شناسه خبر : 75549
یکشنبه 25 خرداد 1399 , 10:29
اشتراک گذاری در :
عکس روز
ادبیات ایثار و شهادت

عروج زهراگونه شهید «غلامعلی تولی» در دفاع از حرم

فتنه تکفیری‌ها که در سوریه و عراق کلید خورده بود، حضور مستشاری مدافعان حرم در جبهه مقاومت به‌دلایل امنیتی رسانه‌ای نمی‌شد؛ این درحالی بود که در این دوران، رزمندگانی بودند که مفتخر به دریافت مدال شهادت خود شدند، اما در گمنامی و غربت تشییع و خاکسپاری می‌شدند.

شهید مدافع حرم «غلامعلی تولی»، یکی از شهدای مدافع حرم است که سال ۱۳۹۲ در سوریه به شهادت رسید؛ هرچند که پیکری نیز از او برنگشت تا در گمنامی و غربت تشییع شود.

شهید مدافع حرم «غلامعلی تولی» نخستین شهید مدافع حرم استان گلستان است که ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ به سوریه اعزام شد و پنج روز بعد به شهادت رسید.

سرهنگ پاسدار «علی کوهی» فرمانده تیپ ۶۰ زرهی «عمار یاسر» گنبد کاووس، درباره این شهید والامقام گفته است: شهید «تولی» قبل از اعزام به این ماموریت نزد بنده آمد و گفت که خواسته‌ای از شما دارم، قول می‌دهی انجام بدهی؟ ابتدا فکر کردم شاید مشکل مالی دارد و گفتم شما خواسته‌ات را بگو ان‌شاءالله که بتوانم برآورده کنم، بعد گفت: «دعا کنید برایم تا شهید شوم!».

«هادی تولی» فرزند شهید مدافع حرم «غلامعلی تولی» نیز درباره نحوه شهادت پدر خود، گفته است: «بعد از یک هفته حضور در سوریه و بنا به دستور فرماندهی برای شناسایی منطقه مبادرت کرد و در این مأموریت با نیرو‌های داعش درگیر شدند که به کمین گروه‏‌های تکفیری برخورد کرده و متوجه حضور گروه‌‏های تکفیری می‏‌شوند؛ اما آن‌ها تصور می‏‌کردند که نیرو‌های خودی هستند.

در مسیر برگشت پدرم به شهادت رسید و نیرو‌های داعش در آن منطقه تعدادشان بیشتر بود؛ بنابراین پیکر شهید در آن مکان باقی ماند. به گفته هم‌رزمانش، در فاصله دور متوجه شدند که پیکر شهید تولی را نیرو‌های داعشی از ماشین پیاده کردند و با خود بردند و ماشین را به آتش کشیدند. آرزوی پدرم این بود که مثل حضرت فاطمه زهرا (س) پیکرش بازنگردد».

همچنین، همسر شهید مدافع حرم «غلامعلی تولی» بعد از شهادت همسرش، گفته است: «ما تا یک ماه خبر نداشتیم. بعد از شهادتش حالم دگرگون‌ شده بود و خیلی مریض‌احوال بودم. اصرار کردم تا من را به محل شهادتش ببرند. رفتم و آنجا را از نزدیک دیدم. سپس برای زیارت به حرم حضرت زینب (س) رفتم تا خواستم از خانم بخواهم که همسرم را به من بازگرداند. اما نتوانستم و در برابر عظمت این بی‌بی هیچ چیز نخواستم. حتی به این قصد به کربلا رفتم که از امام حسین (ع) همسرم را طلب کنم؛ اما در مقابل آقا هم‌زبانم بند آمد و چیزی نخواستم و برگشتم؛ اما عنایت کردند و حالم بهتر شد. صبرم بیشتر شد».

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردنمایشگاه مجازی کتاب تهرانصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi