شناسه خبر : 77612
شنبه 29 شهريور 1399 , 11:05
اشتراک گذاری در :
عکس روز

اگر شهدا بودند تن به شرایط امروز نمی دادند

 فاش نیوز- شهدا راهشان را با یقین کامل انتخاب کرده بودند و می دانستند پایان ماموریتشان شهادت است، اما اگر شهدا بودند تن به شرایط امروز نمی دادند.

چهل و دوسال از عمر پر برکت انقلاب می گذرد، جوانانی که آن روزها در مسیر پیروزی انقلاب در حرکت بودند امروز یا در سنین کهنسالی و یا اینکه در قیدحیات نیستند.

امروز ما به عنوان یک شهروند و یک ایرانی در جامعه ای که آرامش و اقتدارش مرهون خون جوانان و مردان و زنان از جان گذشته است در حال سپری کردن ایام هستیم.

دست بر قضا چون مسئولیتی نداریم از منظر بیرون و همقدم و همسو با مردم زندگی می کنیم. بنابراین چون در پست های حساس مسئولیتی نداریم بهتر می توانیم مشکلات را ازفاصله نزدیک مشاهده و لمس کنیم.

درددل های مردم را بشنویم و آنها نیز به راحتی حرف دلشان را بزنند. حالا چرا ما از دیگران بیشتر مورد خطاب قرار می گیریم، به نظر می رسد همین وابستگی زیاد به ارزش های انقلاب و حضور در فضاهای مختلف آن از ابتدای انقلاب تابه امروز بوده است.

البته این یک نظریه شخصی است که حاصل چهار دهه تجربه است و اما بر اساس افکار عمومی بیشترین سخنی که امروز شنیده می شود این است که اگر شهدا بودند و این معضلات و مشکلات را در میان مردم می دیدند باز هم مسیر خود را ادامه می دادند؟

اگر بخواهیم صادقانه و بدون در نظر گرفتن موقعیت ها و بدون واهمه از کسی به این سوال پاسخ بدهیم باید گفت این سئوال را بیش از هفتاد درصد مردم می کنند.

 معمولا پاسخ این است که در هر زمانی که انقلاب نیازمند یاری بوده است، مردمان این سرزمین بدون چشم داشتی پای کار آمده  و از نثار جان خود دریغ نکرده اند..

کما اینکه هشت سال دوران دفاع مقدس و در بیش از سه دهه حضور در عرصه های مختلف، این موضوع را ثابت کردند و در صحنه بودند که این مهم  بر بودن شهدا درصحنه دلالت دارد.

باید دانست که شهدا از ما و برای ما و با ما بزرگ شده و زندگی کرده بودند. آنها نه معصوم بودند و نه فرستادگان خدا اما تفاوتی که با دیگران داشتند این بود که اهل درد بودند.

وقتی شعارشان در طول دوران دفاع مقدس این بود که راه قدس ازکربلا می گذرد و آیات قرآنی را بر لباسشان می نوشتند که (وقــــاتلوهم حتی لاتکون فتنه)که ما تا رفع فتنه از جهان مبارزه می کنیم.

یعنی اینکه شهدا در مسیر یقین بودند و ادامه آنها، شهدایی هستند که از آن طرف مرزها برایمان هدیه می آورند. اینها همه نشان دهنده آن است که شهدا اگر امروز بودند در مقابل دد منشی و کودک کشی ها و قتل عام زنان و مردان بی دفاع ساکت نمی نشستند.

شهدا راهشان را با یقین کامل انتخاب کرده بودند، آنها میدانستند پایان ماموریت شان شهادت است و برای رسیدن به این امر مهم چه شبهایی که تاصبح دعا می کردند.

شهدا خوب می دانستندکه راهی که انتخاب نموده اند پر ازمخاطرات است. اما در انجام  وظیفه در آن مسیر هیچ دریغی نورزیده و تا نهایت ادامه دادند.

این پاسخ به سئوالی است که این روزها در افکار عمومی جامعه  مطرح است. اما چرا مردم ما این سئوال را مطرح می کنند. چه عاملی باعث مطرح شدن این سئوال است. این مهم است و باید رسیدگی شود و الا آن قسمت از کار که با مردم  است همگان دیدند که با بهترین وجه ممکن انجام شد و در انجامش هیچ توقفی صورت نگرفت.

البته به جز مدت زمان اندکی که شخصیتی کاملا بیگانه با ارزش های انقلاب اسلامی مثل بنی صدر در صدر امور قرار گرفت و در پیشرفت امور کشور مانع ایجاد کرد که آنهم با درایت امام راحل از صحنه خارج شد.

در این جا یک موضوع، دارای اهمیت خاصی است و کمتر به آن پرداخته شده است. در اینجا ما قصد نداریم که کوچک ترین اساعه ادبی به کسی کرده باشیم . اما همیشه و در همه اوضاع و احوال گفته ایم این بوده است که دوران تحزب و جناح بندی  تمام شده است و طبق فرمایش حضرت آقا امروز بهترین واژه، "انقلابیگری" است.

اما مثل اینکه آقایان هنوز دوست دارند با پسوند و پیشوند اصلاح طلبی مورد خطاب قرار بگیرند که اتفاقا این خواسته آنها در این موضوع مطلب را بهتر روشن می کند.

باید بگویم از ابتدای انقلاب جناح اصلاح طلب راکب امور بوده است. ازسال پنجاه و نه که اولین دوره ریاست جمهوری شکل گرفت بنی صدر با شش ماه دوران ریاست جمهوری، بدلیل عدم کفایت عزل شد.

بعد از عزل این ملعون، یکی از بهترین انسان های عصر ما شهید محمدعلی رجایی که یک انقلابی با خلق و خوی روستایی بود سکان امور را بدست گرفت اما متاسفانه دشمن حضورش راخطرناک دید و او را به شهادت رساند.

شهید رجایی دربیست و هشت روز دوران ریاست جمهوری اش، الگویی بی بدیل به جهان نشان داد. چهل سال است. این است که در شعارهای خود  نسبت به  ارزشی ها می گوئیم بوی رجایی آمد.

بعد از ترور این انسان به تکامل رسیده، حضرت عشق سکان امور را به دست گرفت و هشت سال از بهترین دوران انقلاب اسلامی و مردم رقم خورد. هشت سالی که به دور از هر حزب و جناح بازی ادامه راه شهدا بود. اما در حال ارتقا و پیشرفت بودیم که جهان در شوک فرو رفت و ناگهان خدای سبحان امام راحل را از ما گرفت.

با ارتحال امام، مدت زمان باقیمانده دوران ریاست جمهوری حضرت آقا به موسوی واگذار شد و خبرگان رهبری، حضرت عشق را به عنوان رهبرانقلاب تعین کردند.

با آغز دوران رهبری حضرت آقا، دوران هشت ساله پیاده کردن تفکرات رفسنجانی فرا رسید که بسیاری از آنها با منطق امام و انقلاب منطبق نبود و مغایرت داشت.

امامی که با کوخ نشینان انقلاب اسلامی را شروع کرد و مصداق کلامش "پابرهنگان" بود. اما هاشمی به سمت اشرافی گری تمایل و در مسیر غرب گرایی و تجمل حرکت کرد و لیبرالیسم منطقه ایی از همان دوران شکل گرفت.

هر چند که بنی صدر که گرایش اصلی اش لیبرالیسم بود نتوانست ذره ای در اصول انقلاب و نظام رخنه ای داشته باشد. اما هاشمی بواسطه الطافی که امام راحل به ایشان داشت، دستش باز بود تا دولت بعدی را تحویل دست راست خود محمدخاتمی داد.

 خاتمی هم با یک برنامه دقیق در جامعه دانشگاهی رخنه کرد و افکار جوانانی که باید در مسیر شهدا و امام گام برمی داشتند را دزدید و به سمت افکار لیبراستی غرب سوق داد.

در دوران خاتمی بود که دختران ما در دانشگاه ها چادرشان را از سر برداشتند، در زمان دولت خاتمی بود که چاک مانتوهای دختران ما از  بغل تا نزدیک کمرشان باز شد.

در دولت خاتمی بود که کوخ نشینان و پا برهنگان مستضعف تر شدند...، در دولت خاتمی بود که احمد متوسلیان، پاسداری که با جان خود برای امنیت ما آمده بود در زندان ماند و اقدامی به عمل نیامد.

  بعد از دوران خاتمی سکان امور بدست احمدی نژاد افتاد که ابتدا با عنوان سرباز ولایت پا در عرصه سیاست گذاشت. اما آرام آرام از ریل قطار انقلاب منحرف و  به سمت دیگری رفت. تا آنجا که مقابل ولی فقیه دوران خود عکس العمل نشان داد.

در حال حاضر هم، دست چپ هاشمی (حسن فریدون) یا همان حسن روحانی سکان کشور را بدست گرفته است. بنا بر این در طول پیروزی انقلاب تاکنون و از این 39 سال، فقط هشت سال آن سکان امور کشور در دست انقلابی های واقعی بوده است و بقیه آن با حزب گرایی و جناح بازی های واهی سپری شده است.

  در این مدت فقط به دلیل مغایرت فکری با اصول انقلاب و امام راحل بدترین شرایط برای مردم رقم خورده است. بنابراین اگر به 28 روز سکانداری شهید محمدعلی رجایی رجوع کنیم و توجهی به عملکرد و الگو برداری جهان از ایشان داشته باشیم، صادقانه بگوییم که در مقابل این مدت سکانداری لیبرال ها حال انسان خراب می شود.

به همین خاطر است که در این راستا باید گفت که امروز اگر باکری،همت و خرازی ها بودند، هرگز در مقابل این همه فشاری که به مردم از سوی دولت وارد شده است ساکت نمی نشستند.

نتیجه این که اگر امروز شهدا بودند حضرت عشق (رهبرفرزانه) اینگونه تنها نبودند و این همه فشار به مردم مستضعف وارد نمی شد. بنابراین آنهایی که می خواهند به جواب سئوال خود برسند که اگر شهدا بودند چه میشد، باید به سخنرانی حضرت آقا در نماز جمعه سال 61 باید رجوع کنند.

این موضوع در فایل های موجود از سخنان سرداران جنگ وجود دارد و می توانند با مراجعه به آن پاسخ سوال خود را دریافت خواهند کرد.

والسلام

رضاامیریان فارسانی

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi