شناسه خبر : 78182
دوشنبه 21 مهر 1399 , 14:05
اشتراک گذاری در :
عکس روز

ربنا ربنای شجریان نبود!

ربنا، ربنای شجریان نبوده، بلکه ربنای ملت مؤمن ایران بوده است؛ حاصل ‹ایمان جمعی› ملتی بوده که حدود چهار ماه از انقلاب نورانی آنها گذشته بود...

فاش نیوز - برخی در تحلیل جایگاه نوای زیبای ربّنای شجریان در کلیت نگاه دینی و سیاسی و سبک زندگی او ابهاماتی دارند و تعارضات موجود را نمی‌توانند حل کنند که مگر این نیست که هنر دینی و متعالی از هنرمند متدین و نورانی صادر می‌شود؟ شجریانی که متدین و متشرع نبود، چگونه در تیر ماه ۱۳۵۸ آن ربّنای مناجات‌گونه از او صادر شد؟

 هوشنگ ابتهاج درباره ربنای مرحوم شجریان نظری خاص داشته که به نظرم بسیار مهم است: «ﻫﯿﭻ‌ﮐﺲ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦ‌ﻃﻮﺭ ﺑﺨﻮﻧﻪ، ﻫﯿﭻ‌ﮐﺲ. حتی ﺧﻮﺩ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ!»

یعنی چی؟! یعنی اتفاقی بوده؟ شاید این جور برداشت بشه. اما من نگاه دیگری دارم.

 ابتهاج ادامه داده: «ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ... ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ‌ﻫﺎ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻦ‌ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ، ﺿﺒﻂ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ «ﺭﺑّﻨﺎ». ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﻧﻮﺍﺭ اصلی اﯾﻦ ﺭﺑّﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ. ﻣﻦ ﺍﻭﻝ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯿﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺣﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ. ﻫﯿﭻ‌ﮐﺲ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺨﻮﻧﻪ. ﭼﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺣﯿﺮﺕ‌ﺁﻭﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ! اصلا ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ! (ﺳﺮﺵﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ) ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﻩ، ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ «ربّنا» ﻫﺴﺖ (ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ‌ﺍﻓﺘﺪ) ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﮏ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺗﻮﺵ ﻫﺴﺖ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺎﺷﻘﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻪ، ﻫﻤﻪ‌ﯼ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﻫﺴﺖ! ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﯾﻪ‌ﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﯼ؟ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ… واقعا نمی‌شه ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺷﻮﺭﻩ، ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ، چیه!»

 به نظر من آن ربنا، ربنای شجریان نبوده، بلکه ربنای ملت مؤمن ایران بوده است؛ حاصل ‹ایمان جمعی› ملتی بوده که حدود چهار ماه از انقلاب نورانی آنها گذشته بود. به قول امام که فرموده بود: «می‌بینم ملت الهی شده‌اند» بخشی از این ملت، مرحوم شجریان بوده است که در این فضای الهی نفس می‌کشیده و قطعا متاثر از آن بوده است. این اثر ‹برساختی› از آن اتمسفر نورانی بوده است. مجال توضیح تفصیلی در مورد مفهوم برساخت نیست، بماند برای اهل فن...

البته بحث من فراتر از اثرپذیرفتن شجریان از جوّ آن موقع است؛ منظور دقیق‌ترم این است که گاهی ممکن است خدا به انسان نعمتی دهد که علت آن خود او نبوده، بلکه تنها وسیله‌ای برای دریافت فیض الهی به واسطه‌ی نورانیت جمعی بوده که خدا خواسته به آن جمع تفضّل و مرحمت کند و او توفیق یافته که مجرای آن فیض الهی شود. او تا آخر عمر اگر شکر آن لحظه ویژه را به جا آورد، کم است.

شجریان با آن ربّنا در هویت جمعی ملت مؤمن ایران شریک شد. شکر آن نعمت می‌توانست نعمتش افزون کند. خدا چه داند، کاش قدر آن نعمت انحصاری و خاص را بیشتر می‌دانست. اما قطعا درسی هست برای همه‌ی ما که بسیاری از نعمت‌هایی که دریافت می‌کنیم ماحصل توفیقی بوده که از ناحیه نورانیت جمعی به دست آورده‌ایم. در همین فضا، مثلا تطور حامد زمانی هم مورد مطالعاتی مهمی است و البته فرصت برای او باقی است. هر کدام از ما چه؟ چه نعمت‌هایی به دست آورده‌ایم که ماحصل توفیقی بوده که از ناحیه‌ی نورانیت جمعی به دست آورده‌ایم؟ حکمت شرکت در جمع‌های عزاداری و مناجات همین است که اگر عنایتی به جمع می‌شود ما هم از آن بهره‌مند شویم. در تولید اثر هنری، تولید علم و هر خلاقیت دیگری هم همین قاعده وجود دارد؛ معمولا تولید فکر یا خیال، این قدر شخصی نیست که منحصر در نهاد هنرمند باشد؛ بلکه منبعث از نهاد جمعی (فطرت جمعی) است که منشأ آن بوده و اگر این قاعده را نشناسیم از بسیاری نعمت‌های الهی محروم خواهیم شد که منشأ آنها #برکت_جماعت است. دهه شصت انقلاب اسلامی، عصر تزاید این گونه نعمت‌ها بود. و یکی از دلایلی که انقلاب شهیدان و ایثارگران ایران را دوست دارم و به آن افتخار می‌کنم همین است..

#شکر_نعمت_نعمتت_افزون_کند..

#کفر__ نعمت_از_کفت_بیرون_کند..

 پی‌نوشت:

- منبع صحبت‌های ابتهاج در کتاب «پیر پرنیان‌اندیش» است.

- این یادداشت موجز، بن‌مایه‌ی نظریه‌ای است در باب «علوم اجتماعی اسلامی» که تفصیل جوانب آن به وقت و در جایش..!

|محمدرضا سابقی

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
سابقی سلام
من نظرم با شما فرق داره
من معتقدم همانطور که شهید به قلب من الهام می کرد
یه جایی خدا به قلب خود شجریان الهام کرد که شد ربنا
شک نکن ما هر دو برای کمک گرفتن یه سوی آن قدرت والا تر نظر کرده بودیم
ولی شجریان مغرور شد و نفهمید خدا آن صدا را بهش داد و علیه خدا شد و گفت ۱۴۰۰ سال بخاطر هنر اسلام با او درگیر است
دعا کنید من جاگیر نشدم
من معتقدم خدا بخاطر خود شجریان آمد در طنین صدایش ولی خدا عاقبت همه ما را ختم بخیر کند بد دنیایی شده
خدا خواست که شجریان با ربنا در عرصهایران شناسانده و ماندگار بشه
بسیار زیبا و خوب بود. خدا خیرتان بدهد.
آقای محمدرضا سابقی خیلی خوب می نویسید.
من و خانواده ام از همه نوشته های شما واقعا لذت برده و استفاده می کنیم.

لطفا بیشتر به مسایل سیاسی و اجتماعی بپردازید.

از سایت ایثارگران سپاسگزارم.

از دیگر نویسندگان هم سپاسگزارم
اینکه بجای تفکر مثبت و تشکر از خدمات ارزنده مردم ، تفکر... ، وجدان درد نمی گیرید ؟
اون با بد و خوبش رفت ، شما چرا نقشش رو زیر سوال میبرید ؟
آقایان محترم ، لطفا" اصلاح کنید که (ربنای استاد شجریان) در تیر ماه 58 خوانده نشد ، چون امثال خود بنده قبل از پیروزی انقلاب ماه رمضان را با دعای (ربنا) افطار می کردیم . زمان وقوع انقلاب بنده ده سال داشتم و هنگامی که از پدران خود پرسیده بودیم ربنای استاد شجریان از چه زمانی در ماه رمضان ما ایرانی ها حضور پیدا کرد ، آنان نیز می گفتند سالهای زیادی این دعا را از رادیو و تلویزیون شنیده اند و بار اول آن را بخاطر ندارند و همگی به اتفاق شنیدن این دعا را نوعی القای حس (نوستالژیک) یاد می کردند.
اما چه شد ربنای استاد شجریان پس دهه ها ، حال و هوای افطار ماه رمضان ، ما ایرانی ها به گوش نرسید و این صدا بایکوت شد ، البته استاد شجریان در ربنا خلاصه شده نبود و آثاری چون (مرغ سحر) نیز از میراث فاخر استاد شجریان در موسیقی سنتی ایران ، در قلب و ذهن ایرانی ها بجا مانده.
شاید اگر بخواهیم دنبال مقصر این ماجرا باشیم خیلی ها انگشت اتهام را به سوی استاد شجریان میگیرند ، که ناگهان یک موضع جنجالی گرفت و پشت یک جریان آنارشیست (آشوب طلب) قرار گرفت و در کانون توجه قرار گرفت و پس از آن قهر استاد شجریان با حاکمیت بود که خود استاد شجریان اعلام کرد دیگر حاضر نیست دعای ربنا خوانده شود.
قهر هنرمندان با حاکمیت را غیر از استاد شجریان را در سایر افراد بانفوذ فرهنگی و اجتماعی را نیز شاهدیم از جمله استاد مسعود کیمیائی که او هم مانند شجریان به دنبال طرح یک شخصیت (کاریزما) رفت تا به نوعی اقدام به خط کشی سیاسی و اعلام مرز بندی سیاسی کند و در مظان اتهام قرار گرفت.
البته در اینجا ما ایرانی ها هم کم گناه نیستیم ، چرا که چه در هنر ، ورزش و سایر علائق اجتماعی ، همه جریانات فرهنگی و اجتماعی را سیاسی می کنیم ، هر چند دامنه طیف دیدگاه سیاسی در جامعه امروز ما ایرانی ها ، محدود به دیروز و امروز نیست و خوب است در اندیشه فرهنگی و اجتماعی بین هنر و سیاست، گاهی یک (ویرگول) لحاظ بکنیم و همه را به یک چوب نرانیم ، چون استاد شجریان در این قافیه نه نفر اول است نه نفر آخر. والسلام
هیچ مگسی در اندیشه ی تسخیر ابرها نیست،و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمی کشد!

هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد،

و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد.

هیچ موشی،به فیل به خاطر بزرگی اش حسادت نمیکند و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست...

و رودخانه به قورباغه هم اجازه ی خواندن میدهد!

کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمی کند.زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمی شناسد.

هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند و همنوعانش را به خاک و خون نمی کشد!مشکل شما اینه که فکر میکنید تنها دانشمند کره خاکی هستید و میتونید براحتی دیگران رو قضاوت کنید ...

جناب سابقی الممالک معین السلطنته فاش   و جناب قنبرالمبارز ووهانی طبیب الحکمای باشتینی ... 

اووووووه
حالا که جلو مهدعلی خودمون بگیره به گل نزنه ????
عامو کی خواست شجریان را خراب کند
همین که فوت کرد من یکی گفتم خدابیامرزش خودش می داند و خدا
ولی چی شد ? مردم ریختند تو خیابان شروع کردند فحش دادن!!!!
یه سر بزنید به کلیپهاش! هر چه گفته بد و بیراه به ارزشها و اسلام و آخوندها و نظام ووووو
شما چی خجالت نمی کشید همش از نجابت ما سو استفاده می کنید ???
سلام
آقای سابقی عزیز آیا لازم است شما راجع به هر کس و هر موضوعی بنویسید.
در تمام عبارتهای شما مشخصه که شجریان یکی بود.
دستش در جیب خودش بود و خداهم به صدایش برکت داد.
باور نداری
صبر کنید تا قیامت
سلام جناب ناشناس
اتفاقا این مطلب آقای سابقی از مطالب دیگر آقای سابقی که اکثرا" خوب و مفید هستند نیز بهتر عمیق تر و زیباتر بود. مرحوم شجریان تنها تفاوتش با خیلی ها یک صدای خداداد و هنر آوازش بود که توفیق و موهبتی است که باید شاکر بود و امیدواریم که خود آن مرحوم هم رسم شکرگزاری را بجا آورده باشد؛ اما خود منسوبان و مطلعین آن مرحوم گفتند که وی ربنا را صرفا" برای تمرین برای کلاس خوانده و نمی خواسته منتشر کند و بعدها هم به بهانه ای از صداو سیما خواست که پخش نشود. تازه بسیاری از رفتار و گفتارش هم نشان می داد که خیلی با این مسایل ارزشی میانه خوبی نداشت و حتی از منسوبانش نیز گفته اند که چهل سال تلاش کرد که اشتهارش به قاری قرآن صاحب ربنای معروف از میان برود. مطلب دیگری هم در اینجا یادم آمد که می گفتند در زمان دولت اول احمدی نژاد وزیرارشاد از وی خواسته بود قرآ« را کامل بخواند که وی به هیچ وجه قبول نکرده بود. اینطور افراد که ظاهرا" هنر را برای هنر می خواهند تنها چیز مطرح برایشان خود و محبوبیت خودشان است و به همین خاطر هممعولا سعی می کنند که مطالبی کلی و قابل تأویل را موضوع و سوژه هنر خود قرار دهند تااینکه نکند خدشه ای به محبوبیتشان وارد شود و....
اینکه گفتید دستش در جیب خودش بود هم هنر نیست و اصل برهمین است و منتی برکسی نباید گذاشت اما او محبوبیت و فضای مناسب برای اجرای هنر و کسب محبوبیت را مرهون انقلاب و شهیدانی است که در طی این سالیان حتی معرفت قدردانی از آنان و مدافعان وطنی که در زبان سنگش را به سینه میزد نداشت و البته توفیقش را!
جناب دکتر قنبر السلطنته مبارز ....
اینی که خوندی نصف نصفه نسخه نصف شده لاتینش بود که فاش زحمت کشید به هفت روش سامورایی سانسورش کرد . حالا کارت بجایی رسیده که شاخ شونه میکشی ؟
یادت رفت به دست راستت میگفتی الاسکا !!!
شما بهتره بجای توپی رفتن به ملت زیر بنای لژیونرهای اختلاسگر و رانت باز و دزد و فسادو دروغ و خرافات رو هدف بگیری تا مردمو .
بهتره چشمتو نبندی ! از قدیم گفتن شتر باش و هفته ایی یه بار غذا بخور .... ولی گاو نباش و هر چیزیو نشخوار نکن .
.... الانم که دوران خوش خوشانته فاش شده ایکیزو شینهوا توسمایا با شمشیر سامورایی سانسور میکنه ...
لطفا وقتی بحث منطقی و اعتقادی هست آن را به حاشیه نبر
ولک ایشالله با هم محشور بشید ما که بخیل نیستیم
هر جا شجریان رفت تو بعد صد سال همانجا باهاش دست بده
افتاد !!!
یه نخود عقل اگه تو سرت باشه ارتباط اختلاس و هنر شجریان را درک می کنی ! هدف درست گرفتم !
هدف شمایید که روح و روانتان استحاله شده !
چشمم رو چی بستم ?
ببین من اون عرب را کار ندارم اونی را کار دارم که ادعای مسؤول فرهنگی اش می شد !
تو هم کارت به یه تار موی این مردم نباشه ببین فرمانده ات کارش به کجا کشیده جرات داری بهش چپ نگاه کنی یا جراتت اینقدره هی میای منو مسخره کنی?
مخاطبان محترم و کاربران عزیز سایت ، با توجه به نظراتی که پس از فوت مرحوم استاد شجریان ابراز داشتید ، تمایل دارم نکاتی را مرقوم دارم.
عزیزان ، استاد شجریان مرحوم شدند و بگذارید در آن دنیا خودش جوابگوی اعمالش باشد ، چرا که همگان اذعان دارند هر شخصی در قبر خودش قرار داشته و بنده و شما را بخاطر گناه دیگران مجازات نمی کنند و ما در امر قضاوت دخیل نیستیم . مگر چه کسی به ما اجازه قضاوت می دهد؟ در دادگاه هم اگر یک قاضی در صدد حکم گناهکاری یا بی گناهی افراد ، قرار دارد با توجه به مدارک مستدل و دادگاه پسند ، مبادرت به حکم افراد اعلام رای می دهد
و خداوند متعال ، والاترین و عادل ترین قاضی بر اعمال و رفتار، ما و همگان است.
امثال ما ، من و شما ، قدرت قضاوت نداریم چون در آن جایگاه قرار نداریم و بنا نیست هر فردی که مخالف نظر ما فکر می کند ، گناهکار تلقی شود . در یک جامعه مدنی و اسلامی ، بودن تنوع و تکثر آراء تا جائی که قانون و شرع تعیین کرده ، هرگز مخالفت نظر با ما ، در نظام جمهوری اسلامی ایران ، با آزادی منافات نداشته و حتی لازمه یک جامعه پویا و دمکرات آزاد وجود احزاب و اندیشه های مخالف و به رسمیت شناخته شده ، می باشد.
تاریخ بهترین آینه عبرت آموز است ، برای مثال صدام در سالهای آخر حکومتش یک انتخابات فرمایشی برگزار کرد و در نتیجه این انتخابات اعلام کرد صد در صد مردم عراق با حکومت صدام موافق هستند ، ولی پس از شکست در جنگ و فروپاشی حکومتش او را مفتضحانه ، محکوم و اعدام کردند ولی مردم عراق از تنفر به صدام ، جنازه اش را از گورش بیرون کشیدند و روی خاک کشیدند که شاید ، کمی از نفرت خود به صدام ، کم شود و چیزی مشابه آن را در لیبی و سرنوشت قذافی ، شاهد بودیم.
پس چنین استنباط می کنیم که با زور اسلحه نمی شود بر فکر و سلیقه مردم ، حکومت کرد ، هنگامی که مرحوم استاد شجریان را از تریبون رسانه های داخلی از جمله رسانه ملی ، محروم کردند رسانه های خارجی و مزموم ، با سو استفاده از این موقعیت ، سخنان مرحوم استاد شجریان را پوشش و یک جریان موازی علیه نظام به راه انداختند
حالا ما نمی گوئیم کی درست گفته ، کی نا درست چون قدرت قضاوت نداریم ، اما در محاورات و ابراز نظر و اندیشه خودمان ، ادب به خرج دهیم .
برادر من ، چرا تناقض می گویید . یکجا می گوئید شجریان ، مغرور شد و با خدا جنگید و سپس می گوئید چه کسی می خواست شجریان را خراب کند ، حداقل اعلام موضع می فرمائید ، روی حرفتان بمانید ، از سوئی دیگر این چه ادبیاتی است که دست راست را با الاسکا به هم گره می زنید . بخدا در شان و شخصیت هیچیک از مخاطبان این سایت که با لوگوی (فرهنگ ایثار و شهادت) آشنا است نمی باشد.
بنده نمی گوئیم راه درست یا نادرست را نشان دهید ، فقط شخصیت ادب رسانه ای خود را حفظ کنید ، بارها به خود بنده هجمه شد ولی در جواب سکوت کردم ، چون (سکوت ، سرشار از نا گفته هاست) و به نظر خودم این جواب ، بهترین گزینه است و آدمی نیستم پس از سالها تجربه در امور رسانه (حمل بر خود ستائی نباشد) با انتقاد یا فحاشی ، در عقیده و نظرم خللی ایجاد شود و همیشه موضع روشنی دارم و ابراز می دارم.
در پایان اگر اطاله کلام کردم ، پوزش می طلبم و میخواهم در ابراز عقیده و نظر ابتدا خویشتنداری کرده و با استعانت از خداوند ، حرمت قلم و ادب رسانه ای را همیشه و همه جا لحاظ کنیم .والسلام.
جناب مفاخر المولک قنبر مبارز ....
مشکل نمک نشناسی یه عده است که اگرم من اشتباهی کردم رو بعد مرگم بزرگش میکنن تا مثل خلخالی همه رو از دم تیغ بگذرونن ...
اگه شهید بهشتی راس کار نمیاومد معلوم نبود تاریخ چی پشت سر ما میگفت . مثلا اسب شاه چه گناهی کرده بود که خلخالی اول کورش کرد بعد با تیر زد تو سرش !!!!
ضد انقلاب بود ؟ شاه دوست بود ؟ قرار بود براندازی کنه ؟
آخه یه اسب با ما چیکار داشت ؟
مش قنبر خلخالی نباش ! که الان دخترش تو امریکا دکترای علوم سیاسی داره و بر علیه نظام داره کار انجام میده ...
تیغتو واسه آدماش تیز نگه دار نه شجریان ....
در اینکه شما یه جنگجویی و مبارزه از اصول کارته حرفی توش نیست . مثل فاش باش یه توپ انداخته وسط منو تو داریم لباسای همو پاره میکنیم قاه قاه میخنده .
حالا خود دانی و وجدانت .
راستی فاش خدایش این شماره های رندو خریداری ؟ فی بده بریم محضر ...
جناب آقای قنبری وفای عزیز
سپاس از شما
با شما صحبت خواهیم کرد
مسئولان محترم سردبیری سایت فاش ، نیازی به گفتن حرفهای شما نیست ، چون می دانم چه میخواهید بگوئید . همانطور که شما چهارچوب و خط قرمزهای خود را دارید ، بنده هم خط فکری خودم را دارم ، هر چند بدون ممیزی و بدون سانسور میتوانم در اینستاگرام هم مطلب بنویسم ، اما متاسفانه پست های بنده به اندازه پست اشخاصی مانند ، خانم (مسیح علینژاد) لایک و کامنت ندارد و ترجیها" این سایت انتخاب اول بنده است ، چون مخاطبان این سایت اکثرا" (کهنه سربازان جنگ) هستند و در اینستاگرام محدود به علاقمندان خاص خودم هستم.
البته بنده خودم را مانند کسانی که فقط صرف به چاپ رسیدن مطالبشان ، اقدام به ارسال نوشته می کنند ، قائل نمی دانم که گاها" مطالبی منتشر می کنند که تیتر آن شبه (مضحک و جوک) است و نامی هم نمی برم تا خاطر کسی برنجد ، اما صرف نوشتن مطلب ، بدون توجه و بازخورد هیچ ارزشی ندارد و مانند درختی است بدون گل و میوه که فقط آبیاری می شود.
اما اخیرا" کاربری با نام لاتین (وی) ، با این قصد که از خود یک مخاطب مستقل و خاص بسازد ، اقدام به جریان سازی کرده و حتی با حربه ، قصد داشته ناشناس بماند و حتی جنسیت خود را مخالف نشان دهد ، با توجه به (پاشنه آشیل) خود که (حرافی بیش از حد و دخالت در همه اموراست) ، دست خود را رو کرده و با توجه به (تناقضات) درمطالبش و اشاره خاص روی برخی اشخاصی که دید منفی در جامعه دارند ، با توجه به سیر خطی مطالب خود ، هویت ایشان کاملا" محرز شده که با رزومه ای که دارند ، این شخص فقط صرفا" نیاز به (توجه) داشته و با ایجاد یک جریان (بی اخلاقی رسانه ای) مخاطبان خود را به حاشیه جاده برده و آنان را از مرز اخلاقی خارج می سازد ، گاهی با تشویق نا بجا و گاهی با انتقاد بیش از حد و الفاظ ناشایست و نا روا . فقط کافیست تناقضات را در نظر بگیرید ، آنگاه به (دل واقعیت) خواهید رسید و بنده نسبت به (جزئیات و تناقضات) دقت بسیار زیادی دارم و به این (یقین) رسیده ام . لطفا" دیگراین رویه کافیست و ادامه ندهید
متاسفانه بنده مدت زیادی از این سایت فاصله داشته و در این مدت گویا این سایت از حوصله سابق خود به دور مانده و روزی را فراموش نمی کنم که شاهد مطلبی بودم با عنوان (فاش نیوز ، بوقچی شیطان است) ولی مدیریت آن زمان ، بخاطر آنکه دچار (خود سانسوری) نشود و سانسور سامورائی (هاراگیری) ، نکند این مطالب و مشابه آن را به چاپ می رساند ، اما حال شاهد یک سلیقه متفاوت هستم که از آن سر در نمی آورم و رضایتمند نیستم ، اما نظر بنده ، چه ارزشی دارد ؟ والسلام
سلام نظر شما ارزش دارد
چون منم با نگاه خاصی خودم و دیگران را ترغیب به حضور در سایت کردم چون آن را مناسب حال و احوال آنها می دیدم
ولی هر چه من چالشها را بازگو می کنم یکی هر بار پیدا می شود مرا با الفاظ عجیب غریب مسخره می نماید
دلم می خواهد مطالب خوب بیشتر دیده شود ولی برهم زنندگان اجازه نمی دهند
منم زدم سیم آخر هر چه دلم خواست می نویسم
الان رویکردم را از نوشتن تغییر دادم و علنا بدیهای گروه خودی را با زبان لین یادآور می شوم کمی شوک زده شدند باید مراقب باشم زیاده روی نکنم من قنبر سازنده هستم خیلی چیزها ساختم تحول ایجاد کردم آیا در این سایت یاوری برای دستگیری هست ??? کمک کند نه کاری کند من شیوه لجاجت پیش ببرم ?

واما درباره مطلب خودتان

من بودم که گفتم شجریان به جنگ خدا رفت
و من بودم که گفتم کی می خواست خرابش کند ?

به جنگ خدا رفت و خودش را خراب کرد
قضاوت کردن خوب نیست
ولی ببینید اثر شجریان در خراب کردن اذهان عموم نسبت به نظام چقدر است
خود شجریان هم دچار تناقض شد از کلیپهاش معلومه
ببینید دشمن چه چیزهایی بخوردش می داد که بگویند
آزادی بیان خوبه ولی تا جایی که ارزشها خراب نشوند
آزادی عمل خوبه ولی تا جایی که حرمت ارزشها از بین نرود

نماز نماز

نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردبنر بیمه دیکتابهای منتشر شده انتشارات فتح الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدفتح الفتوح ناشر دفاع مقدسمطب تغذیه و رژیم درمانیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانانتشارات حدیث قلماسامی راه اندازان جمعیت جانبازانمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi