تاریخ : 1398,شنبه 06 مهر16:58
کد خبر : 69771 - سرویس خبری : ادبیات ایثار و شهادت

خسته‌ترین در فراق تو!

در چهارمین سالگرد جانباز شهید، محمد رضا پاکیزه؛

خسته‌ترین در فراق تو!

مانده بودم در چهارمین سالگرد شهادت تو چه بگویم که در من "هزاران هزار کلمه "به احترام تو قیام کرده است، در صفحه سرد کاغذ برای نوشتن...

همسر جانباز شهید پاکیزه - دلنوشته ای به وسعت یک عشق بی انتها ... ارادتی ناتمام و... دلدادگی ای بی نهایت «من الغریب الی الحبیب»!

خدایا! می دانم که می بینی برای شهادت یاران، تا می گویم، سخن هم گریه می کند!

مانده بودم در چهارمین سالگرد شهادت تو چه بگویم؛ که در من "هزاران هزار کلمه "به احترام تو قیام کرده، در صفحه سرد کاغذ برای نوشتن.

به خود گفتم کاش می آمدی، این کلمات و بی حوصلگی ها و نگرانی ها و خاطرات را از قلب من برمی داشتی. کاش وسط این خواستن ها و نرسیدن ها طلوع دیگری داشتی و غروب این  غصه ها می شدی.

بگذار در چهارمین سالگرد رفتنت به دلتنگی ها نقابی بدوزم و بغض هایم را به آن بیاویزم که کسی شک نکند من در فراق تو "خسته ترین بانوی دنیایم"

مهربانم! عدد چهار به سرعت آمده بود؛ انگار کمتر از چهار ثانیه و من دنبال یک تکه ماه می گشتم ....

دستم را با احترام بر قلبم گذاشتم، خودم را کنار قبرستان بقیع جای دادم، گفتم امام سجاد(ع)! شما امام بیداری نه امام بیمار. ماه محرم است؛ یاد شهدا آنجا هم آرامم نمی گذاشت. عجیب است چه عید قربانی، عجب جوانانی، عجب حاجیانی، عجیب معمایی!

 پاسخم سخت تر شد وقتی یاد شهید عزیزم حاج آقا پاکیزه افتادم!
که چگونه در ششم مهرماه 94 تمام فصل های مرا بر هم ریخت. کنار حیاط خاطراتم، کنار درخت مو، عطرگل یاس پیچید «الله اکبر» تخت تو در بیمارستان خاتم الانبیاء نقش سنگر و خاکریز را گرفته بود که مدام ذکر می گفتی و از سطر سطر وجودت «الحمدالله» تراوش می کرد!

دورت بگردم؛ با این حرف ها می خواهم از دل بیقرارم خبری بگیری؛ آخر در حوالی تو دلتنگی چگونه معنی می شود؟ اما تو همچنان باز هم آرامی، چنان که سکوت هم دلش برای آرامشت تنگ می شود!

به خود گفتم بدان ....

اول: او مطمئن و آرام و غریب... رمل های فکه و کانال کمیل و حنظله است... معبری که در آن جان ها فدا کردند ...

السلام علیک ایهاالشهید

دوم: هوای شهر پر از تشویش و ابهام شده است، نمی دانند:

      اینجا فضایش بوی عطر یاس دارد       اینجا صدای گریه عباس دارد

      اینجا شهیدان ناظر اعمال هستند      این لاله رویان محور و معیار هستند

رحم الله عمی العباس

سوم: بدانید نبض دنیای شما به حرمت شهدا می زند... اگر پایشان به معرکه باز شود معجزه و غوغا می کنند.

چهارم: دورت بگردم، محرم است و صدای العطش... کوله ات را بستی برای رفتن؛ بدان! برای رفتنت به من بدهکاری... کاش می شد صبحی زنگ خانه را بزنی و با دست پر بیایی و بگویی آمده ام بمانم!

پنجم: دورت بگردم؛ خدای مهربان! خوبه که هست. وقتی چشمانم تر و قدم هایم بی هدف می شود می گوید: تنهایت نمی گذارم (الضحی آیه 1-3)

وقتی بغض می کنم و ساکت و بیقرار می شوم، می گوید: نترس من کنارتم (طه آیه 46) و اوست که برای دست های سرد و خالی من نگران می شود (شعراء آیه 3)

نه اینکه از تو بی نیازم. تو که تاریخ انقضاء نداری، تو برایم همسری کن ای مهربان قهرمان.

اما هنر عشق این است که بی تو، با تو باشم، که این عاشق را شبیه معشوق می کند.

دیگر این کلمات و واژه ها برای نوشتنت کم می آورند. کاش می دانستم برای رسیدن به تو باید از کدام راه زندگی بگذرم.

مهربانم! درآخر شاید دل نوشته ام را بخوانی و برای دلم سفارشی به خدای مهربان کنی که آرامش من، در نبودنت حضور خداست که ناگفته هایمان را خوب می داند.

بهترینم! نگاهت مستدام باد بر اهل خانه و خانواده ات که تنها دلخوشیمان همین است.

 فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز      

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافیست

تقدیم با احترام و ارادت و مهر، که مهر را با مهر تو آغاز می کنیم.

... قابل ذکر است که این جانباز نخاعی، در 6 مهرماه سال 1394 به با یاران شهیدش همراه شد!


کد خبرنگار : 23