تاریخ : 1398,یکشنبه 23 تير17:43
کد خبر : 68162 - سرویس خبری : بدون ویرایش از شما


نیایش نامه

علی شیرین - وقتی که سپیده دمان با ندای درون از بستر گرم آرامش بر می خیزم، حس دوباره زندگی، دوباره زنده بودن و دوبار گی زایش و پویش در من جوانه می زند.به مدد حیات دوباره او چشم که می گشایم و دامان طبیعت را نظاره می نشینم ،ندای درونم می گوید سپاس مرخدایی را که حیات دوباره به من بخشید تا دیدنی های جهان بیرون و درونم را دگر بار نظاره کنم. حکیما، رحیما و کریما سپاس بیکران به درگاه بی منت و الطاف بی حد ت که مدام بر وجود مان جاری و از زلال این لطف و مهر بی نهایتت وجودمان سرشار است.

معبودا، معشوقا و محبوبا سپاس بیکران من نثار پیشگاهت که دوباره در صبحگاهی دیگر به من نیروی بازکردن پلک هایم را عطا کردی تا به روی هستی بیکران وزیبایت چشم گشایم و در دریای معارف و دا نش ها، بدنبال حقایق زندگی و هستی بکاوم و بیندیشم و درخت تفکر و تعقل را سیراب وسرشارکنم. سپاس وستایشم به درگاهت و شکر بی کران نثارت که به من دوباره روح حیات بخشیدی تا چشم بگردانم در اعماق درونم و هستی و وجود و چیستی ام را شخم بزنم، بدانم که کیستم، کجایم و کدامین سو می روم و آخر وطنم کجاست!

ای خدای زیبا و ای جمال بی مثال، جبین شکر بر درگاهت می نهم، بخاطر اینکه بار دگر نیروی نگریستن به زیبایی ها، شگفتی ها، پروازها، پریدن ها و بالیدن ها را در صبح دیگری به من عطا کردی . خدایا، خالقاو مهربانا سپاس بیکران به پیشگاهت که دگر باره به من رخصت دادی تا دیداری تازه کنم با همنشینانم، هم کیشانم و همراهانم و گام های بلندشان را در ره زندگی ببینم ،انرژی بگیرم و خرسند شوم.

 وقتی که سپیده دمان با ندای درون از بستر گرم آرامش بر می خیزم، حس دوباره زندگی، دوباره زنده بودن و دوبارگی زایش و پویش وجوشش در من جوانه می زند، ندای درونم می گوید: سپاس وسپاس فراوان خدایی را که روحی دوباره بخشید تا دیدنی های جهان بیرون و درونم را نظاره کنم و...اما چیست رمز آفرینش و زایش دوباره،غیر از ستایش و نیایش وسایش جبین سپاس به درگاه دادار هستی و کریم بنده نواز !


کد خبرنگار : 21