تاریخ : 1397,پنجشنبه 31 خرداد14:41
کد خبر : 59599 - سرویس خبری : گزارش و گفت و گو

گزارشی از جزئیات نشست‌مشترک انجمن‌جانبازان‌نخاعی و مسئولان بنیاد استان‌تهران(بخش نخست)

گزارشی از جزئیات نشست‌مشترک انجمن‌جانبازان‌نخاعی و مسئولان بنیاد استان‌تهران(بخش نخست)

چندی پیش نشست مشترک مدیرکل و معاونان بنیاد استان تهران با اعضای انجمن جانبازان نخاعی در محل این انجمن برگزار گردید که خبر آن در همین پایگاه خبری منتشر شد. در این نشست ابتدا ...

فاش نیوز - چندی پیش نشست مشترک مدیرکل و معاونان بنیاد استان تهران با اعضای انجمن جانبازان نخاعی در محل این انجمن برگزار گردید که خبر آن در همین پایگاه خبری منتشر شد. در این نشست ابتدا اعضای هیئت مدیره انجمن با معرفی حسین اسرافیلی، رئیس هیئت مدیره به بیان نظرات خود و مسایل و مشکلات کمیته های مربوطه پرداختند و پس از آن نادر نصیری، مدیرکل بنیاد استان تهران و معاونانش به بیان پاسخ ها و نقطه نظرات خود در باره مسایل و موارد مطرح شده پرداختند که جزئیات این دیدار آماده انتشار شده که به دلیل طولانی بودن این دیدار، ابتدا و در بخش نخست، مطالب مربوط به اعضای هیئت مدیره انجمن منتشر و تقدیم خوانندگان عزیز می شود.

 

- اسرافیلی (رییس هیئت مدیره انجمن جانبازان نخاعی):

- دکتر عنایت الله آطاهریان، پزشک و مسئول کمیته بهداشت و درمان

- مهدی اسدزاده، مدیر عامل انجمن

- ملاحسینی، عضو کمیته سیاحتی و زیارتی

- مصطفی مسعودی معاون اجرایی و مسئول تربیت بدنی انجمن

- محمدرضا عسکری، مسئول روابط عمومی انجمن

- بهروز ساقی، مسئول کمیته رسانه، مدیرمسئول پایگاه‌خبری‌فاش‌نیوز که مستقل از انجمن است و مسائل ایثارگران در سطح کل کشور را منعکس می‌کند.

- موسی گلمحمدی، مسئول کمیته سیاحتی و زیارتی

- سید محمد مدنی بازرس انجمن

- دکتر سجاد قنبری، پزشک و عضو کمیته بهداشت و درمان انجمن

در جلسه امروز فقط  کمیته هایی که مرتبط با کارهای شما در استان بودند در جلسه شرکت کرده اند و بقیه دوستان تشریف نیاورده اند.

ارتباطات ما در استان تهران کم است چون ما بیشتر کارها را به صورت کشوری پیگیری انجام می دهیم. ما با مجموعه استان تهران کمتر در ارتباط بوده ایم البته در رابطه با مشکلات و مسائل با آقای صمیمی و معاونین و دوستان ارتباط تلفنی داشته ایم. حالا هم که شما آمده اید، خیر مقدم عرض می کنیم و آرزوی موفقیت داریم. ان‌شاءالله این خدمات باقیات‌الصالحات باشد و خدا عاقبتتان را بخیر کند. ارتباطاتی را هم با آقای نورچه ای داشته ایم که این ارتباطات ادامه دارد.

مسئولین کمیته مسائلی را توضیح می دهند و بعد قرار است چند سر فصل را مطرح کنیم؛ یکی بحث کمیته بهداشت و درمان هست. بحث دیگر تربیت بدنی است که آقای مسعودی و آقای دکتر محبی توضیح می دهند.

- نصیری(مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران):

ابتدا بحث ورزشی فرهنگی را مطرح کنید تا جناب آقای عبدوستی(معاون درمان بنیاد استان تهران) برسند.

- اسرافیلی: بحث دیگر در رابطه با لوازم بهداشتی مصرفی است. من عضو هیئت مدیره مِتُد هم هستم و آنجا هم پیگیری می کنم. قرار بوده است هر سه ماه یک بار، لوازم بین جانبازان نخاعی توزیع شود. این لوازم فصلی توزیع می شد و در زمستان توزیع نشد. ما در جلسه ای که با مدیرعامل شرکت متد داشتیم، گفتند این لوازم برای زمستان خریداری می شود. آقای دکتر معصومی(مدیر عامل متد) گفتند که استان تهران بیش از دو میلیارد بدهی دارد ولی باز هم ما آن خدمات را انجام می دهیم. این ها قبلاً خریدها را اعتباری انجام می دادند اما در حال حاضر بعضی از اقلام باید نقدی خریداری کنند و امکان خرید اعتباری وجود ندارد. اگر از نظر بودجه ای شما بتوانید به ما کمک کنید و مبلغی را برای متد واریز کنید تا لوازم مانده خریداری شود بعد وارد بسته بندی اقلام و توزیع شویم.

 

- نصیری: به عنوان مزاح عرض می کنم، شما نماینده متد هستید یا انجمن؟

 

- اسرافیلی: هم نماینده انجمن و هم نماینده متد هستم.

 

نصیری: این درخواست را قبلاً آقای معصومی از من داشتند و می دانند پاسخ من چیست.

- اسرافیلی: من به عنوان جانباز نمی توانم بپذیرم که متد جداست و استان تهران و فلان شرکت جدا هستند. من به عنوان جانباز فقط می خواهم اقلامم به موقع توزیع شود. شما می گویید من عضو متد هستم و اصلاً کارم چیز دیگری است؛ من به شما می گویم که شرکت متد مال کجاست؛ می گویید مال بنیاد است؟ من نمی توانم به جانباز توضیح دهم که در شرکت باید قانون تجارت رعایت شود. جانباز فقط از من می خواهد تا اقلامش به موقع توزیع شود. علاوه بر این ما لوازم مصرفی دیگری داشتیم از جمله شوینده ها و ملحفه ها و بحث های دیگری را داشتیم. در این بحث ها از پارسال پیگیری کردیم و مشخص شد که دو سال قبل مبلغ 300 میلیون به حساب شما ریخته شده است. این لوازم برای آسایشگاه ها مبلغش به صورت فصلی حدود 400 هزار تومان پرداخت می شود؛ اما برای جانبازان نخاعی خارج آسایشگاه این مبلغ پرداخت نمی شود. دوستان خواسته اند تا در این جلسه مطرح شود تا مبلغی مشخص شود؛ یا مبلغ را پرداخت کنید یا همان لوازم را بدهید که یک سری اقلام مشخص است. هم آقای عبدوستی و هم شما این را در نظر داشته باشید که ما در استان تهران 470 جانباز نخاعی داریم، حالا تعداد آسایشگاه ایران را جدا کنیم، نزدیک 400 نفر در تهران خارج از آسایشگاه هستند.

موضوع دیگر بحث آسایشگاه های موجود تهران است که در تهران سه آسایشگاه فعال است (آسایشگاه ثارالله، آسایشگاه امام خمینی و آسایشگاه شهید بهشتی) در این آسایشگاه ها به تعداد خاصی از جانبازان خدمات رسانی می شود که اکثراً تهرانی هم نیستند و ظرفیت آسایشگاه که به طور مثال در تهران اگر برای 70 نفر است، برای 12-10 نفر خدمات می دهند. آسایشگاه های دیگر هم به همین شکل است. حال منِ جانباز بیرونی در صورت بروز مشکل مثلاً مسافرت رفتن خانواده یا بیماری یا مشکلی که برایم به وجود آمده است که نه می توانم در بیمارستان باشم، نه در خانه و نیاز هست حداقل یک هفته یا 10 روز به آسایشگاه بروم و از آنجا خدمات بگیرم تا مشکلم حل شود اما این امکان در آسایشگاه های تهران وجود ندارد. بعد از پیگیری های لازم قرار بر این شد که اتاقی را برای مهمان در نظر بگیرند البته گفتند که خدمات پرستاری نمی دهیم و فقط از اتاق و تختش می توانید استفاده کنید. حال بین من و دیگری چه فرقی وجود دارد؟ دوستانی که در آسایشگاه به صورت شبانه روزی هستند، بر اساس نیازشان آنجا هستند و اگر خدماتی مانند خانه و ماشین به ما داده شده است، بعضی از جانبازانِ داخل آسایشگاه هم گرفته اند اما آن ها خدمات آسایشگاه را دارند و ما نداریم.

دوستان می گویند: بین ما چه فرقی وجود دارد؟ یا می گویند: بخشی از حق پرستاری را کم می کنیم. ما راضی هستیم بخشی از حق پرستاری ما کم شود اما بتوانیم از خدمات مانند آن ها استفاده کنیم. در بعضی از موارد هم به استثناء جانبازان گردنی و جانبازان خاص، برخی از دوستان اتاقی را در آسایشگاهی که  قبلاً دو یا سه تخت داشته است را برای خود می گیرند و بعد به شهر یا روستایشان می روند و در اتاق را هم می بندند؛ شاید هر دو ماه یکی دو روزی به آسایشگاه بیایند یا فقط زمانی که مدیر یا مسئولی بیاید آن ها به آسایشگاه برمی گردند. واقعاً بعضی از دوستان مشکل دارند، همسران بعضی از دوستان فوت شده اند و تنها زندگی می کنند. آیا این امکان وجود ندارد که ماهی دو سه روز یا یک هفته آسایشگاه به ما هم خدمات دهد؟ باید طوری برنامه ریزی و سیاست گذاری شود که جانبازان بیرونی هم از خدمات استفاده کنند؛ در استان هایی مانند خراسان رضوی و اصفهان همه جانبازان نخاعی از خدمات آسایشگاهی بهره مندند. مثلاً در مشهد حالت آسایشگاه روزانه را به خود گرفته است؛ صبح جانباز به آسایشگاه مراجعه می کند، از سالن ورزشی استفاده می کند، ورزش هم می کند، شب هم به خانه می رود. افراد ساکن در این آسایشگاه ها تعدادشان اندک است. در نهایت 6-5 نفر بیشتر نیستند. همه جانبازان از خدمات بهره مندند. حتی اگر جانباز از شهر های دیگر به صورت مجردی به مشهد سفر کند، در آسایشگاه به او خدمات می دهند.

ما با همکاری انجمن آمادگی داریم خدمات آسایشگاهی را برای همه جانبازان نخاعی قرار دهیم. گاهی آسایشگاه ها می گویند: اگر بیایید در را می بندیم یا می گویند: شما تا به حال کجا بودید؟! گاهی هم گفته می شود از نظر بهداشتی شما نمی توانید روی تخت بخوابید. در بیمارستان ها با عوض کردن ملحفه و ضد عفونی کردن محیط، می توان از تخت دیگری استفاده کرد؛ چطور در آسایشگاه این امکان وجود ندارد و بهانه های مختلفی می آورند. خواهشمندم برای خدمات آسایشگاهی جانبازان بیرونی برنامه ریزی لازم صورت گیرد.

 

- اسدزاده(مدیر عامل انجمن جانبازان نخاعی):

بسم الله الرحمن الرحیم ضمن تبریک اعیاد شعبانیه و خیر مقدم خدمت شما و همکاران گرامیتان حاج آقا نورچه ای، حاج آقا عبدوست

و همچنین تبریک به مناسبت انتصاب جنابعالی به سمت مدیریت کلی بنیاد شهید تهران بزرگ. دورا دور شما را می شناسیم؛ آقای نصیری صیقلانی و از زمانی که در بنیاد گیلان و شهرری و قزوین بودید با شما آشنایی داریم.

ان شاءالله با حضورتان در تهران بزرگ امکان تعامل بهتر وجود داشته باشد، همان طور که با آقای صمیمی داشتیم. دوست داشتیم در مسابقه هفته پیش در خدمتتان باشیم. چندین بار از طریق آقای خیاط زاده و آقای فرامرزی پیغام دادیم منتها میسر نشد در خدمتتان باشیم. می خواستیم فتح بابی باشد، چرا که بیش از 80-70 جانباز ویلچری در آن مسابقه حضور داشتند.

-نصیری: عذر خواهی می کنم.

 

-اسد زاده: خواهش می کنم؛ آقای کاویانی مدیر کل مخابرات حضور داشتند و حاج آقای نورچه ای از طرف شما آمده بودند. دوست داشتیم با حضور شما مسابقات رونق بهتری داشته باشد.

 

-نصیری: این را به حساب کم توفیقی من بگذارید، اما خدا می داند هفته پیش آنقدر تراکم برنامه داشتم که 6 صبح از خانه خارج می شدم و 11-10 به خانه برمی گشتم، بفرمایید ادامه دهید.

 

-اسد زاده: مطلبی به ذهنم می رسد این است که همانطور که حاج آقای اسرافیلی گفتند، ما در بقیه استان ها گروه پیگیری جانبازان نخاعی را داریم اما تهران بزرگ نداریم. مسائل پیگیری را بچه های انجمن انجام می دهند ان شاءالله در تاریخی که مشخص شده است در آن جلسه انتخابات برگزار می شود تا گروه پیگیری تهران هم در آن جلسه مشخص شود. این مسئله کمی هزینه بر است، معمولا مکان و پذیرایی را خود بنیاد استان ها بر عهده می گیرند، مثلا در شهرری با شما هماهنگ کردیم که شما عوض شدید. حال اگر امکان دارد همکاری بفرمایید و هم نامه رسمی می زنیم و هم شما را دعوت می کنیم و درباره مکان برای آن مراسم صحبت می کنیم.  ما در حدود 200-170 جانباز نخاعی داریم که قرار است در آن جلسه حضور پیدا کنند. اگر مساعدتی در این خصوص صورت بگیرد ممنون می شویم. ان شاءالله برای آن روز وقتتان را خالی بگذارید تا در خدمتتان باشیم واز رهنمودهای شما استفاده کنیم.

 

-نصیری: حتماً

 

-اسد زاده: یک مورد هم درمورد آقای آزادبخش است اگر بشناسیدش؛ البته معمولا مشکلات را عمده مطرح می کنیم

 

-نصیری: بله وقتی برای ایشان بگذارید.

 

-اسد زاده: یک جانباز دیگر هم داریم به نام سیاتیری که مشکلاتی دارند.

 

-نصیری: هر دو تا را به آقای غفوری بگویید تا پیگیری کنند.

 

-اسرافیلی: خانه این بنده خدا پله می خورد و هر روز خانمشان باید جا به جایشان کند.

 

-اسد زاده: ما گروه تلگرامی داریم که 800-700 نفر از جانبازان قطع نخاعی سراسر کشور عضو دارد؛ این آقای آزادبخش هفته ای دو سه بار پیغام می گذارد که بنیاد نمی رسد و من مشکلاتی دارم و یک حالت ناراحتی برای بقیه دوستان به وجود آورده است و به همه انتقاد می کنند که  بچه های تهران چه کاری انجام می دهند! اگر امکان دارد یک دستور ویژه برای آزادبخش بدهید تا مشکلش حل شود.

-دکتر طاهریان(مسئول کمیته بهداشت و درمان انجمن جانبازان نخاعی): بسم الله الرحمن الرحیم در بحث بهداشت و درمان تماس ما با بنیاد در چند نکته است یک نکته پایش سلامت است و خدماتی است که در منزل ارائه می شود که مدتی است دچار کاستی شده و ما از خدمات بی خبریم و علل مختلفی هم دارد که چون ما دقیق نمی دانیم اگر آقای عبدوستی اطلاع دارند برای ما عنوان کنند. مورد بعدی این که ما هیچ نظارتی بر کارها و اعمال بیمارستانی که بر روی بیماران انجام می شود نداریم و هیچ ناظری نیست تا بررسی کند که این اعمال صحیح و لازم است یا خیر؛ چون بعضا دیده شده که اعمالی صورت گرفته که ضرورت ندارد. یکی بحث نظارت کارهای بیمارستانی است. نکته دیگر بیمه است، کارهای درمانی جانبازان با بیمه است. زمانی که جانباز به بیمارستان خصوصی می رود و اگر طرف قرارداد با بیمه نیست و اینجا یکسری کارها باید صورت بگیرد، ما قبلا از آقای دکتر عباسپور خواسته بودیم که اگر امکان دارد یک پیک سلامت در دفاتر مناطق ایجاد کنند تا اگر جانبازی به بیمارستان مراجعه کرد و هزینه ی پذیرش قبل از بستری شدن را نداشت، این مراکز کارهای اولیه جانباز را انجام دهند. 

گاهی اوقات حتی در بیمارستان های دولتی دارو و نسخه‌هایی دیده می‌شود که باید ازبیرون تهیه شود. ما می‌خواهیم این موارد را پیک سلامت انجام دهد. مسئله بعدی که دوستان با آن درگیر هستند وسایل مصرفی است.

 

-نصیری: که  آقای معصومی کم‌ لطفی کردند.

 

-دکتر طاهریان: این  یکی از ضروریات است و مانند این است که کسی آب نوشیدنی از شما می‌خواهد شما بگویید حالا صبر کن ما بودجه نداریم. مثلاً اگر شخصی کیسه کاندوم که جزء ضروریات و بهداشت اولیه است را از ما بخواهد ما به او بگوییم شما صبر کن تا بودجه تامین شود. آیا این قابل قبول است؟!

مورد بعدی اردوهای سلامت است که برای شهرستانی های نخاعی انجام می‌شود اما برای تهران در این سی چهل سالی که ما جانباز هستیم خیلی کم رنگ بوده است و تا به حال ما را بنیاد استان تهران برای این اردوها دعوت نکرده است. این موضوع هم برای خانواده جانباز و هم برای خود جانباز ضرورت دارد، حتی اگر اردوهای یک روزه به اطراف تهران و تهرانگردی هم باشد مفید است. این‌ها مسائلی است که برای تمدد اعصاب و تجدید روحیه جانباز و خانواده اش ضروریست.

بحث ارتزو پروتز و تعمیر ویلچر هم هست که حتما باید اقدامی صورت بگیرد چون جانبازان برای تعمیرات و هم برای تعویض قطعات با مشکل مواجه هستند. آقای دکتر شما مسئله خاصی مد نظرتان هست بفرمایید.

-دکتر قنبری(عضو کمیته درمان بهداشت و درمان انجمن نخاعی):

بسم الله الرحمن الرحیم اکثر مطالب را آقای دکتر گفتند فقط چند نکته را خدمتتان عرض می‌کنم. یکی دو نکته کلی هست و یکی دو نکته هم بحث تخصصی است. یکی در بحث بهداشت و درمان تعامل بنیاد با بچه های جانباز در منزل خوب نیست. متأسفانه این اعتراض در زمان آقای صمیمی هم بود اما آن طور که مورد نظر ما بود اتفاق نیفتاد. بنیاد تعامل خوبی با جانبازان نخاعی که در منزل هستند ندارد. من خودم در این  ۱6 - ۱5 سالی که در منزل هستم اما تا به حال هیچکس از طرف بنیاد با من تماس نگرفته است که چه خبر و چه کاری انجام می دهی. نه کسی تلفنی زده است و نه کسی به دیدن ما آمده است.

 

-نصیری:  یعنی ۱۵ سال کسی به شما سر نزده است؟

 

-دکتر قنبری: بله

 

-نورچه ای(مسئول فرهنگی و اجتماعی بنیاد استان تهران): اما در پرونده تان قید شده است.

 

-دکتر قنبری:  تقریباً ۱۵ سال می شود که اگر کاری هم بوده من پرونده تشکیل داده ام و رای به آن تعلق گرفته است.

این موضوع متاسفانه دو طرفه نیست؛ با توجه به اینکه مشکلات جانبازان نخاعی ویژه است مثلا رفت و آمد آنها مشکل است  همیشه نمی توانند  24 ساعته در بنیاد باشند تا از خدمات استفاده کنند بنابراین تعامل نبوده است حتی خود شخص شما در همین چند هفته ای که قبول مسئولیت کرده اید چند بار به  آسایشگاه ها سرزده اید ؟ فکر نمی‌کنم به  جانبازانی که در منزل هستند سرزده باشید؟

مورد بعدی این است که شهر تهران بسیار بزرگ است و رفت و آمد در آن بسیار مشکل است، آن هم برای بچه‌های نخاعی با وضعیتی که دارند. بعضی مسائل درمانی وجود دارد، بعضی از مسائل اداری هست. اگر تمهیدی صورت گیرد تا مسائل اداری مربوط به خود بنیاد و نامه نگاری های مربوطه توسط پیک سلامت انجام گیرد؛ مثلاً فردی که می‌خواهد در بیمارستان بستری شود باید از بیمه نامه بگیرد. بیمارستان سمت غرب است. دکتر نسخه می‌نویسد و برای جانبازان نخاعی این رفت و آمدها مشکل است.

اگر همان پیک سلامت باشد خیلی بهتر می شود. بعضی از جانبازان به دلیل مشکلات تنفسی که دارند در اطراف شهر زندگی می‌کنند. حال تصور کنید این فرد برای گرفتن یک نامه یا گرفتن هزینه درمانی از بیمه، با وجود مشکلات تنفسی باید به شهر بیاید، بسیار مشکل است. باید تمهیدی اندیشیده شود  تا دوستان کمتر در رفت و آمد باشند. نکته بعدی در مورد آسایشگاه ها است؛ این مسائلی که گفته شده خدایی نکرده بحث دوگانگی نیست و معتقدیم که خدماتی که بچه‌های آسایشگاه دارند می گیرند نه تنها حقشان بلکه بسیار کمتر ازحقشان است.

خدماتی که باید در آسایشگاه به جانبازان نخاعی ارائه شود بسیار بیشتر از اینهاست اما دراین مورد دو مسئله وجود دارد؛ اینکه عدالت در این زمینه رعایت نمی‌شود و جانبازان تهران که درمنزل هستند واقعاً مظلوم هستند اما در شهرستان ها وضعیت بسیار بهتر است. بالاخره جانبازان نخاعی با توجه به شرایطی که دارند گاهی دوران نقاهت را سپری می کنند و امکان بودن در منزل و بیمارستان برای شخص وجود ندارد، یا چون کار پرستاری ما توسط خانواده انجام می شود، گاهی خانواده هم نیاز به استراحت دارد؛ مثلا خانواده ای که ۱۵ سال است از جانباز نخاعی پرستاری می‌کند، گاهی نیاز به استراحت هم دارد. خب شما دوستانی را که اینجا هستند می بینید؛ این دوستان در وضعیت خوبی قرار دارند چون فعالیت اجتماعی دارند. ما جانبازان نخاعی داریم که سه تا پنج سال است که زخم بستر دارد و خانواده در تمام این مدت نتوانسته‌اند حتی یک بار هم به سفر بروند و خود شخص هم نتوانسته ازخانه بیرون بیاید. این عزیزان چرا نباید از این امکاناتی که در شهر تهران و در آسایشگاه ها وجود دارد استفاده کنند؟!

فکر می کنم اتاق مهمان مشکل را حل نمی‌ کند. به نظر من اگر پیشنهاد مرا در اولویت کاری بگذارید و یک کارگروهی متشکل از نمایندگانی از هیئت امنای آسایشگاه ها و چند نماینده از بنیاد و چند نفر هم از بچه های انجمن هرچه سریعتر تشکیل شود و در این کارگروه در رابطه با آسایشگاه ها و خدماتی که قرار است به جانبازان نخاعی داده شود تصمیماتی بگیرند و این اجرایی شود و تعامل صورت گیرد.

در هر حال مدیریت آسایشگاه ها با بنیاد است؛ بنیاد هم هرجا که نیاز به قاطعیت داشته از آن استفاده کرده است پس اینکه گفته شود ما نمی‌توانیم این خدمات را بدهیم صحیح نیست. تعداد زیادی از جانبازان هستند که حقشان ضایع می‌شود و این مسئله مربوط به این موضوع نیست که چرا به تعدادی خدمات می‌دهند و به تعدادی نمی‌دهند. مسئله اصلی این است که این جانبازان به این خدمات نیاز دارند. دوستان جانباز سنشان بالا رفته و به امکانات آسایشگاهی هم نیاز دارند. خواهشمندیم این کارگروه هر چه سریعتر تشکیل شود تا جانبازان از این وضعیت رهایی پیدا کنند.

 

-دکتر طاهریان: سه نکته مانده است، یکی کلینیک زخم است که بسیار کم داریم که برای جانبازان مناسب سازی شده باشد. کلینیکی را خانم فرهادیان دارند اما خدمات بیمه ای ندارد. اگر امکان دارد آن ها را راضی کنید تا با بیمه قرارداد امضا کنند و ترکیب شوند؛ کلینیکی هم سمت صادقیه آقای الله بانی دارند که برای خدمات دادن به معلولین و جانبازان تاسیس شده است که خدمات بیمه ای ندارد.

مطلب بعدی این است که اکثر بچه هایی که به بیمارستان ساسان و خاتم مراجعه می‌کنند، بلا استثنا تحت عمل جراحی قرار می گیرند. یعنی ما ندیده ایم که کسی آنجا برود و بگویند احتیاج به عمل ندارد! من دو تا مطلب دیگر را عرض می کنم دکتر عباسپور که با بیمه ایران قبلا تعامل داشتند خدماتی مازاد بر درمان را برای جانبازان گرفته بودند و بچه های جانباز نخاعی اکثرا کارهایی مانند پزشک و زخم را در منزل انجام می‌دادند. اگر بشود این تعامل با بیمه دی هم صورت گیرد تا خدمات مازاد بر درمان داشته باشیم، در این صورت به بچه های جانباز بسیار کمک کرده‌اید؛ چون این جانبازان گردنی و یا کمری هستند و امکان بیرون آمدن و رفتن به بیمارستان برایشان وجود ندارد و باید خدمات پرستاری و پزشک متخصص را در منزل بگیرند.

مطلب بعدی پایش همسران جانبازان نخاعی است. ما با دکتر رحیم پور که در بنیاد تهران هستند صحبت‌های بسیاری کردیم، ایشان بیمارستان گاندی را پیشنهاد دادند. ما هم مراجعه کردیم و دیدیم که مناسب است و حدود ۳۰ مورد خدمات گرفتیم اما بعد از آن خدمات ندادند و کاملا به هم خورد که ما دلیلش را نمی دانیم. لطفا این بحث پایش همسران جانبازان را در یکی از بیمارستان های مناسب پیگیری کنید.

- اسدزاده:  من در بحث بهداشت و درمان یک نکته کوچک عرض می کنم؛ جناب آقای دکتر عبدوستی! اگر امکان دارد این خدمات را برای ما هم در نظر بگیرید. دیگر استان‌ها مانند اصفهان، چهارمحال و بختیاری و خراسان رضوی هزینه هایی مانند حق سونداژ دارند اما دوستان نخاعی استان تهران از آن بی بهره اند. اگر زحمتی نیست پیگیری کنید. ظاهرا این مسئله را خود بیمه ‌گر پرداخت می کند؛ مثلا این موضوع در قرارداد بیمه ایران بوده است و هر جانبازی که سوند می‌زد، با مرکز هماهنگ می‌کرد و پرستار روزی ۴ بار می آمد و سوند می‌زد و بعضی می گفتند پرستار نیاید و هزینه آن پرداخت شود و ماهی 500 - 400 هزار تومان از طریق بیمه ماهیانه به حساب جانبازان نخاعی واریز می‌شد. حال پیگیری بفرمایید که راهکار آن به چه صورت خواهد بود.

 

- مسعودی(معاونت اجرایی انجمن و مسئول تربیت بدنی): ما در سال چهار جشنواره برای جانبازان نخاعی برگزار می کنیم؛ بخش کمی را بنیاد تا پارسال کمک می کرده است و این جشنواره ها در ایام دهه فجر، روز جانباز و هفته دفاع مقدس برگزار می شود. خواهش می کنم که حداقل دو مورد از این جشنواره‌ها را شما به عهده بگیرید و به ما کمک کنید که این بخش را انجام دهیم. ما در موردهای قبلی از شهرداری کمک می ‌گرفتیم. امسال شهرداری گفت سمت ما نیایید چون ما بودجه نداریم.

 

- نصیری: ما هم اگر به شما می‌دادیم از شهرداری می‌گرفتی!

 

- مسعودی: در هر صورت این ورزش نیاز جانباز است که ما اثرات آن را در خانواده‌ها بیشتر می بینیم. خواهشم این است که در این سه جشنواره پیش رو به ما کمک کنید.

 

- اسدزاده: اگر همین جشنواره ها را بنیاد برگزار کند سه چهار برابر همین مبلغ باید هزینه کند، چون بخشی را این بچه‌ها برعهده می‌گیرند و هزینه ها کم می شود.

 

- مسعودی: باشگاهی که ما در آن ورزش می کنیم متعلق به مخابرات است و شش سال است که دوستان جانباز از خدمات آن استفاده می‌کنند، اما هیچ کمکی از بنیاد نشده است و خود بچه ها این کارها را انجام می دهند؛ در صورتی که انجمن کمک بسیار بزرگ برای بنیاد است.

بخشی از مسائل باشگاه را نامه زدیم تا کمک کنند که جوابش هنوز نیامده است،پ. حداقل از سه برنامه، دو برنامه را خود بنیاد عهده‌ دار شود.

 

- اسرافیلی: البته در تکمیل فرمایشات آقای مسعودی، هیئت مدیره به آقای مسعودی فشار می آورد که شما جانبازانی را که ورزشکار نیستند باید به نحوی به ورزشگاه بیاورید، هزینه آژانس جانباز را هم بدهید. بعضی از جانبازان عضو تیم هستند و عملاً ورزشکارند اما عده دیگری هستند که از خانه بیرون نمی آیند. در جشنواره ها ما آنها را تشویق می‌کنیم که اگر وسیله ندارید آژانس می گیریم یا به عنوان ورزشکار با اخلاق معرفی می شوید. اینها را می گوییم تا دوستان به ورزش علاقه مند شوند. در بحث خانوادگی هم تاثیر گذار است. خانواده ها معترض بودند که فقط خودتان ورزش می روید. ما هم مسابقات خانوادگی را برگزار کردیم؛ مثلا مسابقات دارت را داریم که برای فرزندان و همسران جانبازان به صورت مجزا مسابقه برگزار می کنیم.

بحث استخر هم هست و آقای ملاحسینی در غرب تهران استخرها را پیگیری می‌کند که در مجموع از سپاه استخر گرفته اند و سانس هایش را دوستان جانباز نخاعی استفاده می کنند. استخر دیگری هم در شرق تهران داریم، ما در آنجا حدود ۶ سال است که قرارداد داریم. در آنجا برای ما دو سانس  پشت سر هم قرار داده اند و اتاقی را برای ویلچری ها تدارک دیده اند و اتاقی را برای جانبازانی که روی تخت هستند؛ علت دو سانسی بودن هم این است که مسئله تعویض لباس دوستان نخاعی زمان بر است و تا  لباس هایشان را عوض کنند زمان زیادی را از دست می دهند. اما مسئله آب درمانی و استخر برای دوستان جانباز ضروری است و هزینه بر هم هست؛ الان مثلا استخر دوکوهه سپاه که با بنیاد هم قرارداد دارد هزینه می‌گیرد. فکر می‌کنم سالانه ۵۰ میلیون تومان است. آنها میزان افزایش قیمت سالانه را نداشته اند و با نصف قیمت می‌دهند. با این وجود ما باز هم در هفته گذشته با تربیت بدنی سپاه حضرت رسول صحبت کردیم که اگر می‌توانید از این قرارداد باز هم مقداری را کم کنید تا بنیاد تهران در پرداخت هزینه‌ها مشکلی نداشته باشد. مسائل استخر را آقای ملاحسینی پیگیری می‌کنند؛ از ایشان می خواهم  توضیحات لازم را بدهند.

 

- ملاحسینی(مسئول کمیته سیاحتی و زیارتی): بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن خوش آمد گویی و آرزوی موفقیت برای شما، من در رابطه با سخنان آقای دکتر پیشنهادی را دو هفته پیش به آقای اسماعیلی  دادم؛ با مجتمع کوثر صحبتی کردم که جانبازانی که چندین سال در خانه مانده اند و بیرون نیامده اند را با کمک ما و بنیاد شهید از خانه بیرون بیاوریم.  گفتند ویلا هم در اختیار شما می‌گذاریم و فقط هماهنگی با سپاه انجام دهید تا چند ویلا در اختیارتان قرار گیرد. ایشان گفتند این کار بسیار سنگین است. گفتیم بله سنگین است اما باعث می شود جانبازی که چند سال در خانه است به همراه خانواده بیرون بیاید؛ مثلا باید آمبولانسی باشد تا جانبازان را منتقل کند و باید با بیمارستان آنجا صحبت کنیم تا اگر فرد دیالیز دارد، در این چند روزی که اقامت دارند دیالیزش انجام شود، یا اگر زخمی دارند پانسمان شود. اگر امکان دارد شما کمکی در این زمینه بفرمایید؛ حتی بخشی از هزینه اش را هم خود جانبازان می دهند.

- دکتر قنبری: اینها مربوط به جانبازانی است که زخم بستر دارند و علاوه بر نخاعی بودن، شیمیایی هم هستند، کپسول دارند و برای رفت و آمد نیاز به آمبولانس دارند. ما مواردی داشته ایم که از ما برای سفر نوروزی درخواست آمبولانس داشته اند، هزینه‌هایش را هم خود جانباز می دهد و فقط از ما آمبولانس برای رفت و برگشت می خواهند.

 

- ملاحسینی: این را من با مدیر عامل مجتمع کوثر صحبت کردم و ایشان خیلی استقبال کردند. اما مشکل اینجاست که امکانات را باید فعال کنیم. آمبولانس که بنیاد دارد، بیمارستان هم در آن شهر هست. ما می خواهیم از تهران چند نفر را ببریم. اگر امکان پذیر بود، در شهرستان ها همین طرح را پیاده می کنیم. اگر دیدیم جواب نداد، در همین مرحله آن را متوقف می‌کنیم. این طرح هم برای خانواده و هم برای جانباز بسیار خوب است. یک مورد هم در رابطه با «همیاران» که پیگیر نشده اید و از سال ۹۵ مانده است و می‌گویند بودجه نداریم.

 

- اسرافیلی: البته این بحثی که آقای ملاحسینی می‌فرمایند این جانبازانی که در منزل هستند بحث افسردگی و مشکلات روحی آنها هم هست. مثلا وقتی من در خانه یک سال افتاده ام و زخم بستر دارم، علاوه بر خود جانباز، همسر و فرزندان او نیز درگیر هستند. حال اگر این اتفاق بیفتد و 4- 3 روز این ها را از خانه جدا کنیم بسیار مفید خواهد بود. اما بحث همیاری در قانون جامع آمده است. پرستاری و همیاری با واو عطف آمده است و حتی پرستاری یا همیاری هم نیامده است.

الان در بحث پرستاری دوستان دو و نیم کا می گیرند ولی در بحث همیاری اختلاف نظر وجود دارد و می‌گویند همیاری برای زمانی که به طور مثال جانباز علاوه بر وضعیت جانبازان نخاعی، فرضا زخم بسترهم شده است، یا در اثر بیماری ۳ تا ۶ ماه بستری شده است و نیاز به خدمات خاص دارد، اما به این شیوه عمل نمی‌شود. بحث همیاری برای تعدادی حدود ۲۰۰ نفر انجام شده است. اولویت اول ما برای جانبازان نخاعی گردنی است که در کنار پرستاری، خدمات همیاری بگیرند. ما کلا در کشور 220 نفر جانباز نخاعی گردنی داریم که جمعی از این ها در تهران هستند. ابتدا این 220 نفر در اولویت قرار بگیرند و بعد طبق رعایت قانون همیاری برای جانبازان نخاعی، مخصوصا برای کارهای بیرونی قرار بگیرد. برای کارهای بیرونی دوستان نیاز دارند فردی این کارها را انجام دهد و همسر جانباز مسائل مربوط به خانه را انجام دهد. اگر کار دیگری اضافه شود، کار خانه مختل می شود. خیلی متشکرم.

 

- مسعودی: این موضوع برای بچه های آسایشگاه صد در صد اجرا می شود؛ با وجود این که از آسایشگاه هم خدمات می گیرند. اما دوستان جانبازان در خانه مظلوم واقع شده اند.

- موسی گل محمدی(مسئول کمیته سیاحتی زیارتی): بسم الله الرحمن الرحیم ضمن عرض خوش آمد گویی و خیر مقدم. در رابطه با بحث سیاحتی و زیارتی خدمتتان عرض کنم ما 6-5 سالی است که در این کار هستیم اما به تازگی هر کجا می رویم می بینیم بنیاد به آنجا رفته است و خدمات را گرفته است و هر کاری که ما خودمان برای جانبازان انجام می دادیم الان که مراجعه می کنیم می گویند بنیاد سهمیه تان را گرفته است. این موضوع برای ما مشکل ایجاد کرده است. یا در بحث عتبات، ما 3-2 اتوبوس را در کربلا مناسب سازی کرده ایم و حدود 150-140 کاروان را تا به حال اعزام کرده ایم و چندین بار مسئولین سازمان آمدند و گفتند پس بنیاد چه کاره است که شما انجام می دهید. ما هم گفتیم که اگر بنیاد می خواست انجام دهد در این سی سال انجام می داد. حالا بنیاد کاروان قسطی گذاشته است ولی خدمات خوبی به جانبازان نخاعی نمی دهد و برنامه ریزی درستی ندارد و هماهنگی های لازم صورت نگرفته است. حالا که بنیاد شرایط قسطی را برای جانبازان زیر50% می دهد، همین شرایط را برای جانبازان نخاعی هم بصورت قسطی فراهم می کند. مورد بعدی این است که ما قبلا مرتب برای سفر به شمال، از سازمان ها یا سپاه یا در موارد کمی هم از خود بنیاد سهمیه می گرفتیم، اما متاسفانه الان همان سازمان ها می گویند سهمیه ها را تقسیم کرده ایم یا به مناطق می دهیم.

- ساقی: بنیاد در خیلی از مسائل برون سپاری می کند اما در اینگونه موارد با انگیزه های خاصی درون سپاری می کند! یعنی الان که خود انجمن خیلی از مسئولیت های بنیاد را به دوش می کشد، طبق همین برون سپاری هایی که صورت می گیرد و کارها به عده ای واگذار می شود، کارهای ناقص و نسنجیده ای انجام می شود، در صورتی که انجمن با شناخت کامل کمک و بازوی شماست. چون خود جانبازان هم فعال هستند شما باید از خدایتان باشد که جانبازان در جامعه فعال شده اند و خیلی از مشکلات روحی و روانی آن ها کم شده است. به جای این که به آنها کمک دهید و حمایت کنید، در این مسئله درون سپاری می کنید تا این کار توسط جانبازان انجام نشود؟!

 

- گل محمدی: من مثلا خدمات کارکنان رفتم فرمودند که سهمیه تان را از بنیاد بگیرید ما خیلی هنگفت به بنیاد کمک کرده ایم.

 

- نصیری: خدمات کارکنان کجا؟

- گل محمدی: ستاد کل سپاه و هم جاهای دیگر؛ اما دو سه مطلب دیگر را عرض می کنم، یکی سرزدن به جانبازان در مناسبت های مختلف که به تلفن خلاصه شده است آن هم زنگ زده اند و به همسر من گفته اند خدا پدرت را بیامرزد که حاج آقا را تحمل می کنی و بچه هایش را بزرگ میکنی و چه کمک خوبی کرده ای!

 

- نصیری: عذرخواهی می کنم.

 

- گل محمدی: همسر من آنقدر عصبانی بود که می خواست بنیاد بیاید و بگوید که مگر جانباز چه عیب و ایرادی دارد که از بنیاد تماس می گیرند و اینگونه صحبت می کنند.

 

- نصیری: عذرخواهی می کنم شاید لحن بیانشان مشکل داشته وگرنه انگیزه سوء نداشته اند.

 

- ساقی: گاهی مردم عادی جلو جانباز و خانواده اش را می گیرند و می گویند واقعا شما چه مصیبتی میکشید خدا خیرتان دهد!

 

- گل محمدی: نه دکتر بحث حرف نیست بحث این است که به طور مثال دکتر پایش خانه ما آمده است و می گوید حیف از جوانی ات نبود که رفتی و خودت را داغون کردی! این ها به ما روحیه می دهند. مسئله دیگر این است که بنیاد شهید که سمبل شهید است، آیا این صحیح است که زیر ساختمان بنیاد منطقه 4 قهوه خانه درست شود؟

 

- نصیری: نه. آیا این ساختمان مال ماست؟

 

- گلمحمدی: بله به قهوه خانه سنتی اجاره داده اند. من اعتراض کردم. می گویند باید درآمد داشته باشد. یک در قدیمی چوبی گذاشته اند و قهوه خانه شده است. از دود من آنجا سردرد گرفتم.

 

- نصیری: ببنید به من بگویید این ساختمانی که تبدیل به قهوه خانه شده مال بنیاد شهید است؟

 

- گلمحمدی: بله.

 

- نصیری: ما ساختمان را اجاره داده ایم؟

- نورچه ای: نمی دانم باید سوال کنم.

من توضیحی بدهم. ساختمان بنیاد منطقه 4 یک ساختمان خیلی کشیده است که بخش اعظم آن درمانگاه شده و قبلا زیر آن فروشگاه بود و بالای آن دفاتر بنیاد بود که تفکیک شده اند. الان 6-5 سال است که درمانگاه شاهد جدا شده است. قسمت این طرف مربوط به سرایداری است. احتمالا منظور شما بخش سرایداری است.

 

- گلمحمدی: نه، سرایداری سر جایش است و یک قهوه خانه هم درست شده است.

 

- نورچه ای: پس باید برویم و ببینیم.

 

- گلمحمدی: ما با کل جانبازان کشور در تماس هستیم. جانباز می گوید چون حدود 27 سال است که روی شکم خوابیده ام من جایی نمی توانم بروم فقط با من نیم ساعت صحبت کن چیز دیگری هم نمی خواهم. ما خودمان در انجمن دو نفری من و آقای صادقی از جیبمان در حد توانمان هدیه ای می گیریم و به ملاقات جانبازان نخاعی چه در آسایشگاه، چه در منزل می رویم، اما در کل برای جانبازان در این سن و سال مهم ترین مسئله سفر و ورزش و دید و بازید است؛ مثلا ما که بسکتبال انجام می دهیم همین که شروع به ورزش می کنیم از یک سری داروها دست می کشیم و شاید برای بنیاد ماهی 100 تومان هم هزینه نداشته باشیم اما جانبازی داریم که فقط 12 میلیون لوازم در آسایشگاه در اختیارش قرار دارد. متاسفانه یک وضعیت ناعادلانه ای شده است. در قضیه سیاحتی زیارتی که به موسسه ایثار واگذار کرده اند، مدام به جانبازان دروغ می گویند؛ مثلا جانباز می گوید برای سفر شمال چه کار باید انجام دهم، می گوییم با این شماره تماس بگیرید. بعد تماس می گیرد می گویند پیک شلوغی است، جا نداریم، یا مثلا می گویند 50% ؛ در صورتی که 90% نسبت به مردم معمولی بیشترهزینه می کنند و از ما نسبت به فرد عادی مبلغ بالاتری می گیرند و آنجا رفته ایم می بینیم با فرد معمولی ارزانتر از جانباز حساب می کنند. صحبت هم کرده ایم اما هیچ جواب قانع کننده ای نداشته اند.

 

- ساقی: شما که آنجا بروی دیگر مشتری عادی آنجا نمی رود!

 

- گلمحمدی: بله درست است، مشتری هم نمی آید. خواهشمندم با موسسه ایثار رایزنی کنید تا برای جانبازان نخاعی درصدی قرار ندهند. مثلا ما 1900 جانباز نخاعی داریم که حدود 450 نفر در تهران هستند. این خیلی برای بنیاد مشکل نیست که جانبازان نخاعی را به چند اردوی دسته جمعی همراه خانواده ببرند تا خانواده ها با هم آشنا شود و ارتباطات بهتر می شود و از لحاظ روحی بسیار مفید است. موضوع دیگر این است که در کردان آخر هفته مثلا از پالایشگاه شرکت نفت اتوبوسی با چه وضعیتی به آنجا می آیند و به آنها اتاق می دهند. آنجا برای ما درست شده است اما به منبع درآمد تبدیل شده است. از خود موسسه ایثار بارها شنیده ایم که می گویند اول برای ما درآمد زایی و بعد ایثارگر ملاک است، که نباید به این صورت باشد. با توجه به این که کردان برای جانبازان نخاعی تهران بسیار مفید است و جانباز یکی دو شب اقامت می کند، روحیه عوض می کند و بازمی گردد، خواهشمندیم مشکل کردان را حل کنید.

- اسرافیلی: برای روح جانبازان شهید صلواتی بفرستید.

آقای قبادی که در انجمن بودند مسئول امور استان ها و همچنین مسئول سرکشی به جانبازان چه در آسایشگاه ها و چه در منزل بودند و خدا واقعا خیرشان دهد. در بیمارستان ساسان و خاتم به جانبازان نخاعی سرکشی می کردند یا در رابطه با استان ها خبر می دادند که فلان جانباز نخاعی در بیمارستان بستری شده است. آقای قبادی به این دوستان سرمی زد و حتی در آن دو سالی که مریض بود باز این کار را به هر طریقی که بود حتی با تماس تلفنی انجام می داد و گزارش هایی از وضعیت جانبازان به انجمن می داد تا انجمن دنبال پیگیری کار درمانی این جانبازان باشد.

 

- دکتر قنبری: نمی دانم در رابطه با بحثی که آقای گلمحمدی مطرح کردند بحث ساختمان دفاتر مناطق مختلف بنیاد ظاهرا دچار مشکل هستند. اگر امکان دارد شما سرکشی بکنید. مثلا درمنطقه 7-6محل پارکینگ ندارد و اگر هم پارکینگ هست مربوط به خود کارمندان است. ما چند بار که مراجعه کردیم خواسته ایم که حداقل نگهبان بیرون بایستد. زمانی که جانباز نخاعی مراجعه می کند 15-10 دقیقه باید منتظر باشد تا کسی پیدا شود و به جانباز کمک کند. حداقل این کار را نگهبانی انجام دهد. مسئله دیگر در رابطه با ملاقاتی هاست. واقعا به این صورت است که حتما با بنیاد هماهنگ می کنند خواهشا از طرف بنیاد برنامه ریزی لازم به عمل آید تا از همه جانبازان نخاعی عادلانه ملاقات صورت گیرد و به این صورت نباشد که فقط از جانبازان نخاعی آسایشگاه ها بازدید شود و این امکان به وجود بیاید که به جانبازان محوطه و جانبازانی که درآن محدوده قرار دارند اطلاع رسانی شود و آنها در آسایشگاه ها در زمان ملاقات مسئولین حضور داشته باشند و به این صورت نباشد که جانبازان آسایشگاه تصمیم بگیرند که فقط باید از ما چند نفر بازدید شود. این ملاقاتی ها هم باید سامان دهی شوند.

 

- گلمحمدی: مسئله دیگر در رابطه با خانم های جانبازان بعد از شهادت همسرشان است. بنیاد باید امکانی را برای جانباز فراهم کند برای وصیتنامه تا مشخص شود اموال جانباز چند درصد به اعضای خانواده اش تعلق می گیرد. مثلا اموال شهید مانده است و با وجود قیم بودن همسر، فقط  مهریه به او تعلق گرفته است و تمامی اموال بین خواهر و برادر شهید  تقسیم می شود.

- محبی: سال گذشته که جانبازان را واکسن آنفولانزا می زدند باید در ماه شهریور و مهر زده شود اما در دی ماه بنیاد این واکسن ها را زد. اگر قرار است این واکسن ها زده شود باید در شهریور و مهر زده شود و در آذر و دی ماه فایده ای ندارد.

بخشی از بحث فرهنگی را آقای مسعودی و آقای گلمحمدی و آقای ملاحسینی مطرح کردند اما بخش فرهنگی از پاییز 95 آغاز به کار کرده است و سعی ما بر این بوده است تا ارتباط جانبازان را با هم و با انجمن هدف گیری کنیم و این ارتباط را گسترده تر کنیم و از امکانات روز بهره گرفتیم. ما در زمینه فرهنگی برنامه هایی را هم داشته ایم. در دهه فجر 95 و 96 ما مسابقه کتابخوانی برگزار کردیم و تلاش ما بر این بود تا هم سرانه مطالعه کشور بیشتر شود و هم جنب و جوش بین جانبازان و خانواده های آنان برقرار کنیم. در دو مسابقه ای که برگزار شد حدود 150 نفر سال 96 شرکت کردند و جوایزی اهدا شد و بازخورد خوبی داشت و طبق نظرسنجی، دوستان رضایت داشتند و خواستار برگزاری بیشتر این مسابقات بودند. درخواست داشتند تا تلاش شود جاذبه مسابقات برای خانواده ها بیشتر شود. در حال حاضر برای ماه رمضان، برای دومین سال مسابقه پیامکی ماه رمضان را برگزار می کنیم؛ حال من نمی دانم بخش فرهنگی بنیاد هم چنین برنامه هایی دارد یا خیر؟ علی ایحال سال گذشته 140 نفر از جانبازان شرکت کردند. هر دو روز پیامک قرآنی فرستاده می شود و آنها پاسخ ها را ارسال می کنند و در پایان قرعه کشی شد و جوایز را اهدا کریم.  به دلیل آن که از پیامک استقبال بیشتری می شود امسال هم می خواهیم در زمینه احکام و مسائل شرعی برای جانبازان و خانواده هایشان مسابقه ای را برگزار کنیم اما نکته این است که ما از 1900 جانباز نخاعی که در سطح کشور داریم به 700-600 بیشتر دسترسی پیامکی نداریم و بقیه دوستان پیامک های تبلیغاتی را بسته اند و پیامک انبوه برایشان نمی رود که این تعداد بیشترشان در تهران هستند.

امسال تصمیم داریم این مسابقه را برگزار کنیم و برای جوایز هم 5/4 میلیون تومان در نظر گرفته ایم و بر اساس امتیاز به 15 نفر کارت هدیه به برندگان اهدا می شود. هزینه ارسال پیامک ها هم 500 هزار تومان می شود. کل مبلغی که نیاز داریم 5 میلیون تومان است. اگر امکان دارد بودجه ای در این زمینه برای ما در نظر بگیرید. ما بخشی از این جوایز را تامین می کنیم، بقیه را شما در نظر بگیرید یا اینکه تعداد جوایز را بیشتر کنید تا دوستان بیشتری شرکت کنند. ما در این زمینه محتاج کمک هستیم.

ما در بخش فرهنگی کارهای دیگری را هم انجام می دهیم؛ مثلا در صورت دسترسی از مسئولینی که روحیه مقاومت و ایثار در آن ها وجود دارد دعوت می کنیم دوستان جانباز هم حضور دارند و بعد از سخنرانی مشکلات را مطرح می کنند. کار دیگری که ما در اواخر سال 96  انجام دادیم این بود که  از وزارت ارشاد آن بخش از کتاب هایی را که برای کمک به ناشرین می خرند و در انبار ذخیره می کنند، چند صد جلد گرفتیم و خانم های دوستان به خانه های جانبازان می رفتند و با خانم های جانبازان ملاقاتی را انجام می دادند و این کتاب ها را اهدا می کرند. شما باید بین جانباز نخاعی و اعصاب و روان با بقیه جانبازان تفاوتی قائل شوید چون این ها تحرکی ندارند، مشکلات روحی بیشتری دارند، حساسترند  و نیاز به برنامه های جانبی بیشتری هستند.

نکته بعدی این است که ما کتاب هایی داریم که خود جانبازان نخاعی می نویسند، مثل آقای رمضانعلی کاووسی که در شهرضا زندگی می کند و جانباز گردنی است. ایشان چندین کتاب در زمینه دفاع مقدس نوشته اند و با یک انگشت سبابه دست چپ چندین کتاب را تایپ کرده و حوزه هنری آن ها را چاپ کرده است و آخرین کتاب ایشان "سهم من از عاشقی" است که قیمت پشت جلدش 25000 تومان است اما تخفیف هم دارد. ما توقع داریم از این کتاب هایی که متعلق به جانباز است برای کمک به تالیف و کتابخوانی، بخشی از این کتاب ها را بنیاد خریداری کند و بین دوستان قطع نخاعی که با مولف همدرد هستند توزیع شود. در این صورت همه راضی می شوند. خواهشمندم در برنامه هایتان این مسئله را بگنجانید. ما چند برنامه دیگر هم داریم که به دلیل نبود بودجه اجرایی نشده است. بودجه ناچیز ما از همین حق عضویت ها و کمک هاست.

ما می خواستیم در مراسمی از همسران جانبازان تقدیر کنیم که مکان و بودجه لازم را نداشتیم؛ یا از جانبازان سادات در روز عید غدیر و یا فرزندان جانبازی که تحصیلات عالیه دارند تقدیر کنیم که نتوانستیم انجام دهیم. کار دیگری که انجام می دهیم این است که از جانبازان نخاعی سر شماری می کنیم و از ماه های گذشته شروع شده است و برای همه جانبازان نخاعی کشور پرونده تشکیل داده ایم که از آنچه نزد بنیاد هست کامل تر و برای کار فرهنگی مناسب تر است. مسئله دیگر این است که در سایت ایثار با پسوردهایی که داریم زمانی که وارد می شویم بخشی به نام دیدارها وجود دارد که عددهایی زیر آن نوشته شده است؛ برای بعضی نوشته اند 20 برای من نوشته اند 10 این ها چیست؟ شما می دانید آقای نصیری این یعنی چه؟! یکی به من توضیح دهد.

 

- نصیری: برای هر کدام از جانبازها؟

 

- محبی: بله.

 

- نصیری: احتمالا آمار دیدارهاست.

 

-  محبی: یعنی به خانه آن ها رفته اید؟

 

-  نورچه ای: نه حتی دیدارهایی که شما به بنیاد رفته اید.

 

- محبی: این که دیدار نمی شود. باید می گفتند مراجعات. در هر حال این تعدادی که نوشته اند دروغ است. نکته دیگر آن زمان که بنیاد جانبازان بود اکثر نیروها را خود جانبازان تشکیل می دادند؛ در بنیاد شهید هم اکثر نیروها همسران شهدا بودند و به همین دلیل برخورد با جانبازان خیلی خوب بود. به مرور آنها بازنشسته شدند و نیروهای جدید جایگزین شدند، از جمله بنیاد هفت تیر. این نیروهایی که استخدام شدند احساس می شود با روحیه ایثارگری کاملا بیگانه هستند. در پاییز گذشته من موقع اذان ظهر در نزدیکی بنیاد هفت تیر بودم می خواستم به مسجد آن طرف پل هوایی بروم، گفتم بروم بنیاد نماز بخوانم. از کارمند جوان آنجا پرسیدم نمازخانه اینجا هست؟ گفت نه برو آن طرف خیابان مسجد هست.  گفتم: مگر اینجا نمازخانه ندارد؟ گفت: جانبازی؟ کارتت را ببینم! این برخوردها درست نیست، این برای مراجعات بنیاد خوب نیست. من عصایی دارم که شناسنامه جانبازی من است و می توان احتمال داد که من مجروح جنگ هستم. شما باید در جذب نیرو بسیار دقت کنید. باید این لحن ها را آموزش دهید و اگر نمی توانند یاد بگیرند، این نیروها را جذب نکنید.

 

- اسرافیلی: اشاره کردید به بحث کتاب؛ آقای صفایی جانباز گردنی است که با دهان تایپ می کنند و چند کتاب نوشته اند یا آقای ساقی کتابی برای جانبازان شهید نوشته اند که در صحبت هایشان می گویند.

 

- مدنی: خواهشمندم تو را به خدا این تبعیض بین آسایشگاه ها را به حداقل برسانید، لااقل برای حلال شدن حقوقی  که می‌گیرید، از بین ببرید. چون واقعاً باعث گرفتاری شده است.

 

- اسرافیلی: آقای مدنی معمولا در بحث سخنرانی ها چه در دانشگاه و چه زمانی که مسئولین می آیند باید طوری درباره آسایشگاه ها صحبت کنند که طرف از دین و مذهب زده نشود.

 

- مدنی: این مسئله پیوست فرهنگی که دوستان گفتند مثلاً یک زمانی آقای دکتر عباسی با  تعدادی از دکترها می‌آمدند که تفاوت آن زمان با حالا از زمین تا آسمان است. این خیلی باعث تأسف است. خواهشاً از این مشاوره‌های انجمن استفاده کنید. این ها افرادی هستند که ۳۰ سال تجربه دارند. این تبعیض ها بین افراد خاص باعث افسردگی جانبازان شده است. اینها برای جامعه گرفتاری است، مثلاً حق سونداژ و سفر سیاحتی زیارتی، یا جانبازی در سال 5-4 بار از امتیازات دولتی استفاده می‌کند، به شمال و مشهد می‌رود یا حتی بعضی‌ها آمبولانس خدمتکار هم دارند، یکی دیگر در خانه است و هیچ جا نرفته است. این‌ها باعث گرفتاری بسیاری شده است که ما این ها را در شهرک ها می بینیم و تفاوت بین شهرک ها بسیار است. آنها هر جا که می روند نیرو دارند و اتوبوس در اختیارشان هست اما افرادی که پراکنده هستند کسی به دادشان نمی رسد. این گذر عمر و بالا رفتن سن جانبازان از مشکلاتی است که شما با آن مواجهید. خواهش می کنم تحقیق کنید درباره دنیای غرب و آسیا و خدماتی که اینجا وجود دارد. مسئله بعدی جانبازان مونث هستند که تعدادشان کم و نیازمند خدمات ویژه هستند.

مسئله بعدی اینکه آمار شما متاسفانه به روز نیست. شما حتی یک شماره هم به درستی از جانبازان ندارید؛ این انجمن خیلی کمککار خوبی است. لطفاً استفاده کنید.

 

گلمحمدی:  آقای دکتر ۵۵۰ لیست به من داده اند، ده نفر هم اسم و تلفنشان یکی نیست. من زمانی که زنگ می زنم، می گویم: سیستم هنگ کرده است ببخشید شماره تلفن ها جابجا شده است. آیا اینجا منزل جانباز نخاعی است؟ می گویند بله. مشخصات را می‌گیرم و احوالپرسی می کنیم و از مشکلاتشان می پرسیم. معمولاً زخم بستر دارند. حدود ۳۰۰ نفر همین مشکل را دارند.

 

ساقی: بسم الله الرحمن الرحیم مطالب بسیاری داشتم اما هم شما خسته شده اید و هم دوستان مباحث را اشاره وار گفتند.

انجمن در حال حاضر به مثابه «بنیاد در سایه» است. الحمدلله آن موقع که تازه آمده بودیم مسئولین بنیاد همه سنشان از ما بالاتر بود اما درحال حاضر همه دوستان بنیاد از ما جوانتر هستند! شما جای کسی آمده اید که کار شما را سخت کرده است. آقای دکتر صمیمی که همشهری شما هم بودند آدم بسیار پرکار، متعهد و صبوری بودند و رضایت بچه‌ها را - حتی زبانی هم شده - به دست آورده بودند. شما از مدیریت منطقه آمده اید و این کار شما را سختتر می کند و عاقلانه و منطقی این است که دوستان انجمن را با مشاوره ان خود مقایسه کنید. شما امکانات انجمن را با مدیران کل در حوزه ها و کمیته هایی که دارید مقایسه کنید و ببینید کدام کار بیشتری انجام می دهند. من نمی خواهم قضاوت کنم، این بحث مقایسه هم نیست. واقعاً خلاف تدبیر مدیریتی است که از چنین امکاناتی که انجمن دارد فاصله بگیرید و از مشورت و کمک انجمن استفاده نکنید.

این بحثی که آقای اسرافیلی در رابطه با مسائل فرهنگی و چاپ کتاب مطرح کردند؛ متاسفانه خیلی از مشکلات ما در حال حاضر با وجود بودجه بسیاری که نظام و بنیاد هزینه می کنند اما روز به ‌روز نارضایتی‌ها بالا می‌رود و ریشه آن این است که ما قدر مسائل زیرساختی را نمی دانیم و فرهنگسازی در آخرین مرحله اولویت ما قرار دارد. ما در پایگاه خبریمان که یک مجموعه فرهنگی و هنری هستیم و با افتخار هم بازوی انجمن هستیم و بدون درک و توجه بنیاد، بی جیره و مواجب در خدمت بنیاد هم هستیم.

ما در این پایگاه خبری که آقای عسگری هم هستند و کمک می کنند، مددکاری،  ازدواج، صندوق قرض الحسنه داریم و مشکلات دوستان را به گوش مسئولین می رسانیم و به جانبازان درصد پایین که دست شان به هیچ جایی بند نیست کمک قرض الحسنه می دهیم. خود جانبازان کمک می کنند.

من دو مجموعه کتاب دارم که یکی از آنها مقدمه برای برگزاری جشنواره جانبازان شهید است که قرار بود کنگره‌ای هر سال برگزار شود اما به دلیل عدم پشتیبانی بنیاد و دیگر نهادها، یک سال با شکوه برگزار شد و بسیار چشمگیر بود اما بعد از آن متاسفانه برگزار نشد. ما بعد از تلاش‌های بسیار این دو مجموعه را آماده کرده ایم؛ یکی «جانبازان نخاعی شهید» است که آماده است، یکی هم «جانبازان شهید آسایشگاه امام خمینی» است که به عنوان اولین آسایشگاهی که به دستور امام (ره) تاسیس شد و شهدای آن مربوط به کل ایران هستند، آماده کرده ایم و به دنبال چاپ آن هستیم. متاسفانه مسئول فرهنگی بنیاد فقط می‌تواند بگوید امکانات نداریم.

- نصیری: ایشان (اشاره به نورچه ای، معاون فرهنگی بنیاد استان) را می فرمایید؟

 

- ساقی: ازایشان هم گلایه‌هایی داریم اما اینجا جای گلایه نیست. اما به هر حال اگر می‌توانید کمک بفرمایید ما کتاب را چاپ کنیم. راجع به مسائل و مشکلات اقشار مختلف ایثارگران است، به هر حال کتابی است که به درد ترویج فرهنگ ایثار و شهادت می خورد متأسفانه بخش فرهنگی حمایت نمی کند و بین دوغ و دوشاب فرق گذاشته نمی شود، به کسی که کار فرهنگی می کند بخشی از وظایف بنیاد را به دوش می کشد اهمیتی داده نمی شود.

مثلاً آقای مسعودی و آقای اسدزاده که بار بنیاد را به دوش می‌کشند و سالانه چند جشنواره فرهنگی ورزشی برگزار می‌کنند متاسفانه از طرف بنیاد فقط روز آخر می آیند و عکس می گیرند و می روند. دوستان انجمن که بار بنیاد را به دوش می‌کشند باید در اولویت کاری بنیاد قرار بگیرند تا کارها درست تر انجام شود. من مطالب را خلاصه بیان کردم چون خسته بودید. در هر حال مسئولیت هم سخت است و هم می تواند عبادت محسوب شود.

ادامه دارد...


کد خبرنگار : 19