ترین خواسته ما از جشنواره فیلم فجر بحث اکران فیلم هایمان است. جشنواره فجر یک اکران کوچک برای حدود 20 هزار تماشاگر است و ما با این تماشاگران در ارتباطیم و تعامل داریم و زمینه خوبی برای اکران فیلم فراهم می شود. هر 4 فیلمی که ما طی 4 سال اخیر ساخته ایم در جمع 5 فیلم برتر آرای مردمی قرار گرفت. اگر داوران به ما جایزه بدهند خوشحال می شویم اما اگر جایزه هم ندهند ما به اهداف مان در جشنواره رسیده ایم.
عزتی در پاسخ به این سوال که اگر سیمرغ نگیرد چه واکنشی نشان می‌دهد گفت: من فکر می‌کنم اگر واکنش بلد بودم، الان جایگاه محکم‌تری در سینما داشتم.
حجازی‌فر در پاسخ به همین سوال گفت: فکر می‌کنم کار هیئت داوران به خاطر فیلم‌های مهمی که در جشنواره فیلم فجر هست، بسیار سخت است. امسال از طریق برخی از رسانه‌ها به هیئت داوران فشار می‌آید. امیدوارم اتفاق خوبی برای گروه ما بیافتد. هر نتیجه‌ای که بیرون بیاید، من به شخصه از هیئت داوران پشتیبانی می‌کنم.
رضوی در ادامه گفت: ما روزهای سختی را در پیش داشتیم. ما کاری را انجام دادیم و نتایج دیدن فیلم با مردم برای ما خوب بوده است. اگر جشنواره از فیلم استقبال کند، خوشحال می‌شویم. اگر استقبال نکند برای همکاران دست خواهیم زد. فیلم‌های بعدی را هم با دلخوشی مردم خواهیم ساخت.
مهدویان در مورد حذفیات فیلم و میزان آن گفت: در مرحله مونتاژ برخی سکانس های فیلم بنا به دلایلی حذف شده است اما من میزان دقیق آن را یادم نیست.
مهدویان در پاسخ به سوالی در مورد طراحی صحنه شهر بغداد گفت: بغداد یکی از چالش های اصلی ما بود. ما به بغداد دهه 80 میلادی نیاز داشتیم. در نهایت با همکاری دکتر شجاعی و سینا قویدل با تلفیقاتی توانستیم این صحنه ها را بسازیم.
او در مورد عدم نمایش محسن رضایی در عملیات مرصاد و همچنین کوتاه تر شدن فیلم گفت: خیلی افراد در این عملیات حضور داشته اند مثل آقای هاشمی،شمخانی،محسن رضایی و... اما نکته اینجاست که فیلم ما در مورد عملیات نیست بلکه داستانی دیگر را در دل عملیات پیش برده ایم. ضمن اینکه فیلم به نسبت نسخه هیئت انتخاب چندان هم کوتاه نشده است.
مهدویان در پاسخ به سوالی در مورد اینکه آیا کسی جز او و محمود رضوی می توانستند به سمت ساختن چنین فیلمی بروند گفت: دوستان از عقبه کار ما خبر ندارند. ما سختی هایی داشته ایم که این فیلم را بسازیم.
رضوی همچنین در پاسخ به سوالی در مورد اکران عید فیلم گفت: فیلم ویژگی هایی دارد که حتما در لیست نامزدهای اکران نوروز قرار می گیرد اما این که به ما اکران بدهند یا نه دست ما نیست. اگر بتوانیم اکران عید را بگیریم حتما این کار را می کنیم.
حجازی فر درباره انتقاد از شخصیت کمال در این فیلم گفت: خیلی برداشت دم دستی و سطحی ای نسبت به کمال در این یادداشت گفته شد. من درک می‌کنم بسیاری از دوستان طرفدار دو آتیشه کمال بودند. همه از کمال قطع امید کردند و به سمت صادق رفتند.
او درباره حضور نیافتن در فیلم قصر شیرین بیان کرد: من از پارسال درگیر فیلم قصر شیرین بودم. بخشی از فیلمنامه برای من نوشته شد. قرار بود ماجرای نیمروز در تیر ماه کلید بخورد. به دلایلی به شهریور ماه افتاد. من از آقای میرکریمی عذرخواهی کردم. می‌دانم او از دستم ناراحت شد. چون فیلم ماجرای نیمروز2 بدون شخصیت کمال نمی‌توانست ساخته شود. تئاتر که همیشه بوده است.
حسین مهری درباره نقش‌ عباس زری باف گفت: راجع به نقش عباس زری باف، این نقش در ماجرای نیمروز ۱ کمتر بود. اما در قسمت دوم از نقش های محوری بود.
او درباره اینکه چرا کمتر در سینما حضور دارد بیان کرد: مقداری از تلویزیون دور شده بودم که کمتر کار کنم. می‌خواستم خودم را آماده کنم که در سینما بیشتر کار کنم. مقداری هم نگران بودم. او تاکید کرد: این شخصیت چون منفی است، نگران بودم که بازخوردها بد باشد. اما هنوز یک بازخورد منفی نسبت به این شخصیت نداشتم.
محمود رضوی همچنین در پاسخ به سوالی در مورد بازخورد احتمالی سازمان منافقین و تهدید شدن توسط آن ها گفت: ما خبری از این اتفاق نداریم اگر کسی خبری دارد به ما هم بگوید.


گزارش از: تورج اردشیری نیا


کد خبرنگار : 20


فیلم فجر     جشنواره     نیمروز     فاش نیوز                            




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.