شناسه خبر : 80981
دوشنبه 04 اسفند 1399 , 15:15
اشتراک گذاری در :
عکس روز

ماجرایی از برخورد با ایثارگران در اداره ها

یک‌روز با آسانسور به طبقه‌ی هم‌کف رسیدم و دیدم جانبازی با ویلچر به سوی آسانسور آمد. دوست داشتم او را در آغوش بگیرم و بگویم...

فاش نیوز - اواخر سال‌های دوران کاری‌، در اداره‌ی کل استان، حدود دو سال پیش، قبل از بازنشستگی‌ام بود. در طبقه‌ی همکف بودم که یک جانباز با ویلچر به داخل سالن اداره آمد. درجا شناختمش. از جانبازان نخاعی شهر خودمان ساری «احمد.ح» بود. احمد را از زمان خیلی قدیم می‌شناختم؛ قبل از اعزام به جبهه، خود جبهه و منطقه در دهلران، دوران پس از جانبازی. هم سن و سال هم بودیم و از قدیم رفاقت و یک دنیا خاطره داشتیم.

به استقبالش رفتم و احمد هم از دیدنم خیلی خوشحال شد؛ مدتی بود همدیگر را ندیده بودیم. پس از خوش‌وبش گفت که یک نامه استعلام دارد و باید از اداره‌ی ما جواب بگیرد. گفتم: چشم، خودم در خدمت شما هستم. گفت: همسرم هست و رفته تا ماشین را پارک کند و بیاید. نمی‌دانستم اینجا شاغل هستی! گفتم: زنگ بزن. نیازی به حضور نیست و خودم برایت انجام می دهم. این‌جا پارک ماشین سخت است و سریع با جرثقیل به پارکینگ می‌برند. همسرت داخل ماشین بنشیند و ما با هم سریع انجام می‌دهیم و زنگ زد به همسرش که داخل ماشین بماند.

خیلی زود از طریق همکاران، کارش را انجام دادیم. زمان گرفتن جواب استعلام در دبیرخانه، خانم(ز) گفت: تصویر کارت ملی؟ احمد گفت: همراهم نیست و یادم رفت بیاورم؛ ولی قبلاً در مدارک بوده است و فکر نمی‌کردم دیگر نیازی باشد. از خانم(ز) خواستم که یک تصویر از داخل پرونده بدهد و ایشان گفتند که برداشت مدارک از داخل پرونده ممنوع است. دیدم احمد وا رفت که حالا باید تا خانه برود و بیاید برای یک کپی! به خانم(ز) گفتم که به مسئولیت شخصی بنده بدهند. ایشان نگاهی کردند، البته خودشان هم می‌دانستند که فقط کاغذبازی است، ولی خب مسئولیت داشت. در نهایت یک کپی از داخل پرونده پرینت گرفته و داخل پوشه گذاشتند. احمد جواب نامه را گرفت و با تشکر بسیار و قدردانی از من، خداحافظی کرد و رفت. احساس خوبی به من دست داد که توانستم باری هر چند ناچیز از دوش امثال احمد بردارم.

پس از آن پیش خودم گفتم چه جانبازانی هستند که از سراسر استان به اداره‌ی کل آمده و به‌خاطر همین کاغذبازی‌ها، کارشان لنگ مانده است؛ البته قبلاً دوستان و آشنایان برای کارهای اداری پیش من می‌آمدند؛ اما غریبه‌ها خیر. برای همین رفتم به نگهبانی و گفتم: از فردا اینجا یک کاغذ بزنید که «جانبازان برای کار اداری در اداره‌ی کل، به بنده رجوع کنند». رفتم طبقه‌ی بالا به اتاق خودم. پس از ساعتی خانم(ن.ش) رییس امور اداری که در سخت‌گیری اداری شهرت داشت، با بنده تماس گرفت و پرسید که داستان چیست؟ بنده هم گفتم، بعضی از جانبازان از راه دور به اینجا می‌آیند و من هم به لحاظ تجاربی که دارم، آنان را راهنمائی کرده و با رابطه‌ی همکاری که با پرسنل دارم، کارشان را مفیدتر و زودتر راه می‌اندازم. ایشان گفتند: شما فقط کار خودتان را بکنید و از دخالت در کار دیگران بپرهیزید!

نیاز به داشتن هوش زیادی نبود؛ منظورشان مسئول رسیدگی به امور ایثارگران اداره‌ی کل، آقای(ج) بود. فردی که نمی داند "ایثارگر" را بچطور می نویسند تشخیص بدهد! دلش خوش بود یک عنوانی به دوش می‌کشید. از این اشخاصی که متاسفانه در ادارات به وفور دیده می شوند! در آخر گفتند که در صورت تکرار چنین رفتاری، برابر مقررات اداری با شما برخورد می‌شود!

انگار با آر.پی.جی به برجکم زدند! ضد حال خوردم! مگر برای منافع شخصی‌ام چه سودی داشت؟ آیا این کار من، کاری خلاف عرف و انسان‌دوستی بود؟ جوابی نداشتم!

مدتی گذشت یک‌روز با آسانسور به طبقه‌ی هم‌کف رسیدم و دیدم جانبازی با ویلچر به سوی آسانسور آمد. دوست داشتم او را در آغوش بگیرم و بگویم در رکاب تو هستم دلاور؛ مشکلت چیست؟ اما چهره‌ی خانم(ن.ش) را به یاد آوردم، با آن  قیافه‌ی جدی و خفن! این‌که پس از 30 سال خدمت بی‌حرف و حدیث، "تذکر رفتار خلاف مقررات اداری" کتبی در پرونده‌ی پرسنلی‌ام لحاظ شود. آن جانباز رفت و فقط رفتنش را نظاره کردم. درگیر این کشاکش در خودم بودم و دیدم چقدر آدم بد، بی‌تفاوت و خودخواهی شده ام. از خودم بدم آمد و عرق شرم بر پیشانی‌ام نشست. عرق شرمی که با هیچ دستمالی قابل پاک کردن نبود! والسلام

|مرتضی قنبری وفا

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
سلام دوست عزیز از این گرفتاری ها کم نیست چرا که باید هر انسانی رادر شانش استحدام کنند
ولی در کشور ما استخدامها به دستور دستور برخی بالایی ها انجام میگیرد که اینها مکان زندگیشان غصبی ونانشانم که مشخصست از دزدی بابا واختلاس دادشیصت عکسهای اقازاده های جعلی
را درگوشیها نمیبینی
نمیبنی خودشان چه جنجالی میکنند چه سخنانی چه اب وتابی چه فرهگ انقلابی واسلامی به مردم درس میدن
دو تصور بعد در فضای مجازی تصاویر عریان بچه هاشون......
سلام. تجربه ماجرای تلخی بوده. متاسفانه در این ادارات نه تنها کار جانباز را راه نمی اندازند بلکه اکر کسی هم کاری برآیشان انجام می دهد، کارشکنی هم می کنند.
با سلام و خسته نباشید. :)

داستانم رو کوتاه بگم.

متاهل و دارای دوتا نعمت الهی که خدا یکیش رو تازه بهم لطف داشته.:)))
دانشجوی سال سوم پزشکی پردیس یکی از همین دانشگاهای نزدیکم.
از اونجا که قبلا مدرک ارشد مهندسی گرفتم( قبل از اجرای قانون ج.ایثارگران و برنامه ششم. ت) متاسفانه مشمول دریافت شهریه نمیشم؟!!!!
باشروع ترم جدید برای انتخاب واحد به مشکل مالی برخوردم [ البته از شروع تحصیل داشتم و دارم ]، یکی از کارکنان برای کمک به بنده مرا به معاون دانشکده ارجاع داد.
با معرفی خود به عنوان یک دانشجویی از خانواده ی همیشه مظلوم جانبازان در همان ابتدای گفتگو
ایشان :" من چی کنم"
من: " ممنون خداحافظ"!!
[ البته این دیدار دومم با ایشان بود و سال دوم درخواست وام داده بودم که به دلیل اینکه خانوده ایثارگرم گفت برا شما همین که بنیاد شهریه میده براتون کافیه!!!!! و بگذارید دیگران هم استفاده کنند!!!]

از بنیاد شهید هم نگم که هرکس از ایثارگران رو بگی ؛ پی بنیاد به تنش خورده.

خدایاااا ممنونم ازت.

تا الان که 5 ترم گذروندم با متاهلی و شاغل بودنم هیچ درسی رو نیفتادم :)))

راستی من هنوز بعد از سه سال منتظر " تصویب طرح اصلاح تبصره ماده ( 61 ) قانون مدیریت خدمات کشوری" ام

سلام من رو به آقای دکتر نوروزی نماینده محترم از حوزه ی رباط کریم و حومه برسونید.

ارادتمند دلواپس شماااا
با سلام به دوستان عزیز ایثارگر خصوصا دوستانی که در ادارات کار میکنند خدا گواه است که خدمت به جانبازی که سلامتیش را برای وطن ومردمش داده از وظایف اجتماعی هر هم وطنی است وباید مورد احترام قرار بگیرد اما در مورد حکومت وظیفه حاکمیتی است مثال فرزند شهیدی که سالها با درد بی پدری ساخته مورد بی مهری در ادارات قرار بگیرد آخر بی انصافی است این در حالی است که اکثر این کارمندان که این بی مهری را مرتکب میشوند متاسفانه با غرض ورزی انجام میگیرد وقتی روی رفتار و کردار خود شخص متمرکز بشی میبینی هر رانت و ویژه خواری ومشکل خودش داره باز دنبال ایثارگر ستیزی است فکر میکنند حقشان را ما خوردیم . ایثارگران باید خود مراقب همدیگر باشند چون متاسفانه بروکراسی اداری زیاده وبی عدالتی هم در آن به چشم میخوره . دلسرد کردن ایثارگران کار بسیار ناروایی است
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردبنر بیمه دیکتابهای منتشر شده انتشارات فتح الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدفتح الفتوح ناشر دفاع مقدسمطب تغذیه و رژیم درمانیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانانتشارات حدیث قلماسامی راه اندازان جمعیت جانبازانمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi