تاریخ : 1397,جمعه 10 اسفند15:49
کد خبر : 63809 - سرویس خبری : گزارش و گفت و گو

میزگرد رئیس‌ فراکسیون‌ ایثارگران مجلس با ایثارگران در دفتر فاش‌نیوز (بخش نخست)

میزگرد رئیس‌ فراکسیون‌ ایثارگران مجلس با ایثارگران در دفتر فاش‌نیوز (بخش نخست)

رئیس فراکسیون ایثارگران مجلس شورای اسلامی و چند تن از نمایندگان جانبازان با حضور در پایگاه خبری فاش نیوز طی یک نشست صمیمی، مسائل و مشکلات جامعه ایثارگری را مورد بحث و بررسی قرار دادند...

فاش نیوز - رئیس فراکسیون ایثارگران مجلس شورای اسلامی و چند تن از نمایندگان جانبازان با حضور در پایگاه خبری فاش نیوز طی یک نشست صمیمی، مسائل و مشکلات جامعه ایثارگری را مورد بحث و بررسی قرار دادند.

در ابتدای این نشست صمیمی، حجت الاسلام والمسلمین حسن نوروزی(ملقب به شیخ ایثارگران)، نماینده مردم رباط کریم و بهارستان در مجلس شورای اسلامی، آیاتی از کلام الله مجید(سوره ۲۰: طه - جزء ۱۶) را تلاوت کرد....

در اینجا توجه کاربران معزز را به گزارش کامل این نشست جلب می کنیم:

حجت الاسلام نوروزی: من فکر می کنم یکی از اهداف انقلاب اسلامی همین بیان مطالب مهم با زبان آرام است و به نظرم این موضوع خیلی مهم است. من پوزش می طلبم از اینکه قرار بود پیش از این خدمت جانبازان و ایثارگران عزیز برسیم و علی رغم قراری که گذاشتیم، موفق نشدیم خدمت دوستان برسیم.

عرض کنم حدیثی در نهج البلاغه از امیر المومنین علی(ع) داریم «بقیه السیف ...و اکثرا ولدا»؛ بقایای شمشیر یعنی بقایای جبهه هم فرزندانشان بیشتر است و هم تعدادشان. درست است که ما در اینجا هفت یا هشت نفر هستیم اما تعداد ما در سراسر کشور هشتاد میلیون و بلکه بیشتر است.

این جلساتی که می گذاریم و با قرآن شروع می کنیم، در اینجا نیت کردیم که ثواب تلاوت قرآن را به روح شهدا، برای شما و خودمان نثار کنیم و خداوند تبارک و تعالی سرنوشت جلسه ما را در این چند آیه مشخص می کند. جلسه بسیار عالی است و ان شاالله در سالروز آغاز چهل سالگی پیروزی انقلاب اسلامی منشاء خیر و تحول باشد.  

فقط خجالتمان از کمبود زمان است، چرا که واقعا وقت کم می آوریم، خدا شاهد است دیروز(روز جمعه) ناهار ظهر را هشت و نیم شب خوردیم و همیشه وقت کم می آوریم و به خاطر کمبود زمان ناراضی هستیم. افتخار ما این بود که شما را ببینیم، اگر چه از سراسر ایران در مجلس شورای اسلامی ما مراجعه کننده داریم.

دغدغه های رسانه ای ایثارگران

بهروز ساقی، مدیر مسئول پایگاه خبری فاش نیوز با بیان خیر مقدم به رییس فراکسیون ایثارگران توضیحاتی در مورد فعالیت های رسانه فاش نیوز و دغدغه‌های رسانه ای جامعه ایثارگری ارائه کرد و سپس ضمن خوش آمدگویی و بیان اینکه یک بار خلف وعده ای صورت گرفته و گروهی از جانبازان که منتظرتان بوده اند از شما دلخورند، اظهار داشت که ما با هر کس دعوا داشته باشیم با شما که دعوا نداریم، شما از خود ما هستید، به معرفی جانبازان حاضر در این میزگرد پرداخت.

به هر حال امروز خدمت شما رسیدیم؛ و چون فرصت برای بیان مسائل و مشکلات اندک است، بدون فوت وقت، ابتدا آقای یوسف مجتهد مسائل و مشکلات کلی جامعه ایثارگران را مطرح می کنند.

طبقه بندی و تشریح مسائل و مشکلات ایثارگری

یوسف مجتهد (از مسئولان و معاونان اسبق بنیاد و کارشناس مسایل حقوقی و قانونی ایثارگران که خود نیز جانباز 60 درصد قطع عضو می باشد): آقای نوروزی! خوشحالم از اینکه در جمع دوستان هستید، چون خودتان از جنس همین دوستان هستید و اگر اجازه بدهید مطالبی را خدمتتان عرض کنم.
مطلب این است که دوستانی که در مرکز هستند خودشان نه اینکه مشکلی ندارند بلکه وقتی دور هم جمع می شوند به فکر جامعه ایثارگری در سطح کشور هستند. آقای ساقی که سنگ صبور جامعه ایثارگری است و درد جامعه ایثارگری را در سطح کشور به خوبی می‌داند و واقف به مسائل جامعه است و ایثارگران هم تماس های فراوانی با ایشان دارند. دوستانی که در اینجا حضور دارند به نمایندگی از سایر تشکل‌های ایثارگران هستند و با بدنه ایثارگری مرتبط اند و تقریبا درد جامعه ایثارگری را خوب می‌فهمند و خوب می شنوند.


شما هم در جامعه ایثارگری هستید و این مسائل را به خوبی می‌دانید، وقتی اظهارات شما را رصد می‌کنیم می‌بینیم درد را بیان می کنید، اما متاسفانه یا اینکه خوب بیان نمی شود و تنهایید یا اینکه مجموعه محدودی هستید و نمی‌توانید به آنچه که مراد شماست برسید و در بعد قانون گذاری آن را محقق کنید. خصوصا" از لحاظ وضع اقتصادی که در حال حاضر در جامعه به وجود آمده است جزء مهم در جامعه ایثارگری نظام معیشتی است. در این ارتباط در چند فصل مطالبی عرض خواهم کرد اگرچه این مطالب پیش از این خدمت بسیاری از آقایان(مسئولان) گفته شده است. از آقای فیروزآبادی که رئیس ستادکل نیروهای مسلح بودند تا سایر مسئولین و حتی فراکسیون ها موضوعات گفته شده است حال هم در این جلسه که خدمت شما هستیم عرض می کنم.
از زمانی که موضوع بررسی و تصویب "قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران" در کمیسیون اجتماعی مجلس مطرح شد، بنده در خدمت کمیسیون بودم و این بحث‌ها را مطرح می کردم؛ الان هم که در خدمت شما هستم هنوز این بحث ها ادامه دارد. ولی به جرات می گویم که مجلس دهم، کمترین توجه را نسبت به سایر دوره ها به جامعه ایثارگری داشته است، نمی دانم دغدغه جامعه ایثارگری را کمتر متوجه می شوند و یا اینکه جنسشان از جنس جامعه ایثارگری نیست و درک صحیح از مسائل ایثارگری ندارند. در ارتباط با مجالس قبلی نمی‌گویم که مشکلاتی نبود، اما به نظر من این حس قبلاً بهتر منتقل می شد  و راهگشایی ایجاد می کرد.

دوستان حاضر با بدنه جامعه ایثارگری در ارتباط هستند و خود شما هم در جامعه ایثارگری هستید، می بینم که درد را بیان می کنید ولی شاید محدود هستید اما واقعیت مطلب آن طور که شاید و باید مطرح نمی شود.
متاسفانه در این دوره مجلس کمترین توجه را به جامعه ایثارگری داشته است که شاید علت این است جنس آن از جنس جامعه ایثارگری نیست و یا اینکه دغدغه های آن را ندارد.

 نظام معیشت

نظام معیشت یکی از مشکلات اساسی ایثارگران است و غالب جامعه ایثارگری با حقوق دریافتی ناچیز روزگار می گذرانند و این موضوع به دغدغه‌ای اصلی تبدیل شده است. قرار نیست اگر خانواده ای به خاطر اهداف و آرمان های نظام، سرپرست خود را از دست بدهد دریافتی آن به شدت پایین بیاید؛ اگر چه در بخش حقوق وظیفه اوضاع بدتر از اینها است.

یکی از معضلات و مشکلاتی که در جامعه ایثارگری وجود دارد نظام معیشت است؛ جناب آقای نوروزی: واقعیتش این است که به نظر من باید موضوع نظام معیشت را از حوزه رزمندگان آغاز کنیم تا پس از آن به خانواده معظم شهدا برسیم.
غالب جامعه ایثارگری حقوق حالت اشتغال را بر حسب قانون، به صورت حالت "وظیفه" می گیرند. ما به غیر از حالت پرستاری، چهار یا پنج نوع دریافتی در حوزه ایثارگری داریم (حق پرستاری یک امر جدایی است) اما آنچه با معیشت و زندگی افراد مرتبط است، حقوق حالت اشتغال و حقوق حالت وظیفه و کمک معیشت است. اما در هر سه مورد اختلاف فاحش با قانون داریم و آنچه که در اجرا وجود دارد با آنچه که در قانون است اختلاف فاحش دارد.
ما این موضوع را در دیداری که با مجموعه فرماندهان نیروهای مسلح داشتیم بیان کردیم و آنها هم به آن به خوبی واقف هستند، ولی متاسفانه هیچ اقدام مثبتی که برای اصلاحات در قانون لازم است انجام دهند تا کنون به عمل نیامده است.

شما مستحضرید که دریافتی کارکنان، (از جمله حقوق نیروهای مسلح)  مبنای آن حقوق مدیریت خدمات کشوری است؛ حقوق کارکنان دولت هم مبنایش قانون مدیریت خدمات کشوری است. حقوق حالت اشتغال هم تابع قانون فوق الذکر است، اما میانگین دریافتی جامعه ایثارگری (حقوق) با نیروهای مسلح و بنیادی ها (بنیاد شهید) را اگر مقایسه کنید مشاهده خواهید کرد که فاصله بسیار زیادی وجود دارد. این چه پرداختی است که اساس آن قانون مدیریت خدمات کشوری است ولی دریافتی جانبازان (حقوق خانواده معظم شهدا اگرچه یک ترمیم جزئی شد و اگر لازم شد می گویم ولی باز فاصله دارد) با آزادگان باید دارای این فاصله زیاد باشد!


جناب  آقای نوروزی،  به طور مثال، یک آزاده در ابتدای سال ۹۱ با یک افزایش ساده به عنوان حکم حقوقی می گیرد و این عدد ثابت مبنای حقوق ۶ می شود، عدد ۱۲سال+  عیدی (که هر سال دولت تعیین می کند) به هرحال هرچه باشد پرداخت می شود. اما در مورد کارکنان دولت، این عدد از اصل حقوق بیشتر است. ما در جاهایی که هستیم این موضوع  را به خوبی مشاهده می‌کنیم. به طور مثال در جایی که داریم خدمت می کنیم میانگین پرداختی ۱۹ ماه حقوق است؛ در کنار آن به مناسبت های خاص و تحت عناوین ولادت ائمه، هدیه و غیره پرداخت هایی  می‌شود. این موضوع نشان دهنده آن است که نظام یک نگاه مناسبتی به کارکنان دارد اما ایثارگران فقط بر مبنای یک عدد ثابتی دریافتی دارند و رها شده اند. دوستانی که در اینجا هستند و به موضوع ایثارگری رسیدگی می کنند ممکن است در زندگی فرصت هایی داشته اند و توانستنه اند به موقعیت مناسبی برسند اما وقتی شما به روستاها و شهرستان ها می روید، پرداختی ها به جامعه ایثارگری به عنوان صدقه ای (خصوصاً با این وضعیت اقتصادی که پیش آمده) تبدیل شده است.
شما ببینید ارزش پول ما چقدر کاهش پیدا کرده است؛ من این را خدمتتان بگویم که یک روز حکم حقوقی جانبازی را دیدم که سردار است (حالا شاید نام بردن از ایشان درست نباشد) این سردار دو پا قطع، دو چشم نابینا و با کلیه پیوندی است.
من حساب کردم ایشان دو میلیون و سیصد هزار دریافتی دارد. ایشان اگر یک بسیجی بود این مبلغ به یک بسیجی داده می شد که دائما روی ویلچر است. در سپاه هم همین مبلغ داده می‌شود؛ در حالی که غیر حالت اشتغال باشد دریافتی او باید در مجموع ۶ میلیون تومان شود. ببینید فاصله ی دو میلیون و سیصد هزار تومان تا  ۶ میلیون تومان چقدر است! چطور این نابرابری در نظام پرداخت محاسبه می شود در حالی که در یک جا کمترین حد و در جایی دیگر بیشترین سقف در نظر گرفته شده است.
به نظر می رسد اگر این شخص برود در سیستم خودش کار کند مسلما دریافتی اش بیشتر خواهد بود. بنابر این درست نیست اگر خانواده ای سرپرست خود را از دست بدهد و یا سرپرستش به خاطر نظام از کار افتاده کلی شود، فیش حقوقیشان نسبت به قبل به شدت کاهش پیدا کند.

شما همین نظامات دنیا را بررسی کنید، به طور مثال در خاورمیانه  برای اینگونه وضعیت‌ها چارچوبی دارند و برای فرد همطراز ضریب دو را مبنا قرار می دهند و دو برابر پرداختی یک فرد غیر آسیب دیده را شامل می شود.  ولی در نظام پرداختی ما چنین حالتی موجود نیست.


نوروزی: منظور شما حالت اشتغال است؟
 مجتهد: بله این ها را با هم تطبیق می کنیم چرا که تطبیق پرداخت ها را در سیستم پرداختی داریم. من می‌خواهم بگویم برای بسیجی همین است. اگر فردی حالت اشتغال شد، وضعیت استخدامی قبلی اش دیگر اهمیت ندارد، حالت اشتغال همطراز با دیگر افراد در نیروهای مسلح است و با او همانند یک فرد دارای وضعیت رسمی برخورد می‌کنیم. حال شما یک فرد بسیجی را مشاهده کنید که از لحاظ معیشتی چه وضعیتی دارد، اما بدتر از آن، وضعیت وظیفه های ارتش است که متاسفانه ظلم مضاعف به آنها در بحث حالت اشتغال می شود.
در مورد وضعیت یک بسیجی می شود به سپاه گفت یک حکمی را صادر و به بنیاد شهید بدهد تا بر مبنای آن چیزی بدهد، اما در ارتش چنین نیست، وضعیت وظیفه ها بدتر است. در ارتش با اینکه همان شخص از کار افتاده و از دو چشم نابینا و ویلچری است اما در نظام پرداختی هنوز همان حقوق وظیفه اش را فقط دریافت می کند و این خنده دار است.
در مورد موضوع بیمه ما توانستیم حرفمان را به آقای فیروزآبادی بقبولانیم ولی ایشان، بعد از این موضوع کنار رفت و بعد سردار باقری آمد. الان چند وقت است که می خواهیم ایشان را ملاقات کنیم اما تاکنون موفق نشده ایم.


حجت الاسلام نوروزی: یک روز من در مجلس نطق می کردم می خواستم بگویم آقایان سپاه شما چرا سکوت کردید، اما بی غرض گفتم چرا خفه خون گرفتید. آنها از من شکایت کردند که به ما توهین کرده اید؛ در حالیکه من توهین نکرده بودم و گفتم که چرا به مشکلات ایثارگران نمی رسید.


مجتهد: حاج آقا! من خودم سپاهی هستم، کاری به دریافتی از بنیاد ندارم، الان  سردار «زاده کمند» که به جای ایشان در معاونت نیرو آمده است و با ایشان در تماس هستم از من سوال کرده که مشکل شما چیست؟ گفتم: "شما همه چیز را رها کرده اید، یعنی واقعیت مطلب این است که ایثارگران ول شده اند. بخصوص بسیجی ها؛ حال ممکن است کادری ها خود را به یک جایی وصل کرده باشند اما بسیجی ها و وظیفه ها به حال خود رها شده اند".
همانطور که قبلاً گفتم وضعیت حقوق وظیفه بدتر از این حرف ها است، چرا که هم در کمیت و هم در کیفیت آن مشکل داریم و در کمیت این است که راه را بسته اند. به طور مثال، جانبازان استان اردبیل هنگامی که در مجلس پیگیر موضوعشان شدم خوشبختانه به حقشان رسیدند، اما بقیه جانبازان کشور به حال خود رها شده‌اند چرا که بعد از کار افتادگی هیچ مسئولی وظیفه خود نمی داند که موضوع را رسیدگی کند و به این خاطر ماده ۳۸ در جامعه رها شده است. اگرچه این ماده به کندی اجرا می شود، در حالی که باید تطبیق درجه ای انجام شود و حالت اشتغالی دو درجه بالاتر از درجه فرد باشد.


پس اگر به معیشت توجه شود بخش اعظمی از مشکلات جامعه ایثارگری حل خواهد شد. همین رزمنده ها و جانبازان زیر  ۲۵درصد را ببینید که چه وضعیت معیشتی بدی دارند.  متاسفانه در وزارت دفاع هنوز همان مبلغ ۶۰۰ هزار تومان (یعنی حداقل حقوق) را مبنا قرار می دهند‌ و هر ۴۵ روز هم به آن آب می بندند و پس از بالا پایین کردن های بسیار، با تاخیر پرداخت می‌کنند.
در مورد جانبازان زیر ۲۵ درصد، همان طور که در قانون آوردید کمک معیشت به همه آنها پرداخت نمی‌شود.  متاسفانه بنیاد شهید در این پرداخت هایی که حداقلی است اقدامی نمی کند؛ اگرچه ما منطبق با این حداقل ها هم مشکل داریم.
شما مدیران بنیاد را ببینید، (به طور مثال در صندوق اشتغال)  یک مدیر حقوق حداقل ۱۹ میلیون تومانی دریافت می‌کند، بعد سایت ها به رئیس بنیاد مستضعفان گیر می دهند، اگرچه آقای "سعیدی کیا" به عنوان رئیس بنیاد مستضعفان، حقوق ۱۹ میلیون تومانی می‌گیرد اما می‌گوییم نوش‌جانش، اشکالی ندارد چون دارند، به مستضعفان خدمت می کنند؛ در حالی که دارند از بنیاد مستضعف زدایی  و مدیران را متمکن می کنند تا بعدا اگر وقت شد به مستضعفان جامعه  برسند!
در این مورد شما نگاه کنید روزی که تحقیق و تفحص از بنیاد شهید آغاز و مدارک و مستندات آن را تقدیم مجلس کردیم، باز هم هنوز حدود بیست هزار سند اسکن شده با جزئیات  را دارم.
کاری نداریم که برای این موضوع پیش قاضی دادگاه رفتیم و او هم یک چیزی گفت که ناراحت شدیم منظور او این بود که مستقل نیستیم و تحت فشاریم. او گفت که رئیس بانک دی را جلب کردم اما تماس گرفتند که جلب نکنید؛ بعد گفتند که حکم را تبدیل به وثیقه کنید.  وثیقه ۵۰۰ میلیارد تومانی گذاشتند. آقایان سند ملک ۴۰۰ میلیاردی در تهران که متعلق به مجموعه فروشگاه های زنجیره ای شمال بود را وثیقه گذاشتند و بعد از آن درخواست شد که به قرار کفالت تبدیل شود و در آخر هم هر چه ما گفتیم این کار را نکنید اما تبدیل به کفالت شد. اینها همه نکته است و ما نمی خواهم بیشتر از این ورود کنیم، اگر چه در خود بانک دی طرف حقوق ۲۰ میلیون تومانی می‌گیرد، می گوییم نوش جانش، ولی ای کاش حداقل به این ۲۰ میلیون راضی باشند. اینها زد و بندهای پشت پرده شان خطرناک تر ار دریافت حقوق های نجومی است و متاسفانه در شبکه بانکی بین ۵ تا ۱۰ درصد وام های کلانی که به افراد داده می شود را بین خود توزیع می کنند، این موضوع را آدم چگونه بگوید.
 طرف وقتی ۲ میلیارد تومان پورسانت می‌گیرد آیا ما فقط به 20 میلیون حقوقش باید گیر بدهیم؟! متاسفانه آنها با دادن آدرس غلط دارند ما را از مسیر منحرف می‌کنند. من نمی گویم  طرف کمتر از ۲۰ میلیون بگیرد؛ حالا ممکن است درس خوانده و تلاش کرده باشد ولی ای کاش راضی به همین مقدار باشند که اگر به آن قانع بودند دیگر مشکلی نداشتیم؛ حال زد و بندهای پشت آنها چیست بماند وارد این گونه مسائل نمی شویم.

درمان ایثارگران
 
حسن ابوطالبی، نایب رئیس انجمن جانبازان نخاعی و رئیس گروه پیگیری تهران: واقعیت بحث درمان ایثارگران این است که این موضوع دارد بازیچه یک جریان می شود، آنهم درمان جانبازان! من یک مقدمه ای عرض کنم، حاج آقا نوروزی آیاتی از کلام الله مجید را تلاوت کردند و تفسیری فرمودند، این موضوع  نشان دهنده این است که اگر چه کار بلد بودند ولی عمل زده نشده اند.
در مورد داستان حضرت موسی(ع) که فرمودید، شاید چهل تا پنجاه سال زندگی ایشان را بیان کردید و زندگی جانبازان و ایثارگران هم به همین سرعت می گذرد اما متاسفانه نه آن طوری که باید بگذرد. چشم بر هم بگذارید تتمه آن هم از بین می رود و حقوقی که سهم آنهاست یکی یکی دارد بی پاسخ می ماند. از طرف دیگر آنچه را که بیان کردیم مورد تایید شما هم هست اما نشان می دهد که ظاهرا دست شما هم در مجلس بسته است.
نوروزی: به نظرم باید برای مشکلی که اشاره کردید یک چاره ای بیندیشیم  و یا اینکه الان که در خدمتتان هستیم یک راه چاره ای برای این معضلات پیدا کنیم.

الان همین بحثی که آقای مجتهد فرمودند به یک بخش جزئی از  آن اشاره کنم، باید بگویم که برخی از جانبازان بسیجی هستند که بر اساس ماده ۳۸ حقوق به آنها تعلق می گیرد، اما ما هر چه پیگیری می‌کنیم ‏ به در بسته می خوریم. قانونی که در مجلس تصویب شده است کی می خواهد اجرایی شود. به بنیاد می رویم، می گویند سپاه، به سپاه مراجعه می کنیم می‌گویند حکم زدیم، می‌گوییم نمونه اش را بدهید، متاسفانه ارائه نمی‌دهند.
در این راستا اخیرا با مسئولان بسیج جلسه گذاشتیم و گفتیم شما متولی بسیجیان هستید؛ چرا فکری به حال آنها نمی کنید؟ اگر چه آنها قصور را گردن بنیاد شهید می اندازند و بنیادی ها هم آخر سر می گویند ما پول نداریم. بالاخره معلوم نیست که چه خبر است، یک وقتی خود را زیر سوال برده یا اینکه اصل حق را زیر سوال می برند و می گویند پول نداریم اما بالاخره در این کلاف سردرگم باید معلوم شود که سر و ته آن کجاست.


حیدر بنایی (مدیر مناسب سازی حمل و نقل در امور جانبازان و معلولان): تهش می‌گویند حکم زده اند اما به دست ما نرسیده است، اگر چه متاسفانه ما ایثارگران، تبدیل به توپ فوتبالی شده‌ایم که بین سپاه و بنیاد پاسکاری می شود. یکی می‌گوید حکم نرسیده، یکی می‌گوید من حکمی ندیده ام. اگر چه بعد از مدت ها تلاش توانستیم بگوییم حکم آقای مجتهد را بدهید تا حق و حقوقش را بگیرد اما نمی دهند. متاسفانه حکمی به دست بسیجی نمی‌دهند که بر اساس آن بفهمد طبق قانون باید چقدر دریافتی داشته باشد. برای همین است که دست بنیاد شهید باز می‌ماند و گفته می‌شود حکم هم این است که ما داریم؛ در صورتی که ما مطمئن هستیم آنها حکم را اجرا نمی‌کنند و دارند بازی می‌دهند.


محمود غیاثی، از بنیانگذاران انجمن جانبازان نخاعی و مسئول امور ایثارگران راهنمایی و رانندگی:  در همین ابتدای امسال با سردار شریفی در سپاه جلسه داشتیم، گفتند که ما حکم ها را زده ایم و حکم سه چهار میلیون تومانی برای جانبازان بسیجی نداریم. چرا چون پرداختی های بالای ۴ میلیون تومانی برای جانبازان بسیجی در بنیاد مرسوم نیست و این خود یک تناقض است. به قول معروف آدم نمی داند که قسم حضرت عباس را قبول کند یا دم خروس را. حرف سپاه و حکمی که ادعا می کند را بپذیریم یا اینکه آنچه که بنیاد شهید می گوید را باید قبول کنیم.
 از طرف دیگر الان در رابطه با این بحث حالت اشتغال، اکثر ایثارگران به سن بازنشستگی رسیده اند و  در رابطه با این موضوع  هر روز که مسئولان تعلل کنند، تبدیل به مبلغ کلانی خواهد شد. یا اینکه باید بگویند آن را نمی‌دهیم و زیر بار پرداخت نروند. (حال یا با زور یا سرپوش گذاشتن بر آن) یا اینکه بپذیرند در این صورت هرچه که از زمان پاداش سنوات بگذرد این بار سنگین تر شده و عملا تبدیل به بحران می شود. اما بالاخره باید یک  فکری برای سنوات ایثارگران بشود.
بنایی: یک قانون یا باید تصویب شود یا اگر تصویب نشود باید فکری برای حل معضلات مرتبط با آن کرد، اگر هم مسئولان الان کاری نکنند، دو سال دیگر بار این مشکلات در کشور سنگین تر خواهد شد.
غیاثی: متاسفانه ارتش وظیفه ها را داخل قانون نمی داند، به طور مثال، زمانی که آقای ایزدی معاون بنیاد بود گفت: "ما به ارتش می‌گوییم حکم بزنید". در حالی که گفته می شود طوری هماهنگ کرده بودند که فقط احکام بر مبنای درجه  استواری به آنها داده شود. آن وقت حقوق جانباز نخاعی با توجه به این مشکلات بین ۱/۵ تا ۳/۵ است. این موضوع در هیئت دولت هم مطرح شد و ما نزد آقای جهانگیری و نوبخت موضوعات را عنوان کردیم؛ اگرچه می گفتند به آنها توجه  می‌کنیم  و با تعجب گفتند چطور ممکن است چنین چیزی در کشور باشد.

این موضوع هم شامل یک فرد وظیفه و هم یک ارتشی می‌شود که میانگین "یک جانباز نخاعی" است، اگرچه حق پرستاری هم قطع می شود و در نهایت، آن مبلغی که به دست همسر یک جانباز نخاعی می رسد یک میلیون و دویست هزار تومان است تا بتواند امورات یک خانه را اداره کند.
به هر صورت اگر چه آنها بعد از کلی اصرار و بازی که بر سر ما در آوردند، در نهایت یک مبلغی را اضافه کردند اما حرف ما این است که این مبلغ را چرا جزو حقوق قرار ندادید تا بعد از شهادت یک جانباز، مشکلات مالی در کنار مشکلات خانوادگی باقی نماند؛ اما متاسفانه این کار را هم نکردند. ولی در رابطه با وظیفه ها، وضعیت به مراتب بدتر است و مسئولان جوابگو نیستند، نه ارتش و نه  بنیاد. متاسفانه فقط پرونده آنها را به بنیاد شهید منتقل کرده‌اند و همچنان راکد مانده است.
مثلا قبلا یک کارت فروشگاه های اتکا به ایثارگران داده می شد و یک ایثارگر می توانست با آن قسطی خرید کند، اما الان آن کارت را به همراه دفترچه خدمات درمانی از ما پس گرفته‌اند. یا به طور مثال، قبلا می توانستیم به نزد دندانپزشکی برویم اما الان این امتیاز را  هم از ما گرفته اند تا نتوانیم از مزایای آن استفاده کنیم. می خواهم عرض کنم که الان مظلوم‌ترین قشر، قبل از بسیجیان، وظیفه های ما در نیروهای مسلح  هستند که وضعیتشان خیلی بغرنج تر از سایر اقشار است.
ابوطالبی: یک جانباز نخاعی که دارای مدرک پزشکی است و وظیفه ارتش است، در حکم او بی سواد زده شده و هر چه می گوید بابا این مدرک پزشکی من است اما زیر بار نمی روند و می گویند حکم شما قبلا خورده و موضوع تمام شده است. اما بالاخره باید یک فکری برای این موضوع کرد.
بنایی: یک نکته‌ای را عرض کنم، برخی از دوستان به حالت اشتغال ها اشاره کردند. به طور مثال بچه های کمیته انقلاب اسلامی که در نیروی انتظامی ادغام شدند، جزو بهترین افراد در این تشکیلات بودند. وقتی که پای صحبتشان بنشینیم، متوجه این موضوع می شویم که هنوز حق آنها ادا نشده است. البته بگذریم که حکم بنده را حضرت آقا توشیح فرمودند، اما متاسفانه این حکم، از سال ۷۲ تا زمان بازنشستگی ام  تکان نخورده است؟!


در صورتی که رفقای همسنگر من که بعضی هم به جبهه نرفتند، به ترتیب درجه های خود را گرفته اند و برخی هم رتبه های خود را دریافت کرده اند. در صورتی که حضرت آقا فرمودند" اگر می خواهید پرسنلتان خوب کار کنند، به این جانبازان برسید" چرا که اگر به پرسنل رسیدگی کنید و  فردای روزگار کسی جانباز و یا شهید شد، توجه به این آدم ها مهم تلقی می شود و بنا بر این اگر پرسنل مطمئن شوند، با اطمینان بیشتری کار می کنند.
 اما متاسفانه الان این گرفتاری هست که شما  که سی سال است حالت اشتغال برای فردی زده اید، با کسی که همقطارش بوده   و روی ویلچر است، ار لحاظ حقوق ماهیانه یکی است، اما دیگری پاداش و غیره می گیرد، اگر چه معادله ای یکسان اختصاص داده نشده است؟ هر چه که برای مسئولان ذیربط مصداق آورده می شود ولی زیر بار نمی روند. چنین اتفاق جدیدی که باید به داد آنها برسد نمی‌افتد، به قول آقای غیاثی در این صورت فردا هم زن و بچه های ما گرفتار همین مشکلات خواهند شد.
چون ما کاسب نبودیم که به دنبال کاسبی برویم و یک حرکت‌هایی بکنیم؛ همین روال را ادامه داده و به این حقوقی که داریم  قانع بوده ایم. اما الان تصور می کنیم که فردا زن و بچه و زندگی ما چه باید بکنند و دلشوره ها به وجود خواهد آمد. بالاخره زندگی می گذرد، چه حرکت کنید و چه حرکتی نکنید. اما باید قبل از اینکه دیر شود به داد آنها برسید.
ابوطالبی: من چون در حوزه جانبازان نخاعی فعالیت می‌کنم و  از زمان آقای زریبافان درگیر موضوعات آن هستم، به عنوان یک جانباز نخاعی باید بگویم حرف ما این است که حقوق ما کفاف زندگیمان را نمی دهد، به خصوص جانبازانی امثال من که از پا افتاده اند.  به طور مثال در سال ۹۵ پس از کلی اصرار ایشان(شهیدی) پذیرفت که بنشینیم و با کارشناسان بنیاد کار کنیم و بعد پیشنهاد بدهیم؟

در حالی که اگر بخواهیم زندگی یک جانباز گردنی بچرخد بایستی حداقل ۱۸ میلیون تومان به طور ماهیانه برای او در نظر گرفته شود؛ اما الان چقدر به او پرداخت می‌شود؟ فقط شش میلیون و خرده ای (با حق پرستاری و حقوق) پرداخت می شود.
یعنی طوری شده است که یک جانباز گردنی (نریمانی) به خاطر همین وضعیت، (نبودن مداوم پرستار بر بالای سرش) از روی تخت با صورت بر روی زمین سقوط کرد و وقتی هم شهید شد هفت میلیون تومان بابت پرستاری بدهی داشت.
متاسفانه دردی که از این فاجعه به ما وارد شد (به خاطر اینکه کسی پیش او نبود) بسیار بیشتر از بحث های مالی و این طور چیزها بود.
این موضوع در حالی اتفاق افتاد که پیش از آن نمایندگان انجمن در نشستی گفته بودند باید به صورت ماهیانه حداقل ۱۸ میلیون تومان برای جانباز گردنی در نظر گرفته شود تا توانایی یک زندگی معمولی را داشته باشد. اما در اجرا آقای شهیدی گفت من این مبلغ را می دهم. آقای ساقی هم در جلسه بود؛ ولی هفته بعدش که جلسه دیگری گذاشتیم گفت نمی توانم بدهم بیایید برویم پیش رییس جمهور. گفتیم شما وقت بگیرید تا نزد آقای روحانی برویم.
بعد از پیگیری‌های ما گفته شد که نمی توان از آقای روحانی وقت گرفت. بنابر این اگر نزد آقای جهانگیری برویم بهتر است. پیش آقای جهانگیری رفتیم و بعد از کلی بحث و جدل، در حالیکه جانبازان در فضای مجازی هماهنگ کرده بودند بیایند جلوی مجلس، اما به عنوان انجمن این موضوع را مدیریت کردیم که بچه‌های ویلچری به خیابان کشیده نشوند و به نظام ضربه نخورد.
بر این مبنا با این و آن صحبت کردیم تا اینکه جلسه‌ای با آقای جهانگیری و نوبخت برگزار شد که نمایندگان انجمن هم حضور داشتند و پذیرفتند که مبلغی را اختصاص دهند. این درحالی است که می‌دانید وقتی آقای نوبخت شروع به صحبت می کند اول یک روضه ای می خواند که کشور چه وضعیتی دارد، بعد از آن به صورت قطره چکانی اعتبارات را اختصاص می‌دهد. در این جلسه قبول کردند که مبلغ را افزایش دهند الان هم بعد از کلی پیگیری، مبلغ یک و نیم میلیون تومان اختصاص داده اند.

بنایی: البته برای جانبازان کمری قرار بود سه میلیون و ششصدهزار  و برای جانبازان گردنی چهار میلیون و ششصدهزار تومان اضافه کنند، ولی کلا آن چیزی که عملی شد فقط مبلغ یک میلیون و دویست هزار تومان بود.
غیاثی: همین یک میلیون و دویست تومان را هم قرار بود که به حقوق ماهیانه اضافه کنند چرا که همسران جانبازان ویلچری به دلیل کمک به جابجایی همسرانشان واقعا آسیب دیده اند و خدای ناکرده اینطور نشود که بعد از فوت شوهرانشان به گدایی بیفتند. در حالی که بسیاری از  همسران جانبازان به خاطر دل خودشان ازدواج کرده اند یعنی برخلاف نظر خانواده و به خاطر اسلام، نظام و انقلاب و عشق به امام با جانباز نخاعی وصلت کرده اند.
طرف ۵۰ سالش شده و شوهرش هم فوت کرده، خودش هم بریده، چرا که در این ۳۰سال فقط جان کنده است؛ خب چقدر باید حقوق بگیرد؟ فقط یک میلیون و دویست هزار تومان؟ متاسفانه بعد از این جلسه به هر دری زدیم که این مبلغ را به حقوق یک جانباز اضافه کنیم میسر نشد تا لااقل بعد از فوت، خانواده بتواند حداقل ۳ تا ۴ میلیون تومان حقوق بگیرند.


ساقی:  عنوانش را وام حق همیاری گذاشته اند تا هر موقع که تصمیم گرفتند، در فیش حقوقی جانباز بیاورند و هر زمان خواستند حذفش کنند.
نوروزی: نمی دانید ماده آن چیست؟
مجتهد: این موضوع قانونی ندارد و فقط یک توافق است.
 بنایی: یک میلیون و دویست مال دو سال پیش بوده الان از ارزشش کاسته شده است.
 غیاثی: الان همسر من با جانباز های دیگر دارند برای جانبازان زیر ۲۵ درصد کمک جمع می‌کنند. و پسر من که پریشب این موضوع را فهمید سرزنشم کرد که این همه شهید دادید آخرش ۵ تومان ۱۰ تومان باید برای رزمنده‌ای پول جمع کنید! نه درصد می دهید و نه او را می کشید که راحت شود و خانواده اش یتیم بشود تا تحت پوشش کمیته امداد قرار بگیرد!
پسرم چون خودش بسیجی و دلسوخته است از موضوع ناراحت شده بود که شما چرا  مسائل را سمبل  می‌کنید و الان زنها باید 5تومان 10 تومان کمک جمع کنند.
 به هر حال عرض من این است که مردم وقتی ایثارگران را اینطوری ببینند نخواهند گفت شما که جان خودتان را دادید آیا باید اینگونه زندگی کنید؟

ساقی: من فکر می‌کنم این مسائل را دوستان به زبان های مختلف و از جاهای مختلف به شما منتقل می کنند، عرض من این است که باید یک راهکاری برای این که از تکرار این مکررات جلوگیری شود اتخاذ گردد؛ اگرچه متاسفانه عملا ساز و کار طوری نیست که وقتی در مجلس یک قانونی می خواهد  تصویب شود ، ایثارگران مورد مشورت  قرار بگیرند.
 اجازه بدهید دو مطلب را در اینجا مطرح کنم که شاید راهکاری برای آن پیدا کنیم.
۱- مشکل نظارت در اجرا است و چیزهایی که شما زحمت می کشید و با خون دل خوردن(خوب یا بد) تصویب می کنید اما در عمل بسیاری از دستگاه ها به صراحت می‌گویند ما آن را اجرا نمی‌کنیم؛ محترمانه اش این است که می گویند نمی‌توانیم و یا اینکه بی احترامی می‌کنند و می‌گویند اجرا نمی‌کنیم چون شما مملکت را خوردید و بردید.
۲- برای این که مشکل تزاحم  قوانین و تلمبار شدن آن پیش نیاید باید ساز و کاری ایجاد کرد که تعامل بین مجلس و ایثارگران و جامعه هدفی که برای آنها قانون تصویب می کنید به گونه ای باشد که اگر طرحی بخواهید ارائه بدهید لااقل از طرف آنها مطمئن باشید که طرح پخته ای است و ایرادی نداشته باشد.
به نظر من حتی اگر دولت هم بخواهد طرحی بدهد، طوری باشد که با جامعه ایثارگری هماهنگ باشد، یعنی تعامل دو طرفه بین مجلس و ایثارگران نهادینه شود. یعنی فرداروز اگر شما در مجلس توانستید کاری بکنید، ناخواسته همان آش و همان کاسه نشود.
 به نظر من اگر ما این دو بخش اساسی را بتوانیم ساماندهی کنیم مسلما برای بقیه مسائل راهکاری پیدا خواهیم کرد.
 به طور مثال، در اینجا ببینید آقای مجتهد یا سایر دوستان چقدر خوب مطالب را بیان می کنند، اما موضوع مهم این است که بسیاری از  آنها باید جنبه اجرایی و عملیاتی به خود بگیرد.


مجتهد: به هرحال موضوع معیشت در جامعه ایثارگری بحث بسیار مهمی است که باید به آن توجه شود، در مورد سایر مسائل اگر قانون به خوبی اجرا شود بخش مهمی از مشکلات حل خواهد شد.
 نتیجه اینکه معیشت موضوع فراگیری است که حتی برای آن می توان یک جلسه ۱۰ ساعته گذاشت و به بندبند این موضوع پرداخت و گفت که چه اتفاقی دارد می‌افتد و چه راه حلی دارد.

ادامه دارد...


کد خبرنگار : 23