شناسه خبر : 81247
جمعه 15 اسفند 1399 , 13:45
اشتراک گذاری در :
عکس روز

راهکار شهید «فرهاد آسمانی» برای استجابت دعاها

یکی از همرزمان شهید فرهاد آسمانی گفت: بعد از نماز به سرعت بیرون رفتم که مراقب کفش‌هایم باشم و شهید آسمانی به من گفت: خودت را از جمع جدا می‌کنی درحالیکه در آمین دسته جمعی به آدم چیزی می‌دهند.

دعای دسته جمعی خیر را نصیب انسان می‌‎کند

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، شهید فرهاد آسمانی، معاون بهداری لشکر ۱۰ سید الشهداء (ع) بود که ۱۳ شهریور ۱۳۶۵ در ارتفاعات حاج عمران به شهادت رسید.

وی در شهریور ۱۳۴۰ در تهران و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع متوسطه ادامه داد. دوران نوجوانی او با شکل‌گیری انقلاب اسلامی همزمان شد. او در حرکت‌های مردمی، راهپیمایی‌ها و تسخیر پادگان‌ها شرکت فعالانه داشت.

 سال ۱۳۵۷ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه، به عضویت این نهاد انقلابی درآمد و فعالانه در سپاه تلاش کرد و از مبارزه با گروهک‌های ضد انقلاب نیز غافل نبود. همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، داوطلب شرکت در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. گاهی اوقات مخفیانه و گاهی اوقات با همکاری دوستان خود به جنوب شهر تهران می‌رفت و به خانواده‌های مستضعف کمک می‌کرد.

 اطرافیان و دوستان، فرهاد را فردی خوش اخلاق، بزرگوار، متواضع، مهربان، باوقار و مقید به تکالیف دینی می‌دانستند. از نکاتی که پدر شهید آسمانی از پسرش نقل می‌کند، نماز‌های اول وقت همیشگی او و نماز شب است.

 این شهید، با اعتقاد به اینکه علم باید کنار تقوا باشد و انقلاب نیازمند متخصصان متعهد است، در سال ۱۳۶۴ وارد دانشگاه گیلان شد و در رشته‌ی مهندسی مکانیک مشغول به تحصیل شد. اما این امر، او را از انجام تکالیف دینی غافل نمی‌کرد.

 شهید آسمانی در جبهه، مسئولیت معاونت واحد بهداری لشکر ۱۰ سیدالشهداء(ع) را برعهده داشت. وی، در روز ۱۳ شهریور ۱۳۶۵ در عملیات حاج عمران در منطقه‌ی شمال غرب و ارتفاعات حاج عمران به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

خاطراتی که در ادامه می‌آید متعلق به «مسعود نوری» از همرزمان این شهید است.

هر چیزی که به آدم بدهند، در جماعت می‌دهند

پیش از عملیات کربلای یک در پادگان دوکوهه، حسینیه‌ی شهید همت بودیم و نماز مغرب و عشاء را خواندیم. بعد از نماز، من به سرعت بیرون رفتم.

پس از اینکه دعا تمام شد، شهید آسمانی آمد و از من پرسید چرا زود آمدی بیرون و من جواب دادم که ترسیدم کفشم را ببرند. شهید آسمانی گفت تو برای یک جفت کفش، دعای بعد از نماز و تعقیبات نماز را رها می‌کنی در حالی که چیزی که می‌دهند، علاوه بر نماز، در تعقیبات بعد از آن است.

تو خودت را از جمع جدا کردی در حالیکه هر چیزی که ملائک می‌دهند، در جماعت است. در دعای بعد از نماز، کسی که دعا می‌کند و دسته جمعی برای آن دعا آمین می‌گویند، شاید یک خیری نصیب انسان بشود.

نکند ما را فراموش کنی و از قافله‌ی شهیدان جابمانیم

شب پیش از تشییع شهید شریفی پور، نیمه‌های شب شهید آسمانی از من خواست که با او جایی بروم و آن مکان، قبرستان جلوی مسجد محل بود.

شهید آسمانی رفت در مسجد و وضو گرفت و سپس بالای سر قبر خالی شهید شریفی پور رفت و زیارت عاشورا خواند و بعد هم رفت داخل قبر شروع به گریه کردن و مناجات خواندن کرد.

شهید آسمانی در آن شب با قبر خالی می‌گفت:‌ای قبر تو می‌خواهی دوست من را در خودت بگیری.‌ای دوست من این خانه‌ی تو است، اما نکند ما را فراموش کنی و از قافله‌ی شهیدان جابمانیم.

منبع: دفاع پرس
تلگرام
اینستاگرام
توییتر
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردنمایشگاه مجازی کتاب تهرانصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمطب تغذیه و رژیم درمانیانتشارات حدیث قلمبنر بیمه دیسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیمتن نهایی مرامنامه و اسانامه جبهه جانبازاناساسنامه انجمن جانبازان نخاعیاسامی راه اندازان جمعیت جانبازانپرسش و پاسخ حقوقی ایثارگرانفرم فراخوان پیوستن به جمعیت جانبازانکارگاه مبنا تقدیم می کند: بالابر کمک حرکتی logo-samandehi