شناسه خبر : 79133
شنبه 08 آذر 1399 , 09:05
اشتراک گذاری در :
عکس روز
ادبیات ایثار و شهادت

داستانی خنده‌دار از آموزش رزمندگان در دفاع مقدس

 
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

چله عزت|داستانی خنده‌دار از آموزش رزمندگان در دفاع مقدس/ «شستی» که «هفتاد» شده بود!

در چهلمین سالگرد دفاع مقدس، سراغ بخشی از خاطرات رزمندگان میدان حق علیه باطل رفته‌ایم تا با انتشار آن یاد و نام آنها را گرامی‌ بداریم.

 در چهلمین سالگرد دفاع مقدس، سراغ بخشی از خاطرات رزمندگان رفته‌ایم تا با انتشار آن یاد و نام آنها را گرامی‌ بداریم و بتوانیم بخشی از سختی‌ها و مشکلات این عزیزان را برای نسل آینده نقل کنیم.

مسئول آموزش، قطب‌نما را نشان داد و گفت: «بدنه قطب‌نما را بذارید روی کف دستتون و انگشت شست‌تون رو بکنید توی حلقه‌ش» و خودش آنچه گفته بود انجام داد. یهو یکی از رزمنده‌ها گفت: «انگشت من توی حلقه جا نمی‌شه.» مسئول آموزش اخم کرد و گفت: «یعنی چی نمی‌شه؟ الکی مزه نریز!» رزمنده صدایش را بالا برد و گفت: «به جون شما راست می‌گم. خودتون ببینید!» راست می‌گفت انگشت شستش توی حلقه نمی‌رفت. شست او اصلاً چیز دیگری بود!

با خنده گفت: «انگشت من اندازه‌ش شصت نیست، هفتاده! فکر کم آن‌قدر با انگشتم روی بربری پنیر مالیدم که بزرگ شده!» حرفش خیلی با مزه بود و سالن رفت روی هوا. مسئول آموزش ما از زور خنده سرخ شده بود.

منبع: کتاب جنگ به روایت لبخند

منبع: tasnimnews خبرگزاری تسنیم
تلگرام
اینستاگرام
توییتر
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi