شناسه خبر : 77786
سه شنبه 01 مهر 1399 , 15:30
اشتراک گذاری در :
عکس روز

چه خواب شیرینی!

می‌خواستم برم کربلا زیارت امام حسین (ع). همسرم سه ماهه حامله بود. التماس و اصرار که منو هم ببر، مشکلی پیش نمی‌آید. هر جوری بود راضیم کرد. با خودم بردمش. اما سختی سفر به‌شدت مریضش کرد. وقتی رسیدیم کربلا، اول بردمش دکتر.
 
دکتر گفت: احتمالا جنین مرده. اگر هم هنوز زنده باشه، امیدی نیست. چون علایم حیات نداره.
 
وقتی برگشتیم مسافرخونه، خانم گفت: من این داروهارو نمی‌خورم! بریم حرم. هرجوری که میتونی منو برسون به ضریح آقا. زیر بلغ‌هاش رو گرفتم و بردمش کنار ضریح. تنهاش گذاشتم و رفتم یه گوشه‌ای واسه زیارت.
 
با حال عجیبی شروع کرد به زیارت. بعد هم خودش بلند شد و رفت تا دم در حرم. صبح که برای نماز بیدارش کردم. با خوشحالی بلند شد و گفت: چه خواب شیرینی بود. الان دیگه مریضی ندارم. بعد هم گفت: توی خواب خانمی‌رو دیدم که نقاب به صورتش بود؛ یه بچه زیبا رو گذاشت توی آغوشم.
 
بردمش پیش همون پزشک. 20 دقیقه‌ای معاینه کرد. آخرش هم با تعجب گفت: یعنی چه؟ موضوع چیه؟ دیروز این بچه مرده بود. ولی امروز کاملا زنده و سالمه! اونو کجا بردید؟ کی این خانم‌رو معالجه کرده؟ باور کردنی نیست. امکان نداره!؟
 
خانم که جریان‌رو براش تعریف کرد، ساکت شد و رفت توی فکر.
 
وقتی بچه به دنیا اومد، اسمش‌رو گذاشتیم. محمدابراهیم. «محمدابراهیم همت»

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi