21 آبان 1398/ ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۱
شناسه خبر : 69216
1398,یکشنبه 10 شهريور11:00
اشتراک گذاری در:
عکس روز
در نقد و بررسی مجموعه داستان کوتاه یک بار برابر تیربار عنوان شد

نقدی فوق العاده بر کتابی فوق العاده


سربازی که مرتب بیهوش می شود، می ترسد که از حال برود. این پرسش در ذهن خواننده باقی می ماند او چگونه با بیهوش شدن مشکلی ندارد اما از بی حال شدن می ترسد؟

نقدی فوق العاده بر کتابی فوق العاده

فاش نیوز - جلسه نقد و بررسی کتاب "یک بار برابر تیربار" اثر نویسنده جوان خوزستانی عبدالرزاق پورعاطف، با حضور جمعی از فرهیختگان و نویسندگان مطرح خوزستانی در سالن جلسات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس برگزار شد.



 به گزارش خبرنگار ما، در این نشست که با حضور داود رضا کاظمی" و "حامد صافی" از فرهیختگان ادبی پیشکسوت و جمعی از نویسندگان جوان برگزار شد، رضا کاظمی با اشاره به ویژگی های یک داستان خاطرنشان کرد: "داستان کوتاه گونه ای از ادبیات داستانی یا ادبیات روایی است که نسبت به داستان بلند حجم کوتاهی دارد. در حالی که داستان بلند روایت گر بخشی از زندگی یا بسیاری از جنبه های زندگی است ولی هر دو برشی از زندگی را روایت می کند.

وی گفت: داستان کوتاه شخصیت های کمتری دارد و ایجاز عنصر اصلی یک داستان کوتاه است، اما باید مثل داستان بلند به موضوع، درون مایه، زمینه، طرح و ساختار طرح که به عناصری مانند آغاز داستان، ناپایداری، گسترش، گره افکنی، نقطه اوج، گره گشایی و نوع پایان بندی مربوط می شود، توجه خوبی داشته باشد. همچنین در یک طرح خوب برای داستان کوتاه باید به شخصیت و شخصیت پردازی، یعنی خلق شخصیت ساده یا پیچیده، ایستا یا پویا، زاویه دید، تضادها، تقابل ها، کشش ها و کشمکش ها، رویدادها، صحنه و صحنه پردازی و فضاسازی ... به عنوان مهمترین عناصر و جنبه های داستانی توجه ویژه داشت، اگر چه نویسنده برای بکار گیری آنها فرصت اندک و لاجرم کاری سخت در پیش رو دارد.



این نویسنده پیشکسوت، در ادامه با نقادی موشکافانه کتاب پورعاطف گفت: داستان "یک بار برابر تیربار" بیانگر هفت داستان کوتاه است که همگی آنها را می توان بی تردید در جرگه ادبیات پایداری قلمداد کرد. هر هفت داستان محتوایی دینی آیینی دارند و البته مذهب عنصر غالب آنهاست. همچنین سه داستان به طور مستقیم و غیرمستقیم به جنگ تحمیلی اشاره و به همین خاطر به ادبیات دفاع مقدس هم تعلق دارد.


 نویسنده و منتقد خوزستانی ادامه داد: در این راستا اولین بخش داستانِ "یک بار برابر تیربار" که روایتگر صحنه های دردناکی از دوران دفاع مقدس است قصه یک بیسیم چی که سرباز وظیفه است و شجاعانه می جنگد روایت شده است، درحالیکه بسیارd از همرزمانش شهید و اسیر می شوند. بنابراین «کمبود امکانات، مهمات و تجهیزات در زمان جنگ» از جمله درون مایه هایی است که در داستان بازتاب فراوانی دارد و برجسته شده است، آنجا که فرمانده چند نارنجک را پرتاب می کند و تنها یکی از آنها عمل می کند!

 این در حالی است که بر اساس روایتگر داستان "گروهانِ در حالِ جنگ" در سخت ترین حالت به سر می برد. توجه به نماز صبح و اول وقت، حتی در زمان مجروح بودن رزمندگان در میدان جنگ و اینکه جنگ میان ایران و عراق، جنگ بین دو گروه هم عقیده و مسلمان است و در میان سربازان عراقی هم کسانی پیدا می شوند که در اعتقادات خود صداقت داشته باشند و در مقابل ظلم و اسیران ایرانی به هموطنان خود اعتراض کنند و حتی در مقابل آنها بایستند از درون مایه های مورد توجه داستان اول است.



 کاظمی در ادامه متذکر شد: در سال های نزدیک به جنگ ما این نوع درون مایه ها را نمی بینیم چرا که دشمن، دشمن است و کافر. اما این نوع نگاه، این درون مایه ها را با خود به همراه می آورد و این حاصل بازنگری های بعد از جنگ است. بعد از جنگ دنبال آن بودیم که چه گذشته است و بایستی زوایای پنهان و نادیده و تاریک و روشن در جبهه خود و دشمن را ببینیم.

وی اضافه کرد: اینکه آقای پور عاطف با چنین ظرافتی به این موضوع پرداخته است قابل تقدیر می باشد. چرا که تفاوت بین نیروهای سرباز و نیروهای داوطلب چه در جبهه دشمن و خودی از درون مایه های پنهان این داستان است. اینکه چرا نیروهای سرباز از نظر دشمن ارزش اطلاعاتی ندارند پرسشی است که در ذهن خواننده باقی می ماند و لاجرم خواننده به فراخور دانش خود پاسخ هایی برای آن می یابد. پاسخ هایی که اما و اگرهایی همراه خود دارد و این مساله بر جذابیت داستان می افزاید.

 این منتقد پیشکسوت ادبیات دوران دفاع مقدس اظهار داشت: بد نبود اگر هم سو یا ناهمسو با آنچه ما فکر می کنیم نویسنده تعریفی در این زمینه داشته باشد. گرچه آنچه به عدالت نزدیکتر است تفاوتی میان نیروی سرباز و داوطلب نیست. سرنوشت مختوم هر دو یکی است؛ یا برگشت یا اسارت یا شهادت. وقتی اینها سرنوشت یکسانی دارند، وظیفه ادبیات، برداشتن این مرزهاست. اگر در دنیای واقع این برداشت ها هست اما ادبیات در دنیای غیر واقع آنها را بیان می کند پس چه بهتر آن مرزها را بردارد.

 کاظمی یادآور شد: اغلب عناصر که در پیشانی این داستان بیان شده در حد متعارف و حتی در حد قابل قبولی در کانون توجه نویسنده وجود داشته است. در این میان عناصر داستان، آغازی برجسته دارد. آغازی شگفت، غافل گیرکننده و حساس. صحنه سازی و فضاسازی به گونه ای است که خواننده احساس طرد و کشش را به سمت خواندن را به صورت توامان تجربه می کند.

 وی با بیان اینکه پورعاطف داستان را از لحظه وقوع بحرانی ترین صحنه جدال ها و تضادهای شخصیت های داستان پی می گیرد افزود: جدال و کشمکش بین تیربارچی و اسیر و همین طور تیربارچی با سرباز عراقی. انتخاب این جدال برای پشت جلد، انتخاب مناسبی بوده است."



  کاظمی درباره داستان سومِ کتاب (دست چپ، قبر دوم) نیز گفت: "اردوهای زیارتی سیاحتی دانشجویان به مناطق جنگی موضوع داستان سوم است. اعتقاد به کرامات شهدا و گره گشایی از کار مردم بارزترین درون مایه و وجود اختلاف بین فرماندهان در سال های نخست جنگ از درون مایه های ارزشمند این داستان است،چرا که شهید علم الهدی و مقام معظم رهبری در یک طرف و اختلافشان با بنی صدر که تفکرات خاصی داشت و معتقد بود زمین می دهیم تا زمان بگیریم بسیار نمایان بود. این تفکر پایین تر از تفکر قاجاریه بود، آنها جنگیدند اما زورشان به دشمن برای پس گرفتن زمین نرسید. قاجار زورش نرسید چون هم خودش را ضعیف نگه داشت بود و هم ملت را. اما تفکر کسی که اروپا دیده بود مبنی بر اینکه زمین بدهیم تا زمان بگیریم و گروه علم الهدی و مقام معظم رهبری که می فرمودند می جنگیم یا کشته می شویم یا زمینمان را پس بگیریم، زمین تا آسمان تفاوت داشت."



  دبیر علمی هفتمین جشنواره سراسری شعر بسیج در این نشست به توانایی و ظرافت کار پورعاطف در پرداختن به مسایل مهم دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: "این اختلاف، نه در شعر زمان جنگ و نه در داستان زمان جنگ پرداخته نشده است اما در دوره بازنگری های بعد از جنگ در آثار محدودی دیده می شود و در اینجا هم توسط نویسنده کتاب به آن اشاره شده و درون مایه داستان می شود. البته یکی دیگر از درون مایه های این داستان این است که روحانی کاروان از دانشجویان می پرسد چه کسی می تواند درباره طلائیه صحبت کند؟ ولی کسی حاضر نمی شود حرفی بیان کند."

  استاد کاظمی با اهمیت قائل شدن به فرهنگ دفاع مقدس گفت: "این بی خبری از آنچه در دوران دفاع مقدس گذشت یک مقدار در این روزگار آزار دهنده تر است. درس هایی که فرهنگ دفاع مقدس به نسل های آینده و اکنون ما داده آنقدر ارزش دارد که هر روز درباره اش صحبت کنیم، هر روز بنویسیم و بخوانیم باز کم است. یک خبرنگار آمریکایی با شولوخف مصاحبه می کند و می گوید: در غرب می گویند شما خیلی از جنگ می نویسید. او جواب می دهد ما از جنگ خیلی می نویسیم. باز هم خیلی می نویسیم و در آینده هم خیلی خواهیم نوشت چون ما هر چه داریم از این جنگ داریم و درس های زیادی به ما داد. کاش روزی بشود که همه هنرمندان ایرانی را ببریم موزه های مسکو و لنینگراد را ببینید آنها با جنگ چطور برخورد کردند و ما چطور برخورد کردیم؟ گرچه جنگ آنها وجهی حقی داشت و آنها هم مورد تعرض واقع شده بودند. اما آنها چطور با جنگ خود برخورد کردند، ما چطور برخورد کردیم."

 این پژوهشگر خوزستانی درباره زیبایی های سومین داستان کتاب پورعاطف افزود: "در نقطه اوج داستان، مرز بین خیال و واقعیت برداشته می شود. این امر اگرچه در ادبیات عرفانی ما مسبوق به سابقه است اما از مشخصات ادبیات پسا مدرن محسوب می شود. یعنی آنجا که می بینید هم محل قبر درست است هم آدرس درست است، اما این آدرس از خواب شخصیت داستان آمده است. یعنی مرزی ماورای واقعیت. این دو موضوع وقتی در کنار هم قرار می گیرند خیلی زیباست و درست جا افتاده است."

 دکتر کاظمی با بیان شیوا و جذاب خود در خصوص هر هفت داستان کتاب "یک بار برابر تیربار" اطلاعات مختصر و مفیدی از عناصر مطرح شده در داستان کوتاه برای حضار بیان و تاکید کرد و از آنها خواست که نقد و بررسی کامل خود را از طریق چاپ در رسانه ها در اختیار علاقه مندان قرار دهند.

 وی همچنین در توضیحات خود هر جا که لازم بود به طرح اِشکال، نیز می پرداخت. به طور مثال او با اشاره به دو جمله از داستان اول که عبارت بودند از "بنا کردم دم به دقیقه بیهوش شدن" و نمی تونم بشینم، اگه بشینم از حال می روم" توضیح داد: سربازی که مرتب بیهوش می شود، می ترسد که از حال برود. این پرسش در ذهن خواننده باقی می ماند او چگونه با بیهوش شدن مشکلی ندارد اما از بی حال شدن می ترسد؟



منتقد دیگر کتاب یک بار در برابر تیربار، دکتر حامد صافی بود که با ارائه پاورپوینت ادبی، یک فضای آموزشی مناسب برای مدعوین فراهم کرد و  به بیان دیدگاه های ادبی و نظرات خود درباره کتاب پرداخت.

لازم به ذکر است کتاب یک بار برابر تیربار دومین اثر داستانی عبدالرزاق پورعاطف است که توسط انتشارات نیستان در سال 1397 به چاپ رسیده است. این مجموعه از هفت داستان تشکیل شده که همه آنها در جشنواره های مختلف سراسری برگزیده شده اند. این داستان ها در زمینه دفاع مقدس، نماز، عاشورا و شهدای حله می باشند.

جعفری


کد خبرنگار : 17


یک بار برابر تیربار     عبدالرزاق پورعاطف     کتاب     فاش نیوز                            




نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.