شناسه خبر : 92169
سه شنبه 18 مرداد 1401 , 17:30
اشتراک گذاری در :
عکس روز

در بیمارستان اعصاب و روان شهریار چه خبر است؟!

با توجه به گزارش ها و اطلاعاتی که درباره مظلومیت و وضعیت زیستی جانبازان اعصاب و روان جسته گریخته شنیده می شود و ناتوانی این قشر در مراقبت از خود و خانواده هایشان و همچنین مشکلات غیرقابل تصوری که خانواده این شوریدگان خدایی با آن دست به گریبانند، فاش نیوز قصد دارد...

 فاش نیوز - جانباز ۷۰ درصد اعصاب و روان را در بیمارستان میلاد شهریار سوار آمبولانس کردند و به ساسان بردند و در اورژانس رها و فرار کردند.

پدرم جانباز 70درصد اعصاب و روان است و حول و حوش 20 تا 30سال است که در مجموعه نیایش بستری است. اما اتفاق زمانی افتاد که برج 9 یا 10 سال گذشته وقتی که پدرم را به مرخصی آوردیم دیدیم که روی بدنش و بازوهایش آثار کبودی است. وقتی از او علت را سوال کردیم که اینها برای چیست، گفت مال وقتی است که پرستارهای مجموعه نیایش او را کتک زده اند.

مادرم هم وقتی به مجموعه نیایش زنگ زد، پرستار با لحن بدی برخورد و گوشی را قطع کرده بود؛ که صدای ضبط شده آن هنوز هم هست. بعد از این اتفاق ما پدرم را به پزشکی قانونی بردیم و مراجع قضایی هم موضوع را تائید کردند که ایشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

اما شکایت را بخاطر بنیاد متوقف کردیم. تا برج 10 یا 11 پارسال بود که مجددا پدرم را آوردیم مرخصی و دیدیم که حالش خیلی بد است و نمی شود او را نگه داشت؛ چرا که از لحاظ روحی واقعا بهم ریخته بود.

او را به مجموعه نیایش انتقال دادیم و مجموعه نیایش هم مثل اینکه دو سه روز بعد پدر مرا به میلاد شهریار منتقل کرده بودند. مجموعه میلاد شهریار با توجه به آزمایش هایی که انجام داده بودند و پدرم حالش خیلی بد بود - دو ماه پیش آزمایش ها و سی تی اسکن انحام می دهند و متوجه می شوند که ناخن‌گیری در معده اش هست. بعد ماه گذشته با ما تماس گرفتند که پدرتان این را خورده است. ما هم با بچه های بقیةالله هماهنگ کردیم و او را بردیم آنجا تا عمل کنند.

عمل که انجام شد دکتر عباسپور و دکتر عربی و دکتر حقیقی و آقای دکتر قاضی زاده در جریان بودند که حتی دکتر حقیقی گقتند که عکس ها و سی تی اسکن و مستندات را برای ایشان(دکتر قاضی زاده) ارسال کنیم.

دکتر حقیقی گفتند که یک دست‌نوشته ای بنویسید تا ما این قضیه را پیگیر شویم. ما این روند درمان را در بقیةالله انجام دادیم و پدرم به مدت یک هفته در بقیةالله بستری بود اما روز آخر گفتند که باید مرخص شود. به دکتر عباسپور گفتم مثل اینکه پدرم باید مرخص شود و برگردد مجموعه میلاد شهریار؛ الان باید چه کار کنیم؟ گفتند که ببریدش مجموعه میلاد شهریار.

در مجموعه میلاد شهریار که پزشکش خواهر شهید متوسلیان و پزشک اعصاب و روان است و رییس مجموعه آقای آیینی است، پزشک آنجا گفت چون پدرت بخیه دارد نمی شود اینجا نگهش داشت. دکتر عباسپور هم گفت ما می بریم بیمارستان جنرال و کارهایش را انجام می دهیم و بخیه اش را می کشیم و دوباره او را می آوریم.

ایشان را بردیم بیمارستان شهید مصطفی خمینی بستری کردیم. تا دیروز که کارهای درمانش انجام شد و بخیه هایش را کشیدند، ما ایشان را حوالی ظهر به مجموعه میلاد شهریار بردیم - که البته قبل از آن دکتر عباسی و دکتر عربی با آقای آیینی، رییس مجموعه هماهنگی کرده بودند.

دکتر عباسپور صحبت کرده بود که این جانباز باید در آن مجموعه بستری شود، اما رئیس مجموعه (دکتر آئینی) گفت که "دکتر عباسپور فقط به ما زور می گوید و کاره ای نیست که به من دستور می دهد". می گوید آقای دکترعباسپور و آقای عربی اگر خیلی زرنگ هستند به من بودجه بدهند. حتی ماه قبل که من به این مجموعه رفته بودم تا به پدرم سر بزنم در بخش سالن ملاقات یک مجموعه با وضعیت خیلی افتضاحی بود و حتی نیمکت برای نشستن هم نداشتند و من دو دست مبل برای آن مجموعه خریدم و در آنجا گذاشتم که خود رئیس مجموعه گفت که آقای قاضی زاده آمده بود و قول الکی داده بود که مجموعه (زمین) پشت را برای شما می سازیم. حتی 20 یا 30 آمبولانس صفر تویوتا آن پشت آورده بودند. آنها را به ما نشان داد که اینها را آقای عربی خریده است و اینجا انبار کرده است.

 دیروز که پدرم را از بیمارستان مصطفی خمینی مرخص کردیم و به بیمارستان میلاد شهریار بردیم تا بستری کنیم - دکتر عباسپور با رییس مجموعه صحبت کرده بود تا (پدرم) بستری شود- دکتر عباسپور به من گفت که پدر شما را باید اینجا بستری کنیم و با آقای آیینی هم صحبت کرده ام.

آقای آئینی دوباره (موضوع) را به پزشکی در همین مجموعه ارجاع داد که حضور نداشت. خانم دکتر متوسلیان دیروز در مجموعه نبود. تلفنی با خانم دکتر صحبت کردم. گفت نمی توانیم پدرت را بستری کنیم؛ چون نمی تواند روی پای خودش بایستد. بنابراین شرایط پذیرش در بیمارستان اعصاب و روان را ندارد.

من گفتم چون دکتر عباسپور به شما دستور داده است، من کاره ای نیستم و دکتر عباسپور گفته که باید پدرم را بستری کنید و به شما هم این موضوع را هم گفته است. آقای آئینی گفت که اینها فقط زور می گویند. فقط تنها کاری که من می توانم انجام بدهم این است که از طریق مراجع قضایی و قاضی کشیک دستور بگیرم که پدرت را در جایی دیگر بستری کنند.

گفتم من نمی دانم؛ هر کاری که می خواهید خودتان انجام بدهید، انجام بدهید و در حوزه اختیارات من نیست. چون دکتر عباسپور به شما دستور داده؛ می خواهید گوش کنید، می خواهید گوش نکنید.

ساعت یک شب بچه های 110 به مجموعه آمدند که من حتی به آنها گفتم که شما چه کاره هستید که می خواهید برای یک جانباز 70درصد تعیین تکلیف کنید؟ مگر شما پزشک هستید؟ آنها هم یک چیز صوری با زد و بند برای خودشان نوشتند. من هم موضوع را به آقای مرتضوی، مدیر کل بنیاد شهید استان های تهران گفتم و آقای عباسپور گفت برو خانه.

من در بیمارستان یک نفر همراه با پدرم گذاشته بودم. حوالی ساعت دو و نیم سه شب پدرم را سوار آمبولانس می کنند و به بیمارستان ساسان برده و او را با برانکارد در اورژانس رها کرده و فرار می کنند. مجموعه آنجا به مسئول حراست اطلاع می دهند که آقا اینها آمده اند و این کار را کرده اند! وقتی با آنها تماس می گیرند که حداقل بیایید برانکاردتان را ببرید! می گویند ما دیگر کاری نداریم و ایشان (پدرم) مریض ما نبوده است.

جریان این طور بوده است و حالا مانده ایم با این مجموعه (میلاد شهریار) چه کار کنیم که حداقل وقتی با یک جانباز اعصاب و روان این طور برخورد می کنند، باید چه تدبیری اتخاذ شود. چرا باید 110 و مراجع قضایی با یک جانباز 70درصد اعصاب و روان که شرایط حادی دارد اینگونه برخورد و درباره او تصمیم گیری کنند و جانباز را از این بیمارستان به آن بیمارستان آلاخون بالاخون کنند.

 

سخن آخر اینکه تا  ساعت 6 - 7 بعد از ظهر در بیمارستان ساسان بودم تا توانستم پدرم را در بخش 10 آنجا بستری کنم تا دو سه روز بعد مرخص شود. اما متاسفانه الان نمی دانم که باید چه کار کنم که حداقل بتوان یک تو دهنی به دهن رییس مجموعه میلاد شهریار زد؛ تا به جانبازان و ایثارگران این طور اهانت نکند.

****

گفتنی است با توجه به گزارش ها و اطلاعاتی که درباره مظلومیت و وضعیت زیستی جانبازان اعصاب و روان جسته گریخته شنیده می شود و ناتوانی این قشر در مراقبت از خود و خانواده هایشان و همچنین مشکلات غیرقابل تصوری که خانواده این شوریدگان خدایی با آن دست به گریبانند، فاش نیوز قصد دارد به منظور جلب توجه و انگیزش مسئولان و آگاهی مردم  سلسله گفت و گو ها و گزارش هایی را در این خصوص تهیه و منتشر کند.

از افراد مطلع و دلسوز و خیرخواه در این زمینه درخواست می شود اطلاعات موثق خود را با ما در میان بگذارند.

یاعلی   

محمد زارعی(فرزند جانباز)

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
خدایا هر کسی در هر پستی می خواهد به ايثارگران ظلم کند، به راه راست هدایت بفرما
واقعا" اینهایی که نوشته شده کذب محض هست . من چندین بار به بیمارستان میلاد شهریار مراجعه کردم و پدرم را بستری کردم جز خوبی چیزی ندیدم . خودم هم جزو کادر درمان یه بیمارستان دانشگاهی هستم . خوب اگر جانباز را بستری نکردند حتما دلیل پزشکی داره . توی این دوره و زمانه هم دکتر شدند! خوب حتما دلیلی داشته جانباز رو اعزام کردند. مگر بیمارستان تک تخصصی روان پزشکی میتونه همچین بیماری رو بستری کنه!؟؟؟
وای خدا ....
یعنی این نامردا اینکارا رو با یه جانباز ۷۰ درصد میکنند ؟؟
یه مرد تو این مملکت نیست که تو دهن اینا بزنه ؟؟؟؟؟؟!!!!
سلام به روح پاک شهدای اسلام هلدینگ شرکت متد که بیمارستان های روانپزشکی صدر ، نیایش ، میاد شهریار و ... ( بر اساس اطلاعات سایت شرکت متد ) زیر مجموعه خود دارد ، در طول سه سال گذشته به دلیل مدیریت ضعیف دکتر عربی ، عدم تسلط بر علم مدیریت ، مشغله فارغ التحصیلی باعث شده تا عنوان کار به دست معاونین و مدیران زیر دستش بیافتند و این افراد با سوء استفاده از این موقعیت به جای خدمت به جانبازان به فکر استخدام دوستان و آشنایان با تحصیلات و تخصص پایین و افزایش حقوق خود و آنها هستند .
من خودم پدرم اونجا بستری و از پرسنل اون مجموعه خیلی راضی هست و خودم بارها با اقای ائینی صحبت کردم فک نمیکنم این طور که شما نوشتید باشه به نظرم هر خبری را منتشر نکنید باید گریه کرد بخاطر اینکه یک فرزند نمیخواد پدرشو یک ماه نگه دارد تا شرایطش بهبود پیدا کنه متاسفم به حال اون فرزند
همه دکتر شدند؟! بیمار با این شرایط را چطوری میخواهی توی بیمارستان تک تخصصی اعصاب و روان بستری کنی ؟!
بله دقیقااین درسته که عدم تسلط برعلم مدیریت باعث بی مسئولیتی بیمارستان میلادشهریار شده شکی نیست واقعا وزیربهداشت بایدواقعا یک پروفسورباشه وهم مستقل دلسوزتاافراد دلسوز وبا سوادبرای روسای بیمارستان انتخاب نماید چطورجانبازی که اعصاب روان هست مواظبت نمی شودکسی که روانی هست بایدپرستاران وسوپروایزرها وحراست در مواظبت اینطور بیماران باشندودکترها باید دقت عمل داشته باشدکه متاسفانه درکشورافرادبیسوادهادرپست های کلیدی نشته اندواداره اموررا بدست گرفتندمخصوصابهداشت درمان وزارت اقتصاد وزارت علوووزارت آموزش پرورش چهار پست کلیدی کشور واقعا متاسفانه حیف جوانان مظلوم ما همه صادقانه ازجان مال و فرزندان وخانواده های خوددست کشیدندهشت سال جنگیدنداما عده ای نامردخدانشناس پشت پرده دارن به کشورخیانت میکنند
مگر برای ما رفتند جنگیدند ، برای خاک و ناموسشون رفتند ، حالا طلبکار ما شدید ؟
من هم خودم پرستار هستم هم پدرم جانباز هست.یه سر تشریف ببر بیمارستان روانپزشکی بعد بیا اینجا نطق بکن تو بیمارستان روانپزشکی به بیماری که نتونه راه بره نمیتونن خدمات ارائه کنند،هیچ پزشکی هم الان با بالا رفتن آمار شکایت ها مسولیت قبول نمی کنه.همین آقایی که اینجا یه تریلی ایراد گرفته چطور نتوانسته پدرش رو چند روز پیش خودش نگه داره.حتما هم داره حق پرستاری پدرش رو از بنیاد دریافت می‌کنه.مگه ادعا نکرده چیزیش نبوده و پزشک باید بستریش می‌کرده خوب چند روز میبردتش خونه نه اینکه با شلوغ کاری بخواد حرفش رو پیش ببره.من خودم چندبار همین بیمارستان میلاد شهریار پدرم رو بردم یادمه پارسال پونزدهم. ماه بود و پرسنلش انگار حقوق نگرفته بودند و همه کلافه ولی خدایش به جز احترام و راه اندازی کار ما من چیزی ندیدم.حتی سیستم بیمه قطع شده بود و چند نفر داشتند به متصدی پذیرش اعتراض می کردند و به نفر بهش توهین کرد ولی بنده خدا که یه خانم جوون بود فقط با احترام می‌گفت چشم بزارید سیستم وصل بشه

روزگار مرگ انسانيت است
سينه ي دنيا ز خوبي ها تهي است
صحبت از آزادگي، پاکي، مروت ابلهي است
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
واي! جنگل را بيابان مي کنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان مي کنند
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان مي کنند
صحبت از پژمردن يک برگ نيست ...
با سلام و عرض ادب . زمانی که بنیاد به جانبازان احترام نمیزاره چطور انتظار دارید سایر ارگان ها این کار رو انجام بدهند ‌. بنیادی که مشخص نیست این همه آدم اونجا برای چی دارند حقوق میگیرند ولی کاری و خدماتی به جانبازان ارائه نمیکنند.مگر می شود جانبازی با این حقوق ناچیز که تا دهم ماه هم کفاف زندگی را نمیدهد سر کند. آخر این پاداش پایان خدمت چه شد ؟؟؟؟
سلام، به نظر بنده باید طبق مقررات پیش رفت و حرف دکتر رو گوش بدیم اینکه به نظرمون یکی یه حرفی میزنم نباید قبول کنیم و حرف طرف مقابل رو هم بشنویم.
سلام من خودم جانبازم و دقیقاً دوماه این بیمارستان بستری بودم.این بیماری رو هم که این آقا بعنوان پسرش کلی اومده حرف زده من قشنگ یادمه که از وقتی وارد بیمارستان شد و سنا کلی بهش رسیدگی کردن و فهمیدن که انگار یه چیزایی رو خورده خودشون یادمه هماهنگی کرده بودند که بره یه جای مجهز که بستری بشه.بعد از پرستارا شنیدم که میگفتن پسرش یه سر نمیزنه بهش فقط داره حقوق باباش رو میخوره.در ضمن ریس اونجا دکتر آیینی خودش یه آدم جهادیه هر روز چند ساعت میاد و به درد و دل ما گوش میکرد.پرستاراش که با اینکه کم بودن فقط داشتند قربون صدقه ما میرفتن ،این آقا هم عین پسر من فقط دنبال پول کنه.
سلام.اولا که من با دیدن عکس ها تنها چیزی رو که میفهمم که خوب جانباز عزیز بدلیل مشکل اعصاب روان اقدام به قورت دادن اون اشیا کرده و با اون جراحی که تو عکس ها مشخصه به نظرم باید ایشون پدرش رو به یه بیمارستان مجهز میبرد نه یه بیمارستان روانپزشکی مثل میلاد شهریار.من بواسطه اینکه پدر و مادرم رو حدودا پنج شش سالی به بیمارستان میلاد شهریار میبرم با محیط اون جا آشنایی دارم.اردیبهشت سال گذشته برای ویزیت قلب پدر رو برده بودم اونجا.تو صف پذیرش متوجه شدم با اینکه وسط ماه بودبه علت تغییر ریاست پرسنل هنوز حقوق ماه قبل رو نگرفتند.تو همین وضعیت یه دفعه سیستم بیمه قطع شد و چند نفری که جانباز بودند شروع کردند به اعتراض پرسنل پذیرش فقط سعی کردند مردم رو آروم کنند.تو همون حال یه نفر که انگار مدیر پرستاراشون بود رسید و سعی کرد اوضاع رو آروم کنه از وسط ملت یه نفر چندتا توهین به اون بنده خدا کرد،که اگه کسایی که اینجا نظر گذاشتن جاش بودن خون به پا می کرد من و پدرم که نشسته بودیم و داشتیم نگاه می کردیم انتظار داشتیم حرفی بزنه در کمال تعجب دیدم که از همون توهین کننده معذرت خواست و بهش حق داد،جو به مرور آروم شد،اون مدیره با یه کارمند دیگه از کنار من و پدرم رد میشدم که برگردند اتاق خودشون که اون کارمنده گفت چرا چیزی بهش نگفتی که مدیره گفت جانبازه تو این اوضاع همه جوره تحت فشاره بنده خدا حالا دوتا فحش هم به من داد خدا کنه حداقل دلش یکم خنک شده باشه.اینو اینجا خواستم بگم که الکی دیگران رو قضاوت نکنید.بنده هر وقت اونجا مراجعه داشتم چیزی به جز احترام ندیدم.یاعلی
این جانبازان حق زیادی بر گردن این انقلاب و جامعه دارند اگر این جانبازان واین شهدا نبودند خدا میداند این ارامش درون جامعه را نداشتیم فداکاری این جانبازان را باید قدردانی کنیم و اون بیمارستان دارد به وضیفه اش عمل میکند و بیمار را باید به هر نحوی بود میبایست پذیرش کند به هر حال این جانباز سرافراز اگر مشکل اعصاب وروان نداشت که هیچ خانواده ای پدرشون وعزیزشون را رها نمیکند و خانواده که امکانات بیمارستانی ندارد و وای بر کسانی که بیمار را ندیده اند و نادانسته قضاوت میکنند قدر این جانبازان را باید دانست وقدمشون را باید روی چشمامون میزاشتیم حالا اگر اقا زاده بود واگر از این مسئولین بی کفایت بود که صد تا پزشک دور و برش بود خداوند بهمون رحم کند وبه خانواده این جانباز کمک کند
پرستاری که شب و روز بالا سر بیمار بوده و پزشکی که بهترین امکانات که در توان بیمارستان هست رو در اختیار جانباز قرار میده .واقعا شما فکر نمیکنید این بیمار جاش تو بیمارستان تک تخصصی نیست چرا فقط به فکر خودتون هستید حتی به فکر این جانباز عزیز نیستید که اگه بودید می فهمیدید که همه خادم جانبازان هستن ولی به حرف خودتون میگم که بیمار تو بیمارستان میلاد تشخیص دادن چیزی خورده و داخل شکم بیمار چیزی هست و حتما بهش رسیدگی شده .باید حرفهای مسولین بیمارستان رو هم شنید و یک طرفه به قاضی نرفت ،با توهین و افترا نمیشه کسی رو خراب کرد
وقتی فردی نه بزاساس شایستگی فقط با رابطه وپارتی و بدون سواد پزشکی و مدیریتی وبدون تجربه یک روزه بیمارستانی رییس بیمارستان شود چه توقعی میتوان داشت که به جانباران ظلم نشود
اقای قاضی زاده این هم از سایسته سالاری ....!!!
تو اون مجموعه هزار تا سومدیریت مالی و پزسکی غیره وجود داره کسی نیست پیگیری شود؟؟؟؟
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردبنر بیمه دیکتابهای منتشر شده انتشارات فتح الفتوحصندوق همیاریفتح الفتوح ناشر دفاع مقدسخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیبا خرید این کتاب نیروهای جهان را بیشتر بشناسیدlogo-samandehi