شناسه خبر : 77112
دوشنبه 03 شهريور 1399 , 11:55
اشتراک گذاری در :
عکس روز

«تهران» از نگاهی دیگر

در قسمت سیاه نمائی کردن در حوزه اجتماعی، این سریال حتی از الفبای جامعه ایرانی به دور است و به نحو شگرفی مبتدی گرایانه و آماتور عمل کرده که

مرتضی قنبری وفا - در روز 28 اکتبر 2019 تولید یک سریال بنام (تهران) به سفارش کشور اسرائیل کلید خورد. این سریال در ژانر سریال های (اکشن، جاسوسی) ساخته شد که فیلمبرداری آن در شهر آتن یونان فیلمبرداری شد که محل نمایش را شهر تهران معرفی می کند. در ژوئیه 2019 شرکت اسرائیلی (کینفلیکس) حق پخش انحصاری آن را به دست گرفت. در ژوئن 2020 کمپانی (اپل تی وی) حق پخش بین المللی این سریال را در خارج از اسرائیل خریداری و اقدام به پخش جهانی آن گرفت.

 داستان این سریال ماموریت یک زن جاسوسه موساد برای عملیات خرابکارانه در شهر تهران است که با ورود دختری یهودی بنام (تامارا رابینان) اسرائیلی، زاده ایران است که قادر به صحبت به زبان فارسی می باشد. او ماموریت دارد در نقش زنی بنام ژیلا که کارمند شرکت برق تهران است، جابجا شود و اقدام به قطع برق شهر تهران کند تا به منظور از کار انداختن رادارها، در شب هواپیماهای اسرائیلی اقدام به بمباران راکتور تاسیسات هسته ای ایران کنند تا به اذعان خود از اقدام ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کند.

تا کنون 5 قسمت از این سریال با زیرنویس فارسی به نمایش عمومی در ایران نیز درآمده. کارگردان این سریال اسرائیلی بوده و تهیه کنندگی آن را یک یهودی روسی تبار به‌عهده دارد که نقش سیاه نمائی چهره دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی آن را در سطح جهان دارند.

کافی‌ست بگوئیم آنچه در این 5 قسمت دیده شده، آنچنان بر علیه (موساد) سازمان جاسوسی اسرائیل بوده که جمهوری اسلامی ایران میتواند آن را برای مخاطبان در رسانه ملی پخش کند.

از بحث فنی سریال خارج می شویم و آن را به‌عهده کارشناسان فنی می گذاریم.

 در قسمت سیاه نمائی کردن در حوزه اجتماعی، این سریال حتی از الفبای جامعه ایرانی به دور است و به نحو شگرفی مبتدی گرایانه و آماتور عمل کرده که جای هیچ دفاعی از خود را ندارد که در ساده ترین صحنه هنگام ورود این جاسوسه موساد ساعت 5 عصر وارد تهران می شود با صحنه اعدام علنی یک محکوم به اعدام مواجه می شود، در حالی که یک بچه 6 ساله هم می داند ساعت 5 عصر زمان اعدام نیست.

حال با انهدام تاسیسات برق تهران این مردم عادی با توجه به فصل گرما نخستین قربانی این عملیات تروریستی هستند. در این شرایط مردم تهران دچار معضل بزرگی قرار می گرفتند که حتی قادر به استفاده از تاسیسات خنک کننده و استفاده از لامپ های برقی را هم نیز نبودند که در سریال آشکار است. این عملیات تروریستی و خرابکارانه هیچ توجیه منطقی نداشته و فقط هدف کور آنان بمباران تاسیسات هسته ای ایران بود و مردم ایران دیگر هیچ اهمیتی نداشتند.

حال از بحث اجتماعی هم خارج شویم و در بحث حوزه امنیتی خروجی این سریال یک شاهکار علیه خود موساد و به سود سازمان اطلاعات سپاه که هدف ضربه این سریال است، می باشد.

به چند نکته این سریال می پردازیم که پر از ابهام و سئوال است.

چگونه در این سریال توجیه می شود که یک هواپیمای مسافری از عمان به هند به عمد از سوی موساد خرابکاری می شود تا در تهران فرود اضطراری کند تا این جاسوسه خود را با جاسوسه دیگری معاوضه کند؟ یعنی صراحتا" گفته شود پس هر هواپیمائی در ایران فرود اضطراری دارد جای شک و شبهه است که این بحث نقص فنی هواپیماهای مسافری از سوی موساد انجام گرفته؟ مانند هواپیمای مسافری نروژی؟

نکته بعدی در خصوص( فراز کمالی) است که از مقامات ارشد سازمان اطلاعات سپاه است که در ابتدای سریال با هدف درمان همسرش عازم فرانسه است، اما در آخرین لحظات پرواز بخاطر یک مسئله امنیتی در فرودگاه از همراهی همسرش انصراف داده و همسرش به تنهائی عازم این سفر درمانی می شود، آیا این حس قوی میهن پرستی فراز کمالی، جای افتخار برای این مامور وطن پرست ندارد؟ این سریال خود آن را نشان می دهد.

در قسمتی دیگر شوهر ژیلا که با این جاسوسه معاوضه می شود و ژیلای ایرانی، ایران را ترک می کند و در این سال های مدید برای اسرائیل در ایران خدمت می کرده، فقط برای خرید چند لحظه وقت بیشتر برای این جاسوس زن توسط یک جاسوس حرفه ای و با سابقه موساد در ایران بنام (مسعود تبریزی) کشته می شود و حاکی از این پیام است که در خدمت به موساد و اسرائیل حاشیه امنی وجود ندارد و فقط کافی‌ست برای خرید اندکی زمان برای عملیات خرابکارانه تروریستی جان خود را نیز از دست بدهید که آن هم دو هدف دیگر دارد. اول: حفظ  اطلاعات سازمانی موساد. دوم: انداختن گناه کشتار بنام جمهوری اسلامی ایران که در این سریال این خط مشی به روشنی مشهود است.

 در قسمتی دیگر شاهدیم وقتی این جاسوسه موساد خانه امنی ندارد به سراغ خاله خود می رود، خاله ای که 30 سال است مسلمان شده و با یک ایرانی مسلمان ازدواج کرده و تقاضای یک شب اقامت را می گیرد. این صحنه حاوی یک پیام است که هر یهودی که در ایران ساکن هستند، یک جاسوس بالقوه اسرائیلی هستند و یهودیان ایرانی باید به این سریال معترض شوند که ما اگر یهودی هستیم، جاسوس اسرائیل نیستیم و زندگی شش هزار یهودی در ایران، از شرایط زندگی ایرانیان در اسرائیل به مراتب بهتره که همگان به این امر معترف هستند.

 در جائی دیگر از این سریال این جاسوسه به مخالفان جمهوری اسلامی ایران می پیوندد و چهره عریان مخالفان نظام ایران را نشان می دهد. یک عده منحرف جنسی، عده ای معتاد که در راهپیمائی علیه حکومت به شعار برای آزادی، بی حجابی یا شعارهایی که در اعتراضات و آشوب های چند سال اخیر در خیابان ها داده میشد می پرداختند و اینکه جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده بود که جاسوسان موساد در اعتراضات و آشوب های خیابانی حضور داشتند، را تایید می کند.

و باز همین سریال تهران تائیدی است بر گفته های مقامات جمهوری اسلامی ایران

حالا شب های پس از راهپیمائی ها را شاهدیم که این جاسوسه ، ماده گرگ اسرائیلی برای رسیدن به ماموریت خرابکارانه و تروریستی به تن فروشی، فروش مواد مخدر و مصرف مواد مخدر می پردازد و در حضور جوان های مخالف نظام ایران که بی خانمان ها، هم‌جنسگرایان، معتادین، هکرها، مزاحمان اینترنتی و مجرمان امنیتی همخانه می شود.

خب ایران همیشه این گروه ها را مخل نظم اجتماع و جامعه معرفی می کرده که سریال تهران هم تکرارش کرد.

اما شاهکار ماموران موساد دیدنی است. هنگامی که مسعود تبریزی جاسوس ورزیده موساد، توسط سازمان اطلاعات سپاه شکار می شود و مدیران سازمان موساد از ترس لو رفتن اطلاعات سازمانی خود، همسر فراز کمالی که مورد عمل جراحی توده مغزی گرفته قصد بازگشت به ایران را دارد، در فرانسه بیهوش و به تل آویل می برند و به فراز کمالی می گویند برای رهائی همسر بیمارش باید مسعود تبریزی را آزاد و به استانبول، ترکیه بفرستد.

تمام این جزئیات در این سریال آمده و جای انکار ندارد گویا خودشان دانسته اند چه سازمان بی اخلاق و کثیفی درست کرده اند.

 این عمل یک عملیات آدم ربائی بزدلانه و تروریستی است که با تمام پروتکل های بین المللی و بشر دوستانه منافات دارد که هیچ توجیهی ندارد، این در حالی‌ست که خانواده مسعود تبریزی بازداشتی سازمان اطلاعات سپاه  در امنیت کامل قرار دارند و هنگامی که فراز کمالی از مسعود تبریزی میخواهد برای او کار کند و موساد پی می برد، ماموران موساد در جلوی چشم فراز کمالی، مسعود تبریزی را ترور می کنند. در تمام صحنه های این سریال اسرائیلی ماموران امنیتی ایران را افرادی با اخلاق و انسانی معرفی کرده و به تروریستی بودن عملیات موساد صحه می گذارد.

تمام این موارد در سریال اسرائیلی آمده، حالا تا قسمت پنجم دو عامل موساد توسط خود اسرائیل کشته شده و معلوم نیست چند نفر دیگر کشته شوند و به بی گناهی جمهوری اسلامی ایران نیزاشاره می کند.

بلند شویم و به افتخار این سریال اسرائیلی کف بزنیم که خودشان آبرویشان را به باد فنا دادند.

 در تحلیل این سریال در روزنامه کیهان به نکات جالبی اشاره شده که آمده: اگر به تحریف واقعیت و غلط‌سازی واضح و بزرگ از تهران کاری نداشته باشیم و از بازسازی‌های غیرقابل انطباق با نیروهای داخلی مانند نبودن مأمورهای زن در نهاد‌های امنیتی و بازجویی از زنان توسط مردها و... بگذریم، اما از فقدان یک داستان چفت و بست‌دار که نمی‌توان گذشت. غلبه قصه‌های فرعی غالب بر روایت اصلی، عدم شخصیت‌پردازی حداقلی، میزانسن‌های به شدت دم‌دستی، دکوپاژهای آماتوری (مثلا فصل کشته شدن مدیر اداره برق، بازجویی پلیس از کارمندان، فرار جاسوسه از منزل‌اش را به یاد بیاورید)، بازی‌های نچسب و بدون حس(شان توب تا حدودی تحمل می‌شود)، عناصر نازل زیبایی‌شناسی تصویری و در کل اجراهای عقب مانده به سیاق سال‌های دور فیلم‌های پلیسی مصری و‌‌ ترکی، شاکله سریال «تهران» را تشکیل می‌دهد.

 حال یک سئوال بزرگ برای مخاطب این است که چگونه کشور اسرائیل با این همه آشوب و هیاهو در سازمان عملیاتی خود (موساد) خود دست به ساخت چنین سریالی زده که در پاسخ شاید بشود به ردی از قرارداد محرمانه  شرکت (اپل تی وی) اشاره کرد که در آن پس از نمایش قسمت های ابتدائی سریال (تهران) اقدام به سرمایه گذاری برای  تولید اپیزودهای بعدی این سریال با مبلغ هر فصل 1و نیم میلیون دلار دست زده که شاید این سریال بتواند قسمتی از زیان های کمپانی های چند ملیتی فیلمسازی چون (اپل تی وی ) را  بعد از خسارت بیماری (کرونا کوید 19) به صنعت جهانی فیلمسازی را جبران کند.

حال باید به انتظار پخش قسمت های بعدی این سریال نشست تا دست موساد را در برابر رقابت با سازمان اطلاعات سپاه و سرویس های امنیتی جمهوری اسلامی ایران نشان دهد که چه (دسته گل های) این سرویس به اعتراف خود خبیث و کثیف (موساد) به آب خواهد داد.

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
آقای قنبری وفا این نوشته هم مانند دیگر مطالب خوب شما عالی بود . دست مریزاد
سلام وفا .... عجیبه یادم میاد نوشته بودی من از هیچ کوششی برای جانبازان زیر 25٪ و بالای اون دریغ نمیکنم و به نوشتن انقدر ادامه میدم تا نتیجه بگیرم .
حالا تفسیر یه سریال انقدر مهمه که ملت وقت خودشونو تلف کنن بخوننش !!!
این یه نظره ! فقط یه نظره .... دنبال هاکش واکش نیستم ولی چرا ؟؟؟ وفا باور کن هیچ مهم نیست تو کدوم سریال کی چیکار کرد فقط راهتو فراموش نکن ‌ ... ﷼﷼﷼﷼$$$$$ گشایش اقتصادی ! برق مجانی ! حل کردن مشکلات کشور در صد روز !!!! مردم اونچنان اینچنین میکنم که منفجر بشن ! سطح انتظارات مردم رو نباید بالا برد وگرنه هرچقدر کار کنیم بازم میگن کمه !!! ههههههههه
اول بپرس هفت ساله دریغ از یه کار مثبت !!!
برادر عزیزم باغدار نمونه ، سلام .در ابتدا باعث خرسندی ام می باشد که افرادی چون شما ، دست نوشته های بنده را دنبال کرده و آن را رصد می کنید.
برادرم ، بنده عرض می کنم که هر مسئله ای در جای خودش ، جای بحث ، نقد ، تحلیل و استدلال دارد.
بحث اول . بنده همیشه از جایگاه جانبازان ، بخصوص جانبازان زیر 25