شناسه خبر : 76941
سه شنبه 21 مرداد 1399 , 10:41
اشتراک گذاری در :
عکس روز

توبه یک کومه‌له با دیدن رفتار شهید «محمد بروجردی»

 

 شهید محمد بروجردی و بسیاری از نیرو‌هایی که در غرب کشور بودند، همیشه سعی می‌کردند علاوه بر اینکه با متجاوزان مقابله کنند به وظیفه اسلامی خود نیز عمل کنند.

سردار «حسن رستگارپناه» در کتاب تاریخ شفاهی خود با عنوان «کردستان در بحران امنیت و محرومیت» به یکی از برخورد‌ها و رفتار‌های اسلامی این شهید بزرگوار اشاره می‌کند به‌طوری‌که حتی یک فرد اعدامی به حقش برسد و آن فرد وقتی عمل اسلامی واقعی را می‌بیند توبه کرده و تسلیم می‌شود.

در ادامه شرح این ماجرا را می‌خوانید:

«در سال ۶۱ سه نفر از عناصر کومه‌له داخل شهر بانه با اسلحه و تجهیزات دستگیر شدند. چند شب قبل از دستگیری این افراد، چند ترور داخل شهر شده بود. شواهد نشان می‌داد که همین افراد ترور‌ها را انجام داده‌اند. پس از تشکیل پرونده، یک قاضی برای صدور حکم از سنندج به بانه آورده شد. قاضی رأی اعدام را برای آن سه نفر صادر کرد. «سعید بانه‌ای» فرمانده سپاه بانه، آن‌ها را به محل اجرای حکم برد. یکی از آن‌ها حرکت نمی‌کرد، آقا سعید به پشت او لگدی زد. من خودم آنجا بودم. آقای بروجردی که صحنه را دید، گفت او را برگردانند و دو نفر دیگر را اعدام کنند. آقای بروجردی گفت آن عضو کومه‌له را به اتاقی ببرند. به سعید هم گفت بیاید. خودش آمد چشمان آن اعدامی را باز کرد و به او گفت: «حکم شما اعدام است. بچه‌های ما توجه نکردند و لگدی به شما زدند. شما می‌توانید قصاص کنید یا اگر خواستید، از حقتان بگذرید.» آن فرد از تعجب خشکش زد. پرسید: «می‌توانم قصاص کنم؟» آقای بروجردی گفت: «بله.» سعید ایستاد و او با لگد به پشتش زد.

از حکم اعدام تا شهادت

قاضی با شنیدن سر و صدای ما آمد و پرسید: «چه شده؟» بروجردی قضیه را تعریف کرد و گفت: «این برادرمان اشتباه کرده است و در قیامت نمی‌تواند جواب این فرد را بدهد. بهتر است در همین دنیا قصاص شود.» آن عضو کومه‌له که داشت این حرف‌ها را می‌شنید، گفت: «خواهش می‌کنم اگر می‌شود، من را چند لحظه نگه‌ دارید و اعدام نکنید». بروجردی گفت: «اشکال ندارد. بنشین.» تا نشست، شروع کرد به گریه کردن. آقای بروجردی پرسید: «چه شد؟» گفت: «اگر اسلامی که شما می‌خواهید پیاده بکنید این است، من توبه کردم و مسلمان شدم». بروجردی از قاضی خواست که در حکم او تجدید نظر کند. قاضی گفت باید با او صحبت کنم. رفت با او حرف زد و بعد گفت اعدامش نکنید. او به قاضی گفته بود: «من اطلاعاتی دارم و حاضرم آن‌ها را در اختیارتان قرار دهم تا مطمئن شوید من واقعاً توبه کرده‌ام». بر اساس اطلاعات او، ما به دو سه انبار مهمات و اسلحه در شهر بانه دست پیدا کردیم. آن فرد گفت: «حالا قبول کردید که توبه کرده‌ام؟» بعد هم گفت: «حاضرم اسلحه به دست بگیرم و با کومه‌له بجنگم.» من در این‌باره تردید داشتم، ولی آقای بروجردی با اطمینان کامل گفت به او سلاح بدهید. او رفت در سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد فعال شد و بعداً در یکی از عملیات‌های پاکسازی جاده بانه ـ سردشت، در درگیری با ضد انقلاب به شهادت رسید.»

منبع: دفاع پرس
تلگرام
اینستاگرام
توییتر
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi