شناسه خبر : 90139
شنبه 24 ارديبهشت 1401 , 12:30
اشتراک گذاری در :
عکس روز
ادبیات ایثار و شهادت

رویارویی فرهنگ و سنت با تکانه های الکترونیک

برای نخستین بار در تاریخ خود از تمدن پیچیده ای بهره مند شده که اساس آن بر دوش ارتباطات الکترونیک قرار دارد...

فاش نیوز - بشریت؛ برای نخستین بار در تاریخ خود از تمدن پیچیده ای بهره مند شده که اساس آن بر دوش ارتباطات الکترونیک قرار دارد؛ بدیهی است که در پدیداری هر رویداد اجتماعی ده ها عامل دخیل هستند. دقیقا به همین دلیل آینده پژوهی و تنظیم زندگی برای تاریخ فردا به شیوه ای علمی و منظم! عالی ترین و ارزشمندترین کوشش فکری به شمار می رود.

 درست از همان لحظه ای که روبان افتتاح کلبه ی الکترونیک توسط نیکلاس نگروپونته در سال 1995 قیچی شد؛ و ورودِ رسمی به عصر دیجیتال؛ اندیشه ای که انسان غیر غربی را مصرف کننده ی تولیدات تفکر غربی و نیز به مثابه اجزایی از بازار محسوب می کرد؛ فرصتی طلایی برای انتشار پیدا کرد.

 تکنولوژی با ایجاد تغییر و تحول عمیق در زندگی روزمره؛ نه تنها بر ساختار فرهنگ و سنت تأثیر گذاشت؛ بلکه یک عرصه ی فرهنگی نوین ( فرهنگ دیجیتال ) پدید آورد؛ البته اکنون صرفا قله ی این کوهِ یخی از اقیانوسِ دانش پدیدار شده و دیگر بسان قاره ای ناشناخته نیست که در انتظار کاشفان خود باشد.

هرگاه اهداف و منافع کلان یک جامعه روشن نباشد و فعالان عرصه ی سیاست به جای حلّ اختلاف؛ در راستای مدیریتِ آن ( بکارگیری تاکتیک و استراتژی به منظور محدود کردنِ اختلاف و پیش گیریِ بحران ) بکوشند؛ زمینه های طول کشیدن اختلاف به وجود خواهد آمد و انرژی جامعه را بر باد خواهد داد.

نوشتار حاضر بر این فرض بنیادین استوار است:

تداوم کشمکشِ فرهنگ و سنت با فرهنگ دیجیتال؛ و سازِ مخالف و آگاهانه ی تجّار اندیشه، موجب بدبینی و خصومت خواهد شد. دو عامل این مسئله را بغرنج می کند:

  • عدم آشتی با دانشکده های علوم سیاسی و اجتماعی بالاخص در حوزه ای که مربوط به تبیین علمیِ مسائل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی می شود؛
  •  عدم ارزیابی علمیِ عملکرد جریانات (جناح ها) و گردانندگان چرخ و فلک سیاست، به ویژه در مواردی از نافرمانی ها و عدول از اصول تصریح شده در قانون اساسی؛

در نتیجه شاهد روندی خواهیم بود که جامعه پژوهان آن را « تطویل اختلاف » می نامند. در دانشگاه های غربی، موضوعِ بحران حاصل از ناهمخوانیِ برخی نوآوریها با نیازهای واقعی در دستور کارقرار دارد؛ برخی دانش ورزانِ آنها ریشه های اختلاف، را « شیطانی بودن طبیعت بشر و اجتناب ناپذیر در حیات سیاسی» قلمداد کرده اند.

فرضیه:

الف:  تکنولوژی آموزشیِ عاری از اخلاق! موجب به خطا رفتن احساسِ بخشی ازنسل جدید، و پذیرش جاذبه های دلربا و مفتون کننده ی غربی! بدون توجه به ریشه ها و عوامل آن شد:

بپروردشان از ره جادویی

بیاموختشان کژی و بدخویی

ندانست جز کژی آموختن

جز از کشتن و غارت و سوختن

ب: پیوند اندیشه وتعامل مستمر با سوداگران بازار اندیشه در صفحه ی صاف وبی؛ برخی از اختلاف سلیقه ها را به صورتی مزمن درمی آورد و انسجام اجتماعی را به مخاطره می افکند.

ج: در هنگامه ی:

  •  تصادم منافع و ارزش ها و فرم استاندارد یافتن آنها؛
  • جاودانه شدن گفتگوهای شالوده شکن و نفرت آمیز! و کژ اطلاعات بر روی اینترنت؛

اگر دیجیتالیسم قدم به قدم به حذفِ « بهشت » از نقشه ی جغرافیایِ اندیشه ی دینی نپردازد! شگفت آفرین خواهد بود.

تحلیل موقعیت و تحولات هرمقطع از سیر تکاملی جامعه؛ نیاز به سَبکِ انباشتی ( تأثیرپذیری از وقایعِ گذشته و رسوخ آن در رویدادهای آینده ) دارد، به دلیل صیقل خوردن گریزناپذیر سنت و فرهنگ از رهگذر تحولات تکنیکی و مقتضیات زمان، الزاما برای حفظ آنها باید طرحی نو در انداخت.

از نظر عملی و عینی، انسان در آزمایشگاه تاریخ، آزمون شده و شیوه های کسبِ تفاهم و موفقیت را می یابد. تبیین فراگردِ رویارویی و تأثیر پذیری فرهنگ و سنت از تکانه های الکترونیک و مطالعه و کالبد شکافیِ انقلاب های سه گانه ی صنعتی؛ چارچوب تحلیلی مناسبی از نتایج این آزمون را در اختیار قرار می دهد:

  • قرن هجده: تغییر در ابزارآلات و شیوه ی تولید؛
  •  قرن نوزده: تحول در تکنولوژی ارتباط و توزیع؛
  • قرن بیست: تحولات اساسی در حوزه ی مصرف و ارتباطات الکترونیک و ورود به عصر دیجیتال؛

 قرن جاری نیز هنگامه ی انقلاب فراصنعتی (گذار از عصر صنعت به عصر اطلاعاتِ دیجیتال محور) است؛ این تحول به انسان نوعی آزادیِ ناشناخته  و جدید داده و در ازای آن بهایی سنگین از او طلب می کند؛ به راستی که نتیجه ی سودا گرایی و افزون طلبیِ« اَشراف راهزن»، چیزی جز فقر و عزلت روحیِ انسان نخواهد بود.

هر چند آدمی به وضعیت مخصوصی پرتاب شده که خارج از کنترل و انتخاب اوست؛ اما زندگی او با دیگران پیوند خورده است، هایدگر این پیوند را « تقدیر» می نامد؛ بنابراین:

  • تحقق تقدیر قطعی و اجتناب ناپذیر است؛
  • نقشه ی راه آینده صرفا با ایستادن بر دوش گذشته و توجه به مقتضیات حال قابل ترسیم است؛

 عصر تفکر صنعتی، در آغاز از حوزه ی تأثیر گسترده ای برخوردار نبود، و بر سر راه خود موانعی می دید...؛ ولی این قدرت را نداشت که به نیازهای درونی انسان پاسخ دهد و خاطره ی جمعی و بافت اجتماعی را به حاشیه براند. هرچند فرهنگ و سنت در یک میدان پر هیجان و متشنج رودر روی تفکر صنعتی قرار گرفته بودند اما در عین حال این دو مبنایِ فکریِ متفاوت و در حال جدال؛ همچنان در کنار یکدیگر نیز قرار داشتند.

در قرن نوزده تکنولوژی باعث تولید انبوه، سهولت حمل و نقل و بهبود سیستم ارتباطات شد؛ و افزایش درآمدهای قابل تصرف را امکان پذیر ساخت؛ ولی در همین زمان به دلیل نگرانی از سقوط معنوی و تنزل روحی؛ مقاومت هایی نیز شکل گرفت؛ اعتقاد به ماشین بزرگ ترین خطر برای بشریت تلقی شد و این باور به وجود آمد که کارخانجاتِ سیاهِ شیطانی روح انسان را از او می رباید.

بارزترین رویارویی سنت و فرهنگ با تفکر تکنیکی و « نه » گفتن به آن! جریانی افراطی موسوم به « لودیت ها» بود که  به دلایلی از جمله:

  •  بی اعتمادی و ترس از رابطه ی تکنولوژی نوپا و  سرمایه داری؛
  • رواج بافندگی مکانیزه در مناطق صنعتی و فاصله گرفتن از زندگی سنتی؛

 کشمکش هایی را بر انگیختند و جنبشِ ماشین شکنیِ وسیعی در مناطق روستایی در انگلیس به راه انداختند.

  تکنولوژی در حال فربه شدن و برخورداری از قدرت بیشتر بود اما سنت و فرهنگ نیز حضور داشتند و از نفوذ و تحرک خاص خود بهره مند بودند؛ در ابتدا « نگرش تحسین آمیز و اعجاب انگیز به یک کارگاهِ ریسندگیِ مکانیکی و تولیدات آن؛ دلیلی برای دور انداختن و کنار گذاشتن سنت ها و آداب اجتماعی نبود.» و به تدریج باعث جریاناتی شد که زمام امور را از دست انسان خارج ساخت.

این امری منطقی است که تفکر و نگاه انسان تحت تأثیر اختراعات قرار گیرد؛ در نگاهی تاریخی:

  •  اختراع دستگاه شخم زنی؛ نگاه کشاورز را به زمین تغییر داد؛
  • اختراع رکاب؛ نظامِ سوارکاران جنگجو را شکل داد؛
  • اختراع بمب اتم؛ معنای جنگ و ضوابط اخلاقی وا بسته به آن معنا را دگرگون ساخت؛

 در اوایل پیدایش علم مدرن هنوز واژه ی تکنیک کاربرد زیادی نداشت؛ اما امروزه انگار ابزارها و نوآوری های پرشتاب تکنیکی در نظر دارند اخلاق و ادب و احکام و حریم و حیا و...؛ را تسلیمِ امیالِ آن نمایند و هر گونه تلاش برای مصون ماندن نمادها و ارزش های یک جامعه ی مبتنی بر فرهنگ دینی را یک نوع ساده انگاری و بیهوده القاء کنند.

اکنون فناوری دیجیتال تبدیل به یک عامل مهم گسست نسلی و از خودبیگانگیِ اضطراب آور و مضر به حال بشریت شده است...

راهکار کاربردی؛ نزد سیستم آموزشی - پژوهشیِ خلاق و تحقیقات پیمایشی؛ یعنی منابعِ اصلیِ اندیشه ی نوین است. چنانچه دانش مبنای امور قرار گیرد؛ به تدریج استدلال تخصصی و منطقی بر اذهان و اندیشه ها رسوخ خواهدکرد و مانعی جدی علیه رفتارهای سلیقه ای و دلبخواهانه خواهد شد.

 البته برای  هم سازی و هماهنگی جهان اجتماعی (جامعه و فرهنگ) با نوآوری های تکنیکی، عوامل متعددی دخالت دارند؛ ازجمله دور اندیشی و تدبیر و تکیه بر ظرفیت های فرهنگی و سنتی، که می توان با تکیه بر آنها برمخاطرات سونامیِ رویه ی تاریک تکنولوژی غلبه نمود.

نتیجه گیری:

هوش و خرد اجتماعی را باید با مسائل فرهنگی و اقتصادی هماهنگ کرد. از حیث نظری، ایجاد نیازهای کاذبِ حاصل از خصلتِ آموزه ای پسوند ایسم ism در دیجیتالیسم نو آوری های دانش الکترونیک را به یک کلاف سردرگم تبدل کرده است.

آدمی همواره خواستار منافع و رفع نیاز های خود می باشد؛ اما اکنون داستانِ رویکرد نسل وب به فضای مجازی، روایتِ گذار از باور ها و ارزش های ریشه دار در سنت و فرهنگ  است...

 اگر افلاطون و شاگردش ارسطو، به دست آوردهای مکانیکی به چشم حقارت می نگریستند؛ و نگرانِ  قدرتِ روان انسان در بهره مندی از اختراعات نادر بودند؛ و داوینچی طرح خود برای ساخت زیر دریایی را مخفی نگاه می داشت زیرا فکر می کرد. شاید این وسیله، موجبات رضای خدا را فراهم نکند؛ اما امروز برخی نوآوری های زیانبار در کلبه ی الکترونیک نه تنها روانکاه شده اند؛ بلکه عَلَمِ رد خدا ( خدا ناباوری  Atheism) را برافراشته و با نادانی بر طبل جنگ « علیه کتابِ مقدس » می کوبند!

 نگاهی عمیق به تمدن تکنولوژی! نشان می دهد که این قصه سر دراز دارد؛ مگر می شود از شنیدن داستان پرغصه و تلخِ سفر به این شهر فرنگ، که تنوع سبک زندگی و انعکاس عناصر آن در حکایت هایی واقع نما ذهنیت نوجوانان و جوانان را در انحصار خود درآورده! دچار نگرانی و پریشانی نشد؟

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد

که رحمت  برآن تربت پاک باد:

چو ضحاک شد برجهان شهریار

بر او سالیان انجمن شد هزار

سراسر زمانه بدو گشت باز

برآمد بر این روزگار دراز

هنر خوار شد جادوی ارجمند

نهان راستی آشکارا گزند

شده بر بدی دست دیوان دراز

به نیکی نرفتی سخن جز به راز

 هرچند انقلاب صنعتی قرن نوزده نوید بخش مرحله ای از رفاه و رستگاری مادی شد اما چنان که نیل پستمن خاطر نشان کرده « زمانی که ماشین؛ خدا ی اصلی و حقیقی [ انسان غربی] شد، دیگر او حاضر نبود اصل و اساس زندگی و حیات این جهانی خود را با حیاتی که مملو از ترس از خدا بود معاوضه کند؛ جهان غرب به یک جامعه ی فن سالار بدل یافته بود که راه بازگشت به دوران قبل وجود نداشت. (تکنوپولی، تسلیم فرهنگ به تکنولوژی، ص71) »

  هرچند محدود نگری و ناتوانی از درک دگرگونی زمانه فرجا مِ حذفِ فیزیکی را به لودیت ها تحمیل کرد، اما این اندیشه از بین نرفت و نام« نئولودیسم » را برای اطلاق به کسانی که به جای درس گرفتن از تجربه ی تاریخی و اندیشه در چاره جویی؛ نا امیدانه آب در هاون مخالفت می کوبند فراهم کرد!...

 و برای افرادی که با « سوراخ دعا را گم کردن » مانند اسب عصاری یک جانبه نگر هستند؛ و با ندیدن توأمان تأثیرات مثبت و منفیِ انقلابِ دیجیتا ل؛ و به قول اریک بارکر: ابر قدرتِ قرنِ 21 ، به یادگار گذاشت.

 سخن آخر:

 در سالیان اخیر، شکلی از مرامِ ماشین شکنی و فن هراسی و شورش علیه آینده؛ در قضیه ی موسوم به آنا بومبر Unabomber مشاهده شد که  بمثابه ی باوری حاشیه ای و ضدتکنولوژیک، بدنامی را برای ذوب شدگان در صلاحیت های دنیای تکنیک محور بدنبال داشت.

| دکتر سید مهدی حسینی

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
سلام
ای مسئولان بنیاد شهید لطفا از خواب بیدار شوید و از جانبازان حمایت کنید.
چرا گزارش و اقدامی برای علت ندادن یارانه به همه جانبازان کشور تعلق نگرفته و باید بگیرند نمیکنید. چرا به قاضی زاده هاشمی نمیگویید از بنیاد شهید نامه ای به رئیس جمهور و وزارت تعاون و سازمان هدفمندی یارانه ها با ذکر لیست اسامی تمامی جانبازان عزیز با هر درصدی بزند تا واریز کنند. یعنی بفرمائید یک جانباز که این همه برا نظام و انقلاب و دفاع از کشور زحمت کشیده یارانه و کمک معیشت نگیرد پس چه کسی باید بگیرد؟. از این قشر واجب تر داریم؟ ممنون
برادر ارجمند جناب آقای دکتر سید مهدی حسینی عزیز سلام وارادتم را پذیراباشید دلم براتون تنگ شده بود خواستم عرض ارادت ودست مریزادی بر قلم زدنهای بامصما وپرمغذتان داشته باشم باشد که انشاالله باتنی سالم در راهی که پیش گرفته اید موفق ومعید باشید ومن االله التوفیق .مخلص شما ناصر
با نام و یاد خدا
سلام عزیز دل برار
از لطف و محبتتون بینهایت سپاسگزارم ؛
حقیقتا آدم از داشتن دوستان با صفا و مهربان و دل پاکی مثل حضرتعالی بخودش افتخار میکنه؛ از اینکه وقت میگذاری و نوشته ها رو می خونی بسیار ممنوم؛ و تمنا می کنم به عنوان هدیه به اینجانب نوشته ها ی پر از نقص رو نقد بیرحمانه نمایید ؛ اگه کار بدست خود دوستان به اصطلاح چکش کاری و نقد بشه خیلی بهتره؛ کدام آینه صادقانه تر و شفاف تر از خود شما و سایر دوستان عزیزم میتونه نقص کارها رو پیش چشم قرار بده، توفیق و سربلندی و عزت دنیا و آخرت را از ذات اقدس الهی براتون آرزومندم
آقا سید مهدی عزیز سلام زین یار دلنوازم شکریست باشکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت سید جان قلب به قلب راه داره حال که خود فرمودید با عرض پوزش عارضم که نوشته هایتان همه پر مغذ وبا محتواست که جای هیچ نقدی ندارد ولی با توجه به دنبال کنندگان سایت عزیز فاش درصورت امکان با آن قلم توانا وقدرتمند میتوانید اندکی سبک ودرمورد راه حل مشکلات جامعه هدف بازبان خود بچه ها قلم فرسائ نمائید که در اول اشنائیمان بازبان الکنم خدمتان عرض کردم چون فعلا گوش شنوائی باتوجه به همت و تلاش شبانه روزی عزیز دلمان حاج علیرضای عزیز بانبود قلم زن توانا همچون شما عزیز بزرگوار مبنی بر ارائه راهکار برامسعولین درخصوص حل مشگل جامعه هدف میتوانید بهتر ازهر کسی درخصوص گشودن گره های کور راهنما باشید تا گوش شنوائی پیدا شود انشاالله چون خودتان از این جنس هستید و بیان زیبایتان چون از دل بر میاد بر دل هم قائدتآ می نشیند حتما مشکلی از مشکلات هرچند محدود باشد برداشته بشه بسیار ارزشمند و قابل تقدیر میباشد بزرگوار حرف های حقیررامبنی بر زبان درازی وفضولی نپندارید چون واقعآ دقددقه این خانواده فقط بادستان توانمندو افرادی همچون شما قابل حله پس بسم الله
حاج علی رضای عزیز بزرگوار سلام شما که کمر همت درخدمت به جامعه هدف بسته اید ادامه راه پدر دوست وراهنمای راه آن عزیز همیشه جاودان می باشید پس نگذارید این پیش کسوتان که عمر .جوانی . وهستی خود راوقف نظام مقدس نموده اند . این دلیر مردان دیروز و حبیبان امروز اینگونه به خواهش وتمنا بیفتند عزیز دلاورم مسعولیت بزرگی به دوش گرفته ای پس صدای این شیر بچه های که امروز اکثرآ در۵۵ و۶۰ سالگی هستند باش مصلحت اندیشی فعلا جایز نیست اگر گوش شنوائی بود و مشکلات درمانی ومعیشتی این عزیزان راحل کرده بودند او هرگز مرام ومردانگیش اجازه نمی داد به خودش بقبولاند که به اجانبه متوسل شود شما اگر بلند گو بدست بگیرید وبروید بر سر سرورارجمندم که ان شاالله هر چه سریعتر مسعله جامعه را حل و فصل نماید داد میزدید بهتر از این بود که جانبازی که آبروداری تا حالا بیشه کرده با رسانه های که هدفشان معلوم است درد ودل کند
شما داد بزنید تا امام ویاران واقعی که در خدمت نظامند بشنوند و علت را جویا شوند ودنبال راه حل باشند که ازاین وقایع شوم تکرار نشود چون دشمن می داند یار چهل ساله هیچوقت به عزیزش بی مهری نمی کند بخاطر همین دنبال تفرقه است ازمنافق کم ضربه ندیدیم وعدولکم ما استطعتم بالقوه
با نام و یاد خدا
با اهدا شایسته ترین سلام و احترام به آقا ناصر ؛ عزیز دل برادر و پوزش از تاخیر در پاسخ
۱. همانطور که ملاحظه می فرمایید خط سیر مطالب اغلب منطبق با رشته ی تحصیلی ( اندیشه ی سیاسی) و با هدف ایجاد چشم اندازی پژوهشی بویژه برای دوستان دانشجو و جوانتر علاقه مندان به مباحث سیاسی است با تآکید بر امر دیجیتال و فضای مجازی ...
۲. درست می فرمایید ؛ طرح مشکلات جامعه ی هدف ضرورتا یکی از بالاترین اولولیت های هر نوسته باید باشد،ولی به نظر میرسد :
اولا : برخی از مسایل و مشکلات جامعه ی هدف به هیچ رو قابل باز نشر نیست ؛
ثانیا : مشکلاتی را که میشه گفت تا حالا گفته شده؛ هرچند متاسفانه در بسیاری از موارد گوش شنوایی پیدا نکرده ...
ثالثا: به هیچ روی نباید جامعه ی هدف مشکل حل شدنی داشته باشد ! درست است که برخی از مشکلات مربوط به آسیب های جسمانی و جانبازی حقیقتا راه حلی ندارند، و جامعه ی هدف هم عزت مندانه و صبورانه تحمل می کنند و امید به پاداش الهی دارند ...
اما بسیاری از مشکلات حل شدنی وجود دارند که متاسفانه بدلیل پیچ و خم اداری و صد البته بی تدبیری برخی از متولیان امور ایجاد شده ؛ و بارها با صدای بلند فریاد شده اند ولی دریغ از یک احساس مسولیت و اراده ی رفع مشکل!
رابعا: گذر زمان و تحلیل جسم ؛ تآثیری معنادار بر حیات زیسته ی جامعه ی هدف یعنی رنجکشان خصوصی مصیبت عمومی جنگ ؛ تحمیل می کند؛ موضوع هنگامی بیش از پیش آزاردهنده می شود که خانواده های این عزیزان نیز به ناحق از این رنجکشی نه تنها بی نصیب نمی مانند بلکه متآسفانه بیشترین بار سنگین این رنجکشی خصوصی؛ بر روی دوش نحیف این خانواده های صبور و ارجمند قرار می گیرد و هیچ کسی هم نه می بیند و نه می تواند بفهمد ...
بهر حال از بازخورد شما دوست عزیز و بزرگوار بسیار ممنونم.
التماس دعا
با سپاس از سایت وزین فاش نیوز
جناب آقای دکتر حسینی عزیز سلام وارادت خدمت شما سرور گرامی ما شیره حرفهای شما راباجان دل می‌کشیم بله حق با شماست استاد باید در حوزه تخصصی خود تکلم نماید ولی متآسفانه عزیزانمان درد های دیگر امانشان را بریده من میبینیم درمیان کلمات با مصمایتان گریزی نیز به به مشکلات میزنید ولی افسوس دپرس بچه ها باعث شده فقط به دادخواهی روی آورند حقیر دنبال کننده روشنگری هایتان هستم انشالله روزی برسد بچه ها از مشکلات خلاصی یافته دنبال رو حقایق ناگفته جنابعالی باشند به هر حال من خوشحالم دوست وعزیزو باصفا همچون شما رادارم انشآءالله روزی رود رو در خدمت باشیم التماس دعای ویژه ازشما دارم مخلص همیشگی ناصر
با نام ویاد خدا
سلام و درود بر آقا ناصر؛ عزیز دل برادر
شما بزرگوارید
۱. آره دوست عزیز و بزرگوارم؛ افسوس و صد افسوس که دو ستان ما که با غیرت ترین و ارزشمندترزن افراد این جامعه هستند در مواردی دپرس شده اند؛ مخصوصا دوستان اعصاب و روان که حتی شنیدن مشکلاتشان دل شیر می خواهد ؛ به راستی که رنج آنها و خانواده های بزرگوارشان و سایر دوستان ( بصیر؛ قطع عضو و قطع نخاعی بویژه گردنی ها؛ شیمیاییها و ...) با تدبیر و برنامه ریزی درست از سوی متولیان امور حل شدنیه؛
۲.بعد از گذشت بیش از سه دهه از حماسه ی دفاع مقدس هنوز دانشکده های علوم اجتماعی و ... تحقیقی پیمایشی مبتنی بر اعداد و ارقام وداده های علمی قابل اعتنا؛ ازآثار جنگ بر حیات زیسته ی بازماندگان صورت نگرفته، میدونی چرا؟ بله بهانه ی بودجه و عدم فهم از ضرورت این امر و ...
۳.توی این دوره بسیاری از خانواده های به قول معروف از ما بهترون! حتی اگه یه برنامه ی ناراحت کننده و روح آزار از شبکه ای مجازی یا تلویزیون ببینند فوری نوبت مشاوره می گیرن و میرن به قول خودشون بازسازی روانی میشن؛ حالا شما ببنید خانواده های گرانقدر و صبور دوستان جانباز که لحظه به لحظه بامشکلات آنها زندگی می کنن چکار میتوانند بکنند؟
شعر مرحوم ابوالفضل سپهر رو که یادتونه ...
۴.خدارو خوش نمیاد از تداوم مشکلات قابل حل! ما مسلمانیم و به حساب و کتاب و روز قیامت باور داریم...
۵. جمهوری اسلامی ایران به هیچ رو کشور فقیری نیست! مرام و منش ایرانی نیز هنوز کاملا به محاق نرفته، اتفاقا هنوز صدای شلیک گلوله از هرجای جهان داره گوش می رسه؛ باوربفرمایید برای نسل جدید نوع رسیدگی و زندگی خانواده ی نجیب و بزرگ ایثار گری مهمترین معیار قضاوت برای تهدید های امروز و فرداست ...
۵. البته شما و همه ی دوستان عزیز که از همه بهتر می دونید ؛ اونهایی که باید بدونن و بشنوند و چاره جویی کنن یا سرشون رو مثل کبک زیر برف کرده اند و یا گوششون مشکل شنوایی داره و چشمشون نزدیک بینه!
به هرحال گاهی چه زود دیر می شود، برخی از متولیان امور واقعا بیرحمانه آگاهانه یا از روی نادانی بی تدبیری و فرصت سوزی کردند ولی بقول معروف جلوی ضرر را هر وقت بگیری استفاده است ...
۶.به نظر میرسه اکنون آخرین فرصت برای چاره جویی و رفع مشکلات و حتی دغدغه ی معاش! برای بسیاری از دوستان در جامعه ی هدف است ...
۷. بی تردیدهرگونه کوتاهی متولیان امور را از چشم جامعه خواهد انداخت ، هرچند ممکنه برخی پوستها خیلی ضخیمتر از این حرفهاشده باشه

با پوزش از تصدیع اوقات
ایام بکام و به امید دیدار
سلام و درود خدا بر دوستان فاش نیوز که امکان تبادل اندیشه را فراهم نموده اند
سرور ارجمندم جناب دکتر حسینی عزیز سلام وارادتم را پذیرا باشید همین چند سطری که بیان فرمودید اگه به قول شما سرور ارجمند گوش شنوا چشم بینا احساس درد ووجدان شرافتمندانه داشته باشه و این بیانات را نخونه فقط نگاه گذرا بهش داشته باشه و بهش عمل نکنه حیفه اسم انسان را روش گذاشت بلکه شیطانیست که برای بدر کردن این قسمت ازجامعه آمده است چون خوب میداند ضربه را از کجا وارد کنه تا متلاشی بشه ... قلم روانتان پایدار جهت مداوای دلهای کور ووجدانهای خفته آمین
بانام و یاد خدا
سلام و درود بر آقا ناصر عزیزم
مهرتان را سپاس و خدا نگه دارتان
التماس دعای بیش از پیش
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردبنر بیمه دیکتابهای منتشر شده انتشارات فتح الفتوحصندوق همیاریتزریق ژل و بوتاکسفتح الفتوح ناشر دفاع مقدسخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیبا خرید این کتاب نیروهای جهان را بیشتر بشناسیدlogo-samandehi