تاریخ : 1398,یکشنبه 17 آذر14:17
کد خبر : 71201 - سرویس خبری : اخبار


با عرق شرم دوباره نامزد شدم اما تقصیر قبلی‌هاست(!)


عضو فراکسیون امید ضمن ثبت‌نام مجدد برای انتخابات مجلس می‌گوید: آمدم اما با عرق شرم.
محمدعلی وکیلی عضو هیئت رئیسه مجلس دهم در سرمقاله روزنامه خود (ابتکار) نوشت: چهار‏سال پیش در چنین روزهایی با آرمان‏ های روشنی وارد عرصه انتخابات شدیم. عزم ما این بود که با حضور در قدرت، راه اصلاحِ آن را تسهیل کنیم. غرض این بود که گره‏‏ای از کارِ کشور بگشاییم. اساساً گمان می‏ کردیم در راهِ خیرِ عمومی قدم برداشته ‏ایم. تصور ما این بود که مجلس کم‏کار و محافظه‏ کار نهم را عوض کنیم و مجلسی کارآمدتر و پویاتر بسازیم. وی که به‌خاطر نحوه اشتغال آقازاده‌اش مورد اعتراض عمومی قرار گرفت، ادعا می‌کند: اکنون که به عقب می‏‏ نگرم روزهای پرفراز‏و‏نشیبی در نظرم رژه می ‏‏روند. سرعت تحولات به قدری بود که انگار یک عمر گذشته است. امروز اما خود را مقابل مطالباتِ زیادی که بر زمین مانده می‏ بینیم. امروز حجم زیادی از مشکلات حل نشده در این برش از تاریخ قابل رویت است. از همین روی، مقابل چهره‏ های ناامید مردم شرمنده‏ایم. از خداوند می‏‏ خواهیم که دل‏ های مردم را نرم کند تا ما را به‏ خاطر وضع فعلی ببخشند. ما تمام سعی خود را به‌کار بستیم اما بدون تعارف، حجم مشکلات فراتر از انتظار بود. چهار‏سال پیش تصور می‏ کردیم که مسائل زیادی در کشور وجود دارد اما نه این‏سان! می‏ دانستیم که جاهایی کشور از ریل خارج شده، اما گمان نمی‏ کردیم که ریل را از جا کنده باشند! از بی‏رسمی روزگار شنیده بودیم، اما تخمین‏‏مان از بادهای ناموافق این‏قدر نبود.
راستش را بخواهید، پس از چهار‏سال بدون تعارف باید بگویم که از پدر و مادری‏ که توان تامین جهیزیه دخترشان را ندارند شرمنده‏ام. در مقابل مادر یک شهید که شهادت فرزندش کمرش را خم نکرد، اما بیکاری فرزند دیگرش او را شکسته و خموده کرد، سرم پایین است. از راننده تاکسی که هزینه سوختش بیش از درآمدش است خجالت می‏ کشم. شرمنده‏ام که نتوانستم برای کارآفرینان و صنعتگرانی که به ناگاه سرمایه‏‏ شان آب رفت و زیر فشار خم شدند، کاری بکنم. می‏دانم که اعصاب جامعه چقدر ساییده شده است. می‏دانم که معلمان چه فشار معیشتی را تحمل می‏‏ کنند. می ‏دانم که به‏ خاطر همه اینها باید سرم پایین باشد و عرق شرم کنم. باری؛ اکنون نیز هرچند از چهره‏های غمبار و ناامید مردم خجالت می‏کشم که خیابان‏ ها را تا وزارت کشور طی کنم، اما به امید گشایش در زندگی مردم این راه را دوباره با توکل به حضرت باری‏تعالی می‏ روم. دوباره به انتخابات می‏ آیم اما با عرق شرم از انباشت مشکلات و این وجهِ تراژیکِ سیاست‏ ورزی در عصر کنونی است!