شناسه خبر : 93667
سه شنبه 12 مهر 1401 , 11:46
اشتراک گذاری در :
عکس روز
ادبیات ایثار و شهادت

شعارهای رکیک تجمع دانشجویان شریف لکه ننگ ساحت دانشگاه

تجمع دانشجویان دانشگاه شریف با شعارهای رکیک و الفاظ شنیعی همراه شد که بسیاری از دانشجویان و اساتید خود این دانشگاه نسبت به آن موضع‌گیری کردند. اساتید و دانشجویان معتقدند این افراد هیچ نسبتی با جریان دانشجویی ندارند.

شعارهای رکیک تجمع دانشجویان شریف لکه ننگ ساحت دانشگاه/ ریشه‌های این انحراف چیست؟

تجمع دانشجویان دانشگاه شریف دو شب پیش با حواشی زیادی همراه شد. در تجمع اعتراضی دانشجویان این دانشگاه شعارهای رکیکی شنیده شد که توسط معترضان به طور هماهنگ و مداوم فریاد زده شد. شعارها به قدری شنیع بود که حتی بسیاری از رسانه‌های ضدانقلاب نیز به صلاح خود ندیدند این شعارها را در خروجی‌ خود منتشر کنند. 

محمد رحیمی از فارغ‌التحصیلان این دانشگاه در رشته توییتی نوشت: ویدئوی فحاشی‌ رکیک در #دانشگاه_شریف را دیدید؟ من که دانشجوی این دانشگاه بودم واقعا از مردم که مالیات می‌دهند تا هزینه این هتاکان شود خجالت کشیدم تازه این‌ها ورژنِ "نخبگانیِ!" مخالفان جمهوری اسلامی هستند.

رحیمی در ادامه نوشت: این فاجعه و فحاشی‌های بی‌شرمانه و بی‌سابقه جمعی از دانشجویان هتاک در #دانشگاه_شریف (که سطح آن برای لمپن‌ترین مخالفین جمهوری اسلامی هم قفل است) زمانی اتفاق افتاد که هنوز هیچ مواجهه امنیتی و انتظامی چه بیرون دانشگاه و چه درون دانشگاه رخ نداده بود.

شعارها به قدر تند و زننده بود که حتی برخی اساتید این دانشگاه که نظراتشان به دانشجویان معترض نزدیک بود نیز به تندی نسبت به این اتفاقات واکنش نشان دادند. دکتر محمدباقر شمس‌الهی استاد برق دانشگاه شریف در یادداشتی با عنوان «یکشنبه_ننگین» علاوه بر مواضع گذشته خود نوشت: « هتاکی‌ها و فحاشی‌های رکیک ناموسی در تجمع بعد از ظهر معترضین در کنار درب جنوبی نیز لکه ننگی بر ساحت فرهنگ و اخلاق در دانشگاه ما است.»

وحید کریمی پور نیز دیگر استادی که پیشتر نظراتش با دانشجویان تجمع کننده قرابت داشت در مطلبی با عنوان « چگونه یک جنبش می‌تواند به انحطاط کشیده شود» نوشت: من  نمی‌فهمم که چگونه یک جوان تحصیل کرده می‌تواند در جنبشی که برای احترام به زنان آغاز شده،‌ کنار یک همکلاسی دختر بایستد و چنین زبانی را برای بیان خشم‌اش به کار ببرد. »

تربیت تک بعدی و انحطاط فرهنگی

سید محمد امین صبحدل از ادوار تشکل‌های دانشجویی این دانشگاه نیز در توضیح علت این اتفاق به خبرنگار فارس گفت: به نظر می رسد اتفاقات اخیر3 دلیل اساسی دارد؛ دلیل اول این است که گستردگی و گسترش بیش از حد شبکه‌های اجتماعی در فضای دانشجویی پارامترهای اخلاقی را کاملاً زیر سوال برده است و مجموعاً اثرات اخلاقی منفی گذاشته است. 

صبحدل همچنین زوال اساتید را دلیل دوم این اتفاقات دانست و گفت: اساتید ما در دانشگاه شریف در انزوا قرار گرفته‌اند و سعی می‌کنند بیشتر به مقالات خود بپردازتند و آن نقش مربی‌گری و تربیتی که یک استاد باید داشته باشد را ایفا نمی‌کنند. اساتید باید به میدان بیایند و تشکیل گفتمان بدهند اما روز به روز فاصله خودشان را از دانشجویان بیشتر می‌کنند.

این دانشجوی دانشگاه شریف با بیان اینکه کاهش برنامه‌های گفتمانی دلیل سوم این اتفاقات است، توضیح داد: در طی سال‌های گذشته مقام معظم رهبری به کرسی های آزاد اندیشی و بحث و مناظره تاکید دارند اما ما به آن سمت نرفتیم؛ یا اگر هم رفتیم صرفاً محدود به سلبریتی‌های فکری و افرادی که دنبال کننده زیادی دارند شده‌ایم. در صورتی که در دهه‌های 70 و 80 اوج مناظرات دانشجویی بوده است.

سید جواد حسینی جامعه شناس سیاسی و استاد دانشگاه در گفت وگو با خبرنگار فارس در واکنش به این ماجرا گفت: ما شاهد یک لمپنیسم در فضای اعتراضی هستیم. جریان دانشجویی یک جریان بسیار مهم و ریشه دار و میراث دار یک فرهنگ اعتراضی و انتقادی است. من بعید میدانم این افرادی که در دانشگاه شریف این کنش را از خودشان نشان دادند دانشجو بوده باشند یا نسبتی با جنبش‌ دانشجویی داشته باشند. 

حسینی در ادامه گفت: حقیقتا تاریخ جریان دانشجویی بعد از این اتفاقات وقیح به دو نیمه تقسیم می‌شود. واقعا ما نمی‌توانیم این رفتار را در فضای دانشجویی کشور تحمل بکنیم. تبدیل شعار به الفاظ رکیک در فرهنگ ایرانی و اسلامی یک افت جریانی بود.

ناامیدسازی رسانه‌های ضدانقلاب دلیل اصلی کنش هیجانی

این جامعه شناس سیاسی در توضیح علت این افت جریانی گفت: یکی از مهم‌ترین دلایل این لمپنیسم، تاثیر پذیری از رسانه‌هایی است که تلقی فضای دانشجویی کشور را نسبت به آینده کشور با مفهوم ناامیدی همراه کرده است. یعنی این رسانه‌ها دانشجوی دانشگاه شریف را که یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور است به نقطه ناامیدی می‌کشاند. این تلقی سبب می‌شود فرد در کنش سیاسی و رفتاری خود متوسل به یک هیجان گفتاری بشود که فکر می‌کنم میراث‌داران جریان دانشجویی این اتفاق را نپذیرند. من انتظار دارم به زودی یک واکنش و مرزبندی و برائت جستنی از این ماجرا اتفاق بیافتند چون واقعا در تاریخ جنبش دانشجویی این لکه ننگ اتفاق نیافتاده بود.

توصیه رهبرانقلاب به کرسی‌های آزاداندیشی و سیاسی بودن دانشجو

این در حالی است که موضع رسمی مقامات اصلی کشور بر ترویج و گسترش باب نقد و گفت‌وگو بوده است. 

رهبرانقلاب سال 1372 در مورد سیاسی بودن دانشگاه‌ها فرمودند: خدا لعنت کند آن دست‌هایی را که تلاش کرده‌اند و می‌کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند.

ایشان چند سال بعد در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌ این جمله خود را کمی بیشتر تشریح کردند و فرمودند: من سه، چهار سال قبل از این گفتم که دانشجویان بایستى سیاسى شوند؛ و بعد هم علیه کسانى که دانشگاه را از سیاست دور کردند، تعبیر تندى کردم. یک سال بعد از آن، یا همان وقتها، در یک اجتماع دانشجویى گفتم که اشتباه نکنید؛ من که مى‌گویم فعّالیت سیاسى، معنایش این نیست که فعالیت سیاسى حتماً باید علیه دولت، علیه مسؤولان و علیه نظام باشد. بعضى از بدخواهان، فعالیت سیاسى را این‌گونه تعبیر مى‌کنند. فکر مى‌کنند فعّالیت سیاسى، یعنى سیاسیکارى! این، یک نوع سیاسیکارى و یک نوع تقلّب است که آدم تصوّر کند فعّالیت سیاسى در دانشگاه، فقط با بدگفتن و با فحّاشى کردن و با اهانت کردن به این و آن حاصل مى‌شود؛ نه. فعّالیت سیاسى، براى پیدا شدن قدرت تحلیل در دانشجوست. این دانشجو اگر قدرت تحلیل سیاسى نداشته باشد، فریب مى‌خورد و فریب خوردن دانشجو، درد بزرگى است که تحمّلش خیلى سخت است. بالاخره اگر دانشجویان بخواهند قدرت تحلیل پیدا کنند، باید فعّالیت سیاسى بکنند؛ باید سیاست را بخوانند، بنویسند، بگویند، مذاکره و مباحثه کنند. تا این کار نشود، دانشجویان توانایى پیدا نمى‌کنند. عقیده من، هنوز هم همین است.(77/2/22)

رهبرانقلاب در سال 81 و سال 88 توصیه جدی بر تشکیل کرسی‌های آزاداندیشی کردند و بارها فرمودند شنیدن نظرات مخالف در دانشگاه‌ها باید با ساز و کار نقد علمی شکل بگیرد.

به نقل از فارس

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
واقعا که باعث تاسف است . اگر هر قدر عالم باشند و نخبه اما بویی از انسانیت وادب واخلاق نبرده باشند ، هیچ ارزشی ندارند، حیف از علمی که به برخی افراد یاد داده شود . حیف از بچه های محرومی که شاید باید جای آنها در دانشگاه ها بودند . وقتی برخی با کلی کلاس و پول و از طبقات مرفه .... به دانشگاه برسندو اخلاق صفر باشد به چه درد میخورد؟ علم همراه با تعهد و اخلاق کامل کننده هستند نه به تنهایی .
اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان دانشگاههای دولتی تهران و بخصوص صنعتی شریف و صنعتی امیرکبیر؛ را فارغ التحصیلان مدارس غیر انتفاعی گران قیمت و شرکت کنندگان در کلاسهای تقویتی و کنکور گران قیمت تشکیل میدهند لذا نمیشود همانند دهه 60 یا قبل از انقلاب آنها را نخبه(چون اساتید آنها نیز فقط با سواد هستند و فاقد علم) نامید و تجربه بکارگیری نمرات آول آنها در چند پروژه در دهه 80 این مطلب را آشکار کرد که گاها فارغ التحصیل دانشگاههای شهرستان؛ نوآوری بیشتری داشتند؛ دوم فرق علم با سواد هست این دو با هم فرق دارند سواد یعنی توانایی خواندن و نوشتن و حفظ کردن و دستور زبان و ادبیات یک زبان محاوره ای یا زبان علمی مانند سواد فارسی؛ سواد انگلیسی؛ سواد اقتصاد؛ سواد مدیریت؛ سواد فیزیک؛ سواد شیمی و....؛ لذا اینها فقط باسواد هستند و تعاریف و مسائل مدل(ساده سازی شده ) موجود در کتاب درسی را خوبی حفظ و حل میکنند بزبانی دیگر اقتصاد خوانده؛ فیزیک خوانده؛ ریاضی خوانده؛ و... هستند نه اقتصاد دان؛ فیزیکدان؛ و...؛ علم یعنی توانایی درک و فهم کامل و نوآوری و حل مشکل و کشف و درک عمق بیشتر از قوانین حاکم بر طبیعت و روابط فی مابین و بکارگیری آن ؛ و.... ؛ حسب نقشه استعمار در کشورهای جهان سوم تقریبا سواد یاد داده میشود نه علم چون علم موجب پیشرفت شگرف در زمینه مربوطه میشود و سواد موجب مصرف محض تولیدات آنها و افاده فروشی میگردد و... در برنامه های مناظره و گفتگو که در روزهای اخیر از سیما پخش شد دقیقا کم سوادی خیلی از اساتید شرکت کننده و بیان تعاریف کتب و تعصب به غرب علنی آشکار بود اساتیدی که نه چشم شان واقع بین بود(تحت تاثیر تعصب کورکورانه به جناح یا نظریه پراز غربی) و ه کوش شان شنوا؛ و فقط تحلیل های رسانه های معاند را با زبان دلسوز تکرار میکردند تا با سواد جلوه کنند؛ با این اساتید؛ اگر دانشجوی بسیجی حزب اللهی معمولی (با مطالعه کم در عقاید و دین و ..) وارد دانشگاه شود؛ و معاند و افاده فروش و «تحقیر گر داشته های و فرهنگ ایران و ایرانی» و «تشنه مهاجرت به خارج» و « کم کار و از زیر کار در رو» ؛ و.. فارغ التحصیل نشود؛ معجزه ای خ داده است
مسبوق به سابقه است که آمریکا و رژیم غاصب و... نخبگان دیگرکشورها وبخصوص ایران را جذب می‌کردند.
به ضرب اسکناس، التماس، در باغ سبز، تهدید و...
و اگرکسی مایل به همکاری نمیشد، حذف میشد!
درحال حاضربه این نتیجه رسیده اندکه نخبگان را ازطریق اغتشاشات و درنهایت فرارمغزها جذب کنند.
و این افرادنخبه ی بی مغز، خودشان التماس میکنندکه دشمن، جذبشان کند!
به همین راحتی!!!
دیگرنیازی نداردکه آمریکاالتماس کند.
حالا نخبگان به آمریکاالتماس می‌کنند!
بدون هیچ هزینه ای برای آمریکا،،، می‌روند و، چاکری و نوکری خودرا شروع می‌کنند!
خیانت به وطن، به همین سادگی!
از نفهم بودنشان استفاده و سوء استفاده می‌کنند.
دشمن هیچ هزینه ای نمی‌کند، بلکه ازاین باصطلاح نخبگان، هزینه هم می‌کیرد.
و...
البته یکی از عوامل عصبانیت سرسپردگان استعمار(معترض ساده و سالم کف خیابان مدنظر نیست) عدم تسلیت گفتن فوت ملکه انگلیس است و این بی احترامی از نظر و دید آنها تقاص دارد هر چند نشست موفق(به نفع ایران) سران شانگهای؛ و استقبال عجیب از راه پیمایی اربعین(که حتیدر مقاطعی آب خوردن هم کم آمد) بد جوری این سرسپردگان استعمار و صهیونیست را حرص داده بود و بدنبال آشوب یا ریختن خون جوان ایرانی بودند تا کمی از این فشار التیام یابند
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردبنر بیمه دیکتابهای منتشر شده انتشارات فتح الفتوحصندوق همیاریفتح الفتوح ناشر دفاع مقدسخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیبا خرید این کتاب نیروهای جهان را بیشتر بشناسیدlogo-samandehi