27 تير 1398/ ۱۶ ذو القعدة ۱۴۴۰
شناسه خبر : 67230
1398,سه شنبه 28 خرداد13:00
اشتراک گذاری در:
عکس روز

درد بسیار است و فرصت اندک است!


خودشان هم می دانند که اشتباه کردند و تنها راه ممکن برون رفت، همان اقتصاد مقاومتی است که طبق مشیت خدا و توکل بر خدا و صبر و مقاومت ما کارمان را بکنیم (دست روی دست نگذاریم و به آنها دل نبندیم و خودمان از خودمان شروع کنیم - آنچه می توانیم) تا ...

درد بسیار است و فرصت اندک است!

جانباز دکتر مرتضی رضیعی - ایران ابتدا به تمام تعهدات خود در مذاکرات برجام عمل کرد و آمریکا و فرانسه و انگلیس با منت، تحریم های هسته ای را برداشتند ولی همزمان، با حیلتی تحریم های داماتو یا «ایسا» را بشدت تقویت کردند و این حیله ای بود که اوباما و کری بر روحانی و ظریف روا داشت، به طوریکه هر کشوری که اندک سرمایه گذاری در حوزه نفتی و گازی و حتی اقتصادی ایران کند بشدت تحریم می شود.
 
فلذا اغلب شرکت های آسیایی و اروپایی نه به خاطر تحریم هسته ای بلکه به خاطر گرفتار شدن در تحریم های ایسا با ایران معامله نمی کنند.
 
سال ها قبل همزمان با تحریم های هسته ای، بانک های ایران را در لیست سیاه بردند ( Black List ) و متاسفانه مذاکره کنندگان ما هنگام مذاکره اصلا به موضوع تحریم های داماتو یا به قول آقای ظریف، ایسا هیچ توجهی نکردند و پیش بینی های لازم را انجام ندادند.
و اگر عجله نمی کردند و با درایت عمل می کردند باید بندی در برجام اصافه می شد مبنی بر اینکه «همزمان با لغو تحریم های هسته ای، باید تحریم داماتو (ایسا) هم لغو می شود و از سوی کنگره امریکا تمدید نخواهد شد و در صورت تمدید این قانون در کنگره امریکا، رییس جمهور وقت آمریکا باید آن را وتو کند و در صورتی که ریاست جمهور وقت امریکا این تحریم را لغو یا متوقف  نکند عملا نقض برجام است و طرف مقابل (ایران)  می تواند از برجام خارج شود».
 
همچنین مذاکره کنندگان ایرانی باید همزمان جمله ای را در برجام می نوشتند که: «همزمان با انجام تعهد ایران، اتحادیه اروپا می بایست بلافاصله بانک های ایران را از لیست سیاه بانکی خارج کند». فلذا تحریم عملا برداشته نشد بلکه اسم آن عوض شد.
 
چقدر رهبری گفتند عجله نکنید، مواظب باشید که آمریکا از پشت خنجر نزند، مواظب باشید که در توافق جملات دو پهلو گنجانده نشود؛ ولی آقای روحانی آن زمان می گفت حتی به خاطر یک روز تاخیر در توافق میلیون ها دلار ایران زیان می بیند!
 
آری تحریم های نفتی برداشته شده ولی دلار های فروش نفت به چین و ترکیه و کره جنوبی و ....سپرده می شود و به ایران بر نمی گردد. چون بانک های ایران در لیست سیاه هستند و ارسال دلار از این کشورها به ایران با این تزویر عمروعاصانه غیر ممکن است.
فلذا ایران مجبور است که معامله پایاپای انجام دهد؛ یعنی ارزی وارد سیستم بانکی ایران نخواهد شد و دلار های ما در بانک های  کشور های خریدار نفت ما بلوکه خواهد شد و به ما خواهند گفت به جای آن فلان کالا و فلان جنس را بخرید!
 
سرمایه گذاری هم در ایران نمی توانیم کنیم!؟ چرا؟ چون آمریکا کشورها را ترسانده که اگر تا فلان میزان دلار در ایران سرمایه گذاری کنیم طبق قانون ایسا، نمی توانیم روابط تجاری خود را با ایالات متحده ادامه بدهیم.
چون هیچگاه آن کشورها (مثلا دوست ما = برادر چین) معاملات گسترده خود با آمریکا را فدای اندک سرمایه گذاری در ایران نمی کنند و نخواهند کرد.
 
با این اشتباه و بی درایتی که این آقایان در مذاکرات کردند به چین و هند و کره و فرانسه و آلمان و  .... التماس می کنند که آقای رییس جمهور ...... بابا تحریم ها که برداشته شد، تو رو خدا با ما رابطه داشته باشید.
 
ما برای ایجاد اشتغال نیاز با سرمایه گذاری و رشد و توسعه داریم؛ آن کشور ها می گویند: اگر در کشور شما نخواهیم سرمایه گذاری کنیم چه کسی را باید ببینیم، شما یا آمریکا؟! نه آقا جان برامان نمی صرفد!
 
نهایتا" خودشان هم می دانند که اشتباه کردند و تنها راه ممکن برون رفت، همان اقتصاد مقاومتی است که طبق مشیت خدا و توکل بر خدا و صبر و مقاومت ما کارمان را بکنیم (دست روی دست نگذاریم و به آنها دل نبندیم و خودمان از خودمان شروع کنیم - آنچه می توانیم) تا نهایتا" فرجی حاصل شود و به مرور زمان، طرف مقابل خسته شود و داماتو (ایسا) تضعیف بشود و بانک های ایران هم از لیست سیاه خارج شوند.
 
حال اینجا دیگر اعتراف می کنند که اشتباه کردند. جور اشتباه آنها را هم باید رهبری بکشد! فلذا می فهمند که تنها راه همان اقتصاد مقاومتی است.
 
حالا می آیند اقتصاد مقاومتی را استارت بزنند. لازم به توضیح اینکه لازمه اشتغال، سرمایه گذاری است. خارجی ها که گفتیم نمی آیند، باید کاری کرد که مردم پولشان را وارد اقتصاد کنند. خب تا اینجا را همه بلدند ولی حالا چه کار کنند که مردم پولشان را در سرمایه گذاری داخلی وارد کنند تا نقدینگی در گردش بیفتد و تولید ایجاد شود و نهایتا" اول تولید و اقتصاد از رکود خارج شود و سپس شغل ایجاد گردد.
 
و اما بعد .... آیا با وجود بانک هایی که سودهای 25 درصدی به سپرده ها می دهند کدامین مردمی حاضرند پولشون را از بانک ها بیرون بیاورند و وارد سیستمی کنند (سرمایه گذاری در ایران) که اولا به سختی سود 20 درصدی از آن حاصل می شود، ثانیا اینقدر اقتصاد فاسد و رانتی است  که ممکن است که نه، احتمالش خیلی زیاد است که اگر مردم پولشان را از بانک خارج کنند و در همین سرمایه گذاری داخلی و .... بگذارند، نه تنها سود، بلکه اصل سرمایه شان را هم از دست بدهند.
 
فلذا مردم ترجیح می دهند پولشان در همان بانک ها باقی بماند و بدون زحمت، سالی 25% به پولشان (بدون پرداخت ریالی مالیات) اضافه شود.
خب حالا این را من می فهمم ولی اقتصاد دانان پیر دولت نمی فهمند؟! حالا که مردم پولشان را دربانک ها تلمبار می کنند و سرمایه گذاری داخلی نمی کنند، ما هم سود بانکی را پایین می آوریم تا ... ولی نه!
 
چند بار این کار را کردند، سود بانکی را پایین آوردند ولی پول مردم به جای ورود به سرمایه گذاری، رفت سمت ارز و دلار و دلار گران شد و می رفت که طبق پیش بینی اوباما دلار 6 هزار تومان شود! که اقتصاد دانان پیر و خسته متوجه شدند که بهتر است باز سود بانک ها را بالا ببریم؛ و این کار را هم کردند و بالا رفتن ارز را به طور مصنوعی (نه ریشه ای) کنترل کردند.
 
ولی براستی باید چکار کرد؟ مردمی که پول زیاد دارند می گویند بالفرض که ما وطن پرست باشیم و بخواهیم در جهت اقتصاد مقاومتی پولمان را از بانک بیاوریم بیرون و به قول شما سرمایه گذاری کنیم، اولین سوالشان این است که کجا می شود سرمایه گذاری کرد که پولمان را ندزدند. اصلا سرمایه گذاری یعنی چه!؟ بالفرض هم که فهمیدیم که کجا سرمایه گذاری کنیم.
 
در هر شهری استانداران به مردم توضیح داد که در این قسمت و آن قسمت سرمایه گذاری کنید، ما هم به عنوان دولت به شما مشاوره مجانی می دهیم. تضمین هم می کنیم سود خوبی ببرید و شهرتان رشد کند و زیبا شود و جوانان بیکار سر کار بروند و .... 
(همان کاری که غربی ها و چینی ها و هندی ها و ترکیه کردند و موفق شدند) آنگاه مردم باز می پرسند که اگر پول های ما جمع شد و سرمایه گذاری از نوع خوبش (طبق راهنمایی استاندار و .... کار بلدها) شکل گرفت، آیا سیستم قضایی کارآمدی وجود دارد که سرمایه گذاری ما را تضمین کند. بالفرض اگر هییت مدیره یا مدیر عامل آن واحد سرمایه گذاری، پول ما را  دزدید و برد، لااقل اصل پول ما را تضمین کند و به ما برگرداند تا بعدش به خاطر جیب خودش یا دولتش هم که شده دنبال آن دزد بگردد و پول ما را  پس بگیرد!؟

در سوره یوسف، حضرت یوسف با پادشاه مصر می گوید: من را فرمانروای مصر قرار بده، چون هم بلدم و آشنا به کار و امورم (تخصص دارم)، هم اینکه فاسد نیستم و از خیانتکاران نیستم (تعهد) . فلذا خداوند دو شرط لازم برای حکومت داری را در قرآن  گفته و مثال زنده آن را هم آورده است. اما کیست که قرآن را با تدبر بخواند!؟
 
در سال های اخیر در استان های مختلف افرادی به ظاهر خوش فکر را می بینیم که در استان های خودشون با سرمایه های کم شروع به کاری (صنعت یا کشاورزی یا ....) کردند و گسترشش دادند و بسیار هم موفق شدند (در تولید و اشتغال زایی مردمان ان دیار).  برنامه پویش شبکه یک سیما هم خیلی از آنان را معرفی کرده؛ اغلب ایشان هم به حالت هیجانی از نخبه بودن و کاری بودن خود صحبت و تمجید و تعریف می کردند (که مثلا به اینجا رسیدند) و می گفتند هر کس فکر کند و همت کند و از ریسک و شکست مکرر و .... نترسد، حتما پیروز می شود.
 
وقتی آدم کنجکاو می شود و از این و آن می پرسد، به این نتیجه می رسد که درصدی کمی از ایشان واقعا نخبه اقتصادی و کاری بوده اند؛ اغلب که به موفقیت های خوبی هم رسیده اند، علت موفقیت هایشان رانت های اطلاعاتی بوده که داشته اند، مثلا دوست یا آشنا یا فامیلی را در استانداری یا وزارت صنایع و .... داشته اند که به آنان مشاوره خوب داده اند، راه های قانونی و اداری اخذ مجوز آن کار را هم در اختیارشان قرار داده اند و نهایتا به خاطر رانت معنوی و اطلاعاتی، آن شخص توانسته هم خودش موفق شود و هم کارخانه ای بزند و عده ای از مردم شهر را به کار بگمارد.
 
حال چرا دولت این رانت خوب را به همه آنهایی که پول دارند و دوست دارند در این راه گام بردارند نمی دهد؟ اگر دولت در هر بخشی (متناسب با ظرفیت هر استان) کارشناسان مجربی را به کار بگیرد و به هر کسی که خواست سرمایه گذاری کند مشاوره مجانی و اطلاعاتی بدهد و روال اداری (پیچ و خم های کار) را هموار کند، یقینا بسیاری از سرمایه دارانی که ایران دوستند و اسلام دوستند به این سمت (سرمایه گذاری) کشیده می شوندِ.
 
مسئولین ما باید به این نکات ظریف توجه کنند و معنی اقتصاد مقاومتی را خوب بفهمند و وقتی رهبری می گوید: قول بدید که چشم به بیرون از این مرزها نبندید، بفهمند که منظور رهبری چیست. در ثانی مسئولین باید از تجربه سایر کشور های هم تراز ما (که شرایطشان مثل کشور ما بوده) درس بگیرند و مطالعه کنند و متوجه شوند که چگونه آن کشورها (خصوصا ترکیه) این پیشرفت عظیم را طی 20 سال اخیر کرد، در حالی که مسئولین ما در خواب بودند.
بنده می دانم ترکیه از چه راهی و چگونه و چرا به این پیشرفت رسید؛ آیا اقتصاد دانان ما نمی دانند؟! و این است که با وجود آنکه حزب عدالت و توسعه ترکیه طی سال های اخیر این همه خرابکاری می کند (حتی برای مردمان خودش) باز لااقل 50% همین مردم دوستشان دارند و هر چند سال یکبار به همین حزب رای می دهند؛ چون می دانند که طی این20 سال، این حزب چه خدمت اقتصادی و معشیتی به طبقه متوسط و ضعیف ترکیه کرده و حتی کاری کرده که 65% مردم ترکیه خارج از کشور به طرح اردوغان رای داده اند!؟
 
چرا ترک های ساکن اروپا به اردوغان رای دادند؟ خود مسئولین بروند در این خصوص مطالعه کنند تا بفهمند که یک ایرانی که ساکن اروپا یا آمریکاست و معاند هم نیست (ولی مذهبی هم نیست) می تواند شرایطی فراهم شود که آن شخص وطن پرست ثروت و علم و تجربه اش را به ایران منتقل کند؛ و این هنر  وزارت امور خارج است که از این ظرفیت استفاده کند.
 

 
 
بعد از برجام غربی ها خیلی خوشحال شدند که تحریم های خودرو رفع شد؛ اغلب خودروسازهای فرانسوی که به ایران خودرو صادر می کردند و در موضوع هسته ای صادراتشان قطع شد و بلافاصله بعد از برجام صادراتشان شروع شد. به علت نفس برجام و رفع تحریم ها نبود. موضوع واقعی این است که اغلب شرکت های خودرو ساز فرانسوی در حال ورشکسته شدن بوده و هستند و رفع ظاهری تحریم ها بهانه ای شد که به ایران مجددا خودرو صادر کنند و جانی تازه بگیرند. در ثانی خودروهای بنزینی در حال برچیده شدن است و در خود اروپا همین الان پنجاه درصد خودروها برقی است. در هند تا ده سال آینده کل خودروها برقی خواهد شد.
 
حال تصور کنید در تهرانی که اینقدر دود و کثافت و آلودگی دارد، در سال دهها هزار نفر بطور مستقیم و غیرمستقیم از این دود خودرو به انواع بیماری ها مبتلا و نهایتا فوت  می کنند و چقدر دولت و بیمه ها  باید هزینه این بیماری ها و .... را بپردازند.
نهایت موضوع اینکه این که مثلا یک رییس جمهور در این موضوع فکر کند و این راه حل ساده (مثل هند) را اجرایی کند، چه ربطی به ارتباط با آمریکا و دنیای خارج دارد؟!
 
دولتمردان به قول خودشان به جای پز دادن بعد از برجام و ورود خودروهای بنزینی، باید خودروهای برقی و نهایتا تکنولوژی تولید خودروهای برقی و هیبریدی را می آوردند نه خودروهای لوکس و کثیف فرانسوی. اگر همین الان تهران و اهواز پر از خودروهای برقی بود یقینا در تهران آلودگی نداشتیم و در اهواز آلودگی حداقل یک سوم کم می شد و درد و رنج مردمان آن دیار یک سوم کم می شد.
این نشان می دهد که در خودروسازی ما رانت و سود عظیم برای عده ای خاص هست که دست از کارهاشان برنمی دارند و تا حرف از خودروسازی می شود، سریع می گویند: اگر خودروسازی را بردارید هزاران شغل از بین می رود. چه کسی گفته خودروسازی را جمع کنید!؟ می گویند خودروسازی داشته باشید ولی اولا بومی و با قطعات داخلی باشد؛ نه اینکه قطعاتش را از چین وارد کنید!  و مهمتر اینکه تولید خودروهای  برقی و هیبریدی باش.
درد بسیار است و فرصت اندک است!

 


کد خبرنگار : 23


جانباز     مرتضی رضیعی     تحریم های هسته ای                                




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.