تاریخ : 1395,سه شنبه 24 اسفند15:48
کد خبر : 52403 - سرویس خبری : فقط مسئولین بخوانند


از بنیاد جز پوست چیزی باقی نمانده!

سید علیرضا هاشمی نژاد

سید علیرضا هاشمی نژاد (بزد) - سلام دیروز ۲۲ اسفندبود. روزی که با فرمان امام خمینی (ره) در سال ۵۸ بنیاد شهیدتاسیس شدو بسیاری از مدیران بخصوص معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد اقدام به ارائه گزارش و عملکرد دستگاه تحت مدیریتشان داد و بنیاد را چون سیب خوش عطر و بو و زیبا به مردم معرفی فرمودند!

 فارغ ازاینکه بیخ گوششان پرسنل جانبازی وجود دارد که بخاطر انتقاد بر مدیر منتصب به ایشان حکم به تبعید این کارمند جانباز میدهد! چون خودشان شاکی ،قاضی و مجری هستند. انتقاد من به طریق مختلف مثمر ثمر واقع نشد و مجبور شدم بالاجبار خود را بازنشست و بنیاد را با خاطری آزرده ترک کنم و با دردنامه ای از همکاران خداحافظی کنم!

لذا از آنجا که دسترسی به آقایان شهیدی ،انصاری و دیگر معاونین مرکز برایم میسر نبود متن خدا حافظی که حاوی درد و رنج سه ساله ای است که برمن رفته است تقدیم تا شاید به نظر مبارکشان برسد و در آخرین روزهای دولت تدبیر و امید تدبیری برای اصلاح رفتار مدیران منتخب و منصوبشان قدم هایی بردارند.

هو الاول و الآخر.

برای هر آغازی پایانیست و فاصله بین این آغاز و پایان را گاهی ثانیه ها، دقیقه ها و ساعتها و گاهی روزها، هفته ها، ماهها و سالها که هریک لحظه میباشند تشکیل میدهند. لحظه هایی که همه و همه خاطره است. خاطراتی که بعضی سرشار از خوشی و خوشحالی ومسرت است و برخی حاوی اتفاقات تلخ و ناگوار و اسف انگیز. اما همه میگذرند و تنها یادهاست که باقی میماند.

دوران پر تلاطم و لبریز از خاطرات که در جوانی آغاز و در میان سالی پایان میپذیرد. گویی همین دیروز بودکه تقدیر الهی بر آن تعلق گرفت که من نیز به کسوت کارمندی در آمده و همکاری خود را با جمعی از همکاران در بنیاد جانبازان آغاز و با گذر زمان در بنیاد شهید و امور ایثارگران به پایان رسانم. و چه زود گذشت ایامی که برای من به رسم معمول و مرسوم خاطرات فراوانی را به همراه داشت. خاطرات شیرین وصف ناشدنی، خدمتگزاری به مجاهدین فی سبیل الله (خانواده شهید، رفقای آزاده، همرزمان و همسنگران سالهای دفاع مقدس) و خاطرات تاسف انگیز برخوردهای دوگانه و چند گانه برخی از صاحب منصبان مسلح به سلاح قلدری و زور، آنهایی که با سنگر گرفتن در پشت میز قدرت و در پناه پست و مقام چند روز دنیا، انگ ها زدند و به بهانه عدم رعایت شئونات اسلامی توبیخ نمودند و فرزندان جبهه و جنگ را مخالف اندیشه های امام خمینی (ره) لقب دادند با بغص و کینه ای که از پرسنل بنیادجانبازان داشتند با دروغ و تهمت نزد آشنا و غریبه به تخریب وجهه بپردازند.

کسی که خود را پدر مجموعه می نامد نه تنها کلامی برای ایجاد صمیمیت و دوستی بیان نکرده بلکه با سکوت و یا حمایت های کورکورانه و تبعیض بین پرسنل باعث گردید که خود بزرگ بینان، جرات یابند تا پرسنل بنیاد جانبازان را تکفیر یا مورد تمسخر قرار داده و ایشان را مثال گشنگانی که برسفره آنها نشسته اند خطاب نمایند! در این چند سالِ پس از ادغام، جز شعار (در عدم تفاوت بین بعضی از پرسنل) هیچ عمل صادقانه ای ندیدم و بر این باورم که آن نیز لقلقه ی زبان بوده و هست و رفتارهای منافقانه شان معمای چند وجهی است که تا امروز برای من لاینحل مانده است.

لذا هر آنچه که برای به رخ کشیدن قدرت مدیریت و اظهار وجود در حقم روا داشته اند که باعث تضیع حق و حقوق مادی و معنوی برمن شده نابخشودنی و جبران آن را به یوم الحساب واگذارمیکنم.

علی ایحال دوران همکاری من با دوستان و غیردوستان در سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران با همه ناملایماتی که بر من تحمیل کردند و با همه حرف و حدیثهایی که نسبت داده شد به پایان رسید و من با کوله باری از تجربه ی کسب شده از همکارانم، چه آنها که به رسم رفاقت و یا مشفقانه من را به سبیل حق رهنمون نمودند و چه آنها که مغرضانه و متکی بر هوای نفس مرا بر نتافتند و هر آنچه تواستند بر من روا داشتند، آنجاراترک کردم.

من به ظاهر از همکاران جدا می شوم و سازمان اداریم که در واقع خانه دوم هر کارمند است را به علاقه مندان خدمت و هم به مشتاقان مستِ قدرت وا می گذارم. انشالله همکاران تقصیرها و یا قصورهایم را که قطعا" ناخود آگاه و بدون حب و بغض بوده به بزرگواری خود خواهند بخشید و با دعاهای خیرشان من را بدرقه خواهند کرد. والسلام


کد خبرنگار : 17