29 ارديبهشت 1398/ ۱۵ رمضان ۱۴۴۰
شناسه خبر : 66113
1398,چهارشنبه 25 ارديبهشت12:33
اشتراک گذاری در:
عکس روز

عطر خوب جبهه و عطر غربت بعد از جنگ!


جانباز - خداقوت. نماز و روزه شما عزیزان که فقط خدا را دارید و سنگ صبورید و همدل، قبول!

دل نگرانمان با زیر مجموعه پرتلاش شماست و دل های مالامال درد و رنج  و چشم هایی نگران فردا. فرداهای دگر و قلبی زلال وپاک به لطافت کلمه بهار و نسیم دل انگیزش و بوی یاس های مهربان و عطر سکرآور بهاری جبهه و دشت و نخلستان های خوزستان و دست هایی به گرمی اسلحه ی یارانمان در سنگرها و...

  جبهه های عشق و ایثار که درخت غیرتش خوب به بار نشسته بود و دهان و زبان که حرف هایشان عطش شنیده! حافظ خوانی  اصغر و رضا که موقع دلتنگی جمع را دورهم می کردند و کلمه حاجی که از صفای دل ناخودآگاه از دهان ها بیرون می پرید و بوی صمیمیت می داد نه دروغ و فریب و نیرنگ و قلم هایی که بر روی نامه ها و پاکتی مخصوص که خود بچه ها طراحی کرده بودند می نوشت.

  یادش بخیر حاجی اصغر می گفت فکراتون رو بیارین رو کاغذ. حرف دلتون رو ...حتی یک خط. اینها بعدها خودش یک کتاب نانوشته میشه. یک دنیا هست. پاکت های نامه جبهه رو  فکر و ایده بود. خیلی شوخ و دوست داشتنی با ادبیاتی که جون میداد برایش قلم برقص بیفته وکاغذ رو پر کنه از یک دنیا با هم بودن عشق و خاطره و...

 می گفت خرماهای زیادی بالای نخل بود و چشم هایمان برایشان برق میزد. با پاهای برهنه و لب های ترک خورده وخشک دپا برهنه دست هایمان کندیم و به طرف خرماها پرتاب کردیم خرماهای زیادی بر زمین ریخت ولی دیگر ما دست نداشتیم. میگه یادته؟ ای کاش تمام زندگیم رو می دادم یک دقیقه برمی گشتم آن زمان و به خودش میگه نه نمیشه.

  با چشم های خیس پراشک و گونه های نمناکش از اتاق بیرون میزنه. افسردگی گرفته. میزنه به دیوار. از قافله جا موندم. دنیا برای من ... جای من نیست خوندم براش. گفت برای داروهام دو هفته شهر را زیر پا گذاشتم، گیرم نیامد. گفت برو عطاری. جون دست خداست. وقتی هزینه داروهاش بیمه دی از 4500000هزار تومان 2500000 یعنی نصف بهش دادند، خندید گفت جای ما نیست. عده ای آمدند کارمان را انجان بدهند ولی نه خدا هست در کارشان و گفت من یتق الله وجعل له مخرجا...

از بس از بیمه دی گفتیم، دی آب شد و گذشت بهمن آمد ولی... چرا بیمه دی هزینه ها را نمیده؟!....


کد خبرنگار : 20


ایثارگران     درد     مشکلات     فاش نیوز                            
Reply
no
0
yes
0
مرتضی قنبری وفا
1398/02/25 - 14:21
ای خدا !!! به فریاد ما برس!!!
به کجا رسیده ایم ؟
کجا رفت اون همه حماسه ؟ خنده و گریه ، بوی باروت و بوی گاز خردل !!!
کجا رفت ایمان شیرمردانی که با یک حسین(ع) هیبت و هیکل عراقی بعثی بزدل را غرق در ترس می کرد؟!
کجا رفت نجوای دعای کمیل در سنگر های تهی از مهمات و غذای کافی و در برابر سنگر دشمن در خط مقدم مملو بود از گنسروهای گوشت و شیر شتر و مشروبات الکلی؟!
کجا رفتند مردان بی ادعا و کجا آمدند مردانی که جعل سند کردن ، مدرک جبهه درست کردند و با گرفتن پست های کلیدی طلبکار شدند!!.
وقتی میگویی آقای مدیر جانبازم ، براق میشود و میگوید من هم جبهه بودم و 36 ماه در خط مقدم بودم و جنگیدم !!.
آقای مدیر اگر 1 روز هم جبهه بودی می فهمیدی نسل همت ها ، خرازی ها و باقری ها تمام زندگیشان جبهه بود و سنگر امن پادگان ها را نمی توانستند تحمل کنند و در خط مقدم ، در 50 متری عراقی ها نیروهایشان را هدایت می کردند.
اون نسل شهید الان زیر یک متر خوابیده اما زنده ها زیر خروارها خاک به اسم زندگی نزد زن و بچه به ذلت آفتاده اند!!.

این همه قانون گذاشته اند در کشوی میز چون بار مالی داره ، مگر تامین زندگی چند هزار ایثارگر، چقدر بودجه می خواهد؟!
یک نفر مثل خاوری ، مگر با چند پشکل دلار رفتند لندن و حالا قوانین ایثارگران برای چندر غاز دلار و ریال عملیاتی نمی شود!!.
آقایان ، اون جانباز قطع نخاع است ، حالا از تامین قطعات جانبی ویلچر او ناتوانی؟
پس از صندلی ریاست بلند شو و مرد و مردانه بگو : نمی توانم ، بلد نیستم و یک آدم کار بلد بیاید!.
اگر برای این چند جمله گفتن هم ناتوانی ،( برو نباش) تا امثال ایثارگران نفس بکشند و هر روز با چند مدیر مدعی طلبکار شاخ به شاخ نشوند!!
به امید فرج آقا امام زمان (عج) که همه مشکلات یکشبه مرتفع میشه و این همه دست به دامان خدا نمی شویم!!!.
ای بابا خدا هم از شنیدن این همه ناله خسته شد!!!.والسلام

no
0
yes
0
1398/02/25 - 19:15
ایول ....احسن






نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.