شناسه خبر : 78182
دوشنبه 21 مهر 1399 , 14:05
اشتراک گذاری در :
عکس روز

ربنا ربنای شجریان نبود!

ربنا، ربنای شجریان نبوده، بلکه ربنای ملت مؤمن ایران بوده است؛ حاصل ‹ایمان جمعی› ملتی بوده که حدود چهار ماه از انقلاب نورانی آنها گذشته بود...

فاش نیوز - برخی در تحلیل جایگاه نوای زیبای ربّنای شجریان در کلیت نگاه دینی و سیاسی و سبک زندگی او ابهاماتی دارند و تعارضات موجود را نمی‌توانند حل کنند که مگر این نیست که هنر دینی و متعالی از هنرمند متدین و نورانی صادر می‌شود؟ شجریانی که متدین و متشرع نبود، چگونه در تیر ماه ۱۳۵۸ آن ربّنای مناجات‌گونه از او صادر شد؟

 هوشنگ ابتهاج درباره ربنای مرحوم شجریان نظری خاص داشته که به نظرم بسیار مهم است: «ﻫﯿﭻ‌ﮐﺲ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻦ‌ﻃﻮﺭ ﺑﺨﻮﻧﻪ، ﻫﯿﭻ‌ﮐﺲ. حتی ﺧﻮﺩ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ!»

یعنی چی؟! یعنی اتفاقی بوده؟ شاید این جور برداشت بشه. اما من نگاه دیگری دارم.

 ابتهاج ادامه داده: «ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ... ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺘﻮﺩﯾﻮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ‌ﻫﺎ ﺑﮕﻪ ﺍﯾﻦ‌ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺨﻮﻧﯿﻦ، ﺿﺒﻂ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ «ﺭﺑّﻨﺎ». ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﻧﻮﺍﺭ اصلی اﯾﻦ ﺭﺑّﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ. ﻣﻦ ﺍﻭﻝ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯿﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺣﯿﺮﺕ ﮐﺮﺩﻡ. ﻫﯿﭻ‌ﮐﺲ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﻧﻪ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﺨﻮﻧﻪ. ﭼﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺣﯿﺮﺕ‌ﺁﻭﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ! اصلا ﯾﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ! (ﺳﺮﺵﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ) ﺷﺎﻫﮑﺎﺭﻩ، ﭼﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺳﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ «ربّنا» ﻫﺴﺖ (ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ‌ﺍﻓﺘﺪ) ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ، ﯾﮏ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺗﻮﺵ ﻫﺴﺖ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻌﺎﺷﻘﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻪ، ﻫﻤﻪ‌ﯼ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﻫﺴﺖ! ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺍﯾﻨﻮ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﯾﻪ‌ﺍﯼ ﺧﻮﻧﺪﯼ؟ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ… واقعا نمی‌شه ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺷﻮﺭﻩ، ﺍﻓﺸﺎﺭﯾﻪ، چیه!»

 به نظر من آن ربنا، ربنای شجریان نبوده، بلکه ربنای ملت مؤمن ایران بوده است؛ حاصل ‹ایمان جمعی› ملتی بوده که حدود چهار ماه از انقلاب نورانی آنها گذشته بود. به قول امام که فرموده بود: «می‌بینم ملت الهی شده‌اند» بخشی از این ملت، مرحوم شجریان بوده است که در این فضای الهی نفس می‌کشیده و قطعا متاثر از آن بوده است. این اثر ‹برساختی› از آن اتمسفر نورانی بوده است. مجال توضیح تفصیلی در مورد مفهوم برساخت نیست، بماند برای اهل فن...

البته بحث من فراتر از اثرپذیرفتن شجریان از جوّ آن موقع است؛ منظور دقیق‌ترم این است که گاهی ممکن است خدا به انسان نعمتی دهد که علت آن خود او نبوده، بلکه تنها وسیله‌ای برای دریافت فیض الهی به واسطه‌ی نورانیت جمعی بوده که خدا خواسته به آن جمع تفضّل و مرحمت کند و او توفیق یافته که مجرای آن فیض الهی شود. او تا آخر عمر اگر شکر آن لحظه ویژه را به جا آورد، کم است.

شجریان با آن ربّنا در هویت جمعی ملت مؤمن ایران شریک شد. شکر آن نعمت می‌توانست نعمتش افزون کند. خدا چه داند، کاش قدر آن نعمت انحصاری و خاص را بیشتر می‌دانست. اما قطعا درسی هست برای همه‌ی ما که بسیاری از نعمت‌هایی که دریافت می‌کنیم ماحصل توفیقی بوده که از ناحیه نورانیت جمعی به دست آورده‌ایم. در همین فضا، مثلا تطور حامد زمانی هم مورد مطالعاتی مهمی است و البته فرصت برای او باقی است. هر کدام از ما چه؟ چه نعمت‌هایی به دست آورده‌ایم که ماحصل توفیقی بوده که از ناحیه‌ی نورانیت جمعی به دست آورده‌ایم؟ حکمت شرکت در جمع‌های عزاداری و مناجات همین است که اگر عنایتی به جمع می‌شود ما هم از آن بهره‌مند شویم. در تولید اثر هنری، تولید علم و هر خلاقیت دیگری هم همین قاعده وجود دارد؛ معمولا تولید فکر یا خیال، این قدر شخصی نیست که منحصر در نهاد هنرمند باشد؛ بلکه منبعث از نهاد جمعی (فطرت جمعی) است که منشأ آن بوده و اگر این قاعده را نشناسیم از بسیاری نعمت‌های الهی محروم خواهیم شد که منشأ آنها #برکت_جماعت است. دهه شصت انقلاب اسلامی، عصر تزاید این گونه نعمت‌ها بود. و یکی از دلایلی که انقلاب شهیدان و ایثارگران ایران را دوست دارم و به آن افتخار می‌کنم همین است..

#شکر_نعمت_نعمتت_افزون_کند..

#کفر__ نعمت_از_کفت_بیرون_کند..

 پی‌نوشت:

- منبع صحبت‌های ابتهاج در کتاب «پیر پرنیان‌اندیش» است.

- این یادداشت موجز، بن‌مایه‌ی نظریه‌ای است در باب «علوم اجتماعی اسلامی» که تفصیل جوانب آن به وقت و در جایش..!

|محمدرضا سابقی

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
سابقی سلام
من نظرم با شما فرق داره
من معتقدم همانطور که شهید به قلب من الهام می کرد
یه جایی خدا به قلب خود شجریان الهام کرد که شد ربنا
شک نکن ما هر دو برای کمک گرفتن یه سوی آن قدرت والا تر نظر کرده بودیم
ولی شجریان مغرور شد و نفهمید خدا آن صدا را بهش داد و علیه خدا شد و گفت ۱۴۰۰ سال بخاطر هنر اسلام با او درگیر است
دعا کنید من جاگیر نشدم
من معتقدم خدا بخاطر خود شجریان آمد در طنین صدایش ولی خدا عاقبت همه ما را ختم بخیر کند بد دنیایی شده
خدا خواست که شجریان با ربنا در عرصهایران شناسانده و ماندگار بشه
بسیار زیبا و خوب بود. خدا خیرتان بدهد.
آقای محمدرضا سابقی خیلی خوب می نویسید.
من و خانواده ام از همه نوشته های شما واقعا لذت برده و استفاده می کنیم.

لطفا بیشتر به مسایل سیاسی و اجتماعی بپردازید.

از سایت ایثارگران سپاسگزارم.

از دیگر نویسندگان هم سپاسگزارم
اینکه بجای تفکر مثبت و تشکر از خدمات ارزنده مردم ، تفکر... ، وجدان درد نمی گیرید ؟
اون با بد و خوبش رفت ، شما چرا نقشش رو زیر سوال میبرید ؟
آقایان محترم ، لطفا" اصلاح کنید که (ربنای استاد شجریان) در تیر ماه 58 خوانده نشد ، چون امثال خود بنده قبل از پیروزی انقلاب ماه رمضان را با دعای (ربنا) افطار می کردیم . زمان وقوع انقلاب بنده ده سال داشتم و هنگامی که از پدران خود پرسیده بودیم ربنای استاد شجریان از چه زمانی در ماه رمضان ما ایرانی ها حضور پیدا کرد ، آنان نیز می گفتند سالهای زیادی این دعا را از رادیو و تلویزیون شنیده اند و بار اول آن را بخاطر ندارند و همگی به اتفاق شنیدن این دعا را نوعی القای حس (نوستالژیک) یاد می کردند.
اما چه شد ربنای استاد شجریان پس دهه ها ، حال و هوای افطار ماه رمضان ، ما ایرانی ها به گوش نرسید و این صدا بایکوت شد ، البته استاد شجریان در ربنا خلاصه شده نبود و آثاری چون (مرغ سحر) نیز از میراث فاخر استاد شجریان در موسیقی سنتی ایران ، در قلب و ذهن ایرانی ها بجا مانده.
شاید اگر بخواهیم دنبال مقصر این ماجرا باشیم خیلی ها انگشت اتهام را به سوی استاد شجریان میگیرند ، که ناگهان یک موضع جنجالی گرفت و پشت یک جریان آنارشیست (آشوب طلب) قرار گرفت و در کانون توجه قرار گرفت و پس از آن قهر استاد شجریان با حاکمیت بود که خود استاد شجریان اعلام کرد دیگر حاضر نیست دعای ربنا خوانده شود.
قهر هنرمندان با حاکمیت را غیر از استاد شجریان را در سایر افراد بانفوذ فرهنگی و اجتماعی را نیز شاهدیم از جمله استاد مسعود کیمیائی که او هم مانند شجریان به دنبال طرح یک شخصیت (کاریزما) رفت تا به نوعی اقدام به خط کشی سیاسی و اعلام مرز بندی سیاسی کند و در مظان اتهام قرار گرفت.
البته در اینجا ما ایرانی ها هم کم گناه نیستیم ، چرا که چه در هنر ، ورزش و سایر علائق اجتماعی ، همه جریانات فرهنگی و اجتماعی را سیاسی می کنیم ، هر چند دامنه طیف دیدگاه سیاسی در جامعه امروز ما ایرانی ها ، محدود به دیروز و امروز نیست و خوب است در اندیشه فرهنگی و اجتماعی بین هنر و سیاست، گاهی یک (ویرگول) لحاظ بکنیم و همه را به یک چوب نرانیم ، چون استاد شجریان در این قافیه نه نفر اول است نه نفر آخر. والسلام
هیچ مگسی در اندیشه ی تسخیر ابرها نیست،و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمی کشد!

هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد،

و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد.

هیچ موشی،به فیل به خاطر بزرگی اش حسادت نمیکند و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست...

و رودخانه به قورباغه هم اجازه ی خواندن میدهد!

کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمی کند.زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمی شناسد.

هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند و همنوعانش را به خاک و خون نمی کشد!مشکل شما اینه که فکر میکنید تنها دانشمند کره خاکی هستید و میتونید براحتی دیگران رو قضاوت کنید ...

جناب سابقی الممالک معین السلطنته فاش   و جناب قنبرالمبارز ووهانی طبیب الحکمای باشتینی ... 

اووووووه
حالا که جلو مهدعلی خودمون بگیره به گل نزنه ????
عامو کی خواست شجریان را خراب کند
همین که فوت کرد من یکی گفتم خدابیامرزش خودش می داند و خدا
ولی چی شد ? مردم ریختند تو خیابان شروع کردند فحش دادن!!!!
یه سر بزنید به کلیپهاش! هر چه گفته بد و بیراه به ارزشها و اسلام و آخوندها و نظام ووووو
شما چی خجالت نمی کشید همش از نجابت ما سو استفاده می کنید ???
سلام
آقای سابقی عزیز آیا لازم است شما راجع به هر کس و هر موضوعی بنویسید.
در تمام عبارتهای شما مشخصه که شجریان یکی بود.
دستش در جیب خودش بود و خداهم به صدایش برکت داد.
باور نداری
صبر کنید تا ق