شناسه خبر : 95533
یکشنبه 29 آبان 1401 , 09:32
اشتراک گذاری در :
عکس روز

فهمْ لرزه؛ اندیشه در تکانه ها ی الکترونیک

آداب دانی در جامعه ی ایرانی؛ وسیله ای مورد اطمینان برای پیشگیری از بروز رخنه در روابط عاطفی است...

فاش نیوز- تحول دیجیتال در قلمرویی که درآن زیست سیاسی و دینی درهم آمیخته اند؛ علاوه بر دگرگونی بنیادین در شیوه ی کسب و کار و...؛ اقتضاعاتی منحصر به فرد نیز پدیدار کرد که تاکنون نا اندیشده باقی مانده است.

رویکرد به ساختار اجتماعی؛ و شیوه های رفتاریِ بخشی از نسل جدید و ازدحام درکلیسای گوگل! هرگونه تبیین ساده اندیشانه را با سر سختی به چالش می طلبد.

  مطلب دوم و پر اهمیت تر از مسئله ی فوق؛ این موضوع است که سیطره ی شبکه های اجتماعی، چشم اندازی از امکان دود شدن و به هوا رفتن هر ساختار اجتماعی پایدار را پیش روی این بخش از فرزندان ایران ترسیم کرده است....

بنا براین هرگونه توجه یا عدم توجه به اقتضاعات تحول دیجیتال؛ می تواند درک آنها را از صلاحیت ها و روح حکومت داری دینی از بیخ و بن تغییر دهد.

مفروض است:

نسل حاضر، ازحیث صورت بندی دانایی؛ بی وقفه در معرض تهدید تکانه های الکترونیک قرار دارد؛ درون مایه ی این مفروض، دو ملاحظه است:

  1. نظاره ی چهره ی اندود شده از واقعیت اجتماعی غرب در فضای مجازی؛
  2.  دسیسه ی اندیشکده های غربی برای ایجاد خدشه درنظریه ی ولایت فقیه؛

هرگونه پاسخ به چرایی "پاسداری از ساحل آرام سنت؛ در عصرتوفانی تحول دیجیتال" بر فهم و نگرش نوجوانان و جوانان نسبت به رابطه ی ساختاری موجود، تأثیر معنادار می گذارد!

 پیش از این:

" ایرانیان همواره سرمشق ها و الگو ها ی مورد نیاز را در تاریخ و فرهنگ خودی جستجو کرده اند نه در نزد بیگانگان"

 ولی اکنون برخی پیشداوری ها در فضای مجازی، نسبت به ترسیم نقشه ی راه از سوی رهبری سیاسی و عالِم اسلام؛ و رخت مذهب بر تن دولت !  موجب شده است تایک بخش از نسل نوظهور؛ این سرمشق و الگو را از بیگانه تمنا کند.  

فرضیه

الف: هزینه ی نجومیِ برپایی جشن و پایکوبیِ دایه های مهربانتر از مادر درآن وَرِآب! برای اغتشاش اخیر، از جیب مردم ایران پرداخت خواهد شد؛

ب:  تحول دیجیتال علاوه بر:

  • سست کردن مرزبندیِ حریم و حیا؛
  • قداست زدایی از اعتقادات و ارزش ها؛

جنبه های اندیشیده نشده ای دارد؛ که بر زندگی روزمره ی برخی از اقشار جامعه، تأثیر بنیادین خواهد گذاشت.

ج:  مهمترین خسران حاصل از بحران های دوره ای و « استمرار زیکزاک ایدئولوژیک»؛ زوال فرهنگ والا خواهد بود!

 

در ابتدا شایسته است یادآور شویم که به لحاظ تحلیلی عواملی از قبیل:

  • حذف ارتباط چهره به چهره!
  •  اتکای بخش مهمی از تلاش معاش به صفحه ی بی روحِ " وب "؛
  •  مشاهده ی رفتار نامناسب برخی از مدیران اجرایی در تعامل با ارباب رجوع؛
  • ...

برای بنگاه مغزشویی دیجیتال؛ فرصتی طلایی بود. دست یابی به اهداف برای مدیران این بنگاه به دو دلیل تسهیل شد:

  • عدم فهم مناسب از ماهیت و شیوه ی تأثیرگذاری و اقتضاعات  این تحول؛
  • فقدان تدبیر مناسب برای اجرای « قانون حذف کارِ کاغذی » و کوچ به فضای مجازی؛

در نتیجه؛ جهان اجتماعی (جامعه و فرهنگ) که با طنین روح افزا ی کلامِ فقیه شیعه بیدار شد و ریه های خود را از هوای جاودانه ای در صبح زیبای 22 بهمن57  پرکرد و برای روند عقلانیِ:

- سیاسی اندیشیدن؛

 - اقتصادی رفتارکردن؛

- اجتماع به سامان داشتن؛

-  با فرهنگ اسلامی زیستن؛

ساختاری اجتماعی ایجاد کرد که در آن « برای شخصیت انسانی ارزش های متعالی قائل شوند!»؛ در دومین دهه، ناگهان گرفتار توفان مجازی شد! این توفان هر روز سهمگین تر می شود.

از آنجاکه اندیشکده های سیاسی در امریکا عادت به « نگاهی تحقیر آمیز به تمدن اخلاقی دارند؛» چنین چارچوبی به مذاق آنها خوش نیامد و با تعمد در نافهمیِ معنای آن! در سرگردانی عمیقی گرفتار شدند!

از این رو اضلاع مثلث قدرت؛ که برای گسترش « بی دینی؛[یا] عامل اصلی هرج و مرج اجتماعی» طرح ها و برنامه ها داشتند و هزینه کرده بودند به تکاپو افتادند....

اما این ساختار؛ به سان سکه که دریک زمان مشخص ضرب می شود ولی از بین نمی رود و قرن ها به حیات خود ادامه می دهد؛ قادر است ازتوفان مجازی نیز البته به سختی! عبور کند.

حقیقت این است که ایرانیان یعنی وارثان ریشه دار ترین و کهن ترین  میراث فرهنگی و روشنفکرانه ی جهان؛ بهتر از آن چیزی هستند که رسانه های نوپدید دوست دارند به دنیا نشان دهند! 

به راستی؛ مردمی که در تاریخ تحول بشری نقشی بنیادین داشته اند دلیلی نمی بینند تا نسبت به پاسداری از سنت و پیشتازی در تحول در عصر دیجیتال، در توانایی های خود تردید کنند!

در این نوشتار، و باهدف ایجاد نوعی فهمْ لرزه ! می کوشیم تا بردو جنبه ی نا اندیشه شده ی تکانه های الکترونیک پرتویی بیافکنیم:

اول :

از جمله مسائلی که تحول دیجیتال به ویژه در زندگی روزمره ی اقشار خاص؛ بوجود آورد علاوه بر معضل (دارو و درمان و نسخه و...؛)  مسئله ی انتقال کار کاغذی به صفحه ی صاف وبی؛ و بروکراسی است.

 نگاه متعالی به انسان؛ ایجاب می کند که به فرایند  تبدیل گریزناپذیر جنبه هایی از روابط آدمیزادی به رابطه ی انسان با ماشین! قدری عمیق تر نگریسته شود؛ و برای اقتضاعات این گذار چاره اندیشی گردد؛ ولی در مواردی این ضرورت فهمیده نشده است!

تحقیقات نشان می دهند، بیش از همه ی آحاد جامعه؛ مخاطبان این نوشتار (جامعه ی بزرگ ایثارگری) به دلیل "مشکلات انطباق با فرایندهای نوظهور فناورانه " از این نا اندیشگی در رنج هستند....

علی رغم وجود زیرساخت ( امکانات و ظرفیت های مورد نیاز اولیه ) از حیث :

  • ابعاد غیر مادی و سواد دیجیتال و رهگیری قانونی و...؛
  • اجزای فیزیکی و مادی و سخت افزاری وتجهیزات شبکه و...؛

اما ماهیت گذار از« کار کاغذی به کار الکترونیک » بگونه ای است که برخی از اعضای جامعه ی هدف را بیش از دیگران در پیچ و خم زندگی روزمره گرفتار می کند.

اساسا، تحول دیجیتال بلحاظ ماهیتی؛ نمی تواند ارزش های مورد نظر در حکومت داری دینی و نگاه به شخصیت انسانی را  لحاظ کند؛ زندگی روزمره ی اقشاری با مشکلات فیزیکال؛ و به ظاهر محروم از حوزه های سنتیِ روابط اجتماعی ! آینه ای تمام نما از این امر است...

 بدیهی است که به استقبال این امکان کاملا تازه رفتن، عینِ خردورزی است؛ اما به دلیل سویه ی جدایی ساز و حذف روابط رو در رو! فقدان مطالعات فرهنگی نسبت به اقتضاعات این تحول را؛ جامعه ی هدف بیش از دیگران احساس می کند...!

 البته در اینجا لزومی ندارد وارد جزئیات و مصادیق این موضوع شویم؛ ولی این اشاره از این رو حائز اهمیت است که امید می رود فهم برخی متصدیان را بلرزاند!

پر واضح است که تفکر، سرمایه ی مشترک آدمیزاد است. افزایش این سرمایه باعث ایجاد اعتماد در نسل جدید می شود. 

دوم:

 اشاره به نتایج مُشتی از نمونه ی خروارِ خِرَد ناورزی؛ برخی از ریشه های واکنش هیجانی و ناسازگارانه و ضد فرهنگ در اغتشاش اخیر را نیز پدیدار می کند...

موضوع مهم این است که فرهنگ  تکالیفی را  انتخاب می کند و تعامل اجتماعی پیرامون این تکالیف؛ تضمین کننده ی موفقیت فرهنگ است.

از آثار اجتماعیِ تعلل در جستجوی راهکار و فهم تکلیف در تحول دیجیتال! یکی هم این است که سامان دهندگان آشوب برای یارگیری! بی شرمانه مسیر طی شده  از سوی به اصطلاح " دو اسب ارابه ی بی حیاییِ جو گیرانه و هیجان محور" را پیش روی برخی دختران انقلاب می گذارند:

  •  یکی با بی حیایی گوی سبقت را از کنفرانس برلین می رباید! و حتی همچون مانکن ها نیز لباس نمی پوشد.
  •  دیگری؛ تحفه ی چشم سفیدِ تکانه های الکترونیک! که پا در کفشِ بسی بزرگتراز پای خودش کرده و " نه پدر راضی از اوست نه مادر! " و پس از رؤیای پوچ غربی مآب کردن دختران انقلاب! اشک ریزان دست به دامن مکرون می شود!

به نظر این دو نفر، شیوه نخ نمای پیشین ( حرفی زدن یا متنی نوشتن که موجب بازداشت شود؛ سپس  توبه نامه نویسی و ابراز پشیمانی و...؛ گرفتن گرین کارت و قرارگرفتن پشت تریبون رسانه های معاند ) دیگر کارساز نیست؛ چاره ی کار تأسی به حیوانات! در بی حجابیِ خیابان محور است!

ارتباطِ فامیلی! بین رسانه های غربی با عاقبتِ درامِ دختری از شرق! ضرورت اندیشه در تکانه های الکترونیک را بیشتر نمایان می کند؛ به ویژه تولد مولود زودرس آن، فهم لرزان تر! است.

فرمول این نو رسیده (یعنی عنصرپنجم، در کنار عناصر چهارگانه ی خاک و آب و هوا و آتش )؛ به شکل زیر صورت بندی می شود:

نارضایتی از زمین و زمان + شرو شور نوجوانانه + اندکیِ هوش هیجانی + اینترنت = اغتشاش

در این فرمول، هیجان( یا همان واژه ی ساده ی احساس) اهمیت بیشتری دارد و با تاریخچه ای طولانی در اندیشه ی غرب؛ ناظر به «استعاره ی یک ارابه ران دو اسبه است؛ یکی اهلی شده و دیگری وحشی و خطرناک! »

 این ارابه رانی سیاسی؛ قابلیتِ حاکمیت اجتماعی به شیوه ی غربی را « تا سطح مدیریت امور دام های اهلی پایین آورده و آزادی انسان را از میان خواهد برد. »

بنا بر نظر واقع پژوهان « انسان مداریِ جدید، [که]بزدلی و ترسویی به بار می آورد؛» برای از بین بردن ساختاری که برای شخصیت انسانی ارزش های متعالی قائل است؛ به تکانه های الکترونیک امید بسته است.

تا شاید از رهگذر گم شدن معنای تعهد و خطر کردن برای دین و ایمان و...؛  نگرش نسل جدید را « گرفتار یک نوع خطای فهم؛ کند. (عاملی؛ فلسفه ی فضای مجازی،ص20)»

 نتیجه گیری

این فتوای تاریخ است: « هر دوره ای برحسب مقتضیات خود چاره اندیشی خاص خویش را داشته است؛ » اما حداقل دو عامل بنیادین زیر یعنی:

  1. انقلاب دائمی در دست آوردهای دیجیتال؛
  2. فقدان چاره اندیشیِ به موقع و درک لازم از تحول دیجیتال؛

 موجب شده است تا بخشی از نسل جدید تصور کند که « ساختارهای بنیادی جامعه پویایی تاریخی خود را از دست داده اند.»

چنانچه چهره ی واقعی گرفتای در آزادی مطلقِ بی بند و بارانه و به قول « گاست»:

  •  « غرق شدن در باتلاق پوچ گرایی اخلاقی در غرب؛( بشیریه؛ تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم، ج2ص218)»
  •    از دست رفتن شخصیت انسانی؛
  •   دگرگونی در معیارهای مشخص کننده ی ارزش های متعالی؛
  • ...

و دروغین بود رسیدن به سعادت با سبک زندگی غربی، به درستی شناسانده شود؛ بدون تردید اراده ی نسل جدید را در پاسداری از ساحل آرام سنت؛ قوی تر ساخته و جوان هوشمند ایرانی را مثل همیشه ی تاریخ! پیشتاز تحول خواهد ساخت.

اساسا « فرهنگِ هفتاد درصد از جمعیت جهان؛ با فرهنگ های غربی کاملا تفاوت دارد؛» و به هیچ روی نباید فرهنگ و شاکله ی رفتاری ایرانیان را صرفا با معیارهای غربی سنجید.

ایستادن در پای " پاسداشت سنت " به همراه خواست پیشتاز بودن درتحول؛ نشان از عزم و اراده ی راسخ ایرانیان درپیشبرد اهداف انقلاب اسلامی دارد.

البته بدیهی است که پاسخ شفاف به چرایی گذار از آن فرهنگ والایی که با « از بین بردن نهاد شاهی » الگوی کاملا جدیدی از اندیشه ی حکومت داری دینی را به ارمغان آورد؛ و اقناع نوجوانان و جوانان می تواند روح زیبایی شناس و زیبایی طلب نسل نوظهور را نیز تسخیرکند!

در غیر اینصورت؛  بررسی باریک بینانه تر مثلا چگونگی قرار گرفتن برخی افراد در جایگاه "جاروی خزانه و فلنگ را بستن! " با تکانه های الکترونیک پیوند می خورد؛ و فهم نسل جدید را شدیدتر به لرزه درمی آورد!

یک راهکارِ مدیریتِ این فهمْ لرزه و پس لرزه های آن؛ راستی آزمایی و پاسخ  مناسب به سؤالات مطرح شده نسبت به چگونگی و چرایی این چابکی و باد پایی! است....

 امروز نسل جدید در هیاهوی رسانه های نوپدید سر درگم شده اند و به آنها القا می شود « که آنها تاریخ شایسته ی مطالعه ندارند و تنها صاحب آینده ای هستند که امید است آن را تسخیر کنند؛» و مع الاسف برخی آن را باور می کنند.

نتیجه ی این باورپذیری؛ دمیدن بر شعله ی بحران های دوره ای و به قول «والرشتاین» در سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی؛ صفحه ی 239 « زیکزاک ایدئولوژیک» و از اثرات تقلیل جهان بینی به ایدئولوژی است.

 

بجای سخن پایانی:

آداب دانی در جامعه ی ایرانی؛ وسیله ای مورد اطمینان برای پیشگیری از بروز رخنه در روابط عاطفی است. به شهادت تاریخ؛ هرگز ابزاری کاراتر از این وسیله؛ برای گِرد شمع وجود علمای دینی و فقها ی شیعی؛ گردیدن وجود نداشته است....

و از همین روست که مردم برای" امرِ واجبِ حفظِ جمهوری اسلامی" از جان مایه گذاشته اند؛ تأمل در جایگاهِ امر واجب از امور مقدس! به تعبیر شایگان«  فهم را به لرزه در می آورد.... ( هانری کربن، آفاق تفکر معنوی در اسلام ایرانی، ص26 )»

 به قول سخنگوی وجدان ایرانی:

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما

البته ناگفته نماند همانطورکه بنا بر الهیات سیاسی؛ تجلی رفتار دینی و دمیده شدن روح آموزه های دینی در سیاست و اقتصاد و اجتماع و فرهنگ روند ی عقلانی است؛ ارزیابیِ مرتب از نتایج آن نیز بویژه در عصر دیجیتال! امری بسیار ضروری و پسندیده و مشکل گشا است.

 فرایند استقرار دولت الکترونیک و ترکیب آن با حکومت داری دینی پاسخ عاجل به نیازهای زیر را نیز واجب ساخت:

  • نیاز به اندیشه و اندیشه ورزی در مقتضیات زمان؛
  • نیاز به تدبیر مناسب و ملاحظات ظریف فرهنگی؛
  • نیاز به بهره گیری از راهکارها و نتایج مطالعات روانشناسی اجتماعی؛
  •  ...

 زیرا عدم پاسخ به این قبیل نیاز ها باعث شد تا:

اغتشاش اخیر برای نخستین بار، با نادیده انگاری آداب دانیِ خاص ایرانیان؛ تعداد اندکی نوجوان جوّ گیر و هیجان طلب! را در تله ی آموزش های کاملا جدید در مدرسه ی شبانه روزی فضای مجازی، گیر بیاندازد...

 

* جانباز دکتر سیدمهدی حسینی

تلگرام
اینستاگرام
توییتر
دردهای من‌/ جامه نیستند‌/ تا زتن در آورم‌/ ...‌/ دردهای من نگفتنی است‌/ دردهای من نهفتنی است‌/ دردهای من‌/ گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست‌/ درد مردم زمانه است‌/ ... مردمی که نام­ هایشان‌/ جلد کهنه شناسنامه­ هایشان درد می­کند‌/‌ من ولی تمام استخوان بودنم‌/‌ لحظه­ های سادۀ سرودنم‌/ درد می­کند...‌
#امینپور

اشکال ندارد که
هنوز هم که هنوز است
درد
دامنه دارد
#قیصر

اشکال ندارد...
مهم این لست ما ناامید نشویم . ما خار و خاشاک نیستیم که با تند بادهای بی هدف به این سو و آن سو برویم ...
بلکه پی ما چون بنیان مرصوص است که در کوره راه زندگی مقاومت می کنیم ...
ما دست از عقاید اسلامی که میراث شهداست بر نمی داریم

با گردبادها از جا کنده نمی شویم. کمی صبر کن ببین چه می شود؟؟
... ببین سبک زندگی ما چگونه است ؟ ببین سبک زندگی را از چه کسانی یاد گرفته ایم ؟ببین چه می کنیم در مقابل پروتکل های ظالمانه از همکاری شیطانها؟؟؟...

پس ما
نمی رویم ؟(یعنی صدبار دیگر بی اخلاقی درست کنند هدف درست خود را رها نمی کنیم)
کمی صبر کن
باران بگیرد
می رویم (یعنی رشد ما را تماشا کن )

حوادث واقعه عجیب نیست . رخ داده .
باید به ریسمان محکم چنگ زد . چرا ریسمان محکم رها شده ؟ به رشته های پوسیده درآمیخته اند؟
اینم عجیب نیست .
اثبات بی گناهی ما را همین گواه
کز فاسقان گواه پذیرند بی سند
#قیصر
با این حال ریزش اخلاقی تعدادی ، مثل ریزش برگهای پاییزیه تا نیفتن برگهای تازه رشد نمیکنن.به امید بهاری تازه
#بید_گلی
با نام و یاد خدا
سلام بر جعفری ؛ عزیز دل برادر
درود خدا بر شما که همگان را به بزم شعر زیبای قیصر فراخواندی!
روح قیصر امین پور شاد باد با صلوات بر محمد و آل محمد ( ص )
سپاس بیکران
پاینده باشی و برقرار
به امید دیدار
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
فاش نیوز آگهی می پذیردبنر بیمه دیکتابهای منتشر شده انتشارات فتح الفتوحصندوق همیاریفتح الفتوح ناشر دفاع مقدسخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیبا خرید این کتاب نیروهای جهان را بیشتر بشناسیدlogo-samandehi