شناسه خبر : 75651
پنجشنبه 29 خرداد 1399 , 09:51
اشتراک گذاری در :
عکس روز

خاطره جالب سعید اوحدی رئیس محترم جدید بنیاد شهید از دوران اسارتش در زمان صدام:

از شکنجه گری اسرای ایرانی تا شهید مدافع حرم

خاطره جالب سعید اوحدی رئیس محترم جدید بنیاد شهید از دوران اسارتش در زمان صدام ملعون:

کاظم! مأمور صدام! از شکنجه اسرای ایرانی تا شهادت به عنوان مدافع حرم در سوریه!

آقای سعید اوحدی خاطره جالبی هم از اسارت دارد که اینگونه روایت می کند: «سال ۶۷ و در دوران اسارت، ما را محاکمه کردند و به مسیری فرستادند که آن را نمی‌شناختیم. در نهایت به زندان الرشید بغداد با سلول‌های ۸ متری بدون پنجره رسیدیم که شرایط سختی داشت. پس از مدتی از سلول آزاد شدیم و به اردوگاه تکریت زادگاه صدام رفتیم. وارد اتاق شدیم و دیدم ۹۰ نفر در اردوگاه هستند که شناسایی و دستچین شده بودند. حجت‌الاسلام ابوترابی سید آزادگان نیز در این اردوگاه بودند که وجودشان نعمت بود. دو نگهبان به نام‌های حسین و کاظم در آنجا بودند که کاظم بدترین رفتار را با ما داشت. گاهی آقای ابوترابی را چنان کتک می‌زد که ایشان تا مرز شهادت می‌رفت. آرزوی ما این بود که کاظم مرخصی برود.

یک هفته رفت مرخصی، ولی دو روز زودتر به اردوگاه برگشت و دیگر یک آدم دیگر شده بود. دیدیم کنار روشویی چند دقیقه با آقای ابوترابی صحبت می‌کرد. از ایشان پرسیدیم کاظم چه می‌گفت؟ ایشان گفتند کاظم می‌گفت سر صبحانه با مادرم نشسته بودم که پرسید تو در اردوگاه اسرا آنها را شکنجه می‌کنی؟ کاظم تعجب می‌کند. دوباره مادرش می‌پرسد آیا سیدی در بین اسرا هست که تو او را شکنجه کرده باشی؟ دیشب حضرت زینب (س) را در خواب دیدم که می‌گفت چرا فرزندت اسیری از قافله اسرای ما را آزار و اذیت می‌کند؟ مادرش می‌گوید شیرم حلالت نیست اگر آنها را اذیت کنی. کاظم متحول و از این رو به آن رو شد.

جنگ تمام شد و پس از سقوط صدام، کاظم به ایران آمد و از تک‌تک ۹۰ نفر اسیران حلالیت طلبید. به مشهد رفت و سر خاک آقای ابوترابی از ایشان حلالیت خواست. در جنگ سوریه، کاظم به عنوان مدافع حرم به سوریه رفت و در حرم حضرت زینب (س) با تیر مستقیم دشمن به شهادت رسید.»

 

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
کتابها اسرا خاطرات دارن که هر نفرشان یک اسطوره ای ست که فقط تا جزء اسرا نباشی درکش حتی برای سایر ایثار گران سخت است چون تمام ازادگان جانبازن ولی تمام جانبازان ازاده نبودن و قبول است اسارت یعنی دردی مضاعف که کشش و مقاومت در برابر ان شکنجه ها و تاب اوردن کار مردان بزرگ و درکش غیر قابل تحمل است
ای کاش درک کنید شهدای زنده را ... همون‌هایی که دارن زره زره اب میشن، همونهایی حسرت راه رفتن ، حسرت یک روز بدون درد تو دلشون مونده!!
جناب آقای اوحدی آزاده سر افراز امیدوارم با دعای خیر شهدا آزدگان جانبازان وهمه ارادتمندان حضرت زینب (س) خصوصا سید آزدگان مرحوم حاج آقا ترابی در این مسئولیت خطیر موفق باشید وبا کار کاشناسی عدالت دربین همه ایثارگران برقرار شود واین درصد بازی ازبیین برود اون موقع رزمندگان برای جانبازی یا اسیر شدن به جبهه نرفتند که امتیاز بالاتر بگیرنند بانیت وخلوص پاک رفتند از خاک وطن ناموس ودین ونظامشان دفاع کنند
سلام .ضمن عرض تبریک به عنوان نفر واقعی که حودش هم یکی از اسارت کشیدها نظام حزب بعث که شکنجه ها آنچنانی در اسارت تجربه کرده وحال کلیه آزادگان وجانبازان وایثارگران درک میکند امیدوارم که قدم مبارک باعث شادی همرزمانتان باشید جناب اوحدی عزبز بنده در زمان جنگ درسال ۱۳۶۶ به فاصله دو ماه دومرتبه مجروع شدم ودر پرونده ام وجود دارد وحدود ۲۶ ماه اسارت دارم و۲۱ ماه حضور در جبهه مهران ودهلران کله قندی سومار تیپ ۳۷ زرهی شیراز اینجانب سه فرزند تحصیل کرده دارم وهرسه بیکار مهندسی کارشناسی خاک شناسی وفوق لیسانس مدیریت مالی و دومی مهندسی شیمی نانو و در حال تحصیل دکترا شیمی نانو وسومی فوق لیسانس ارشد عمران وکار شناس ارشد ژئوتکنیک از دانشگاه صنعتی اصفهان وبیکار چرا چرا چرا اکثر آزادگان وضعیعت من را ر دارن تجربه میکند چراچرا فرزندان آزادگان وجانبازان نمی توانند در اداره های دولتی استخدام بشوند. تا به کسی به فریاد ماها نرسده امیدوارم شما به وضع ما رسیدگی بکنید..ممنون...
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi