01 خرداد 1398/ ۱۸ رمضان ۱۴۴۰
شناسه خبر : 65395
1398,پنجشنبه 29 فروردين14:43
اشتراک گذاری در:
عکس روز

جانباز اسطوره ای مازندران به شهادت رسید


سید جانبازان نخاعی و جانباز قطع دو پا، حاج سیدحسین آملی با تحمل بیش از ۳۵ سال درد و رنج ناشی از جانبازی، سحرگاه امروز در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری به فیض شهادت نائل شد.

جانباز اسطوره ای مازندران به شهادت رسید

فاش نیوز - سید جانبازان نخاعی، حاج سید حسین آملی، برادر شهید سید مهدی آملی، یادگار هشت سال دفاع مقدس و مردی از سلاله نیکان و صابران، با تحمل بیش از 35 سال درد و رنج ناشی از جانبازی، سحرگاه امروز پنج شنبه بیست و نهم فروردین ماه در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری به فیض شهادت نائل گردید.


 
شهید سید حسین آملی در سال 1362 در منطقه مریوان کردستان از ناحیه نخاع آسیب جدی دیده و دو پای وی بر اثر جراحات قطع گردید.

 این اسطوره درد، در دوران حیاتش درخصوص جانبازیش اظهار کرده بود: خدا نکند که پشیمان بشوم؛ همه این‌ها خواست خداست. لطف خدا به بندگانش زیاد است. در مورد من هم مصداق آن شعر معروف که «خدا گر ز. حکمت ببندد دری، ز. رحمت گشاید در دیگری» اینقدر در این سال‌ها برای من دوستان خوب و با معرفت فرستاده که همه خلاء‌های زندگی من را پر کرده‌اند و هیچوقت احساس تنهایی نکرده‌ام.

برادرِ این جانبازشهید نیز در سال 1367 در منطقه عملیاتی فاو به شهادت رسید و همسرش نیز خواهر شهید موسی احمدی قاجاری با وجود شرایط جانبازی با وی ازدواج کرده است.

مراسم شب وداع با شهید جانباز حاج سید حسین آملی جمعه ۳۰ فروردین در حسینه عاشقان کربلای شهرستان ساری بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار شد.



همچنین پیکر پاک این شهید والامقام شنبه ۳۱ فروردین ساعت ۹ صبح از امام زاده یحیی (ع) ساری به سمت گلزار شهدای ملامجدالدین تشییع می‌شود.

 

لینک گفت و گوی فاش نیوز با همسر این جانباز عاشق خدمت خوانندگان ارائه می گردد.

زندگی در کنار تو عشق است!


 

جانباز «سید حسین آملی» آسمانی شد

جانباز «سید حسین آملی» آسمانی شد

جانباز «سید حسین آملی» آسمانی شد

نتیجه تصویری برای شهید سید حسین آملی جانباز


کد خبرنگار : 20


شهید     جانباز     سید حسین آملی     فاش نیوز                            
Reply
no
0
yes
2
1398/01/29 - 15:00
خدا رحمتش کنه خیلی خیلی ناراحت شدم از ته دل میگم خیلی نا احت شدم . جناب ساقی واقعا دلم سوخت این یکی خیلی سالار بود . سوای همه بود خیلی مرد بود . آخ دلم سوخت .
خدا بخواد فردا بعداز ظهر می گم ببرنم اون طرف تو مراسم یه مرد واقعی باشم .

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید

یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید

از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت

یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

مولانا ...

no
0
yes
0
1398/02/04 - 00:14
خواهرم سید رفت ... تا حالا جسمو روح سیدو سربلند نگه میداشتی ... منبعد باید
نام وعزت و یاد و راه سیدو بلند نگه داری ... شاید معرفتت زیاد تو چشم بعضیا نیاد ...
اما خدا که میدونه ، ما که میدونیم ، خاک زیر پات میدونه ، با عزت و شرف همه ملائک
عرشی قسم بنام جدم موسی ابن جعفر من گواهی ایثارگری شمارو اون دنیا خواهم داد .
از خدا میخوام کمکت کنه سرت همیشه سر بلند باشه . یادت باشه ما فداکاری شما رو فراموش
نمیکنیم . نام عزتت پایدار .


Reply
no
0
yes
3
جانباز
1398/01/29 - 18:50
واقعا" مرد بودی ,صبر وپاداش الهی به بستگان محترمتان .
روح عالی این شهید عالی مقام وبا صلابت ومو من شاد باد .
وراه ویادش همواره گرامی باد .
اندک اندک شیر مردان می روند .

Reply
no
0
yes
0
رضاپوریان ج قطع نخاع
1398/01/31 - 04:46
سلام عرض تسلیت محضر حضرت امام زمان عج ، بازماندگان محترم و دیگر دلسوختگانش.

شهیدعزیزتولددوباره ات در ایام سالروز میلادحضرت بقیه الله مبارک.گفتنیهارابنقل ازمولانا گفتند.

Reply
no
0
yes
1
صنوبر محمدی
1398/01/31 - 10:53
انصافا فاش نیوز تیتر بسیار برازنده ای انتخاب کرده چرا که شهید آملی واقعا اسطوره صبر و مقاومت بود. راز ونیاز این جانباز موقع نماز ظهر واقعا دیدنی بود. امیدوارم خداوند ایشان را رحمت و در مرتبه علی علیین قرار بده و همینطور آرزوی صبر و سلامتی برای همسر گرامی ایشان را از خداوند خواستارم.

Reply
no
0
yes
7
همقطار
1398/01/31 - 12:45
با سلام و احترام
باید به وجود چنین دلاور مردانی غبطه خورد، اسطوره صبر و مقاومت برازنده این دلاور مرد و همسر نازنین ایشان است و با خصلت‌هایی که شهید عزیزمان دارا بود خداوند او را با پیامبران و صدیقین و شهداء و صالحین محشور خواهد نمود. انشاالله

Reply
no
0
yes
2
1398/01/31 - 13:09
ایران و ایرانیان به داشتن چنین زنان شجاع و مقتدر افتخار میکند که سالها از بهترین فرزندان این کشور که دلیرانه به درجه رفیع جانبازی نائل آمده اند را تنها نگذاشته وهمراه بوده اند . باید تقدیر شوند

Reply
no
0
yes
1
رزمنده بسیجی
1398/01/31 - 16:50
خدارحمت کندروح همه درگذشتگان راوآرزومندصبروشکیبایی برای خانواده محترم طلوع شادیهاوغروب غمهایتان راازایزدمنان خواستارم

Reply
no
0
yes
4
مرتضی قنبری وفا
1398/01/31 - 17:13
روحش شاد ، سید حسین را می گویم . سید حسین آملی
اولین بار در سال 64 در مجتمع توانبخشی ساری دیدمش ، به تازگی یک عمل نخاعی را در بیمارستان مدائن تهران ، با هزینه شخصی نه هزینه بنیاد شهید انجام داده و حال برای بازتوانی بدنش آمده بود فیزیوتراپی، برادر کوچکترش ویلچرش را هل می داد و به حرکت می آورد ، چون سید حسین از گردن نخاعی بود، از جمله جانبازانی بود که درز و ترک تمام دیوار و سقف آسایشگاه را بارها از روی عادتش خوانده بود.
راستی با توجه به هزینه سنگین عمل جراحی نخاع که بنیاد شهید آنزمان ،هرگز راضی به تقبل هزینه اش نشد با شکست روبرو شد سید حسین همچنان چهره اش آرام بود و خود را به این خاطر ملامت نمی کرد و کاملا" با خودش کنار آمده بود که یا جانباز نخاعی گردن ، یا هیچ و سر معامله با معبودش دبه نمی کرد ، چون این معامله دو سر برد بود.
"خداوندا سر معامله با خودت چقدر سفت و سخت میگیری که جای هیچ حرف و حدیثی نمی ماند"
برادرش ، همونی که ویلچر سید حسین را می چرخون چند صباح بعد شهید شد.
برای اولین دیدار فقط نام خانوادگی اش را فهمیدم و نام برادرشهیدش را هیچگاه نتونستم بفهمم حالا حسرت می خورم که چرا همون روز اولی که دیدمش نام کوچکش را نپرسیدم.
چند سال بعدش ، شاید حدود 10 یا 12 سال بعد سید حسین را در آسایشگاه جانبازان نخاعی دیدم ، در آن ایام برای گذراندن زمان گوبلن کار می کرد.
جالب این بود که بنده ، دورا دور ، او و برادرش را از همان برخورد اولمان در سال 64 می شناختم ، اما سید حسین بنده را هیچگاه بیاد نیارد و من را نمیشناخت.
حالا دیگر در این دنیا فرصتی برای دیدن رخ سید حسین و برادر شهیدش ندارم و فقط به آینده و آخرت دل بسته ام ، تا فرصت دیدنشان برایم مجددا" برایم امکانپذیر شود.
برای شادی روح و روان این دو برادر شهید "صلوات"


Reply
no
0
yes
1
ذوالفقاربابایی
1398/02/03 - 14:13
خدا رحمتش کنه ایشالله با علم دارش ابوالفضل محشور بشه

Reply
no
0
yes
1
مرتضی قنبری وفا
1398/02/05 - 12:35
چقدر زود دیر میشود.
هنگامی که سر می چرخانی در اطرافت این همه جانباز نخاعی گردن و نخاعی از کمر میبینی ، ولی از مشکلات آنان بی خبری و فکر می کنی آنها هم زندگی خودشان را دارند .
حال هنگام شهادت آنها از زبان خانواده آنها میشنوی که هنگام حیات چقدر مشکل داشتند ، چقدرسختی به جان می خریدند و آنقدر محجوب بودند که هرگز نمیگذاشتند داستان مشکلات آنها به احدی برسد ، که عده ای(بلانسبت نا نجیب) صدای آنان را بشنوند و مغرضانه بگویند: (بیا ببین سلامتی جوان رشیدشان را دادند حالا باید دردش را هم بکشند ).
ای لعنت به شما که تظاهر به دلسوزی میکنید و با نیش و کنایه آتش به خرمن آرامش خانواده های جانبازان نخاعی میزنید.
شما را بخدا لال شوید!! این جانبازان هیچگاه به دلسوزی شما نیاز ندارند.
داستان سهمیه دانشگاه، سهمیه استخدامی ورود به دستگاه های اجرایی و یا گرفتن مجوز های خاص و رانت های دولتی فشارهای روحی و روانی سنگینی بر دوش جانبازان می آورد حکایت آش نخورده دهان سوخته .
کمی انصاف به خرج دهید، وقتی می گوئیم جوان تحصیلکرد بیکار داریم ، به ما پوزخند میزنند که: شما دیگه چرا؟ انگار خوشی زیر دلتان را زده.
آخر به چه زبانی بگوئیم مشکلات ما خیلی بیشتر است و ما نور چشمی نیستیم ، برای مثال بروید آمارهای رسمی را ببینید که چند فرزند شهید تحصیلکرده و بیکار داریم.
حال ، با این همه اوصاف اگر حسرت زندگی "لوکس و اشرافی" ما را دارید چرا زمان جنگ به جبهه نرفتید تا تمام این غنائم جنگی را به دست بیاورید؟
راه جبهه که مسدود نبود، ولی اگر، اگر فقط دو روز در فضای جبهه و جنگ بودید ، اکنون خودتان راه معامله دو سر برد را یاد می گرفتید و نیاز به این همه روضه هم نبود.
تنها تقاضای ما خانواده ایثارگران این است که (ما را با درد خود تنها بگذارید) ، ما خودمان مشکلات را تا بحال به سر کردیم از این پس هم آن را ادامه می دهیم و نیازی به نسخه های شما نداریم .
والله دیگه خسته شدیم درد جسم با یک داروی مسکن برطرف میشود، ولی امان از زخم زبان.
تا در یک جمع وارد میشویم جالب است مثلا" مراسم خوستگاری یا بله برون است اما مسیر حرفها عوض میشود که آقا شما 70 درصد هستید چقدر حقوق میگیرید ، یا چقدراز عوارض گمرکی خودرو شما معاف هستید یا ...
بس کنید ، خفه شدیم، اینقدر در زندگی خصوصی ما ورود می کنید در زندگی شهرام جزایری ها و بابک زنجانی ها ورود نکردید.
خدا را شاهد می گیرم (چون سوگند خوردم) بگویم زندگی اکثر جانبازان در حد زندگی یک کارمند معمولی است به جز آنانی که یا تا دکترا مدرک دارند یا دو حقوق میگیرند که آن هم عده ای قلیل هستند.
حال سئوالی که پیش می آید آنست که جانبازان کی به آرامش می رسند؟ آرامش به چه قیمت؟
حتی پس از فوتشان خانواده هایشان چگونه در این زندگی بی رحم سر کنند؟
بنده که جوابی ندارم ، شما چطور؟

Reply
no
0
yes
0
اشنا
1398/02/10 - 14:41
خدا با آقام ابوالفضل محشورش کنه گردنی ها وهمسراشون مظلومترینن





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.