شناسه خبر : 72911
جمعه 08 فروردين 1399 , 13:00
اشتراک گذاری در :
عکس روز

گفت و گو با جانباز نخاعی، "سید کاظم علوی"(بخش پایانی)

از نجابت جانبازان استفاده می کنند!

بچه هایی که می آیند نه مبتلا به ناراحتی گوارشی می شوند، نه مبتلا به زخم بستر می شوند و نه مبتلا به ناراحتی های روحی و روانی می شوند. در این...

فاش نیوز - در چهارمین بخش گفت و گو با سید کاظم علوی، وی به شیوایی خاطرات ازدواج و ادامه تحصیلات خود با همراهی همسر بزرگوار و حق شناسش را برای ما تعریف کرد.

در بخش پنجم که بخش پایانی گفت و گوی ما با این جانباز صبور می باشد، وی بیشتر به بیان مسائل روز پرداخته و از تربیت نیک فرزندان خود تا چگونگی برخورد با جوانان و شیوه تعامل با آنان، نحوه فرهنگ سازی، انتظارات از بنیاد شهید و مسئولین و ... صحبت کرده است.

با هم پای ادامه صحبت های درس آموز و شنیدنی سید کاظم می نشینیم

فاش نیوز: درس هایتان را خواندید و لیسانستان را گرفتید؛ بعد چه شد؟

- سال آخر دوره ی بالینی خانمم در رشته مامایی بود و یک 5- 6 ماهی کارآموزی داشت؛ آن زمان فاطمه سادات را باردار بودند، سال 1380 دختر اولم به دنیا آمد، سال 1385 سید محمد پسرم به دنیا آمد و سال 1394 هم دختر دومم زینب سادات به دنیا آمد.

فاش نیوز: 3 فرزند؛ فاطمه سادات، سید محمد و زینب سادات. فکر می کنید اگر بخواهید، چه توصیفی از زندگیتان با همسرتان دارید؟

- ممکن است برای شما زحمت شود ولی من سعی می کنم اگر شد زحمت شما را کم کنم و دو فصل کامل خودم بنویسم. یکی درباره ی مادرم که واقعاً شاید بتوانم از لطف و محبت و گذشت و بزرگواری هایش و خوبی هایش تا به حال بنویسم و یا بتوانم تعریف کنم و یک فصل کامل و بیشتر از ایثار خودم، برای خانمم که در این مدت واقعاً شاید بتوانم بگویم هر ثانیه و هر روز برای من و برای همه ی همسران جانباز در حال فداکاری و ایثارند و محبت هایشان را به اشکال و مصداق های جورواجور ابراز می کنند و اصلاً نمی توانم بگویم یعنی هر لحظه اش را از صبحی که چندساعت قبل از ما بیدار می شود بنده ی خدا و فداکاری و محبت هایش را می رساند و زحماتش پی در پی تا پاسی از شب که ما و بچه ها خوابیم.

فاش نیوز: در حال حاضر به چه کاری مشغولید؟         

- من در دزفول حدود 15 سال کتاب فروشی داشتم حتی تا پارسال. 5 سالش تقریباً حضوری بوده و حدود 9 سالش دورادور. تهران هم که بودم، رفتم و آمدم و آنجا را اداره و مدیریت کردم و مواقع شلوغی کار و مواقع فوق العاده همیشه رفتم یعنی یک هفته اینجا بودم، دو هفته دزفول یا گاهی یک ماه دزفول بودم و یک هفته اینجا. ولی بر اثر اوضاع و احوال اقتصادی که همه ی کشورها داشتند به خصوص صنف کتاب فروش ها مجبور شدم بهمن ماه سال گذشته جمع کردم.

فاش نیوز: الان فقط حقوق حالت اشتغالتان را دارید؟

- بله. فعالیتم الان ورزش است.

 

فاش نیوز: شما در ورزش فعال هستید و چرا ورزش می کنید؟

- من از همان سالی که دانشگاه قبول شدم ورزش را شروع کردم. تا قبل از آن با توجه به وضعیت جسمی همین الان خودم، چون یک مقدار محدودیت دید داشتم از لحاظ خودم و بیشتر خودم را می دیدم از لحاظ جانبازی و وضعیتم تا دیگر جانبازان را که ببینم آنها هم با چه وضعیتی می آیند در صحنه های ورزشی؛ ورزش نکرده بودم و خودم در خانه ورزش می کردم. همان دوچرخه ثابت با تحرک های اجتماعی فوق العاده یعنی نه این که خانه نشین باشم ولی از سال 1376 که من ازدواج کردم و از مهر ماه 76 که در دانشگاه علوم پزشکی اهواز مشغول به تحصیل شدم همراه با همسرم، آنجا المپیاد دانشجویی جانباز و معلول در آن دو سه دوره ی چند سال اول دانشجویی شرکت کردم.

فاش نیوز: رشته ی خاصی شرکت کردید؟

- رشته های پرتابی بودم. پرتاب دیسک و نیزه و وزنه و دو میدانی که دو سه مدال طلا دارم، قهرمانی کشوری و دو سه مدال برنز و نقره دارم. یعنی در 4 سال دانشجویی هم دو سه تا طلا در پرتاب دیسک و دو میدانی دارم و هم دو سه مقام دوم و سومی کشوری دانشجوهای علوم پزشکی کشور که در رشته های پرتابی یا دو میدانی یا ویلچرانی بودم ولی بعد از این که حدود سال 1380 یا 81 - 82  فارغ التحصیل شدیم، من از دزفول که تیم دایر بسکتبالی نداشت، یک مدت اوایل می آمدم اهواز و با کسانی که پرتاب دیسک و نیزه و کلاً پرتابی کار می کردند کار می کردم، بعد دیدم آنها از اول که در رشته های معلولین رفتند با یک مقدار تمارض کلاس های پایین کلاسبندی شان را گرفتند چون بسته به توان شخص کلاس بندی می کنند و یک مقدار خودشان را می زنند به ضعف خاصی؛ حالا شاید یک تکنیک باشد نه این که خدای نکرده بگویم کلک می زدند، نه قاعده ی جهانی هم همینگونه است که یک مقدار خودشان را به کلاس های پایین تر می زنند که برای رقابت در کلاس های جهانی کم نیاورند. من دیدم هر چقدر تلاش می کنم نمی توانم در پرتاب با آنها کورس ببندم و رقابت کنم، رفتم رشته ی بسکتبال. بسکتبال هم از زمانی که من رفتم یعنی از سال 1381-82 به بعد تا زمانی که حدود 20 سال یا کمتر می شود، می توانم بگویم که واقعاً پر تحرک ترین ورزش برای جانبازان نخاعی است که من هم به عینه دیدم و هم خودم دارم کار می کنم، جانبازانی را هم که می بینم می آیند و کار می کنند با کمترین تحرک بیشترین تلاش و تحرک را پیدا می کنند و برایشان مفید واقع می شود.

فاش نیوز: چرا بسکتبال بازی می کنید؟ اثر جسمی و روحی اش چیست؟

- اول این که کار گروهی انجام می دهی، یعنی باید خودت را با گروه تطبیق دهی. کار گروهی این است که بدانی الان خودت می توانی گل بزنی مثلاً با درصد 80 بدهی به دوستت تا با درصد 90 گل بزند. یک کار جمعی و انرژی مثبت است، یک تلاش و کار تیمی است که هم کار فکر را چندین برابر می کند، تو باید بدانی که این توپ باید بچرخد و هم این که چطور نفوذ کنی و توپ را به یک گل موثر تبدیل کنی. از این لحاظ که چون نیم تنه ی پایینی ما بیشترین آسیب را دیده و فعالیت کمتری داردف در ورزش ها ندیدم ورزشی مثل بسکتبال که آن تحرک را بتواند با بالا تنه جبران کند یعنی تمام تلاشی که ما با بالاتنه مان انجام می دهیم و حتی تحرکی که با باسن و پاهای بی حسمان انجام می دهیم و تکان هایی که می خوریم، یک فیزیوتراپی خیلی موثری است.

 بچه هایی که می آیند نه مبتلا به ناراحتی گوارشی می شوند، نه مبتلا به زخم بستر می شوند و نه مبتلا به ناراحتی های روحی و روانی می شوند. در این ورزش معمولاً بچه ها می گویند و می خندند، با هم خوش و بش های خاص خودشان را می کنند، تخلیه شدن های هیجانی بسیار خاصی است که برای ترشح سروتونینی که برای شادابی انسان در طول روز یا در طول هفته برای گذراندن همه ی این موانع زندگی لازم است، بسیار تاثیرگذار است و آن شادابی چهره و رنگ و رویی که در بچه ها می بینم را در بچه های ساکت و کم تحرک تری که در جمع جانبازان هستند نمی بینم.  

فاش نیوز: چرا یکسری از بچه های جانباز برای ورزش کردن نمی آیند؟

- اگر من می دانستم وضعیت یک سری از بچه های جانبازی که می آیند در ورزش از من بدتر است قطعاً من خیلی زودتر می آمدم سمت ورزش. خیلی از بچه های جانباز فکر می کنند که درد و ناراحتی که دارند، محدودیت جسمی که دارند و ضعف توان جسمی که دارند هیچ کسی مثل آنها ندارد.

فاش نیوز: یعنی این باعث شده منزوی شدند!

- بله. من خیلی اوقات از بچه ها خواهش کردم و گفتم بیا یک جلسه ببین و امتحان کن. اگر بدت آمد دیگر نیا. معمولاً می آیند و با یک جلسه اینقدر این بسکتبال کشش دارد، جذبه دارد و با یک تحرک نشاط آور است برای بچه ها که بعضی اوقات زودتر از بچه هایی که قدیمی تر هستند می آیند. مثلاً زمانی که من بعد از دانشگاه از اهواز می رفتم دزفول، دیدم که می خواهم در بسکت کار کنم و دزفول هم تیم مستقل و فعال بسکتی نداشت، از دزفول 160 کیلومتر هفته ای 3 روز می رفتم و 160 کیلومتر برمی گشتم. یعنی هفته ای 3 بار 320 کیلومتر می رفتم و برمی گشتم برای 2-3 ساعت تمرین کردن و در همان دوره ها هم تا همین الان شاید ده ها حکم و مدال طلای قهرمانی کشوری بسکتبال با لیگ برتر را دارم، چندین مدال طلای قهرمانی کشور در دو میدانی و ویلچررانی را دارم، چند دوره قهرمانی ویلچررانی سوم خرداد به مناسبت آزادسازی خرمشهر را دارم که در گرمای شاید 50 درجه ی اهواز یا خرمشهر و آبادان به خاطر دسته های ویلچر وقتی که تا پایان مسیر می رفتیم برای مسابقه دست های ما تاول می زد. من هر جلسه که به اهواز می رفتم بدون استثنا دستانم تاول می زد چون سالن اهواز فوق العاده گرم بود و قدیم هم مثل الان کولر نداشت و ویلچرها داغ بودند و سرد نمی شدند تا زمانی که گرما را منتقل می کردند به دستانمان و تبدیل به تاول می شد.

فاش نیوز: شما چه حرفی با مسئولین و مسئولین بنیاد دارند؟ نظرتان چیست؟ آیا از بنیاد شهید راضی هستید؟

- متاسفانه بنیاد شهید تشکیلات روزمره ای شده برای ادای حداقل مستمری هایی که جانبازان و خانواده ی شهدا می خواهند، در نهایت با یک نامه نگاری و نهایتاً سر برج که واریز کردن مستمری به حساب آنهاست.

فاش نیوز: می خواهید بگویید کارشان شده در حد کارمندان عادی و اصلاً یادشان نیست که برای شهدا و جانبازان کار می کنند؟

- بله. عادی عادی شده است. برای گرامیداشت و تزریق روحیه ی ایثار و شهادت در جامعه کمترین کاری اگر می خواستند انجام دهند حداقلش این بود هر ماه یا به هر مناسبتی حداقل تجلیلی، حداقل حضور موثری از خانواده ی شهدا و ایثارگران در جامعه نمادین می کردند و نشان می دادند که این روحیه مستمر تزریق می شود. برای ثبات و ان شالله استمرار این حکومت و این میز و صندلی که داریم الان در حال حاضر از آن استفاده می کنیم، حداقل به طور مستمر برای استمرار این سِمت، باید این کار را انجام می دادند. حداقل کاری که برای همسران شهدا، همسران و فرزندان جانبازان باید می کردند این است که الان بر فرض مراسمی بعد از یک سال قرار است برگزار کنند، باز هم با کمال بی رغبتی بنیاد فقط انجمن برگزار می کند یعنی به زور انجمن می آید حداقل امکانات را از بنیاد می گیرد و در حد یک جا و یک خوراک و دیگر نه جایزه می دهند و شاید نه مدالی دهند، یک برگزاری همینطور خشک و خالی!

 

فاش نیوز: فرمودید که حداقل بعضی از مسئولین به خاطر حفظ میز و صندلی خودشان هم که شده این کار را انجام دهند. چرا فکر می کنید که حفظ فرهنگ ایثار و شهادت است که میز آنها را حفظ می کند؟ برخی برای حفظ آن میز تلاش های دیگری انجام می دهند!            

- متاسفانه یک من و یک خودِ نفس است که مسئولین از آن غافل می شوند یعنی اگر این من و این نفس و این خودِ عماره نادیده گرفته شود و پا رویش گذاشته شود، می توانیم اهداف و ورای آن چیزی که الان می بینیم را ببینیم. الان نفس کشیدن ما، امنیت ما و اکسیژنی که داریم به این پاکی و آرامش و آسایش تنفس می کنیم به اعتبار همان خون شهدا و ایثارگری های جانبازان است. به اعتبار همان ایثارگری های رزمنده هایی است که واقعاً به خاطر خیلی از چیزها نمی گذارند آنها را ببینیم ولی بعد از این همه غفلت کردن های مسئولین بود که خدا دوست داشت به این شکل این همه پیکرهای شهدای حرم را تکه و پاره ببیند و این تکه تکه کردن ها را در قلب همه ی آنهایی هم که کمترین اعتقاد را داشتند برساند و دلشان بسوزد که ما ارزش و قرب و قدر این ایام را بدانیم.

 الان بعد از 40 روز کمتر کسی را می بینیم که قدر حاج قاسم را بداند. مثلاً آقای داریوش ارجمند پیشکسوت صدا و سیما، پیرمرد با صلابت صدا و سیما، با آن همه نقش و رلی که بازی می کند در جشنواره فجر نتوانست خودش را کنترل کند و اشکش جاری شد. آن همه صحنه دیده، آن همه فیلم بازی کرده، شاید خیلی هم آدم وِلایی و حزب اللهی نباشد. خانم من قبلاً می گفت: نعوذ بالله من می ترسم شاید حاج قاسم سلیمانی خود امام زمان باشد که در قالب این شخص آمده است. الان می گوید: حاج قاسم سرباز واقعی امام زمان است که اینگونه غمش همه ی دل ها را برده و همه ی دل ها را چزانده است که اینگونه ناخودآگاه از چشمانمان اشک می آید. اگر ما روی آن خودمان پا بگذاریم و آن خودمان را نادیده بگیریم، به این ارزش ها و اصالت ها می توانیم پی می بریم و بر آنها ارج می نهیم و ارزش قائل می شویم و هرکاری بخواهیم انجام دهیم برای آنها انجام می دهیم.

 من یک اعتقاد دارم برای همه ی مسئولین مملکت، می گویم اگر ذهنیتی و اراده ای بر خواستن یک کار خوب باشد قسمت زیادی از آن کار خوب انجام می شود، اگر اراده و اعتقادی برای انجام یک کار خوب باشد نصف آن کار انجام شده  است و نصف آن کار درست می شود ولی متاسفانه وقتی ما بخواهیم در چهارچوب مصلحت های این حزبی و این شخصی و این طرف و آن طرف و اول از همه  هم منافع خودمان باشیم؛ یعنی من اول این کار را می کنم که شما فلان موقع فلان کار را برای من انجام دهی و همین می شود که همه فدای باطل می شویم، همه فدای آن چیزی می شویم که اگر خدا به ما رحم نکند و اگر خدا رحمان و رحیمیتش ذات لاینفک خدا نبود و ذات ازلی او نبود، ما اصلاً نبودیم و متاسفانه با عمل و کردار خودمان نیست و نابود می شدیم.  

فاش نیوز: وضعیت درمان و بیمه ی بچه های جانباز و ایثارگر چگونه است؟ می گویند درصد بالاها همه چیز دارند؟

- خیلی بد. من از سال 1386-87  فاکتورهایش را دارم که بنیاد حتی وسیله های بهداشتی لازم را هم به ما نداده است. فاکتور بردم که مثل فاکتورهای چند دهه ی اخیر شاید پرداخت شود که آن هم پرداخت نشده است. یعنی من به جرات می گویم شاید بیش از 10-15 سال است که نه بیمه ی تکمیلی استفاده کردم و نه فاکتوری از بنیاد برایم نقد شده است.

 4 سال و نیم پیش آزمایشات خیلی گران ژنتیکی بود برای زینب سادات که متاسفانه یک ریالش هم نیامده است سر حقوقم. یعنی قرارداد بیمه می بندند برای چه کسانی و چه چیزهایی حالا شاید یک درصد جزیی از بچه هایی که مرتب می توانند بروند و اصطکاک پیدا کنند با مسئولین درمانی وگرنه هر کسی از جانبازان مثل من که به زور احتیاج واجب است که لوازم بهداشتی اش را سالی سه بار یا چهار بار برویم، وسایل را بگیریم و فکر نمی کنم اصلاً خدمات دیگری باشد. اتفاقاً چندوقت پیش یک ویلچر آمده بود؛ خدا را شکر این ویلچرم خیلی راحت است چون من غیر از این ویلچری دارم که هر موقع می نشینم متاسفانه یا پایم میفتد یا کمردرد می گیرم، آمدم بنیاد گفتند: ویلچر آمده است. گفت: چی هست؟ گفتند: سوپو است مثل همان ویلچری که در خانه دارم. گفتم: من نمی خواهم این را برای من عوض کنید. عوض نکردند تا چند ماه پیش که رفتم و گفتم چرا این را عوض نمی کنید؟ گفتند: قرار است برایمان بیاورند. گفتم: نفرستید تا این را برای من جایگزین کنند. گفتند: باشه. متاسفانه من دو ماه پیش که دزفول بودم گفتند: بردند خانه. گفتم: پس کو؟ گفتند: می فرستیم. گفتم: نه، آمدم که درگیر شوم و شکایت کنم که گفتند: ببخشید بنیاد فروخته، بگذار من مال یک جانباز آشنا که احتیاج ندارد را خودم اجازه بگیرم و یا هزینه اش هرچقدر بود، دست دوم در حد نو او را برایت می آورم. متاسفانه ویلچری که حداقل قیمتش 7-8 میلیون بوده است را بردند فروختند و من به خاطر این که حالا خود کارمند هم اظهار می کرد که من هم شاکی ام و باید بررسی کنم، هیچ ادعایی نکردم و گفتم حالا آن ویلچری که برای من فرستادین خانه و دست دوم است ولی می گویید نو است اشکالی ندارد این را جایگزین آن می کنم ولی واقعاً خیلی از جانبازها اذیت می شوند.

فاش نیوز: پس رسیدگیشان حداقلی ست و آن هم از روی اجبار ست؟      

- بله. خیلی افتضاح شده است؛ از نجابت بچه ها سوءاستفاده می کنند و اینقدر به این بچه ها ظلم و ستم می کنند. 

فاش نیوز: پرسنل بنیاد خیلی هایشان از فرزندان شهدا و ایثارگران هستند که جذب بنیاد می شوند چون اولویت با آنها است. فکر می کنید سیاست گذاری های کل بنیاد مشکل دارد؟ گاهی جانبازان از بی مهری های آن جوان کم سن و سالی که آنجا نشسته، تعریف می کنند. چه اتفاقی میفتد؟

- متاسفانه وقتی آنها را استخدام می کنند نمی گویم آن طفلکی هم مقصر نیست چرا مقصر است ولی وقتی می بیند که اگر این کار را نکند و اگر این دستور را اجرا نکند و این کمبود را به زور یک جوری توجیه نکند برای جانبازی و یا جامعه ی هدفش باید کارش را از دست دهد و یا باید یک کار ضعیف تری انجام دهد حالا اگر اخراجش نکنند، متاسفانه چون سیاست این است او هم مجبور می شود اینگونه کار کند.   

فاش نیوز: در مورد بچه های جانباز اعصاب و روان و شیمیایی، آنهایی که مجروحیت های واضحی ندارند؛ چه نظری دارید؟

- من دیدم که جانبازهای 10-15 درصد اعصاب و روان، اولاً وقتی می گویند امکانات فوق العاده ای به آنها بدهیم که متناسب و یا بالاتر از درصدشان باشد کلاً باید درصدشان را ببرند بالا. وقتی مثلاً در فصل گرما آن جانباز شیمیایی که زندگی برایش ناممکن می شود و یا اینقدر سخت می شود که به الرحمان می افتد، آن بنده خدا نباید 10-15 درصد باشد باید 40-50 درصد باشد. به نظر من باید هر امکاناتی که می توانند بیشتر به این بنده خداها بدهند. این عزیزان آن ضایعه ای که دیدند، یا نمایان نیست و یا همیشه قابل استناد نیست ولی خب این ضایعه را دیده است و در جنگ هم دیده است. درست است ما می گوییم 15% ولی شاید برای آن بنده خدا 90% زجرآور باشد.

فاش نیوز: چرا بنیاد به این عزیزان چون مجروحیت واضحی ندارند درصدشان را پایین احراز می کند؟

- شاید چون می گویند عارضه اش کم است و یا چون نمی تواند زیاد مستندش کند و ادعایش کند اینقدر کم داده اند.

فاش نیوز: آن کسی که خانواده اش می آیند شکایت می کنند و ابراز می کنند که چاقو گذاشته زیر گلوی بچه اش و بچه ی خودش را نمی شناسد و باید برود در روانپزشکی بستری شود.

- اوایل مجروحیت ها و اواخر جنگ، دوران های اولیه ی بنیاد وقتی جانبازها از کوره در می رفتند، کلی تشکیلات و دفتر و دستک بنیاد را به هم می ریختند. درصدیشان را می گوییم تصنعی بودند اما وقتی اوضاع و احوال خیلی هایشان واقعاً بد است و در بنیاد نشان می دادند همچین جراتی نداشتند و امکانات و درصد بالاتری می دادند. من یک ذهنیتی دارم و می گویم که احتمال دارد تعداد ایثارگران ما زیاد است، تعداد جانفشان های ایثارگر در مواقع خاص زیاد است اینقدر ارزش و قرب به این عزیزان نمی دهند و اینقدر ارزش و بهایی که باید به اینها بدهند را نمی دهند. مثل کشورهایی که رشد منفی دارند و هنوز بازماندگان جنگ جهانی دومشان را بعد از 50 سال یا بیشتر از 60 سال بهتر از 100% ها و 90% های ما، بالای 70% های ما تجلیل و تقرب و ارج می نهند اینها ارزش قائل نمی شوند.

فاش نیوز: یعنی می خواهید بگویید افراد ایثارگر ما اینقدر زیادند که قدر نمی دانند؟

- از لحاظ جامعه شناسی شاید همین یک نکته نکته ی مهمی باشد، ببخشید بلا تشبیه وقتی یک مغازه داری یا یک نانوایی جایی مشتری اش را دید، خیلی زیاد احترام به مشتری و کیفیت کارش نمی گذارد. می گوید: تو نبردی، یکی دیگر می برد ولی وقتی تعداد کم باشد مجبور است آنها را ارج بنهد، این یک احتمال است که به ذهن من می رسد. به نظر من اگر مسئولیت بنیاد مثل قبل که زیر نظر آقا بود و تعیین کننده اش مثل بنیاد مستضعفان آقا بود، زیر نظر رهبری بود بهتر بود چون دولت خواه ناخواه با روحیه ی ایثارگری و جنگ طلبی و روحیه دفاع مقدس جوانان ما تقابل دارد، با مذاکراتی که انجام می دهد اگر خودش مخالف نباشد از طریق آنها تحت فشار است که شما باید روحیه ی ایثارگری را از کتاب های ابتدایی و درسی و دانشگاهی جمع کنید. اگر این حداقل احتمالی باشد که بدهیم و در دستور کار دولت باشد، مطمئناً اگر شده مویرگی و خیلی مرموز در سیاست خدمات رسانی بنیاد شهید هم تاثیر می گذارد.

فاش نیوز: غیر از بنیاد شهید چه کسانی هستند که می توانند فرهنگ ایثار و شهادت را رایج کنند؟ چرا نسل جدید دهه ی 80 و 90 از این مفهوم ها دورند؟ این کار مسئولین بوده یا معلمین یا خانواده ها؟

- به نظر من روحیه ی ایثارگری اصلش برمی گردد به خانواده، بنیاد شهید فکر می کنم آخرین نهاد در صف اعمال نقش و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است. اگر کسی باشد که اجرا کند و این نقش را بر عهده بگیرد، فکر می کنم اولین نهاد شاید سپاه باشد که باز هم می گویم با هزینه کردن است.

 من فکر می کنم  کارهای عملی کردن و هزینه کردن موثر باشد. یک مسابقه هست به نام فرمانده که فکر می کنم هم شبکه ی افق و هم نسیم پخش می کند، بچه ها در مسابقاتی مثل تشکیلات بسیج و جبهه مسابقاتی انجام می دهند که به نظر من باید این را یک فرهنگ و روال کنند، برنامه هایی مثل لیگ برگزار کنند، از روستا و از شهرهای کوچک تا به مراکز استان ها و قهرمان هایشان به مرکزهای کشور بیایند در حد لیگ برتر و با قهرمانان هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی کار کنند.

فاش نیوز: چرا بعضی ها فرهنگ دفاع مقدس یا افرادی مثل مدافعان حرم را نمی توانند تفکیک کنند با جنگ طلبی؟ آیا نسل شما واقعاً نسل جنگ طلبی بود؟

-  درباره قدرت آقا فرمایش کردند کشوری که بخواهد قوی باشد همه ی جوانبش باید قوی باشند به خصوص قوای نظامی و دفاعی اش. از طرف دیگر برای این که آن قوای قوی را به خورد مردم برسانیم، قوای فرهنگی و رسانه ای باید قوی باشد. یعنی من می خواهم بگویم این چیزی که شما می گویید در روحیه ی نسل های 80 و 90 ما هست، یک چیز ویروس گونه ای است که در فضای مجازی و ماهواره ای و فضای جامعه حتی خانه و اتاق های ما نفوذ کرده است و آن هم در حال حاضر امریکاست. من اگر مسئولیتی دستم بود در مجلس می گفتم قانون تصویب کنند که کلاً امریکا را جدای از تروریست هیچ موقع اطلاق نکنند، یعنی بگویند نیروهای تروریست امریکایی، دیپلمات های تروریست امریکایی. اینقدر باید این را ترویج دهیم که یک میلیونیوم از آن همه جنایاتی که داعش داشت شاید به ذهن مردم برسد. تقریباً 99% جنایات همه ی عالم روی کره ی زمین زیر سر امریکاست ولی از لحاظ رسانه ای خودش را حقوق بشر و مصلح جلوه می دهد و مقیاس حقوق بشر برای کشورهای دیگر است. یعنی اگر او گفت در این اتاق حقوق بشر رعایت می شود از او قبول می کنند، اگر گفت در این اتاق حقوق بشر رعایت نمی شود و یا زیرپا می گذارند مردم و آنهایی که از رسانه ها می شنوند این را می فهمند یعنی کلاً اینقدر جو و هوا و رسانه ها مسموم است که بچه های ما فرصت پیدا نمی کنند واقعیت را پیدا کنند، باید فوق العاده برایشان توضیح بدهیم.      

من کسی را سراغ دارم که خودش را آدم فرهیخته و تحصیل کرده و ارشد فلسفه و اهل مطالعه می داند، می گوید شما اصلاً چرا حرف جنگ را می زنید؟ چرا وقایع عاشورا را می گویید؟ چرا زیارت عاشورا می خوانید؟ این لعن و چیزهایی که می گویید یعنی چه؟ نمی داند که اویی که 1400 سال پیش، قبلش و مشخص نیست تا کی، اصل و بانی اساس این همه جنایات و جنگ و نفرین است، او دست برنمی دارد و می خواهد ما که الان داریم از خودمان دفاع می کنیم و در همین حد دفاع و در همین حد نگهدارندگی از آن جنایات داریم خودمان را مسلح می کنیم می گوید شما چرا اینقدر به جنگ افروزیتان دامن می زنید و اینقدر روایت جنگ را شرح می دهید و توضیح می دهید یا ترویج می دهید؟

 من به خانمم می گویم: من اگر جایگاهی داشتم به تهدیدات امریکا می گفتم اگر یکی از مسئولین ما به کمترین شائبه ای ببینیم خدای نکرده ترور شده است، اگر شده 100 برابر یک جنگ را هزینه کنیم ولی ما هم مقابله به مثل می کنیم، ما هم ترور می کنیم شخصیت های جنگی، دفاعی و فرهنگی و علمی  شما را. وقتی این کار را انجام دهیم آن وقت است که پا عقب می گذارد. ما به این شئونات اسلامی و شرعیمان پایبند هستیم که با افرادی که واقعاً در مقابل ما در جنگ نیستند کاری نداشته باشیم و نکشیم ولی او می کشد. اگر یک ترفندی، یک روشی یا یک فتوایی بیاید که بگویند چون این در مقابل ما نیست ولی در راستای جنگ با ما است و باید بکشید، اگر مقابله به مثل ترورهای ما را انجام می دادند کار به اینجا نمی کشید که یک دولت و چند کشور دست به دست هم بدهند و چند تن از فرماندهان و مسئولین نظامی ما را در همین قضیه ی سردار سلیمانی به شهادت برسانند.

فاش نیوز: می خواهید بگویید که متاسفانه دشمن خیلی از نظر فضای تهاجم فرهنگی و رسانه ای با این که روی خط باطل است بیشتر از ما که حق با ما است کار می کند؟

- بله. 

فاش نیوز: فاطمه سادات الان چند سال دارد؟

- 19 سال دارد و دانشجوی شاهد رشته ی ژنتیک.

فاش نیوز: شما توانستید فرهنگ راهی را که رفتید به بچه های خودتان منتقل کنید؟

- بله خدارا شکر.   

فاش نیوز: راه شما را درک می کنند؟

- بله الحمدالله.

فاش نیوز: به شما نمی گویند چرا به جنگ و جبهه رفتید؟

- خیر؛ اتفاقاً آرزوی سید محمد این است که ان شالله اگر بتواند یا خلبان شود و یا این که فرمانده ی خیلی قوی و قدری شود در رکاب امام زمان (عج).

فاش نیوز: چرا بعضی از بچه های جانبازان مثل پدرشان فکر نمی کنند؟

- یک مقدار البته خیلی کم تقصیر خود پدر و مادر جانباز است، اصول و مبانی شرعی ما اگر منتقل نشود مشکل ساز خواهد شد. یکی از روانشناسان ما می گفت: تربیت فرزندت را می خواهی انجام بدهی هیچ کاریش نداشته باش، خودت و خانمت اگر رو خط باشید، روی اصول رفتار کنید و روی اصول حرکت کنید، روی اصول خوردن، خوابیدن و بیدار شدن؛ بچه تربیت می شود ولی وقتی دوگانگی ایجاد می شود متاسفانه مشکل خواهد شد. من دو اصول داشتم از کوچکی که نمی دانستم زن چیست و همسر چیست؛ از کوچکی بهترین دوستانم کسانی بودند که به پدر و مادرشان فوق العاده احترام می گذاشتند و اگر آشنایی داشتم که با خانمش بود، این آدم ها پدر و مادر برایشان خیلی محترم بود.

فاش نیوز: این افراد برای شما معیار بودند؟

- بله واقعاً وقتی من مطمئن بودم که شخصی است که از من بزرگتر است ولی با خانمش خیلی خوب رفتار می کند و احترام خانمش را دارد و خانمش از او راضی است می دانستم که دیگر آدم قابل اعتمادی است. هر بچه ای اگر به پدر و مادرش احترام گذاشت و برایشان ارزش قائل بود، بدانید که ارزش و موازین دیگری را هم می تواند رعایت کند. ولی من می گفتم: بچه ها از آنهایی که از پدر و مادرهایشان بدشان می آید دوری کنید، از آنهایی که از همسرانشان بدشان می آید یا تعریف می کنند که با زنشان این درگیری را داشتند و ناراضی اند دوری کنید و بدانید که او قابل اعتماد نیست. من کوچک بودم وقتی می دیدم که بچه ای پدرش را می بیند و اینقدر احترام می گذارد، دست پدرش را می بوسد من شیفته اش می شدم، عاشقش می شدم، من می دانستم که بچه ی خوبی است، بچه ی اصول گرا و اعتقادی است.

وقتی ما در زندگی هایمان از خصوصی ترین نقاط زندگی و زمانی که بچه حتی در قنداق است تا زمانی که بزرگ تر می شود همه را رعایت کردیم، بچه هم خواه ناخواه آدم صلاحی است ولی خب یک چیزهایی را هم انسان باید به آن حداقل هایش اضافه کند چون بچه می رود و با جامعه برخورد می کند. مثلاً بچه ی من می آید به من می گوید: بابا این دوست من اینطوری گفته است یا این دوستم اینگونه رفتار می کند یا این دوستم اینقدر پول می آورد و خرج می کند، می گویم: عزیزم ببین آدمهایی هستند که اینقدر که این دوستت می آورد و خرج می کند او برای یک خانواده نمی تواند اینقدر خرج کند. چطور این بچه در دوتا ربع ساعت با دو تا 10 تومان یا یک 10 تومان غذا می خورد؟  این 10 تومان زندگی یک روز یک خانواده ی بدبخت را طی می کند. وقتی این برای بچه مشخص شد که حتماً یک اعتدالی باید باشد و یک همدردی و همفکری و همراهی با هم نوع خودت وجود داشته باشد، موضوع حل می شود.

فاش نیوز: حرف شما چند نکته داشت!

- 1.بیشترین نوع الگوگیری فرزندان از اول از پدر و مادر است. پس اگر جانبازی هست که فرزندش از این خط فاصله گرفته است فاکتورهایی دارد؛ یا خودش خیلی روی آن موازین عمل و حرکت نمی کند و یا به قول شما بین پدر و مادر دوگانگی وجود دارد که بچه  نمی داند کدام اصول را باید انتخاب کند. یک دفعه دیدی بچه آن راه خلاف را انتخاب می کند.

2. چون بچه های ما فقط محیطشان خانه نیست و در جامعه هم هستند نیاز به انتقال فرهنگ و افکار پدر و مادر هم دارند. یعنی اگر شما ظرف فکر و ذهن بچه ات را پر کنی، بچه ی شما دیگر نمی رود از هر جایی تغذیه شود و دستش خالی نیست.  

 یک معنی دیگر دوگانگی به این معنی است که پدر و مادر جانباز مثلاً خودم در خانه یک مدل هستم، در جمع یک مدل دیگر.

فاش نیوز: خیلی از جانبازان ما ان شالله روی اصولشان هستند و عمل خودشان و همسرشان هم درست است اما بیشتر به نظر می آید که این کمبود در انتقال است. 

- مقصر آن کسی است که از موبایلش هزار مدل آت و آشغال از دنیای مجازی می آید، نمی گویم خدای ناکرده بدِ بد؛ نه همه جوره مطالب می آید، مطالب سرگرم کننده ی هجویات و اطلاعات به درد نخور. بچه 10 ساعت آنها را می بیند، بعد دو تا 10 دقیقه با پدر و مادرش حرف نمی زند، دو تا 10 دقیقه توجه به حرف پدر و مادر نمی کند که درباره ی یک موضوع اعتقادی و مذهبی و سیاسی حرف می زنند، جلوی تلویزیون نشستند و با هم گفتگو می کنند. خب از این بچه چه انتظاری می شود داشت؟

در چند جلسه ی گذشته یکی دوتا از بچه ها می گفتند: فلان مدرسه ی شاهد مثل پادگان بچه ها را تحت فشار می گذارد و فلان.... گفتم: بچه ها اینقدر ذهنشان و جاذبه های دیگرشان فرَار است که حداقل آن 7-8 ساعتی که مدرسه هستند بگذارید درست دور و بر همان مسائل درسی باشند و مذهبی. ما که خودمان وقت نمی کنیم مثل قدیم برای بچه ها وقت بگذاریم. خانمم می گفت: چقدر خوب بود روستاهای قدیم ساعت 6 و 7 غروب تاریک می شد و می خوابیدند و ساعت 5 صبح هم بیدار بودند. گفتم: بابا الان دیگر روستاها هم اینگونه نیستند، برق دارند، ماهواره دارند و تا 2 شب هم بیدارند ولی اصل این است که ما موضوعات خوب را یک مقدار بیشتر تکرار کنیم، یک مقدار بیشتر در ذهن ها بیندازیم و یک مقدار بیشتر با بچه هایمان تبادل نظر کنیم و صحبت کنیم تا بفهمند که ما هم این دغدغه مان است که تا این حد از محدودیت های دینی هستیم.

فاش نیوز: و اما حرف آخر، اگر حرفی دارید بفرمایید!

- از شما سپاسگزارم، تشکر از زحمات شما، ان شالله باقیات الصالحاتی باشد برای شما و فرهنگ و کشور و نظام ما که حداقل هرچند جزیی هم اگر از این گفت و شنودها از طرف منِ حقیر بتوانید ثبت کنید و به دست کسی برسد و یا به دست فرزندان خودمان برسد و ان شالله باعث شکوفایی و گره گشایی و ان شالله یک مقدار روشن شدن راهمان برای فرزندمان باشد.           

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
سلام
این قسمت از مصاحبه شما با آقای علوی بار بیشتری داشت متشکرم .
در قسمت عکس چون هنگام تقطیع و برش زبان بدن مصاحب را نیز بنمایش گذاشتید خیلی خیلی بهتر از چند عکس قبلی بود .
اینکه زبان بدن چقدر ایفای نقش از مصاحب شونده و مصاحبه گر را نشان میدهد
آقای اردشیری نیا بییشتر در جریان هستند . و بعدا توضیح خواهند داد .
این نوع مصاحبه دلچسب و گویای صداقت طرفین است . از آقای علوی تشکر دارم
مصاحبه مفید و آموزنده ای بود.
.
.
.
.
.
سپاسگزار
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi