تاریخ : 1396,سه شنبه 01 اسفند14:22
کد خبر : 58117 - سرویس خبری : مقاله و یادداشت

لزوم آموزش مهارت های زندگی به خانواده جانبازان!

لزوم آموزش مهارت های زندگی به خانواده جانبازان!

جنگ به عنوان یکی از عوامل تأثیر گذار بر میزان شیوع اختلالات روانی به حساب می آید. به سبب تنیدگی های ناشی از جنگ و آثار مخرب آن بر روح و روان فرد بازگشته از جنگ، تأثیر نامطلوب جنگ روی خانواده، به خصوص همسر تا مدتها پس از جنگ ادامه می یابد.

ساقی

بهروز ساقی ( دکترای ادبیات و جانباز نخاعی 70%) محقق و نویسنده و خبرنگار حوزه دفاع مقدس- از آنجایی که جنگ عراق با ایران، یک جنگ دو جانبه نبوده و این جنگ با حملات عراق در زمان صدام حسین اتفاق افتاد و مرزهای کشوری و امنیت جانی و مالی و ... مردم و کشور را به مخاطره انداخت، کشور ایران مجبور به دفاع از حریم ها و مرزها و مردم خود شد. بنابراین جنگ عراق با کشور ما، دفاع مقدس نامیده شد چراکه به هدف حفظ مرزهای آبی و خاکی، جان و مال و ناموس کشور در برابر حمله و تخاصم صورت گرفت. 

 همانگونه که هر جنگی، عوارض و آسیب های بسیاری را با خود به ارمغان می آورد، جنگ تحمیلی نیز باعث شهادت و مجروحیت بسیاری از مردان و زنان ایران شد و پس از آن بود که به مجروحان دفاع مقدس که در راه دفاع از وطن به جبهه رفته بودند، لقب " جانباز " اطلاق شد.

در میان انواع مجروحیت ها، یکی از انواع آن آسیب به طناب نخاعی بدن و بسته به نوع و محل آسیب به نخاع، قطع نخاع کمری یا گردنی می باشد که افراد در این حالت، قدرت راه رفتن را از دست داده و بسته به شدت جراحت، قدرت حرکت دستان، بالاتنه، توان جنسی و ... را نیز از دست خواهند داد.
 
در همین ایام انقلاب و دفاع مقدس و حتی هم اکنون که بحث دفاع از حرم وجود دارد و هنوز نیز مجروحیت های نخاعی اتفاق می افتد، جانبازان نخاعی بسیاری در کشور هستند که اکثرا مجروحیتشان به سال های انقلاب و جنگ تحمیلی برمیگردد و اغلب ایشان در همان زمان های جنگ تحمیلی ازدواج نمودند. از آنجا که بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس، در زمان مجروحیت نوجوان یا جوان بودند، با توجه به شرایط روحی و جو اعتقادی حاکم بر جامعه عموما" با زنانی ازدواج کردند که برای این امر داوطلب بودند.

 در این میان بسیاری از این زنان فداکار، هرچند با نیتی الهی مبادرت به ازدواج با جانبازان نخاعی نمودند اما به دلیل نداشتن آگاهی، مواجهه با مشکلات جسمی، روحی و بیماری های فراوان، با سختی هایی در زندگی خود روبرو شدند که بعضا" خود ایشان را دچار عوارض جسمی و روحی فراوان نمود.

  روبرویی با بیماری های فراوان همسر، جبران کمبودهای ناشی از عدم توانایی های همسر، عارضه ptds که دامنگیر اغلب قربانیان جنگ است، نداشتن توانایی جنسی و ضعف در روابط زناشویی، مسئولیت های سنگین تر زندگی بر دوش زن خانواده، نداشتن شرایط نرمال خانوادگی به دلیل مشکلات زیاد و در نتیجه داشتن عوارض بر فرزندان یا حتی محرومیت از داشتن فرزند، نداشتن فرصت برای تحصیل و کسب آگاهی های بیشتر و ... عواملی از این دست، باعث شد که همسران جانبازان نخاعی در معرض آسیب روحی و بعضا" کاهش رضایت زناشویی و ... قرار بگیرند.

 هرچند که بسیاری از همسران جانبازان با توجه به اعتقادات قوی و امید و انگیزه های الهی، پس از سالها به خوبی به زندگی خود ادامه می دهند اما در اینکه آموزش مهارت های زندگی میتواند بر کیفیت زندگی ایشان اثر بگذارد، شکی نیست!

  برنامه های مهارت های زندگی که در بخش های مختلف جهان استفاده می شود و توسط WHO (سازمان بهداشت جهانی) داده شد، به برنامه ای عمل گرایانه و کارآمد تبدیل شده است.  مهارت های زندگی شامل 10 بخش است:

    1. تصمیم گیری، 2. حل مشکل ، 3. تفکر خلاق، 4. تفکر انتقادی، 5. ارتباط موثر، 6. مهارت های بین فردی،   7. خودآگاهی  8 . همدلی ، 9. برخورد با احساسات، 10. مقابله با استرس(WHO, 1994)

   در پژوهش های مختلف نشان داده شده، آموزش مهارت های زندگی توانسته بر بهبود کیفیت زندگی مردم اثر بگذارد و سطح کیفی زندگی افراد را ارتقا ببخشد. ما نیز در این پژوهش قصد داریم به بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی مبتنی بر ارتباط موثر و مدیریت هیجان بر رضایت زناشویی، امید به زندگی و اعتماد به نفس بپردازیم.

 با توجه به این نکته که داشتن مهارت ارتباط موثر و مدیریت هیجان میتواند در بهبود ارتباطات بین فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد، حل بهتر مشکلات و مسائل و مدیریت احساسات در شرایط مختلف و سخت که مخصوصا" در زندگی جانبازان نخاعی کم نیست! موثر باشد، بنابراین بر آن شدیم تا بررسی کنیم که یادگیری چنین مهارت هایی چقدر میتواند بر میزان رضایت زناشویی، امید به زندگی و اعتماد به نفس همسران جانباز نخاعی موثر می باشد!

جنگ به عنوان یکی از عوامل تأثیر گذار بر میزان شیوع، زمان شروع و  سیر  اختلالات روانی  به حساب می آید. به سبب تنیدگی های ناشی از جنگ و آثار مخرب آن بر روح و روان فرد بازگشته  از  جنگ، تأثیر نامطلوب جنگ روی خانواده، به خصوص همسر،  همچنان تا  مدتها  پس  از  جنگ،  ادامه می  یابد.  بر  اساس  گزارش  سازمان  جهانی  بهداشت، 55 درصد  بیماران  مبتلا  به  اختلال  روانی  با  خانواده  خود زندگی  می کنند. ( دژکام، 2003 )

 هرچند بدون تردید حال و نگاه و باور همسران جانبازان نخاعی با همسران معلولین نخاعی که در اثر حوادث و اتفاق نخاعی شده اند یا همسران مجروحان جنگی دیگر کشورها که بحث ایمان و دفاع را نداشته اند، متفاوت است اما باید توجه کرد که هرچند روح همسران جانبازان نخاعی بزرگ است اما این زنان مومن و معتقد، زخم هایی هم دارند که ناشی از سختی هاست و باید به داد زخم هایشان رسید.

  بنابراین آموزش مهارت های زندگی به همسران جانبازان نخاعی، باتوجه به شرایط بعضا پراسترس و خاص زندگی ایشان باعث افزایش کیفیت و بهبود زندگی این خانواده ها خواهد شد و از طرفی بنیاد شهید و سازمان های دفاعی که متولیان رسیدگی و دادن خدمات به این خانواده ها هستند، از نتیجه تاثیر چنین آموزش هایی به همسران جانبازان بهره خواهند برد و میتواند باعث صرفه جویی در صرف هزینه های مادی  و معنوی بیشتری دررابطه با کمک به این خانواده ها  بشود.
 
  در بسیاری از موارد نبودن و نداشتن مهارت های ارتباطی و کنترل هیجان در خانواده و در میان زوجین، باعث ایجاد عوارض روحی و روانی در خانواده و بر روی فرزندان می شود. حال اگر شرایط خاص و سخت تری همچون یک همسر قطع نخاعی نیز، در یک طرف قضیه باشد، این کمبودها میتواند منجر به ایجاد معضلات اجتماعی نیز گردد. چراکه همسران جانبازان نخاعی و فرزندان ایشان نیز قسمتی از جامعه را تشکیل می دهند. بنابراین آموزش مهارت های زندگی به همسران جانبازان نخاعی کمک به بهبود زندگی قشری از جامعه است که حتی آسیب پذیرتر از اقشار دیگر می باشند.

   درصدی از همسران جانبازان نخاعی و فرزندان آنها به دلیل محدودیت ها و محرومیت های زیادی که از طرف پدر در طول سالها متحمل می شوند، با وجود داشتن زمینه معنوی و اعتقادی بالا بعضا دچار معضلات خانوادگی یا اجتماعی می شوند که درصد زیادی از آن به نداشتن مهارت هایی مانند مهارت کنترل هیجان، استرس، خشم و مهارت های ارتباطی و باقی مهارت های زندگی برمیگردد.

  با توجه به محدود بودن رسیدگی های متولیان امور این قشر از جمله بنیاد شهید و امور ایثارگران و از طرفی برخورداری این خانواده ها از مشکلات و نیازهای خاص تر مادی، درمانی، روحی و اجتماعی و ... و همچنین نداشتن بعضا" این مهارت ها در بسیاری از موارد باعث ایجاد تنش های اداری و معضلات ارتباطی اجتماعی این خانواده ها در هنگام طرح نیازها یا مشکلاتشان در بنیاد شهید می شود که در مواردی منجر به مشکلاتی همچون مشاجره در ادارات و شکایت شده است.

 از طرف دیگر درصد بسیار اندکی از همسران جانبازان نخاعی که در سالهای دفاع مقدس با نیت هایی الهی تصمیم به ازدواج با جانبازان نخاعی گرفتند، احتمالا به دلیل نداشتن یکسری از مهارت های زندگی بعلاوه بار سختی ها، توان حفظ خانواده خود را از دست داده و اقدام به جدایی و طلاق کرده اند که این موضوع به خودی خود باعث ایجاد معضلات خانوادگی و اجتماعی و عوارض آسیب زای ناشی از طلاق می باشد.
 
   باتوجه به اینکه نتایج پژوهش های مشابه پیشین درباره آموزش مهارت های زندگی برای همسران جانبازان در شهرهای مختلف و مجروحیت های مختلف، مثبت بوده است، به نظر میرسد که آموزش این مهارت ها میتواند به رضایت زناشویی این افراد کمک کند.

بسیاری از همسران جانبازان که به درجه والایی از صبر و اعتقاد و ایمان رسیده اند و در مسیر خود عاشقانه قدم برمیدارند، شاید هیچگونه نارضایتی و مشکلی به چشمشان نیاید اما جامعه به عنوان کسانی که خود را مدیون ایشان و فداکاری های شان می دانیم، وظیفه داریم که از هر نظر که در توان داریم به بهبود زندگی این شیرزنان و مردان و قهرمانان سرزمین مان کمک کنیم.

شاید آموزش هایی مانند مهارت های زندگی و سبک زندگی بتواند قدم کوچکی باشد در این مسیر.


کد خبرنگار : 20