01 خرداد 1398/ ۱۸ رمضان ۱۴۴۰
شناسه خبر : 64864
1398,پنجشنبه 08 فروردين11:34
اشتراک گذاری در:
عکس روز

تکلیف به وظیفه


محمدعلی شاکری جانباز جنگ تحمیلی - درود خدا بر تمامی شهدا  از صدر اسلام تا به امروز

 بنده محمدعلی شاکری به عنوان سرباز و از مدافعان کشور در جنگ تحمیلی

اما خاطره ای از امیر شهید صیاد شیرازی

 روز بیستم فروردین سال 62 بنده با گروهی از دوستان سپاه و ارتش در منطقه فکه یک شب جلوتر از یگان ها به نزدیک کمین های دشمن رفته بود یم تا زمان شروع عملیات والفجر یک، کمین های دشمن را از سر راه برداریم تا مانع پیشروی یگان های عمل کننده نشوند.

 نزدیک ظهر بود آب کم داشتیم. از مسیر هایی که دشمن دید نداشت آمدم عقب آب ببرم. دیدگاهی بود در آن قسمت به نام دیدگاه یاسر. در حالی که بیست لیتری را پر از آب کرده بودم داشتم می رفتم جلو که متوجه شدم تعدادی از فرماندهان سپاه و ارتش من جمله امیر بزرگوار شهید صیاد شیرازی در آن دیدگاه در حال آخرین بررسی ها هستند.

سلام کردم. بعد از خوش و بشی ایشان گفتند ان شاالله فردا خبرهای خوبی را بشنویم. می دانستند ما دو ماهی است که در منطقه هستیم.

بنده در جواب گفتم ما هر آنچه در توان داریم به وظیفه خود عمل می کنیم و نتیجه اش را به خدا می سپاریم.

در حال خداحافظی امیر بزرگوار شهید صیاد شیراز ی گفت تا مادامی که اینگونه انجام وظیفه می کنیم ما پیروزیم.


کد خبرنگار : 20


جانباز     شهید صیاد شیرازی     وظیفه شناسی     فاش نیوز                            
Reply
no
0
yes
0
محمدعلی شاکری سیاوشانی جانباز جنگ تحمیلی
1398/01/21 - 06:21
قسمت دوم تکلیف به وظیفه با تبریک به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و روز جانباز که مصادف شده با شهادت سپهبد شهید علی صیاد شیراز ی و سالروز عملیات والفجر یک در منطقه فکه اما خاطره ای از این عملیات آنچه که دیدم شب 21فروردین سال 62زمان موعود فرا رسید عملیات والفجر یک ساعت حدود ده و نیم شب با آتش تهیه بسیار سنگین توپخانه‌های ایران بسیار طوفانی آغاز شد یگان ما گردان 139از تیپ 84خرم آباد با گردان کمیل از لشگر 27حضرت رسول با هم وارد عمل شدند موانع دشمن آنقدر گسترده بود از اینکه بشود دشمن را غافلگیر کرد امکان نداشت بعضی جاها عرض موانع به 2کیلومتر می رسید اول میدان مین بعد کمین باز هم میدان مین از انواع مختلف بعد کانال های عمیق و لبه کانالها بشگه های فوگاز سوزانده و با ز هم میدان مین جهنده و سیم های خاردار با روشهای مختلف وچون دشمن در تمام منطقه دید و تیر مستقیم داشت بیشتر جاها از شلیکا همان پدافند چهار لول خودمان برای هدف قرار دادن نیروهای ما کار گذاشته بود کار به کندی پیش می رفت و شب به تندی چون شب اگر از موانع عبور نمی کردیم با روشن شدن هوا وسط میدان مین قلع و قمع می شدیم بعد از عبور از موانع به خط دفاعی دشمن رسیدیم که در سنگرها و کانالهای متصل به هم دفاع می کردند هوا روشن شده بود دشمن هم بر خلاف شب با آتش تهیه بسیار شدید تری به استقبال ما آمد بعضی از یگانها هنوز از موانع عبور نکرده بودند در حالی که از پشت سر تدارک نمی شد یم و حتی ادبات مثل خمپاره انداز ها و توپ 106و امثالهم نتوانستند مارا همراهی کنند تنها سلاح ماثری که همراه داشتیم آرپیجی 7بود دشمن هم از شرایط ما آگاه شده بود و در روز اول که خود شاهد آن بودم شش پاتک سنگین علیه ما انجام داد و به جرات می توان گفت زمین را چندین بار زیر و رو کرد تا غروب هرکار ی توانست انجام داد ولی کاری از پیش نبرد هرچند خیلی از بچه‌ها شهید و مجروح شده بودند بخصوص آرپیجی زن ها شب دوم هم درگیری ها تا صبح ادامه داشت و دو ارتفاعی که ما مستقر بودیم روز و شب دوم چند بار بین ما و عراقی ها ردو بدل شد شب سوم یگان دیگری هم به ما ملحق شد ولی چون یگان‌های خودی همتراز نبودند و امکانات ما هم نسبت به دشمن نا چیز بود و حتی رساندن موشک آرپیجی برای بسیار مشکل بود بیشتر جاها درگیری ها بصورت تن به تن می انجامید روز سوم فرا رسید ساعت حدود چهار بعد از ظهر بود دشمن از سمت راست ما پاتک سنگینی را با ده ها تانک و بالگرد و آتش بسیار شدید توپخانه برای در هم شکستن قسمت میانی آغاز کرد کار به جایی رسید که همان گلوله آرپیجی را هم با قناعت استفاده می کردیم بالگردهای عراقی هم تا بین صد تا دویست متری ما نزدیک می شدند و پشت سر ما را هم اگر ماشین آلات یا آمبولانس بود هدف قرار می دادند ولی باز هم موفق نشدند و با از دست دادن در حال عقب نشینی بودند که چند بالگرد عراقی به نزدیک شدن سمت راست ما قسمت جلو که یکی از بالگردهای عراقی در حال بالا آمدن بود آنقدر نزدیک شد که در برد آرپیجی بود فقط یک آن به طرفش شلیک کردم گلوله آرپیجی چون بصورت زمانی بود درست بغل کابین منفجر شد و بالگرد بصورت سقوط آزاد به ته شیار رفت چند لحظه بعد بالگرد دیگری از فاصله دور قسمتی که ما بودیم را با چند راکت هدف قرار داد بنده هم از ترکش‌های و موج انفجار آن بی نصیب نماندم و همانجا مجروح شدم ولی آنچه در آن 3روز دیدم بخصوص شب اول صدای الله و اکبر بچه‌ها یا حسین و یا عباس بچه‌ها بلند تر از صدای توپخانه ها به گوش می رسید و دشمن را دچار وحشت و سردرگمی می کرد در قسمتی که ما بودیم خیلی از مجروحین روی زمین افتاده بودند و کاری نمی شد برایشان انجام داد ولی هرگز ندیدم کسی از درد و تشنگی بنالند یا حتی در آخرین لحظات نام پدر و مادر شان را ببرند آری عملیات والفجر یک با رمز یا الله یا الله یا الله آغاز شد و برای خیلی از دوستان با الله و اکبر و یا حسین و یا عباس به پایان رسید در آخر می خواهم از تمام ملت ایران که آن روز ما را حمایت کردند پشت سر امنی برای ما مهیا کردن تا ما بتوانیم رو به جلو برویم بخصوص پدرومادر انی که به گردن ما حق دارند تشکر کنم بخصوص همشهریان خودم تمام سیاوشانیها که از اول تجاوز دشمن تا آخرین لحظه کنار مدافعان کشور بودند و ده ها شهید و جانباز آزاده تقدیم اسلام کردند بدرستی که تکلیف خود عمل کردند با تشکر والسلام محمدعلی شاکری سیاوشانی





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.