31 مرداد 1398/ ۲۱ ذو الحجة ۱۴۴۰
شناسه خبر : 65494
1398,دوشنبه 09 ارديبهشت13:00
اشتراک گذاری در:
عکس روز

فرار از کمین همه جانبه!


بر خلاف تصور دشمن که پشت سر ما بودند و فکر می کردند در راه برگشت می توانند ما را اسیر کنند، آهسته به جلو حرکت کردیم و تمام اتفاقات اینجا افتاد.

فرار از کمین همه جانبه!

محمدعلی شاکری جانباز - بعد از مجروحیت در عملیات والفجر یک با بهبودی نسبی دوباره به منطقه برگشتم. یگان ما به پشت خط تنگه ابو قریب آمده بود، زمانی که رفتم پیش بچه‌های گردان با صحنه دردناکی روبرو شدم. دردناکی اش این بود که بیشتر دوستان نبودند!

گردان به استعداد یک گروهان مانده بود و این بسیار سخت بود. نمی شد از سرنوشت دوستانی که نبودند سؤال کنی!

روزها به سختی می گذشت، یک ماهی در آن منطقه بودیم. تعدادی دوست جدید به ما ملحق شدند تا اینکه رفتیم به جبهه میانی، یعنی مهران و میمک.

 گردان ما خط پدافندی میمک جنوبی را به عهده گرفت ولی در خط پدافندی هم باید یک سری آگاهی از منطقه و دشمن پیدا می کردیم تا بتوانیم در شرایط دشوار یا هر گونه اقدام غیر منتظره دشمن آز آن منطقه دفاع کنیم. برای این کار باید اقداماتی انجام می شد. یکی از این کارها گشت و شناسایی یا استراق سمع از خط و مواضع دشمن بود.

 چند روز بود که آنجا مستقر بودیم. یک شب برای شناسایی یا همان استراق سمع از دشمن به اتفاق چهار نفر دیگر از همرزمان با تاریک شدن هوا به سمت خط دفاعی دشمن حرکت کردیم. بنده (محمدعلی شاکری)، "حسین شاکری" و "سیاوشانی" که همشهری واهل سیاوشان از استان مرکزی بودیم با دو دوست دیگرمان "مهدی عیوض زاده" و "محمد شهرستانی" که از تهران بودند، چون شناختی از خط و مواضع دشمن نداشتیم باید کمی با احتیاط پیش می رفتیم. حدود 300متری رفتیم جلو، چون منطقه میمک خط بسیار پیچیده‌ای بود و از طرفی بسیار مهم برای طرفین جنگ، تا اینکه قرار بر این شد با توجه به اینکه اولین بار بود که وارد منطقه شده بودیم بیشتر از این جلوتر نرویم!

 جایی که قرار شد هر گونه تحرکی از دشمن دیده یا شنیده می شود را شناسایی کنیم. سنگر دیدبانی قدیمی از نیروهای خودی آنجا بود که از پایین شیار و از راه کانالی به درون سنگر راه پیدا می کرد. چند لحظه کنار سنگر نشتیم، قرار بر این شد که بنده و شهرستانی داخل سنگر برویم و دو دوست دیگرمان بیرون سنگر بمانند ولی تصور ما بر این بود که حدود صد متری با خط دفاعی دشمن فاصله داریم.

  حدود ساعت ده شب بود که سر و صداهای غیر عادی از طرف دشمن به گوش رسید. دوستی کنار بنده نشسته بود، هوا مهتابی بود، متوجه شدم که از سمت جلو (چپ و راست) با فاصله نزدیک به هم، دشمن سنگر نگهبانی دارد. با دیدن نگهبان های دشمن کمی نگران شدم و شک کردم که دشمن متوجه حضور ما شده و جای ما لو رفته باشد. سمت راست ما پرتگاهی بود، از آن قسمت صدای پرت شدن سنگی را شنیدم. پیش خودم گفتم راه برگشتی نداریم، شَکَم به یقین تبدیل شد و متوجه شدم که از هر طرف گرفتار کمین دشمن شده ایم.

 داشتم با خودم فکر می کردم از چه راهی برگردیم مهتاب هم در حال رفتن به پشت ابرها بود و فضا تاریکتر. یک آن متوجه شدم از پشت سرمان صدای شلیک بلند شد. فهمیدم که راه پشت سرمان هم بسته است.

 البته در منطقه فکه مدتی کارمان همین بود، تقریبا" مهارت فرار از این شرایط را داشتم. با شنیدن صدای شلیک یکی از نیروهای دشمن که از پشت سر آمده بود تا جای دقیق ما را شناسایی کند، یکی از دوستان بیرون سنگر به طرفش شلیک می کند و نیروی دشمن هم از تاریکی استفاده کرد و به طرف خط خودشان فرار کرد. البته متوجه شده بودیم که پشت سر ما هم کمین گذاشته اند و فرار نیروی دشمن به طرف خط خودشان کمک زیادی به ما کرد!

اول اینکه متوجه شدیم مقابل کمین یا نگهبانی های دشمن "میدان مین" نیست، در همین گیر و دار حسین شاکری که بیرون سنگر بود پرید داخل سنگر و گفت کسی که به طرف جلو رفت از نیروهای عراقی بود. من هم فقط گفتم متوجه شدم. بیایید دنبال من!

بر خلاف تصور دشمن که پشت سر ما بودند و فکر می کردند در راه برگشت می توانند ما را اسیر کنند، آهسته به جلو حرکت کردیم و تمام اتفاقات اینجا افتاد.

ما که رفتیم به طرف جلو، از کنار سنگر نگهبان های دشمن عبور کردیم تا از پشت سر آنها به طرف خط دفاعی خودمان برگردیم. نگهبانان دشمن به خیال اینکه ما نیروهای خودشان هستیم فریب خوردند و بالاخره از جایی برگشتیم که هرگز دشمن فکر نمی کرد! و زمانی متوجه شدند که خیلی دیر شده بود و ما چند متری رسیدن به خط دفاعی خودمان بودیم. چندین گلوله منور شلیک کردند که منطقه مثل روز روش شد، ولی دیگر کاری از دستشان بر نمی آمد و ما به خطوط دفاعی خودی رسیده بودیم.

این اقدام، کار خدا بود و بس و هیچ دلیل دیگری نمی تواند داشته باشد.

والسلام


کد خبرنگار : 20


جانباز     کمین     عراقی ها     فاش نیوز                            




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.