25 آذر 1398/ ۱۹ ربيع الثاني ۱۴۴۱
شناسه خبر : 70630
1398,سه شنبه 05 آذر15:00
اشتراک گذاری در:
عکس روز
گفتگو با کارگردان فیلم برگزیده دفاع مقدسی "کوچه"؛

روایتی عاشقانه بر بستر دفاع مقدس


نام شهیدی را که بر روی یک کوچه نقش بسته تا مردم با اندیشه به آن راه را گم‌ نکنند، از پیشانی آن کوچه بر می داریم و به جایش شماره و اسم گُل می گذاریم. ما ۳۰۰ هزار شهید تقدیم کردیم که هرکدام ستارگان بی بدیل این کشور هستند و اگر دیگر کشورها حتی یکی مانند این شهداء را داشته باشند برایش یادمان شهید گمنام می سازند و ما شهید گمنامی داریم که حاجت می دهد؛ همچون امام رضا (ع) و می توانیم به این شهداء متوسل شویم...

روایتی عاشقانه بر بستر دفاع مقدس

فاش نیوز -  نام شهیدی را که بر روی یک کوچه نقش بسته تا مردم با اندیشه به آن راه را گم‌ نکنند، از پیشانی آن کوچه بر می داریم و به جایش شماره و اسم گُل می گذاریم. در حالی که این ما هستیم که داریم در گذر کوچه ها به بیراهه ای گم می شویم وگرنه شهدا که راهنمایان ما هستند و ما راه را با آنها پیدا می کنیم. زمانی که نام و یاد شهید را از روی نظر و عمل خود برداشتیم، آنجا بود که راه را هم گم کردیم.

 فیلم «کوچه» به کارگردانی محمدرضا مصباح، تهیه کننده شناخته شده این روزهای سینمای ایران، نخستین اثر وی در مقام کارگردان می باشد که در بخش مسابقه ملی سی و ششمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمد و بازخوردهای مثبتی را از سوی منتقدان و همچنین تماشاگران دریافت نمود. در شبی که این فیلم دفاع مقدسی موفق شد عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در بین فیلم های به نمایش درآمده آن روز را به خود اختصاص دهد، با کارگردان اثر به گفتگو نشستیم که ماحصل آن را ملاحظه می کنید.

 

فاش نیوز: به عنوان فتح بابی برای گفتگو، در خصوص اثر یک دیباچه باز بفرمایید.

مصباح: بسم الله الرحمن الرحیم. این دغدغه همیشه همراه بنده بود که یک فیلم کوتاه خوب جذاب با نگاه و زبان و بیان و تصویر متفاوت در موضوع دفاع مقدس بسازم و اثری در این باره خلق کنم. متاسفانه در حوزه سینمای دفاع مقدس، ما گرفتار تکرارها و نگاه های واحد هستیم و اینچنین احساس و برداشت می کنیم که گویا از شهداء و جامعه ایثارگران یک مصادره به مطلوب به نفع یک گروه و جمع و تفکر می شود. در حالی که رشادت ها و ایثارگری هایی که مقوله ی دفاع مقدس را شکل داد یک امر عمومی در کشور است و تمامی مردم را از فرهنگ ها و عقاید متفاوت با هر زن و مرد و پیر و جوان و خرد و کلان در هر نسلی در بر می گیرد. امروز در سالن نمایش پس از اکران فیلم، بسیاری از نوجوانان و جوانان در حدود ۲۰ سال سن می آمدند و منقلب بودند و بیان می داشتند که با تماشای این فیلم یک پنجره ی تازه ای برایشان نسبت به مقوله دفاع مقدس باز شده است و علاقه مند هستند که درک بیشتری نسبت به این فضا داشته باشند. خداوند را شاکر هستم که عنایت فرمودند تا بتوانیم فیلم کوچه را بسازیم و ضمن رعایت اصول تکنیکی سینما، همچنین در خصوص پرداخت محتوا نیز حرف خودمان را بیان داشته و تاثیر بگذاریم. با اولین نمایش در سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران توانستیم بیشترین آرای مردمی را در میان فیلم های نمایش داده شده در آن روز کسب کنیم و این نشان می دهد که مردم فیلم دفاع مقدسی را دوست می دارند و این دیگر بر عهده ماست که با چه نگاه و رویکرد متفاوتی بتوانیم اثری در این حوزه خلق کنیم. دوستان هم همراهی داشتند و یک تیم حرفه ای شکل گرفت.

فاش نیوز: اگر جهان فیلم را بخواهید در چشم مخاطب پُررنگ کنید به چه معنایی می رسید؟

- ما در این فیلم، یک نگاه عاشقانه به مقوله دفاع مقدس و ایثارگران داشتیم. مفهوم عشق و حسرت و دریغ از عدم وصال و دیدار دوباره شوهر را در وجود همسر یک شهید می بینیم که ۴۰ سال تمام چنین تجربه ی وجودی و زیست شخصی را دارد. حال گروه مستندسازی به منزل ایشان می روند تا گفتگویی را ترتیب دهند اما حس و حالی که در وجود این همسر شهید نهفته است فضا را متحول می سازد به طوری که دوربین آن گروه مستندساز به جای آنکه روایت خود را پی بگیرد، متاثر از روحیات این همسر شهید بر روی شانه ایشان می نشیند و در رویاهای وی پرواز می کند. خب این احساسی و دلی و کاملا عاشقانه است.

 

فاش نیوز: تِم فیلم عاشقانه ای بر بستر موضوع دفاع مقدس است.

- کاملا همینطور است. دیگر اینکه در واقع آمدن این گروه مستندساز به خانه موجب می شود که آن حسرت ۴۰ ساله رنگ ببازد و این همسر شهید در صحنه آخر موفق می شود از پشت پنجره دوباره شوهر خودش را بعد ۴۰ سال ببیند که این دیگر رویای قدیم نیست و اتفاقی است که ما الان داریم می بینیم. در واقع این زن، به بازیگری که قرار است نقش او را در فیلم مستند بازی کند و همان صحنه وداع ۴۰ سال پیش را بازسازی کند، در داخل اتاق با نهیب و هیجان و تمنا می گوید که «دخترجان هر چه زودتر به حیاط برو و این کت و ضبط صوت را قبل از بیرون رفتن شوهرم از خانه به او برسان تا من یکبار دیگه او را ببینم از پس واقعه ۴۰ سال پیش که خودم دیر رسیدم و او رفته بود و اینچنین افسوسی بر دل و جان من به جای گذاشت.

 

فاش نیوز: در حقیقت این اتفاقی است که تنها با سینما می افتد و معجزه ی سینما است که می تواند آن رویای ۴۰ ساله را برای همسرشهید محقق سازد

- کاملا. فقط سینمااست که چنین توانایی را دارد.

 

فاش نیوز: کلید واژه کوچه بسیار در فیلم پرداخته و تکرار می شود با اینکه خود کوچه را اصلا در فیلم نمی بینیم

- کوچه به لحاظ فیزیکال و جغرافیا خیلی مدنظر ما نبود. نام شهید بر روی تابلوی این کوچه بود و در زمانی این تابلو و نام شهید را از روی دیوار کوچه برمی دارند که این همسر شهید معترض و دلشکسته می شود که چرا چنین عملی ازشان سر زده است و این تابلوی کنده شده را داخل منزل می آورد و در خصوص آن حرف می زند. دغدغه ذهنی این همسر شهید و زندگی کردن با تابلو است که ما می بینیم. دوست می دارد که اگر شوهرش نیست، این تابلو و این پرچم شهید بالا باشد. حال وقتی وارد خاطره گویی می شود آنجاست که آن رویا اتفاق می افتد.

 

فاش نیوز: به لحاظ کارگردانی فیلم، می توان گفت از آنجایی که این خانوم، همسر خودش را در کوچه جا گذاشته و دیگر ندیده است، ما نیز به عنوان تماشاگر نباید کوچه را ببینیم تا این گمگشتگی در اثر برای ما هم باقی بماند

- این هم تحلیل زیبایی است.

 

فاش نیوز: اینکه در فیلم گفته می شود نام کوچه ابتدا رضاخان بوده و بعد به آزادی تغییر نام داده و سپس به نام شهید ناصر بهرامی شده و در نهایت هم نام شهید از روی کوچه برداشته شده است، این به چه معنا است؟

-  ما یک گذر تاریخی را در این فیلم با نگاه جامعه شناختی شاهدیم به این صورت که کوچه ای در دوران پهلوی به نام رضاخان بوده، در یک تحول اجتماعی با وقوع انقلاب تبدیل به نام آزادی شده است در تقابل با دیکتاتوری رضاخانی و این آزادی زمانی محقق می شود که شهدایی وجود داشته باشند. و زمانی هم که جنگ می شود نام شهید بر روی آن کوچه نقش می بندد. اسامی کوچه ها به طور بداهه در هنگام ساخت فیلم بود که به ذهن من رسید.

حال جمله ای در فیلم توسط همسر شهید گفته می شود که ما انقلاب کردیم اما آن را به حال خود و به امان خدا رها ساختیم. آنچنانکه نام شهیدی را که بر روی یک کوچه است تا مردم با آن راه را گم‌ نکنند از روی آن کوچه بر می داریم و به جایش شماره و اسم گُل می گذاریم. در حالی که این ما هستیم که داریم گم می شویم وگرنه شهدا که مظهر راهنمایان ما هستند و ما راه را با شهداء هست که پیدا می کنیم.



فاش نیوز: این اتفاق برداشتن نام شهید از روی تابلوی کوچه ها، مدتی پیش رخ داد و با وجودی که فیلم شما چندماهی زودتر از این رویداد تصویربرداری شد اما چنین واقعه ای را پیش بینی نمود و این همان نگاه تیزبینانه هنرمند و فیلمساز است که یک قدم جلوتر از جامعه است

- ما فیلم را در ماه رمضان ساختیم و این اتفاق چندی است که افتاده‌ و در واقع مصداقی بود بر اینکه ما نام شهدا را از روی کوچه ها برمی داریم و در بیراهه گم می شویم. نام شهید که بر روی یک کوچه بود راه را به ما نشان می داد و وقتی نام و مفهوم و راه و اندیشه شهید را از روی ذهن و اعمال خود برداشتیم آنوقت است که راه را هم گم کردیم.

 

فاش نیوز: وقتی جوانی خانم افخم شبستری، همان همسر شهید را در فیلم می بینیم اینطور است که او بسیار شاد و روشنفکر و زیبارو است، اما بازیگری که گروه مستندساز برای این نقش درنظر می گیرند به زیبایی ایام جوانی این خانم نیست!

- این همان تفاوت نگاهی است که خدمتتان عارض شدم. خود من بیزار هستم از اینکه شهداء و خانواده شهداء را دسته بندی کنیم و به شخصه گریزان هستم و فرار می کنم که اندیشه ام را روی یک نگاه و طیف خاص متمرکز کنم. رهبری هم اینچنین هستند و حتی در منزل شهدای ارامنه نیز شرف حضور می یابند و با خانواده ایشان به گفت و شنود و صرف چای می نشینند. نگاه ایشان جامع نگر است. باید نگاه والا و بلند و پدرانه ی اینچنینی به مقوله شهدا و خانواده های ایشان و جامعه ایثارگری داشت. آیا باید نگاه ممیزی داشته باشیم و همسرشهید را زشت نشان دهیم و لزوما با یک حجاب و پوشش خاص؛ فیلم می گوید خیر. بازیگر نقش همسر شهید به خانمی که نقش ۴۰ سال پیش او را بازی می کند می گوید که کمی روسری خودت را عقب بکش چون خود من چنین بودم. فیلم می گوید که این خانواده ها با این ساختمان فکری هم برای این کشور شهید داده اند و پای انقلاب ایستاده اند و دغدغه دارند و نگران هستند. فرهنگ ایثار و شهادت جدا از معنویت و تقوا نیست. خانواده هایی که جوانشان را در اثر سانحه از دست می دهند بسیار بی تاب تر از خانواده هایی هستند که فرزندانشان را در راه شهادت تقدیم می کنند. خود من با اینکه بسیاری از اعضای خانواده ام به فیض شهادت رسیدند و خود بنده هم از دوران نوجوانی با فرهنگ ایثار و شهادت مانوس بودم، برادرم را که تنها ۲۷ سال سن داشتند در سانحه ای از دست دادم و با وجودی که جوانی مداح و مذهبی و خوش خلق بودند اما می دیدم که تحمل شهادت شهداء خانواده ام برایم راحت تر بود تا داغ برادری که در یک سانحه ایشان را از دست دادم.

می خواهم این را بگویم که چون در آن فیض شهادت و تقدیم نمودن شهید یک رضایت خاطر قلبی و عقیده وجود دارد به همین خاطر آرامش و نشاطی را در خانواده شهید پدید می آورد که شخصیت زن فیلم ما هم که همسر شهید می باشد چنین روحیه ای دارد. با اینکه خودش می گوید همسر شهید هستم اما هنوز باور نکرده چرا که دلش می خواهد او روزی برگردد و این حسرت را در دل دارد. شوهرش بدون خداحافظی رفته و چرا باید بدون خداحافظی می رفت و می بایستی برگردد. این امید را در خود دارد و می خواهد که همسرش برگردد. نامش که شهید است برگشته اما خودش نه.

فاش نیوز: خانم گلاب آدینه از ابتدا برای این نقش انتخاب شده بودند؟

- جالب است که برایتان بگویم زمانی که فیلم را به ایشان پیشنهاد دادم، بعد از خواندن فیلمنامه گفتند که برای ایفای نقش حاضر هستم. فیلم که ساخته شد، از ایشان دعوت کردم تا برای تماشای فیلم به دفتر تشریف بیاورند‌. ایشان بعد از تماشای فیلم منقلب شدند و به شدت گریه می کردند. گفتند بعد از ۴۰ سال این اولین بار است که در یک فیلم دفاع مقدسی بازی می کنم و چقدر خوشحالم که این مهم روی داد. دلم می خواهم کسانی که در این حوزه تمایل به ساخت فیلم دارند در اثرشان بگویند که دفاع مقدس و شهداء متعلق به همه هستند. به ظواهر نیست و همه در یک کشتی نشسته ایم و شهداء حافظ این خیمه گاه هستند.‌

همسر شهید تماما با شهید ارتباط دارد. دائم با او صحبت می کند، خواب او را می بیند و به همین جهت رفتن او را باور ندارد.

 

فاش نیوز: سینما این رویا را محقق می سازد و شهید را به همسرش بازمی گرداند و در فیلم این را می بینیم.

- دقیقاً. بله سینما این امر را محقق می سازد.

 

فاش نیوز: جایی که دوربین پَن می کند، از اینجاست که ما وارد یک فضای فراواقع گرایانه می شویم که در واقع رویای همسر شهید است.

- همینطور هست. وقتی به فصل قدیم و آن رنگ و لعاب می آییم فضا تغییر می کند و موسیقی روی فیلم می نشیند. در واقع دوربین روی شانه همسر شهید می نشیند و به ذهن این شخصیت می رود. آن گروه مستندساز داشتند حرکت بازیگر خودشان را می دیدند اما آن چیزی که ما می دیدیم حرکت همسرشهید است. آن چه ما به تماشاگر نشان دادیم جوانی افخم شبستری است در حالی که گروه مستندساز بازیگر جدید خودشان را می دیدند. که بعد برمی گردیم به زمان حال.

 

فاش نیوز: با اینکه مشخص است موضوع برای شما دغدغه بوده اما فیلمنامه از ابتدا سفارش خودتان به برادران ارک، بهرام و بهمن ارک بود؟

- من از برادران ارک خواستم که فیلمنامه ای در این حوزه به من ارائه دهند. ایشان طرحی را دادند که ۸ سال پیش نوشته بودند و چیزی که الان شما می بینید پنجاه درصد کار بود. ما ۲۰ روز فیلمنامه را پرورش می دادیم و به هشتاد درصد این کار رسیدیم و ۲۰ درصد هم فی البداهه شکل گرفت. اسم فیلمنامه هم ابتدا چیز دیگری بود و در طول تصویربرداری بس که واژه کوچه را از دهان بازیگر فیلم شنیدم به ناگاه تصمیم گرفتم که نام کوچه را بر فیلم بگذارم. و همچنین از آنجایی که این همسر شهید می گفت شهید آواز خواننده ای چون فرهاد را گوش می کرد به همین خاطر تصمیم گرفتم ترانه "کوچه" هم روی فیلم شنیده شود و چقدر هم گرفت و بر زمینه تصویر نشست و ناخواسته این اتفاق افتاد و در راستای آن تمایز نگاه احساس کردم این ترانه به من کمک می کند از این جهت که کسی چون این شهید هم ترانه و آواز خواننده ای چون فرهاد را گوش می کرد.



فاش نیوز: کارگردانی در یک تک لوکیشن به لحاظ دکوپاژ و جذب و نگه داشتن تماشاگر تا به آخر خیلی سخت است و همان قدر که فینال فیلم برای تماشگر مهم است در عین حال شروع فیلم و میخکوب شدن او نیز بسیار در سینما اهمیت دارد؛ چگونه به این ایده رسیدید

- بیان یک مفهوم در زمان کوتاه و مکان محدود خیلی سخت است اما تجربه اش شیرین است و عوامل بسیاری دست به دست داد و خدا کمک کرد موفق شویم. خیلی گشتیم تا در محله نازی آباد خانه ای را پیدا کردیم که فضایش بسیار به خلق اثر کمک کرد. اما آن چیزی که بیشتر از هرچیز به درآمدن فیلم یاری رساند و سختی فیلم را گرفت، حضور گلاب آدینه بود. انصافا لحن فیلم را درک کرده بود که فیلم چه می خواهد بگوید و آنقدر با من همراهی کرد و هم دغدغه شد که بار بسیاری را از دوش من برداشت و می دانست چه می خواهم بگویم که این در میمیک صورت ایشان در صحنه های مختلف هویدا است. به طور نمونه جایی که در فیلم خجالت می کشید رگ هایش بیرون می زند.



فاش نیوز: چطور به انتخاب خانم گلاب آدینه برای ایفای نقش خانم افخم شبستری، همسر شهید ناصر بهرامی رسیدید؟ آیا نقش از ابتدا برای ایشان نوشته شده بود؟

- نقشی که در ابتدا نوشته بودیم به لحاظ سنی بزرگتر از خانوم آدینه بودند. انتخاب ایشان ۲ عامل داشت. یکی اینکه جنس بازی ایشان را می پسندیدم و حس می کردم که بر روی نقش می نشیند و دیگر اینکه ما در فیلم به بازیگری نیاز داشتیم که نقش جوانی ایشان را هم بازی کند و از آنجایی که دختر خودشان خانوم نورا هاشمی هم بازیگر بودند و هم شبیه به مادر، به همین خاطر وی را برگزیدیم.



فاش نیوز: چند روز تصویربرداری داشتید؟

- ۳ روز.


فاش نیوز: در آغاز گفتگو از شما خواستیم که ما را به یک دیباچه مهمان کنید و اکنون نیز تقاضا می کنم که با یک دلنوشته این گفتگو را همچنان در راه بگذاریم

- ما غبار مزار شهداء را به چشم می کشیم؛ و بنده تلاش کردم که در حد بضاعت خودم ادای دینی به شهدای جنگ و انقلاب کنم و امیدوارم دوستانی که در حوزه فیلم کوتاه کار می کنند از این مقولات دفاع مقدس دور نشوند. ما ۳۰۰ هزار شهید تقدیم کردیم که هرکدام ستارگان بی بدیل این کشور هستند و اگر دیگر کشورها حتی یکی مانند این شهداء را داشته باشند برایش یادمان شهید گمنام می سازند و ما شهید گمنامی داریم که حاجت می دهد؛ همچون امام رضا (ع) و می توانیم به این شهداء متوسل شویم. من آرزو می کنم که این موقعیت را درک کنیم و این فیلم نشان داد که با زبان سینما می توان اثری را در حوزه دفاع مقدس ساخت که تماشاگر را با لذت همراه کند و مخاطب داشته باشد؛ و امیدوارم این فضا تکرار شود و سال آینده ده ها فیلم در این حوزه ساخته شود.

***

پس از پایان این گفتگو، عوامل سازنده فیلم دفاع مقدسی "کوچه"، برای گلاب آدینه که نقش همسر شهید، خانم افخم شبستری را در فیلم به زیبایی ایفا کرد و از قضا چهارشنبه شب، شب نمایش فیلم کوچه در کاخ برگزاری سی و ششمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، همزمان با تولد ایشان بود یک مراسم قدردانی ترتیب دادند. گلاب آدینه نیز به خبرنگار سینمایی فاش نیوز در خصوص ایفای نقش خود در این فیلم گفت: این اولین فیلم من در حوزه دفاع مقدس و همچنین نخستین فیلم کوتاه من در این ۴۰ سال فعالیت بازیگری بود که به خاطر فیلمنامه خوب و واقعی این اثر ایفای نقش در آن را پذیرفتم. تا به حال فرصتی پیدا نکرده بودم که در فیلمی حضور پیدا کنم که مشخصا به جامعه ایثارگران و خانواده شهداء و عزیزانی که در راه اعتقادات و سرافرازی وطن جان باختند ادای دین کرده باشم؛ چرا که فیلمنامه های پیشنهادی را نمی پسندیدم؛ چون تظاهر وجه غالب آنها بود اما این فیلمنامه بسیار واقعی بود؛ از این نظر که در آن با شخصیت هایی مواجه نبودیم که از کره دیگر آمده باشد یا ابرقهرمان باشد؛ بلکه با انسانی عادی طرف بودیم که موسیقی مورد علاقه اش را گوش می دهد و گفت و شنود متعارفی داشت بسان بسیاری از افراد آن نسل.



گفتنی است فهرست عوامل فیلم کوچه عبارتند از:

بازیگران: گلاب آدینه، نورا هاشمی، رضا اکبرپور، آذین پورزند، محمد حیدرقلی؛ فیلمنامه‌نویس: بهمن و بهرام ارک؛ تهیه‌کننده: امیرحسین مهر؛ تصویربردار: پوریا پیشوایی؛ تدوین‌گر: فهیمه شهرابی؛ صدابردار: قادر قادری؛ صداگذار: محمدحسین زائری؛ طراح صحنه و لباس: مهرداد حسنی؛ موسیقی: بامداد افشار؛ کارگردان: محمد رضا مصباح.

گفت و گو: تورج اردشیری نیا


کد خبرنگار : 20


فیلم دفاع مقدسی کوچه     محمدرضا مصباح     گلاب آدینه     فاش نیوز                            
Reply
no
0
yes
0
1398/09/05 - 23:20
این آمار غلط سیصد هزار شهید را هیچ مرجع آماری تایید نکرده است.

no
3
yes
0
تورج اردشیری نیا
1398/09/07 - 21:14
با سلام و احترام
لطفا آمار مدنظر دقیق خود را با ذکر منبع معتبر اعلام بفرمایید و آمار مطرح شده از سوی مصاحبه شونده ی این گفتگو را نیز با ذکر منبع معتبر رد بفرمایید. آمار مورد اشاره ی مصاحبه شونده به شهدای انقلاب ۵۷ و شهدای ۸ ساله دفاع مقدس و جان باختگان و کشته شدگان جنگ تحمیلی و شهدای جانباز و شهدای تازه تفحص شده و شهدای مدافع حرم و شهدای مدافع وطن می باشد.
با تشکر از واکنش شما
باز هم برای ما پیام بگذارید.






نظری بگذارید
chapta

بدون ویرایش از شما
بیشتر...
آخرین اخبار
بیشتر...
معرفی کتاب

نقل مطالب سایت، فقط با ذکر منبع بلامانع است.

@ 2014 تمام حقوق مادی و معنوی برای پایگاه خبری تحلیلی فرهنگ ایثار و شهادت(فاش نیوز)،محفوظ می باشد.