30 خرداد 1398/ ۱۷ شوال ۱۴۴۰
شناسه خبر : 66352
1398,جمعه 03 خرداد11:58
اشتراک گذاری در:
عکس روز

برگرد من مراقبت نمیخوام!


برگرد من مراقبت نمیخوام!

دوران پر رمز و راز دفاع مقدس هر روزش برگی از دفتر هزار برگ خاطرات رزمندگان است. خاطراتی که حتی تصور برخی از آنها حیرت انگیز است و این گزارش بخشی از خاطرات رزمنده و پیشکسوت دفاع مقدس «رحیم عرفانیان» از عملیات بیت المقدس است.

در سال 1362 با جمعی از برادران از شهرستان گرمسار و بخش ایوانکی از جمله شهید «سید نورالدین موسوی» و شهید «محمد اشتری» عازم جبهه شدیم و خود را به لشکر علی ابن ابی طالب که فرمانده آن شهید نام آور «مهدی زین الدین» بود معرفی کردیم و سپس آن جمع به گردان ادوات لشکر 17 به فرماندهی برادر بسیجی «مجید آیینه» که جانشین ایشان هم برادر عزیزمان علی عالمی که بچه دامغان بودند، معرفی شدیم و مسؤلان، گردان ادوات و گروهان دوشگاه مستقر در خط پدافندی پاسگاه زید را که در طول خط (4 قبضه بود)، تحویل ما دادند.

 شهید «نور الدین موسوی» که قبلا در عملیات بیت المقدس (آزادی خرمشهر) از ناحیه حنجره بسختی مجروح شده بود بطوری که تقریبا چانه ایشان را تا نزدیکی سینه اش با عمل جراحی دوخته بودند، در این ماموریت حضور داشت. برادر ایشان شهید جانباز سید «عباس موسوی» در عملیات محرم قطع نخاع شده بود و در منزل از ایشان پرستاری می­کردند. با توجه به اینکه فرد ذکوری جهت رسیدگی به این جانباز در منزل ایشان قرار نداشت لذا بنده و شهید «محمد اشتری» و «داوود طایفه خانی»  تصمیم گرفتیم با سید نور الدین صحبت کنیم که جهت رسیدگی به برادر جانبازش به ایوانکی برگردد.

تقدم حضور در جبهه بر زندگی فردی

با اصرار فراوان ما 3 نفر و اینکه فعلا عملیاتی در پیش نیست و رسیدگی به آن جانباز هم کمتر از جبهه نیست ایشان را متقاعد کردیم به ایوانکی برگردد و فردای آن روز با خدافظی از ما جدا شدند.

بعد از گذشت 15-16 روز از این موضوع، یک روز که ستونی از نیروهای جدید وارد خط مقدم شدند، با تعجب و ناباوری دیدیم سیدنورالدین هم در میان این ستون وارد خط شد. بعد از سلام و احوال پرسی از ایشان سوال کردیم چرا سید عباس را باز تنها گذاشتی و به جبهه آمدی!؟

در پاسخ گفت: همین که من به خانه رسیدم، سید عباس گفت: چرا به این زودی برگشتید؟ من گفتم فقط من تنها برگشتم. با ناراحتی پرسید چرا؟ گفتم با اصرار بچه ها برای رسیدگی به شما. ناگهان چهره اش برافروخته شد و گفت شما اشتباه کردید که بخاطر من پشت به جبهه کردید! من هیچ احتیاجی به شما ندارم! چه کاری واجب تر از جبهه! اگر بخاطر من آمدید سریع برگردید و اگر بهانه است، خوددانی و خدای خودت، من هم از خدا خواسته بلافاصله با اولین اعزام به منطقه برگشتم.

 سیدنورالدین موسوی و محمد اشتری در عملیات والفجر 8 و سید عباس موسوی در اربعین محرم سال 92 به شهادت رسیدند. روحشان شاد و یادشان پر رهرو باد.

 


منبع : دفاع پرس


شهید     نورالدین موسوی     پرستاری برادر     فاش نیوز                            




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.