تاریخ : 1396,چهارشنبه 21 تير14:28
کد خبر : 54209 - سرویس خبری : مسائل و مشکلات ایثارگران


ماندم با یک دختر هفت ساله!

پریسا- من به خاطر اخلاق بد پدرم که با مادرم داشت از شوهرم جدا شدم چون کسر شانش میشد و فکر می کرد که پدرم دست خودشه کاراش.

   بابام سی و پنج درصد جانبازیشه. تو ماموریت سپاه هم مجروح شده و الان پاهاش قطع شده. ترکش تو سینه اش داره و الان حقوق بازنشستگی ش از سپاه و جانبازی یک میلیون و هفتصد تومانه. بابای من اون موقع فرمانده سپاه شهرستانشون بود.

  اگه مجروح نمیشد شاید من آینده ی بهتری داشتم اما حالا جدا شدم. کاردانی تربیت بدنی دارم و یک دختر دارم. روم نمیشه از بابام پول بگیرم. چون خودشون با حداقل درآمد زندگی میکنن. نیاز شدید به یه کار دارم. حداقل که برم کار کنم، خرج بچه مو بدم. حالا بیست و شش سالمه و این همه مشکلات دارم.

  حالا دوستان اینجا تو دانشگاه هم کلاسیا منت سهمیه بابا رو میزارن سر آدم اما نمیدونن اونقدر درد دارم که یادم از سهمیه نمیاد. چون واقعا دردی هم دوا نکرده برام. من باید مثل بقیه کارشناسی بگیرم تا بهم کار بدن حداقل و من نمیدونم منت چی رو می کشم. منت به عهده داشتن یه پدر افتاده با هزار درد یا یه مادر که یک عمر مریض داری کرد و شوق و اشتیاق مادرای دیگه رو تو نگاهش نمی بینم یا خودم که هیچ وقت وقت نشد جووونی کنم و همش دنبال مشکلات اطرافیانم بودم یا یه دختر هفت ساله که جواب آینده شو از من میخواد.


کد خبرنگار : 20