تاریخ : 1398,سه شنبه 28 خرداد15:35
کد خبر : 67280 - سرویس خبری : اخبار

 بُهت فرزند شهید در برابر شهید + عکس

بُهت فرزند شهید در برابر شهید + عکس

آخرین جلد از مجموعه شهدای مدافع حرم، شرحی بر داستان زندگی شهید صادق عدالت‌اکبری است که به همت انتشارات روایت فتح منتشر شد.

در ماه‌های اخیر به تناسب موضوع سراغ کتاب هایی با موضوع مدافعان حرم رفته‌ایم؛ کتاب‌هایی که به مانند کتاب‌های رزمندگان دوران دفاع مقدس حالا دارند جایشان را به مرور میان مخاطبان باز می‌کنند. با این تفاوت که سوژه‌های این کتاب‌ها نه مربوط به دهه ۶۰ که مربوط به همین سال‌ها و همین روزها و از میان افراد همین جامعه است که شاید خیلی‌هایشان را در کوچه و خیابان هم دیده باشیم. اخیراً هم دوباره یک کتاب دیگر از این سنخ منتشر شده است.



کتاب «آخر شهید می‌شوی» به قلم حسین شرفخانلو فرزند شهید شرفخانلو، پانزدهمین و آخرین جلد از مجموعه شهدای مدافع حرم، شرحی بر داستان زندگی شهید صادق عدالت‌اکبری است که
به همت انتشارات روایت فتح منتشر شد. صادق عدالت‌اکبری در تاریخ چهارم اردیبهشت ۹۵ در دلامه سوریه و در روز وفات حضرت زینب (س) به شهادت رسید.

حسین شرفخانلو، درباره انگیزه تالیف این کتاب در مقدمه کتابش نوشت: «حکایت زندگی و شهادت صادق و حماسه‌ای که مادرش روز تشییع آفریده بود، چیزی نبود که بشود بی‌آن‌که به آن خیره نگریست، از کنارش رد شد؛ نه خیره که با بُهت تمام.

مگر می‌شود در زمانه‌ای که سهم خواستن از سفره انقلاب رسم شده و جماعتی به سهم‌خواهی و زیاده‌خواهی، چهارزانو و دولُپی نشسته‌اند سر غنایم و تا «بَلَغَتِ الحُلقوم» دارند می‌بلعند، سردارزاده‌ای که می‌توانست تمام اسباب رفاه را مهیا داشته باشد و پدرش سهمش از جهاد را در سال‌های جنگ و در جبهه‌های کردستان تمام و کمال پرداخته، امروز به هوای جهاد و شهادت، دل از راحت و آسایش و امنیت بردارد و راهی خط مقدم و جبهه مقاومت شود و از غربت شهید برگردد.

داستان زندگی صادق عدالت‌اکبری و مادری که او را بزرگ کرده و به ثمر رسانیده و راهی جبهه‌اش کرد، آن‌قدر شیرین و پر از حماسه بود که دلم پر شد از خواستنش و خواستن جرأتم داد تا همان‌جا در جلسه رونمایی کتاب «شبیه خودش»، از پدرش بخواهم اجازه دهد صادق را روایت کنم و افتخار از صادق نوشتن را به من بدهد و چه فخر بزرگی را حاج رضا، در کمال بزرگواری به من داد و منِ ساده‌دل چه می‌دانستم که با دلی دریایی مواجهم و باید با چشم مور به تماشای کوه بنشینم و این‌بار بناست راوی عظمتی باشم که از دامن زن به معراج رفته است.»
 


منبع : جام جم