شناسه خبر : 91207
یکشنبه 12 تير 1401 , 11:25
اشتراک گذاری در :
عکس روز

آرامش و صلابت مادر شهید

 
 مادرم داشت قرآن می‌خواند و اشک چشمش را پاک می‌کرد. معمول بود برای گفتن خبر شهادت فرزندی به خانواده‌اش اول می‌گفتند مجروح شده و بعد اینکه‌، حالش خوب نیست و دست آخر خبر شهادت را می‌دادند. من هم خیلی ناشیانه گفتم: «مادرجان جعفر یک زخم جزئی برداشته و بردنش بیمارستان.» مادر چشم به چشمان من دوخت و گفت: «جعفر شهید شده.» با عصبانیّت گفتم: «کی گفته؟» با آرامش جواب داد: «قرآن» و ادامه داد: «امروز که رادیو خبر حمله را در جبهه‌ها داد، قرآن را باز کردم، این آیه آمد.» و آیه را با صدای بلند خواند: «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ أَمواتاً... خدا گفته که او شهید شده اما تو می‌خواهی کتمان کنی؟!» ایمان و صلابت مادر به من آرامش داد. آرام شدم، اما نمی‌توانستم به مادر بگویم فرزند تو پیکر ندارد.
به نقل از کتاب «وقتی مهتاب گم شد» 
خاطرات علی خوش‌لفظ، چاپ سوم، صفحات 642 و 643

 

منبع: کیهان
تلگرام
اینستاگرام
توییتر
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردبنر بیمه دیکتابهای منتشر شده انتشارات فتح الفتوحصندوق همیاریتزریق ژل و بوتاکسفتح الفتوح ناشر دفاع مقدسخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیبا خرید این کتاب نیروهای جهان را بیشتر بشناسیدlogo-samandehi