تاریخ : 1397,چهارشنبه 13 تير19:45
کد خبر : 59939 - سرویس خبری : مسائل و مشکلات ایثارگران


اینهمه خرج و اینهمه غریبی!

حمیدرضا- من در عملیات کربلای پنج در تیپ پدافند شیمیایی امام سجاد (ع) داوطلبانه مشغول خدمت بودم که در هنگام عملیات برای خنثی سازی و دیدن وضعیت منطقه به همراه فرمانده گردان وارد خرمشهر شدم.

 متاسفانه بسیاری از رزمنده ها در سنگرهایشان شهید شده بودند همه بچه های سازمان آب ( افرادی که با تانکر به رزمنده ها آب می رساندند، هم شهید شده بودند) من از شدت فعالیت فقط به یکباره دیدم که صبح شده. از شدت فشار چون سرم داشت منفجر می شد، ماسکم را برداشتم و خلاصه یک روز تمام هم در منطقه در مرکز مخابرات گردان برای کمک بودم.

متاسفانه کم کم آبریزش بینی و تار دیدن محیط من شروع شد و به درمانگاهی که متعلق به لشکر 10 یا امام علی بود مراجعه کردیم و دیدم که مجروحین صف کشیده اند و خیلی ها حالشان از من بدتر است. از صف خارج شدم و وقتی به تهران آمدم، تمام لباس زیر ارتشی من سوراخ سوراخ مثل آب کش شده بود.

 تا چند سال مشکلات شدید داشتم و متاسفانه وقتی برای گرفتن درمان مراجعه کردم، مثل توپ فوتبال شوتم کردند و گفتند درست است ریه ات چیزهایی داره ولی به شما درصد تعلق نمیگرد.

 خلاصه برای بچه دار شدنم به پول الان طی 20 سال 800 میلیون تومن خرج کردم. اما دریغ حتی از هزینه زایمان! حتی پول آن را هم ندادند! به خاطر شرایط خاص حتی بیمه درمانی و تکمیلی هم بودم. الان هم همیشه وقت خواب زیر گلوم چیزی حرکت می کند و باعث می شه خواب راحتی نداشته باشم.

مهم نیست اما ما نه خوردیم و نه بردیم و نه چاپیدیم. باشد زورمان هم به کسی نمی رسد. اما جالب است همان سیستم تبلیغاتی که موقع جنگ فعال می شد، الان کجاست که حداقل صدای ما را به برخی برساند؟

بله برادر عادت کن این رسم زمانه است.


کد خبرنگار : 20