شناسه خبر : 81233
پنجشنبه 14 اسفند 1399 , 09:30
اشتراک گذاری در :
عکس روز

بی‌شعور نباشیم!

متأسفانه در جامعۀ امروزی بعضی از ما وقتی به جایی می‌رسیم و موقعیت اجتماعی پیدا می‌کنیم، باورمان می‌شود تافته‌ جدابافته‌ای از بقیه‌ی مردمیم.

فاش نیوز - چون جای پارک در حاشیه‌ی خیابان نبود، خودرو را در یکی از کوچه‌های فرعی که بیشترِ خانه‌هایش قدیمی بود، پارک کردیم. برادرم رفت تا برگردد. چشمم به خانه‌ای بسیار قدیمی افتاد که آن را تخریب کرده بودند تا دوباره بسازند. هنوز دیوار یکی از اتاق‌ها پابرجا بود. لانه‌ی عنکبوتی چسبیده به زاویۀ تاقچه مرا به فکر فرو برد. از ذهنم گذشت که صاحب این خانه الآن کجاست؟ به این نتیجه رسیدم دیر یا زود ساختمان مجللی جای این ساختمان قدیمی بنا می‌شود، اما استخوان‌های پوسیدۀ صاحبِ این عمارت دیگر قابل بازسازی نخواهد بود. مِلک پدر، به فرزندان و نوه‌هایش به ارث رسیده است. معلوم نیست ورثه، فاتحه‌ای نثار متوفی می‌کنند و آبی بر مزارش می‌ریزند یا نه؟!

 از ذهنم گذشت که چقدر پسران خوش قد و بالایی در این خانه و عمارت‌های اینچنینی زندگی می‌کرده و توی محل برای خودشان بر و بیایی داشته‌اند. آنها نیز عمرشان تمام شده و سر به تیرۀ تراب گذاشته‌اند. چه دخترکان زیبایی در این خانه می‌زیسته و دلبربایی می‌کرده‌اند، اما امروز کسی اسم آنان را نیز به خاطر نمی‌آورد.

 با خودم گفتم سرنوشت خانه‌ها و زندگی همۀ ما همین‌گونه خواهد بود. در چشم به هم‌زدنی، موی سپید را در آینه خواهیم دید و همچنین چروک‌های صورت را. چهره‌ی زیبای جوانیمان به پیری خواهد گرایید و قدّ رعنایمان به‌تدریج خمیده می‌شود. روزی فرا خواهد رسید که مأمور سجلّی ثبت احوال با پانچ، شناسنامه‌مان را سوراخ کرده و مُهر «فوت شد» رویش می‌زند.

زمان می‌گذرد و نمودار غرور کاذبمان به پایین‌ترین نقطه سر فرود می‌آورد. کینه‌های بر دل مانده از دیگران، تهمت‌هایی که زده‌ایم، توهین‌ها، دروغ‌ها و تمام صفات رذیله‌ای که در دل داشته‌ایم، تاریخ مصرفش تمام می‌شود. بدون استثنا، همه خواهیم رفت. دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.

 اکنون که چنین سرنوشتی در انتظار ماست، بهتر نیست کبر، حسد، نخوت، دروغ‌گویی، غرور و … را برای همیشه کنار بگذاریم؟ بهتر نیست درباره‌ی دیگران قضاوت نکنیم؟ بهتر نیست هیچ‌کس را به خاطر فقر مادی و موقعیت اجتماعی پایینش تحقیر یا مسخره نکنیم؟ بهتر نیست خاکی باشیم و صفت رذیله‌ی خود برتربینی را زیر خاک دفن کنیم تا بوی ناب آدمیت بگیریم؟

 متأسفانه در جامعۀ امروزی بعضی از ما وقتی به جایی می‌رسیم و موقعیت اجتماعی پیدا می‌کنیم، باورمان می‌شود تافته‌ جدابافته‌ای از بقیه‌ی مردمیم. وقتی به تریبونی رسیدیم، خدا را بنده نیستیم. با زبان نیش‌دار، بندگان خدا را تحقیر کرده و این حق را برای خودمان قائل می­‌شویم که باید سیلی هم در گوش دیگران بزنیم.

 یادمان باشد با بالاترین مدرک تحصیلی و پست و مقام هم، چنانچه برای دیگران ارزش قائل نباشیم، جزء «بی‌شعورها» حسابمان می‌کنند و در تلاش خواهند بود به نوعی از شرّمان خلاص شوند.

 یک روان شناس می گوید: اگر تصمیم گرفتیم کسی را 30 درصد برنجانیم، اول باید 70 درصد خودمان را برنجانیم؛ اگر کسی از تو درخواست کمک کرد، بدان قبلاً از خدا درخواست کمک کرده و خداوند آدرس تو را بهش داده؛ طولانی مدت از کسی متنفر نباش. چون این تنفر، تبدیل به نقطه‌ی ضعف تو می‌شود؛ اعتماد، المثنی ندارد. اگر از دست رفت، دیگر رفته و  تقریباً همۀ آدم‌ها یادشان می‌رود برایشان چه کار کرده‌ای، اما یادشان می‌ماند با آنها چه کار کرده‌ای.

جانباز رمضانعلی کاوسی

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
آفرین فاش ! آفرین ! تیتر بعدیت چیه ؟
جناب v
بیشعوری فحش نیست آنچه در عوام است
نوعی بیماری حل نشده یا اختلال است
یعنی کسی که سفیح نیست اما خودش را به نفهمیدن می زند و نمیفهمد با خود و دیگران چه می کند
اتفاقا مطلب بسیار ضروری ای بود
سلام ، حالت خوبه ...مراقب خودت باش ... . خخخخخخ
دستمریزاد به جانباز کاوسی
چه صاف و صادق حرف دل منو نوشته
می دونی من چقدر به اب و اتیش زدم و سالها فکر کردم تا بتونم یه کمی بخاطر اسم و رسم و اعتبارت بدست بیارم بلکه این روزگار سیاه ما کمی رنگ ارامش پیدا کند ؟
آی ندید بدید !
یادت بیاد چطور سرم داد زدی ؟
من فقط ریز ریز گریه می کردم و گوله گوله اشکام می ریخت ولی سعی می کردم صدای فقو فقم بلند نشه که بیشتر از این خرد بشم !
بی جنبه ... فکر کردی دکتر شدن چی بود که به خودت اجازه دادی با من اینجور رفتار کنی ؟ حالا چپ و راست بهم نمی گی ؟
نمی گی چه خبره ؟
ببین یه جوری همه را تهدید کردم و دارم چپ و راست شون می کنم که دیگه کسی جرات نکند به اسم دین ظلم کند ... فکر نکردی آدرس تو رو خدا بهم داده بود ؟
خدا منو رو سفره شما نشاند ؟ خدا منو مقابل تو نشاند .... زیرچشمی دیدم خدا نصف وجودت برده بود پیش خودش ... این حرفها می فهمی که دارم می گم ؟
اگه حرفهای منو نمی فهمید مغزتون گیج و تاب داره اقلا ببین جانباز کاوسی چی نوشته ..
. فکر کردید تا آخر عمر می شینم شما هی به من سیلی بزنید ؟ گفتند بهت بخاطر چی به من چند بار سیلی زدن ؟
تف به هوای نفسشان ..
حالا ببین چه سیلی هایی من خواهم زد که کمر ظلم را بشکند ...؟؟؟!!
سلام فاش . انقدر تیتر این مطلب بده که توهین به همه مخاطبای سایت حساب میشه .
جالبه با این همه دکترررررررر و پرفسوررررر تویه این سایت هیچکس افاضه کلام نکرده . بیکار نباشین به مش محرم بگین دوباره از سفیح و قبیح و وجیهه خطابت کلام کنه .
قنبرم که هنوز با سوم شخص مفرد درگیره .
یه دو تا نظر با اسم مجعول در باب محکوم کردن من بنویسید .
سلام. کمتریابیشتراز ده سال است که فاش نبوزرا میشناسم، آن زمان ازطریق وبلاگ یک ارتباطاتی داشتم،بعدکه تلگرام اومد دیگه کمترسراغ وبلاگ اومدم. آن سالها اما خلوص و رشادت بیشتربود، اما حالا انگارتفاوتهایی دیده میشه.مصلحت اندیشیهایی که تیشه به ریشه حقایق زدند و میزنند، حقایق شهدا و آرمانها و وصیتهاشون، جانبازان و آزادگان و آنچه برسرشان آمد(آوردند)، و کسانی که ازبرکت خونهای شهدا و میمنت وجودوحضورآزادگان و جانبازان(استفاده)کرده و به اهداف دنیوی خودشان رسیدند، و همانها شدند چماقهایی که مدام برسرمان کوبیده شدند و میشوند، ایضا موانع و مانع گذارانی سرراه جاری شدن حقوق قانونی ایثارگران، باعناوین مختلف مثل رئیس اداره،مدیرکل،استاندار و وکیل مجلس(نه وکیل مردم)، و وزیر و روسای بنیاد و روسای جمهور . خیلی گفتیم و گفتند و فایده ای نداشت،اما وظیفه داریم واقعیتها را بگوییم و بنویسیم اما خداوکیلی راست و صداقت، نه بغض و کینه و تسویه حسابهای شخصی، نه حسادت، بلکه هرعملکردی که خلاف قانون است را بایدبگوییم و بنویسیم زیرا فصل الخطاب ادعای ما قانون است که متاسفانه یا اجرانمیشود یا بد و کج و ناقص و نصفه و نیمه آنهم هرجا مصلحت بدانند یابرای دوستان و وابستگان و هم حزبی و سفارش شدگان اجرایی میکنند، اینها کجایش طبق منویات حضرت امام رحمه الله علیه و مقام عظمای ولایت حفظه الله هست؟، کجایش با وجدان و قانون وفق دارد؟. آیا بعدازگذشت33سال ازپایان جنگ هنوزبایدمجلسیان برای حقوق قانونی خانواده معظم شهدا و آزادگان و جانبازان دفاع مقدس تبصره الحاق نموده و موادجدیدوضع نمایند و کلا قانون را از حیزانتفاع خارج کنند؟، هنوز دولتها ندانند که چکارکنند؟،هنوزنهادهای نظارتی ازعدم اجرای مصوبات خانواده معظم شهدا و ایثارگران آزاده و جانباز بیخبرباشند؟،چرا آزادگان و جانبازان بسیجی دفاع مقدس به دوگروه ماده38 و تبصره38 تقسیم شدند آنهم بعدازسی و اندی سال بعدازجنگ؟، هیچکس دراین موارد سئوال و ابهامی نداشت و پیگیری نکرد؟، مجلس و مجلسیان و دولت و دولتیان و نهادهای نظارتی و سمن ها را میگویم، چرا بی تفاوت بودند و هستند؟، پس خواهشا ادعای ولایتمداری و پیروامام حسین علیه السلام را نداشته باشید، ریا کاری هم حدی دارد، مصلحت اندیشی درموردشهدا و خانواده هایشان و ایثارگران پذیرفتنی نیست، این حماسه سازان تاریخ ساز را دستمایه دوروزدنیای خودتان قرارندهید. خسته شدم، ازهمه چیز غیراز خداوند، که اگر قوتی و نیرویی بدهد بازهم همینهارا خواهم گفت. دیدید؟، برای گفتن و نوشتن حتما لازم نیست گوینده و خطیب و نویسنده باشید، فقط راست و حسینی و صادقانه مطرح کنید که هم جواب برای دنیا داشته باشید هم برای آخرت. سال نو مبارکتون باشه.
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردنمایشگاه مجازی کتاب تهرانصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi