15 آذر 1398/ ۰۹ ربيع الثاني ۱۴۴۱
شناسه خبر : 70125
1398,جمعه 10 آبان12:15
اشتراک گذاری در:
عکس روز

گزارش میدانی و لحظه به لحظه جانبازان از راهپیمایی اربعین


کاروان سفر اربعین جانبازان ویلچری با عنوان «لبیک یا حسین» امسال نیز با حضور تعداد کثیری از جانبازان نخاعی و قطع عضو ویلچری به منظور شرکت در راهپیمایی حماسی و بی نظیر اربعین و زیارت مضاجع مطهر امامان شیعه در عراق عازم عتبات عالیات شدند. سال گذشته توفیق همراهی با این کاروان و حضور در کربلای معلی را داشتیم و توانستیم گزارش های متعددی از این سفر رویایی...

گزارش میدانی و لحظه به لحظه جانبازان از راهپیمایی اربعین

فاش نیوز - کاروان سفر اربعین جانبازان ویلچری با عنوان «لبیک یا حسین» امسال نیز با حضور تعداد کثیری از جانبازان نخاعی و قطع عضو ویلچری به منظور شرکت در راهپیمایی حماسی و بی نظیر اربعین و زیارت مضاجع مطهر امامان شیعه در عراق عازم عتبات عالیات شدند. سال گذشته توفیق همراهی با این کاروان و حضور در کربلای معلی را داشتیم و توانستیم گزارش های متعددی از این سفر رویایی و به یادماندنی تهیه و منتشر کنیم. امسال متأسفانه همراهی عزیزان جانباز زائر کربلا میسر نبود ولی خوشبختانه برادران عزیز و بزرگوار، سیدکاظم علوی، سیدمصطفی حدادی و سید حسن انتظاری، با حال و هوای خود، (البته با این توجه که در مسیر و در حال حرکت و تایپ کردن با گوشی کار بسیار دشوار است) گزارش هایی متنی و تصویری از مراحل مختلف سفرشان ارسال کرده اند که در اینجا تقدیم شما عزیزان می شود.

پیشاپیش از وقفه ها و قطع و وصل های مطلب و اینکه چون به صورت حرفه ای تهیه نشده، بعضا توضیحات لازم در باره مراحل مختلف و مکان ها و اشخاص ارائه نشده پوزش می طلبیم.

******

سلام؛ الان موکب امام رضا علیه السلام جای همه شما خالی است و برای همه برادران عزیزم دعاگو و نائب الزیاره شما هستیم
التماس دعای فراوان

سلام امروز دوشنبه ساعت ۳ بامداد برادران جانباز از ستون ۱ کربلا شروع به راهپیمایی نمودند و در مسیر با دعا و مناجات و ایستادن جلوی ستون های ۱۴ و ۲۱۴ به نیت ۱۴ معصوم ۱۴ صلوات فرستادند و هر کدام به نیابت از یک شهید تمثال شهید را همراه خود داشته و شهید را همراهی می‌کردند.
برادران جانباز ساعت ۱۰/۳۰ به محل اقامت موکب امام رضا رسیدند و به استراحت پرداختند.

امشب ساعت ۲۳ مسیر ادامه پیدا می‌کند.

سلام  به همه دوستان عزیزم سروران گرامی
آقا سید انتظاری عزیز خیلی لطف دارند
بنده در معیت ایشان عرض ادب به عاشقان سیدالشهدا علیه السلام کرده ایم

دیشب حاج صادق اهنگران در جمع جانبازان حاضر شدند و چند تا لطیفه از خودشان گفتند و در انتها از نواهای زمان جنگ خواندند وخاطرات دفاع مقدس را در دل دوستان زنده کردند.
 

امروز حاج آقا مروی، تولیت استان قدس رضوی در موکب امام رضا در جمع دوستانی که در پیاده روی نرفته بودند حاضر شدند ودیدار کردند.

مرحله دوم راهپیمایی اربعین حسینی «کاروان لبیک یا حسین» جانبازان تا دقایقی دیگر آغاز می گردد.

از ساعت ۲۰/۳۰  از عمود ۲۸۵به سمت عمود ۴۴۰ حرکت می کنیم و پس از مختصری استراحت، به سمت عمود ۷۵۷ حرکت می کنیم و مرحله دوم به اتمام می‌رسد.

چون هرچندوقت که طی مسیر می کردیم و پای عمود های  ۱۱۴ / ۳۱۴/۲۱۴/ ۴۱۴ ..
که به اندازه فرستادن ۱۴ صلوات استراحت و آب و چای میل می کردیم اوج بندگی و ارادت عاشقان حضرت سیدالشهدا علیه السلام را با تمام وجود حس می کردیم. اکثرا با ذکر مداوم و حلقه های اشک با راز و نیاز برای مولا و ارباب خودشان دلنوازی می کنند.

در این مسیر پر عشق و احساس شکر و بندگی بنده که به نوبه خودم احساس خجالت و شرمندگی می کنم.

 الام که ساعت ۴و ۳۱ دقیقه است کاروان جانبازان از ساعت ۸ و ۳۰دارند ویلچر می رنند.

عمود ۵۳۹ برای اقامه نماز توقف کوتاهی کردیم تا نفسی تازه کنیم و دوباره راه بیفتیم.

خدا شاهد است بیشتر از خودم دعا گوی شما و همه آرزومندان بوده و خواهیم بود.

مجدد پی نوشته مطلب بالا: اکثر عشاق الحسین علیه السلام که تشریف می آورند و از جلوی ما راهی  می شوند اعم از ایرانی و غیرایرانی و با زبان و با زبان بی زبانی، همه با دست دادن و دست کشیدن و تبرک گرفتن از جانبازان، با گریه و اشک ریزان بیان می کنند که اگر شما و فداکاری شهدا ‌و شما نبود اینجا و الان مثل خانه خودمان نمی توانستیم به راحتی زیارت بیاییم و با اصرار بعضی ها هم به دست همه برادران عزیزم جانباز بوسه می زدند و اشک ریزان از ما دور می شدند.

شاید باورتان نشود در طول این مسیر پر عشق و احساس و صفا چه بسیار جوانان برومند و با ایمان با چهره های نورانی و چشم های اشکبار و عکس های  شهدایی که به نیابتشان به اربعین آمده بودند التماس می کردند شما را بخدا دعا کنید که مثل این شهدا شهید بشیم. ما هم با کلی لذت بردن از صفای باطن این جوانان می گفتیم دعا می کنیم که ان شاءالله  پیروز بشید و عاقبتتون و عاقبت همه ما ان شاءالله ختم به شهادت بشه.

اینجا واقعا وضعیت نت خراب است و نمی شود عکس فرستاد ولی آقای علوی عزیز به خوبی شرایط و احساس خودشان را از شور و هوای حسینیان بیان داشتند و اگر بنده هم بخوام مطلبی را نگارش کنم به خوبی ایشان نمی شود ولی این را بدانید جای تک تک شما عزیزان خالیست و هر جا می رسیم یاد شما هستیم. امیدوارم که بستری فراهم شود همگی عزیزان با هم به پابوس آقا بیاییم.
الان در موکب بیت العباس عمود ۷۵۷در حال استراحت هستیم. به امید خدا امشب به سمت عمود ۱۰۶۱ حرکت می کنیم.

جای شما هم خالیست و به یادتون هستیم. خودم، آقایان انتظاری، علیزاده، علیپور و... با ما هستند از باشگاه مخابرات و سایر دوستان باشگاه ایثار

ظاهراً آقایان مسعودی و قنبری هم خودشان تشریف آوردند که هنوز ما ندیدیمشان اینجا.

اسامی را زیاد فرصت ندارم بنویسم. جمعا حدود ۳۰ ویلچری و ۲۰ نفر. جانباز سرپا هستیم.

ساعت 10.30 صبح پس از طی مسیر طولانی از شب گذشته در عمود 757 موکب بیت العباس از بچه های لشگر 10 امام حسین چه استقبالی کردند. جاتون خالیست. روز خیلی گرم است. حرکتمان شب تا عمود 1061 است. دیشب قبل از حرکت سید رضا نریمانی با دوستان جانباز دیدار کردند و چند دقیقه به فیض رسوندند.

مردم مثل فرشته پشت ویلچرما را می گیرند و دوستان را در حرکت یاری می کنند.

واقعا سیل جمعیت
 نه وقت می شناسد
نه بی وقت می شناسد
 نه زن می شناسد
نه مرد می شناسد
نه پیر می شناسد
نه جوان می شناسد
نه زشت می شناسد
نه زیبا می شناسد
نه سفید می شناسد
نه سیاه می شناسد

کافیست دلی پاک و ضمیری روشن، نه خدای من حتی اگر نقطه ای روشن فقط یک روزنه روشنی کافی است تا در جاذبه ابرقدرت این رود خوروشان جذب این دریا بیکران‌ بشوید تا مثل یوسف کنعان که هوش و حواس از زیبا رویان مصری برد، حسین علیه السلام فاطمه زهرا ع دل و جان از همه ربوده است.


نه متوجه تاول پاست
نه متوجه دوری راه است
نه متوجه تاریکی راه است
نه متوجه سردی راه است
نه متوجه گرمی راه است
نه متوجه بد جایی راه است
نه متوجه بدی راه است
نه متوجه کم خوابی راه است
‌از همه و همه دلربایی می کند و پایان این راه عاشقی است‌ که هرکسی به موطن خود می رسد و می بیند، بسته به شدت عشق به معشوق، چه بر سرش آمده.

خدا گواه است این مفاهیم ناب و دیدنی در هر لحظه پیش چشممان به تصویر کشیده می شود.
ولی از فرط خستگی و درد در این دو سه روز اخیر کمتر از دو سه ساعت خوابیده ام در حالی که یکی از عزیزان جانباز نازنین ماشاءالله  دم به دقیقه هزار ماشاءالله در رختخواب که نگو
در مسیر که هلش می دهند خواب است. داخل اتوبوس همه محو فقر و فلاکت شیعیان عراق، چشم از پنجره بر نمی دارند.

دیشب در موکبی که مثل باغ کوچکی بود، همه و همه برای ۲ ساعت از ۱۲ شب تا ۲ شب خواب بودند. من و جانباز عزیزی از لاهیجان(جانباز علی ربیع نژاد) فقط بیدار بودیم.
این عزیز دل در این مدت عصر سه شنبه که دارد واتساپ خود را چک میکند چه زیبا و دیدنی و ناز، درحالی که انگشتش روی گوشی بود خواب خواب بود.
فعلا التماس دعا و کمی التماس خواب شکرلله

به سید عزیز و همه عزیزان سرافراز جانباز. دست تک تک شما را می بوسم و قدم قدم تمام راه عاشقی را به یاد همه شمائیم و شما را شریک‌ در ثوابما می دانیم ان شاالله و نذر ظهور آقا و منجی عالم بشریت، وجود نازنین حضرت امام زمان عج.

عزیزان ۳۰ ویلچری و حدود ۳۲ نفر جانباز سرپایی و همراهمان هستند. اگر بتوانم لیستشان را برا شما ارسال می کنم.

لبیک یا حسین
لیست اعضای ستون در مراسم پیاده روی اربعین حسینى به شرح ذیل می باشد.
۱- سید محمد مدنی
۲- سید میر مکرم قضاتی
۳- سید کاظم علوی
۴- سید مصطفی حداد
۵- سید حسین انتظاری
۶- محمد رضا رجبی
۷- محمد مهدی شکوری
۸- مهدی شکوری
۹- حسام ذولفقاری
۱۰- داوود حیدری
۱۱- مجتبی پارسا
۱۲- رضا سیاتیری
۱۳- علی ربیع نژاد لاکمه
۱۴- غلامرضا شیرازی
۱۵- محسن شیرازی
۱۶- امیر ماندگارفر
۱۷- علی محمد نقی بیرانوند
۱۸- حسین علیزاده
۱۹- علی اکبر حاجی مرزدارنی
۲۰- جواد استوار
۲۱- منصور قمری
۲۲- علی چناری
۲۳- موسی گل محمدی
۲۴- حسن علیپور
۲۵- محمد علی گودرزی
۲۶- حسن آزادی
۲۷- حسین اسرافیلی

ببخشید دست و پا شکسته مطالب را ارسال می کنم. اگر به برکت وجود نازنین حضرت امام زمان عج و برکت عزیزان جانباز توفیق حاصل شود و تمام صحنه ها و کلیپ ها و مطالب دیدنی و شنیدنی را در قالب پیام های نه چندان کوتاه به عرض می رسانم.

ما از شنبه که سه شب در موکب بسیار لوکس و مجهز امام رضا علیه السلام عمود ۲۸۵ (دارای ژنراتور و اتاق های بزرگ، تخت، کولر دو تیکه، آسانسور، و از همه مهمتر سرویس‌های فرنگی)اقامت داشتیم که شب اول بعد از فزود گاه، شب دوم بعد از تشرف به نجف اشرف است؛ برای اذن گرفتن از بارگاه منور حضرت امیرالمومنین علی ع برای شروع به پیاده روی و زیارت و پا بوسی امام حسین علیه السلام.

شب سوم بعد از اولین روز پیاده روی اربعین از عمود ۱ تا عمود ۲۸۵ که در یک ستون که ویلچر های عزیزان که به پرچم های سبز و سرخ یا حسین علیه السلام که به ترتیب  اسامی که ارسال شد. که عزیزان جانباز سید که ۵ نفر بودند در اول صف پیشتاز گروه بودند.

عمود ۷۵۷

برای رسیدن به این عمود که موکب بیت العباس ع است دیشب از عمود ۲۸۵ که سه شب اقامت داشتیم با تعزیه های جانسوزی که اجرا می کردند و مداحی و روضه خوانی آهنگران؛ و چون برادران عزیزم جانبازان در طبقه بالا مستقر بودند، تمام صحن موکب که حیاط بزرگی بود و رواق های بالا که جلوی اتاق های طبقه بالا بود بطور کامل و با نمای بسیار زیبا در دید جانبازان بدون کمترین ازدحام و اذیت و آزاری نظاره گر تمام صحنه بودند.  

این ۲۸۵ عمود از نزدیک ترین محل به ضریح امام علی علیه السلام تا انتهای بلوارهای شهری نجف اشرف شماره گذاری شده است.

بعد از این عمود(۲۸۵) مسیر عمود های خارج شهر نجف به سمت کربلای معلی ار یک شروع می شود.
جانبازان سخت کوش که از ساعت ۸ و نیم دیشب شروع به پیاده روی کرده اند (یعنی شب دوم پیاده روی) از عمود ۱ تا عمود ۷۵۷ پیاده روی کرده اند که رکورد سال قبل را که حدود ۵۰۰ عمود بوده است را ارتقا داده اند که اگر بین دو عمود ۵۰ متر است حساب کنیم حدود ۳۸ کیلومتر پیاده روی در بک روز  می شود و با ۲۸۵ عمود طی شده روز اول، جمع دو روز ۱۰۶۰ عمود می شود ۵۳ کیلومتر.

به موکب بیت العباس رسیدیم که خوشبختانه سرویس فرنگی ثابت و دائمی احداث کرده اند و نیز برای راحتی بچه ها تخت خواب در یک محوطه جداسازی شده از کل چادر و موکب برای راحتی بچه ها.

ان شاءالله الان نزدیک اذان مغرب روز سه شنبه آماده می شویم برای نماز تا بعداز اقامه نماز و صرف شام در ساعتی که مسئولین محترم و زحمتکش کاروان تعیین می کنند، به سمت کربلا راهی خواهیم شد. ان شاءالله
کربلا کربلا ما داریم میاییم
کربلا کربلا ما داریم میاییم


عمود ۷۵۸

امسال بطور بسیار با همبستگی و قرابت های دو ملت شریف و مظلوم ایران و مردم عراق که در بسیار رنجدیده و از لحاظ اقتصادی و اجتماعی مورد استثمار دولت های مستکبر و ملحد قرار گرفته اند. در این سال های اخیر یخ غفلت و تعصب و بدعت های ویرانگر آب شده و جلوه های دوستی و الفت را به نمایش در آورده است، بطوری که امسال بیش از ده نفر با شوق و اشتیاق خواهش می کردند که بگذارید شما را هل بدهیم و با علاقه و ذوق همراهی  می کردند و عکس های سلفی و فیلم می گرفتند و به همدیگر نشان می دادند.

دو جوان شاید ۲۳ ساله لاغر اندام و تکیده با قدی بلند جلوی من و حاج آقا قضاتی و‌ حاج آقا حدادی را که هل می دادند با سر و صورتی آفتاب سوخته و (نمی دانم چرا این قدر دلم برای وضعیت و ظاهر و فرهنگ آنها و آینده آنها دلم به درد می آمد و در فشار بود) که با وضعی که جوان جلویی من که آقا قضاتی را با تسلط کامل با یک دست هدایت می کرد و برای اینکه من به پایش نخورم از کنار آن را هدایت می کرد و با آن یکی دست دیگر سیکار در آورد ‌و به لبش گذاشت و دوباره با همان دست دنبال فندکش می گشت که پیدا کرد و سیگار را روشن کرد و بصورت مخفی در دستش نگه داشت  و هر چند لحظه پکی می زد و دوباره قایم می کرد. تا نصف که دوستش که جلویش بود گفت بده من و او داد ولی تا اولین پک را زد حاج اکبر حسین زاده  که مسئول باشگاه ایثار و کاروان جانبازان بود و مرتب ته صف و اول صف سرکشی می کرد تا نظم و انظباط لازم را از دست ندهند او را دید و با جدیت به او که از حرف های حاج اکبر هیچی نفهمیده بود، گفت نه نه نباید اینجا سیگار بکشی.

او بلافاصله سیگارش را انداخت و حاج اکبر که گفته هایش را با اشاره همراه کرده بود پایش را روی سیگار گذاشت و خاموش و له کرد.

با اینکه موافق کار و نظر حاج اکبر بودم نمی دانم چرا دلم به حالشان سوخت و همانجا شروع به خواندن آیت الکرسی کردم و در این اثنا جوان اولی موبایلش را در آورد و دنبال این بود که نوحه ای (از تصویر کوچک شده روی گوشی موبایل او متوجه شدم) پخش کند و مشغول شود و باتمام وجود ممطمئن بودم که نمی خواهد لذت کمک به یک جانباز ایرانی را از دست بدهد.

سپس برای اینکه حرمت جمع را نگه دارد یکدستی دنبال هنسفری می گشت.
من که دیدم خیلی سختش است جلو رفتم و دسته ویلچر آقای قضاتی را گرفتم و به او اشاره کردم یک لحظه رها کن تا هنسفری ات را پیدا کنی، که قبول کرد و کارش را انجام داد و این لحظه ای بود که محبت و مظلومیت فقر آن دو جوان عراقی در دلم چند برابر شد.

و این چندمین آیت الکرسی بود که من می خواندم  و به آن دو جوان و همه جوان های  عراقی فوت می کردم تا ان شاءالله خدا آخر و عاقبتشان را به برکت آیت الکرسی و قرآن و امام زمان عج و امام حسین علیه السلام ختم بخیر کند. چرا که این جوانان بچه مسلمان و بچه شیعه اند.

بالاخره دکتر قنبری و مصطفی مسعودی به ما در عمود 1062 رسیدند. دیداری تازه کردیم. شب ان شاالله به سمت کربلا راه می افتیم.

دوستان جایتان خالی، سیدکاظم (دکتر روا زاده دوم) یه معجون هایی به ما داده اگر زنده برگشتیم بدانید موثر واقع شده، اگر هم نه حلالمان کنید.

با اینکه دو جوان عراقی  ده ها عمود را کمک جانبازان می کردند و می دانستند نمی شود در این صف و ستون سیگار بکشند و از طرف دیگر چه شور و اشتیاقی بود که حریف عادت مفرط سیگار کشیدن های بی حد و اندازه تقریبا اکثر نوجوان و جوانان عراقی شده بود و مدت ها جلوی چشم این جوان عراقی سیگار دوم را در آورده بود تا مدت زیادی با آن بازی می کرد و به لب می گرفت و خاموش ادای سیگار کشیدن را در می آورد. تا حدود نیم ساعت بالاخره آتش کرد ولی در دستش مخفی می کرد؛ سریع یک پک می زد و زود خاموش می کرد و به هل دادن ویلچر ادامه می داد تا مدتی ‌بعد که چون ما کمی کند تر از دیگران می رفتیم از ما جدا شدند.  واقعا حیف این همه جوان پر انرژی در برابر این همه دام و تله  های فرهنگی و اخلاقی و ....

حیف شد که در این مسیر همراهی جانباز حسین علیزاده را در ادامه مسیر در عمود 757 از دست دادیم. بنده در این مسیر از معنویت و ولایی بودن ایشان خیلی لذت و استفاده کردم؛ مخصوصا که او بنری از تصویر ملاقات مقتدی صدر و حضرت آقا را در مسیر همراه داشت و  در معرض عموم قرار داده بود تا بیان وحدت دوملت ایران وعراق باشد.

عمود ۸۸۸

از دیشب که حرکت کرده بودیم، علی رغم خستگی زیاد و طاقت فرسا بودن طول مسیر که حتی مدعیان ستون را به ستوه آورده بود، مرتب به حاج اکبر می گفتیم تو را خدا اجازه بده کمی تند تر حرکت کنیم. ولی می گفت به فکر ضعیف ترها باشید. برو تو ستون، برو رو خط سفید.
دیروز گفته بودم وقتی در ستون ۸۱۴ کنار جاده توقف کوتاهی کردیم تا صلوات های چهارده معصوم علیهم السلام را بفرستیم، مرتب مرد و زن، پیر و جوان، پسر و دختر حتی عراقی ها، پاکستانی ها‌ و افغانستانی ها با تشکر از جانبازان می گفتند اگر شما نبودید ما کجا اینجا  کجا؟!
معمولا مادران با گریه و زاری و التماس که تو را بخدا دعا کنید برای جوانان ما، تو را به امام حسین علیه السلام خیلی برای جوانان ما دعا کنید.

در یکی از این توقف ها بود که ماهم از ابراز احساسات مردم و گریه و بغض های صادقانه و خلوص نیت آنها با چشمان اشکبار تشکر و قدردانی می کردیم؛ اشک از چشمانم سرازیر شده بود که خانم مسنی با چادر مشکی و چهره ای نورانی و بسیار با وقار و متین نزدیک من و آقای قضاتی شد من توجه کردم به رسم ادب دست به سینه گذاشتیم و مرتب می گفتیم قبول باشه، التماس دعا، ماشاءالله،قربانن قدمهاتان، قدم هاتان ‌نذر ظهور آقا امام زمان عج؛ و بی اختیار از شدت ارادت و پاکی آنها که گویی قدم به قدم که به جلو  راه  می روند  پله پله به سو ی کمال و لحظه به لحظه و چه شتابان به تقرب الی الله و رستگاری و فلاح نزدیکتر می شوند، اشک ما آرام  آرام از گوشه چشمانمان جاری می شد و خود بسختی کنترل می کردیم که بغضمان نترکد تا بتوانیم جواب محبت های عاشقان حضرت سیدالشهدا علیه السلام را بیان کنیم؛ که دیدم این خانم به آقای قضاتی نزدیک و نزدیکتر شد و خم شد... که با خود گفتم خدایا چکار می خواهد بکند؟ شاید می خواهد از نزدیک چیزی بگوید که همه نشنوند؟ نه احتمالا خیلی نزدیک شده تا جلوی ما بنشیند و چیزی از کیفش در بیاورد و به آقای قضاتی بدهد؟ اما با کمال تعجب دیدیم و همه دیدند و اشک می ریختند و حتی همین الان که می نویسم و برای تعداد اندکی تعریف کرده ام بی اختیار اشکم بی امان جاری می شود. چون آن خانم مکرمه و محترمه درست جلوی ویلچر حاج آقای قضاتی زانو زد و بهت زده تصور می کردیم دو زانو نشسته و (به کسی که دو پای خودش را که می بایست یک عمر ستون های زندگی و ایستادگی و سرافراز او و خانواده اش باشند را برای سر افرازی و ایستادگی تمام کشور و اسلام و مسلمین فدا کرده) می خواهد ادای احترام کند.
سبحان الله
سبحان الله  
سبحان الله

دست هایش به زمین‌ که درست زیر ویلچر حاج آقای قضاتی بود گذاشت و به حالت سجده روی آسفالت را بوسید و سجده کرد.

ما اشک امانمان را بریده بود و با تعجب و حیرت زده به او خیره شده بودیم و او بدون کمترین واکنشی که نشان دهنده مصنوعی و نمایشی بودن اقدامش باشد، بلند شد تعظیم کرد‌ و عقب عقب رفت و در دریای بیکران عشاق امام حسین علیه السلام ناپدید شد..
الله اکبر
الله اکبر
الله  اکبر 

خدایا! این خانم مکرمه کی بود، چکار کرد و کجا  رفت..

این سفر سفر عشق و سفر دل هاست. ما و بخصوص بنده حقیر که دل آلوده به زرق و برق دنیا و مطامع و آرزو های دور و دراز هستم، به این مسیر وارد شده ام تا دل را ان شاءالله اگر بتوان سیقل داد و امیدی به نجات باشد، ولی چه بسا شما همه عزیزان که با دل همراه ما هستید، از ثواب و برکات این راه عاشقی از ما که اینجا هستیم بیشتر بهره مند شوید.

عمود ۱۰۶۱
دیشب که شب آخر پیاده روی بود از عمود ۱۰۶۱ بعد از  نماز مغرب و عشاء حدود ساعت ۷ راه افتادیم و طبق روال گذشته، سر عمودهای ۱۱۱۴و عمود ۱۲۱۴ و ۱۳۱۴ و ۱۴۱۴ استراحتی می کردیم و ۱۴ صلوات به نیت و هدیه به چهارده معصوم  علیهم السلام می فرستادیم. حدود ساعت سه و چهل و پنج دقیقه بود که خیابان های منتهی به موکب محل استقرارمان در شهر کربلا را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته بودیم و بچه ها ازبس خسته شده بودند دیگر تقریبا همدیگر را نمی شناختند. خدا را شکر وقتی که وارد موکب شباب الامام خامنه ای شدیم بلافاصله بنده خدا مسئولان و خادمان موکب، بدون یک لحظه معطلی به چادر بزرگی که برای ما تدارک دیده بودند راهنمایی کردند و فوری با پذیرایی چای و شربت خنک و نیز ‌با نان و پنیر و گوجه خستگی را از تن و روح بچه ها زدودند تا راحت بگیرند بخوابند. بعد از آن نیز پیوسته جانبازان را شرمنده محبت و لطف خودشان کرده بودند و به محض اینکه می ببینند که یکی از جانبازان کاری دارد و جایی می خواهد برود می خواهد برود (سرویس بهداشتی یا حمام و...) بلافاصله پشت ویلچرش را می گیرند و تا آخر همراهی اش می کردند.


دیروز خیلی از دوستان جانباز در قسمت داروهای سنتی برای بادکش و ماساژ با روغن بادام که بچه های کرمان متصدی اش بودند مورد پذیرایی قرار گرفتند.

در قسمت حسینیه موکب دعای کمیل، سخنرانی حاج آقا کاشانی، برنامه سمت خدا و روضه های سوزناکی برگزار می شد. صبح جمعه بعد از نماز، دعای ندبه و سخنرانی آقای رحیم پور ازغدی بود که استفاده کردیم..

****

امشب در کاظمین وفردا ان شالله سامرا نایب الزیاره شما دوستان هستیم. دیشب کاروان جانبازان به صورت هیات عزاداری وارد حرم سیدالشهدا .بین الحرمین .حرم ابالفضل العباس شد وتعدادی از خانواده شهدای مدافع حرم گیلان با این کاروان همراهی میکردند از نکات جالب این عزاداری تصویر شهیدان حمید سیاهکلی وتصاویرشهدای مدافع حرم گیلان بود که تو حین ورود به حرمین به همراه ما بودند انگار قسمت بود این شهدا ما رو همراهی کنند مردم زایر ایرانی وغیر ایرانی  تحت تاثیر این حصور جانبازان قرار گرفته بودند وبا جانبازان ذکر کجایید ای شهیدان خدایی رو زمزمه می کردند روح شهدای مدافع حرم شهدای دفاع مقدس را باصلواتی شاد کنید.

*****

 

سلام در اخرین مرحله سفر زیارتی به عتبات عالیات به حرم حضرت امیرالمومنین مشرف می شویم و دعاگوی دوستان هستیم. ان شاءالله به حق امیرالمومنین همه دوستان حاجت روا و عاقبت به خیر شوند.

مگر می شود حاجت داری را فراموش کرد در این در گاه و بارگاه ملکوتی؟! و امامان معصوم علیهم السلام چنان سخاوتمند و بزرگوارند و امام امت و مردم هستند که وقتی به محضرشان وارد می شوی کافیست دلت با آنها باشد و امامت را بشناسی؛  هر چه که مقدر و صلاح تو باشد را برایت از خدا طلب کرده و سریع تر از جاری شدن بر زبانت برای تو مقدر و اجابت می شود.
خواستم عرض کنم وقتی دست و پنجه در پنجره های بهشت (پنجره های ضریح مطهر) می اندازی، با یک قدرت غیبی، اسامی همه حاجت دار ها بر زبانت جاری می شود و  همیشه در جای جای حرم های مطهر، همه برادران عزیزم تک تک در ذهن و زبانمان آمده و دعا گوی شما و خانواده همه دوستان هستیم.

http://fashnews.ir/images/upfiles/20191023/photo_2019-10-23_09-52-23.jpg

خدا را شکر ساعت 13 رسیدیم. اصلا هیچ کس از بچه ها را نمی گذاشتند بروند نزدیک؛ می گفتند صبر کنید تا خلوت شود. ما هم بعد از نماز های واجب و مستحبی و زیارت نامه خواندن خواستیم برویم با بچه های خودمان، گفتند نروید. از هر راهی رفتیم نمی شد و نمی گذاشتند؛ ولی ما رفتیم. در راه نادعلیا مظهرالعجائب را چند بار خواندم. رسیدیم آخر مسیر که خادم گفت نمی شود و ما نرفتیم و ماندیم. همان لحظه شیفت عوض شد و خادم جدید آمد کمی رفت دورتر ایستاد که آقای علیپور گفت الان برویم. رفتیم نزدیک نزدیک.  خیلی شلوغ بود. دو جوان افغانستانی خودشان آمدند گفتند بیایید و راه من و آقای علیپور را که جلوتر از من بود، بازکردند.
ان شاءالله قسمت خودتان بشود هرچه زودتر؛ چسبیدیم به حرم و کلی راز و نیاز و طلب حاجت کردیم برای همه. بعد از چند دقیقه گفتم آقای علیپور برویم که نوبت بقیه دوستانمان هم بشود. گفت نه کسی نیست
گفتم نه بیا برویم مردم اذیت نشوند. خلاصه برای همه مخصوص  دعا کردیم و بر گشتیم و بچه های دیگر را ندا دادیم و همه به مرور رفتند و از نزدیک زیارت خوبی کردند. بعد از آن برای ویلچری ها نرده گذاشتند تا راحت زیارت کنند.

****

برادران در انتظار سوار شدن  به هواپیما  در فرودگاه نجف اشرف هستند. خدا را شکر و صد و هزاران شکر که توفیق و سعادت حضور در این راهپیمایی و این راه عاشقی را نصیب فرمود.

 


کد خبرنگار : 23


Reply
no
0
yes
0
1398/07/29 - 14:26
خیلی زیبا بود انگار منم بینتان بودم زیارت قبول

Reply
no
0
yes
1
1398/07/30 - 09:27
چه کسی باید مدیریت کند تا دیگران از نخاعیها در سفری زایر ارباب فضایل باشندگذرگرفتم سعادت یار نشد چرا که امکانات ویلچری وتوان او در سفر محدودست
سعیتان مشکور

Reply
no
0
yes
4
1398/07/30 - 16:51
با سلام و ممنون از گزارش خوبتون
عکسهایی که گذاشتین خیلی شخصی بود فقط دو سه نفر در همه عکسهایی که گذاشته بودین مشترک بودند
بهتر بود از تمامی جانبازان در عکسها استفاده می کردین نه اینکه فقط دو سه نفر تکرار شوند خوشایند نبود

Reply
no
0
yes
0
مهدی 70%
1398/08/01 - 16:43
کربلایی ها زیارت قبول
گزارش زیبایی بود . از گردآورنده گزارش بی نهایت تشکر . ما را برد توی حال و هوای پیاده روی اربعین .
انشاء الله سال آینده روزی همه آرزومندان و حقیر گردد .





نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.